سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

حیدرآباد

بعد از ظهر صبحى كه به مزار پیر حاج سید على‌شاه بخارى رفتیم عازم حیدرآباد شدیم. درباره این شهر، نام ویژه آن و تاریخ بنایش مى‌خوانیم:
حیدرآباد مركز ایالت مهم «آندراپرادش» و یكى از شهرهاى مهم صنعتى، نظامى و فرهنگى كشور پهناور هند است. این شهر از یادگاران حكومت سلسله قطب‌شاهیان شمرده مى‌شود. قطب‌شاهیان كه همه فرمانروایانى شیعه بودند از سال 918 تا
﴿ صفحه 238﴾
1098 ه‌.‌ق در مناطق وسیعى از جنوب هند حكومت كردند. اینان با دربار صفوى ارتباطى نزدیك داشتند و نظام قضایى و دینى خود را به دست فقهاى برجسته شیعه اعزامى از ایران سپرده بودند. این عالمان دینى، تشیع را در سطح گسترده‌اى از جنوب هند رواج دادند. یكى از این فقیهان برجسته علامه میرمؤمن استرآبادى وزیر دانشمند محمدقلى بود. علامه میرمؤمن با حمایت‌هاى بى‌دریغ محمدقلى در كنار قلعه «گل‌كنده» شهرى بزرگ را بنیان نهاد و به نام مبارك امیرمؤمنان حیدر كرّار امام على(علیه السلام) این شهر را حیدرآباد نامید.

كنسول‌گرى حیدرآباد

در اولین شب ورودمان به حیدرآباد میهمان اعضاى كنسول‌گرى و جمعى از علما و بزرگان این شهر مى‌شویم. مراسم را در محوطه باز و چمن‌كارى شده كنسول‌گرى برگزار كرده‌اند. حیدرآباد هم محل اقامت ایرانیان مهاجر بسیارى است و هم محل زندگى بسیارى از شیعیان هند. وجود مركزى براى صدور روادید و برخى امور مربوط به سفارت و هم‌چنین ارتباط فرهنگى با شیعیان این دیار همه دلیل وجود این كنسول‌گرى است.
حجت‌الاسلام والمسلمین سید غلام‌حسین باقرى ‌كه اینجا ایشان را به رضا آقا مى‌شناسند‌ـ نماینده مقام معظم رهبرى در حیدرآباد، وزیر موقوفات ایالت و هم‌چنین آقاى شبیر پیرزاده نقشبندى كه از سوى دولت مسئول مجمع پیوند بین مذاهب است
﴿ صفحه 239﴾
از میهمانان ویژه امشب هستند. آقاى نیرومند مترجم كنسول‌گرى با حوصله و بى‌توجه به میهمانان دیگرى كه همه منتظر ایستاده‌اند تا به حاج‌آقا معرفى شوند براى هریك از مدعوین شرحى كوتاه مى‌گوید. آقاى نقشبندى كه از برادران اهل‌سنت است پس از معانقه‌اى صمیمانه با حاج‌آقا دستشان را رها نمى‌كند، خوش‌آمد مى‌گوید و دیگر چه، نمى‌دانم فقط وقتى صداى حاج‌آقا را مى‌شنوم كه مى‌گویند من فقط یك طلبه ساده هستم مى‌فهمم كه دارد از ایشان تعریف مى‌كند، و بعد سفارش مى‌دهد كه هدیه‌اش را بیاورند‌؛ پارچه سبزرنگ نفیسى است با نوشته بافته‌هایى زرین، كه بر شانه‌هاى حاج‌آقا مى‌اندازد، شاید شال یا یك نوع رداى كوتاه، این هم از رسوم هندى‌هاست براى میهمانان محترم و ویژه. آخر همین مجلس هم وزیر موقوفات حیدرآباد چنین هدیه‌اى به حاج‌آقا مى‌دهد.
براى مراسم امشب برنامه‌هاى متنوعى تدارك دیده‌اند‌؛ شعرخوانى، مداحى و چند سخنرانى كوتاه‌؛ از سركنسول، رضا آقا و شبیر پیرزاده، همه منظم و بابرنامه به شیوه‌اى كه نشان مى‌دهد از مدت‌ها پیش مجلس امشب را منتظر بوده‌اند. شعرهایى كه خوانده مى‌شود به تناسب ایام رجب بیشتر در وصف حضرت پیغمبر(صلى الله علیه وآله)است و حضرت على(علیه السلام) و فهمش نه‌چندان سخت:
«از ساقى خود جام مى‌گیرم و مست مى‌شوم. به او سلام مى‌كنم و جواب مى‌گیرم. بوى خوش على آمد، من حیران شدم، مالك حیات آمد. على، محمد است و محمد، على. على دامن
﴿ صفحه 240﴾
صدها هزار نفر را پر مى‌كند، این پاداش مؤمن است. هركسى حیدرى باشد به جنت مى‌رود. از نور على ما راه حق را گرفتیم.»
برخى هم در وصف ایران و به ویژه انقلاب اسلامى شعر گفته‌اند: «ایرانى، انقلاب، زنده باد زنده باد» با لهجه هندى بخوانید بى‌نیاز به ترجمه. هندى‌ها عموماً و مسلمانان و شیعیان خصوصاً از علاقمندان به ایران هستند. یكى از شعرا هم در وصف حاج‌آقا شعرى سروده است با این مضمون: «چراغ، مكان خاصى ندارد هرجا كه باشد همه‌جا را پرنور مى‌كند ما هم از نور ایشان فیض مى‌بریم‌...» و منظورش از چراغ، مصباح است. آخرین برنامه، سخنرانى حاج‌آقاست، منتها قبل از آن نوبت هدایاى دوستان ایرانى است مثل محمدحسین یاورى رئیس سابق انجمن ایرانیان دكن، على دشتى و چند تن دیگر كه همه به رسم ایرانى‌ها دسته گل آورده‌اند. در فضاى سبز و زیباى اینجا و هواى مطبوع و مفرّحش گرماى آزاردهنده این روزهاى هند را فراموش مى‌كنیم اما گرماى محبت و مهمان‌نوازى این آدم‌هاى خونگرم را هرگز.
﴿ صفحه 241﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«زیدعزه» در كنسول‌گرى حیدرآباد

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه در این ماه مبارك ـ كه در بین همه ماه‌هاى سال به لحاظ مراسم جشن و شادى ممتاز است ـ توفیق یافتم در جمع نورانى شما اساتید و بزرگواران و دوستان عزیز حاضر باشم. همان‌طور كه مستحضرید سالروز میلاد مسعود مولا امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و بر اساس اعتقاد ما شیعیان میلاد چند امام دیگر نیز در این ماه اتفاق افتاده است‌؛ میلاد حضرت باقر(علیه السلام) میلاد حضرت امام محمدتقى و امام على النقى(علیهما السلام)‌؛ ولى مسرت‌بخش‌تر از همه وقوع مبعث شریف در این ماه مبارك است كه برحسب روایات ما در 27 ماه رجب اتفاق افتاده و در دعایى كه به این مناسبت آمده، روز تجلى اعظم الهى نامیده شده است. برحسب آنچه بین برادران اهل تسنن
﴿ صفحه 242﴾
معروف است در این ماه معراج پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) اتفاق افتاده است و در بسیارى از كشورهاى اسلامى چند روز متوالى را به این مناسبت جشن مى‌گیرند. به هر حال این ماه در میان همه ماه‌هاى سال این امتیاز را دارد كه جاى بیشترین شادى‌هاست و امید دریافت بیشترین رحمت‌هاى الهى است. من در این جمع نورانى و در این ایام شریف دریغم مى‌آید كه از موضوع محبت اهل‌بیت بگذرم.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیمقُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى(78)
بر اساس آنچه در تفاسیر شیعه و سنى وارد شده این آیه در شأن اهل‌بیت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) آمده و محبت اهل‌بیت، اجر رسالت پیغمبر(صلى الله علیه وآله) معرفى شده است. من از بزرگان و سروران اجازه مى‌خواهم به اندازه فهم قاصر خود چند كلمه‌اى در این باره و موقعیت محبت در اسلام صحبت كنم.
روح انسان داراى ابعاد مختلفى است كه روان‌شناسان و فیلسوفان معرفة‌النفس در این باره سخن‌هاى فراوان گفته‌اند. شاید عام‌ترین و مهم‌ترین تفسیر درباره ابعاد روح انسان این است كه روح انسان داراى دو بخش متفاوت است‌؛ یك بخش شناخت و یك بخش احساس و عواطف. بعضى از انسان‌ها كه بُعد شناختى‌شان قوى‌تر است، بیشتر به مطالب علمى پرداخته‌اند، بیشتر عقل خودشان را به كار
﴿ صفحه 243﴾
برده‌اند و در مسائل علمى و معرفتى پیشرفت كرده‌اند. دسته دیگرى از انسان‌ها بیشتر به بُعد عاطفى و احساسى پرداخته‌اند و جهات محبت و عشق را در خودشان تقویت كرده‌اند. اسلام از آنجا كه براى تربیت و رشد دادن انسان در همه ابعادش نازل شده است، هم به مسائل عقلى و فكرى انسان‌ها سفارش فراوان كرده و هم به عواطف و احساسات آنها. بعضى تصور كرده‌اند كه انسان یا باید به بُعد عقلانى و علمى بپردازد یا به بُعد عاطفى و احساسى، این مطلب كمابیش در ادبیات ما هم منعكس شده است و در بسیارى از اشعار عارفان آمده كه عقل با عشق سازگار نیست‌؛ ولى همان‌طور كه گفتم آن خدایى كه انسان را با این ابعاد گوناگون آفریده، همه این‌ها را وسایلى براى رشد و تكامل روح او قرار داده است. اگر گاهى به ظاهر بین عشق و عقل تضادى دیده مى‌شود، اختصاص به امورى خاص دارد وگرنه عشق و عقل مثل دو بالى هستند كه انسان را به سوى ملكوت اعلى و قرب الهى پرواز مى‌دهند. این مطلب درباره مظاهر الهى این عالم هم صادق است. خداى متعال در این عالم از بین مخلوقاتش مظاهرى را انتخاب فرموده كه این‌ها نشانه‌هایى براى هدایت دیگر انسان‌ها باشند. باید هم آنها را شناخت و هم به آنها عشق ورزید‌؛ اگرچه افرادى كه به امور عقلى و فكرى و علمى مى‌پردازند، طبعاً درباره شناخت این مظاهر الهى بیشتر كار مى‌كنند و آنان كه
﴿ صفحه 244﴾
به پرورش ذوق و احساس و عواطف‌شان مشغولند، بیشتر به جهات عاطفى مى‌پردازند‌؛ ولى این به معناى تضاد بین این دو چیز نیست. باید سعى كرد این دو را با هم همراه كرد. ما درباره اهل‌بیت هم وظیفه داریم كه معرفت خودمان را زیاد كنیم و بكوشیم مقام و صفات آنها را بهتر بشناسیم، و هم وظیفه داریم بر محبت خودمان نسبت به آنها بیفزاییم. در روایات، ادعیه و مناجات‌هاى ما به این نكته اشاره شده كه نه‌تنها شناخت خود اهل‌بیت بلكه شناخت دوستانشان هم از نعمت‌هاى بزرگ خداست‌؛ فَأَسْئَلُ اللهَ الَّذِی أَكْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِكُم(79) یعنى از خدا درخواست مى‌كند كه هم معرفت اهل‌بیت را به او عطا فرماید و هم معرفت دوستان آنها ر‌؛ پس معرفت اهل‌بیت و حتى معرفت دوستان اهل‌بیت نعمتى بسیار بزرگ است.
باید سعى كرد به صورت‌هاى مختلف آثار محبت و عشق به اهل‌بیت را ابراز كرد‌؛ هم با احساس و عواطف و هم با علم و عقل. خوشبختانه از دیرباز در این سرزمین عشق به اهل‌بیت در طوایف مختلف وجود داشته است و شاید در جهان نمى‌توان سرزمینى را یافت كه مثل این منطقه محبت اهل‌بیت بین همه طوایف وجود داشته باشد مخصوصاً محبت به امیرالمؤمنین على(علیه السلام) و سیدالشهدا حسین بن على(علیهما السلام). آثار این محبت به ویژه در ایام
﴿ صفحه 245﴾
مخصوص خود از در و دیوار این كشور نمایان است. عشق به اهل‌بیت نه‌تنها بین شیعه و سنى مشترك است بلكه سایر طوایف هم از این نعمت بزرگ الهى بهره‌مند هستند و شما بهتر مى‌دانید كه حتى هندوها هم نسبت به اهل‌بیت عشق مىورزند حتى مراسم عزادارى برپا مى‌كنند و در آن شركت مى‌كنند. مجالس شادى براى آنها ترتیب مى‌دهند و حتى من شنیده‌ام كه گروهى از برهمن‌ها «حسینى برهمن» نامیده مى‌شوند. به هر حال این نعمت بزرگى است كه خدا به مردم این سرزمین مرحمت فرموده و امیدواریم هر روز این نعمت افزایش یابد و همه از آن بهره‌مند شوند.
باید تمام ابعاد وجودى ما از مظاهر صفات اهل‌بیت ـ كه خودشان نشانه‌هاى الهى هستند ـ سرشار شود. من در این‌جا فرصت را غنیمت مى‌شمارم و به هم لباسى‌هاى خودم سفارش مى‌كنم همان‌طور كه تابه حال سعى كردند محبت اهل‌بیت را در این سرزمین به ویژه در بین مسلمان‌ها زنده نگه دارند تلاش كنند كه روز‌به‌روز معرفت دیگر افراد هم به اهل‌بیت بیشتر بشود، هم با دلایل عقلى و هم با دلایل نقلى، تا با كمك این عشق و عقل به سوى كمالاتى كه اهل‌بیت، ما را به آن هدایت كردند بهتر نایل شویم. نشانه این‌كه عقل و عشق در ما تقویت شده این است كه دوست بداریم زندگى ما به زندگى آنها بیشتر شباهت پیدا كند، رفتار ما به رفتار آنها بیشتر شبیه شود،
﴿ صفحه 246﴾
مثل آنها عبادت كنیم مثل آنها از گناهان و از زخارف دنیا پرهیز كنیم و بیشتر فكر و ذهن خودمان را متوجه خدا و صفات اولیاى او و اسماى حسناى الهى داشته باشیم. از خداى متعال درخواست مى‌كنم گوهر معرفت و محبت اهل‌بیت را كه قیمتى‌ترین گوهرهاى این عالم است، همواره براى ما باقى و پایدار بدارد.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 247﴾