سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

بُهره‌ها

در هندوستان و به ویژه بمبئى شش‌امامى‌ها بسیارند و اینان دو قسمند‌؛ دسته‌اى سلیمانى و گروهى داودى. سلیمانى‌ها را اسماعیلى و داودى‌هارا بُهره‌اى مى‌گویند. از مجموعه دیدنى‌هاى دینى بمبئى یكى همین بُهره‌ها هستند و مسجد بسیار بزرگ و دیدنى‌شان.
مى‌شنویم كه اسماعیلى‌ها شش امام ما را قبول دارند ولى نسبت به شش امام دیگر بى‌پروایى مى‌كنند. نماز نمى‌خوانند، روزه نمى‌گیرند و حج هم نمى‌روند. به جاى نماز اوراد مجعولى مى‌خوانند و به جاى دیگر عبادات نیاز مى‌دهند، و مى‌دانیم كه رهبر آن‌ها آقاخان محلاتى داماد فتحعلى‌شاه بوده كه از ایران گریخته و به هند پناه آورده است، و باز مى‌شنویم كه فرزندان و نوادگان آقاخان در انگلستان زندگى مى‌كنند و رهبر كنونى اینان سالى یك‌بار از انگلستان به هند مى‌آید و طبق یكسنت به‌اصطلاح مذهبى و طى تشریفاتى خاص بر روى یك كفه ترازو مى‌نشیند و پیروان مخلص اسماعیلیه! در كفه دیگر ترازو. هموزن جناب داعى آن‌قدر طلا و جواهرات مى‌ریزند تا شاهین
﴿ صفحه 232﴾
ترازو به حال تعادل درآید و بعد همه این جواهرات را به او تقدیم مى‌كنند تا مبادا اقامت لندن جناب داعى به سختى بگذرد.
بُهره‌ها اما براى شش امام دیگر ما احترام و تقدس قائلند. نماز و روزه و حج دارند و به زیارت ائمه مى‌آیند و اگرچه اعتقادات نادرست و خرافات بسیار دارند ولى در قیاس با اسماعیلیه به مكتب تشیع نزدیك‌ترند. بُهره‌ها عموماً در دو كشوریمن و هند زندگى مى‌كنند و از ثروت و مكنت بسیار برخوردارند. لباسشان شامل قبا و كلاه سفید خاصى است و بسیار مقیدند كه در هر شغل و هر منصب و هرجا با این لباس و كلاه ظاهر شوند. به ما گفته‌اند كه بُهره‌ها غیر از خودشان كسى را به مسجدشان راه نمى‌دهند اما ظاهراً براى شخصیت‌هاى مهم مهمان استثنا قائل مى‌شوند‌؛ چراكه از حضور آیت‌الله مصباح در این مسجد استقبال كردند.
همه شنیده‌هاى ما در وصف مسجد بُهره‌ها درست است‌؛ مكانى بسیار بزرگ و زیبا با سنگ‌هاى سپید مرمر اعلا و اسلوب معمارى تحسین‌برانگیز، و برخلاف بسیارى از اماكن مذهبى كه تاكنون در اینجا دیده‌ایم بسیار تمیز و پاكیزه. در مساجد ایران برهنه راه رفتن از جایى شروع مى‌شود كه مفروش است و این رسم مطلوب معقولى است. در صحن حیاط هم هیچ استحباب و اجبارى به كندن كفش نیست‌؛ اما در هند طبق یك سنت، كندن كفش چندین متر مانده به در ورودى مسجد نوعى احترام است و طبیعى است كه صحن و فرش و محراب‌...! و این‌كه از تمیزى مسجد بُهره‌ها تعجب كنیم. اینجا متفاوت از دیگر جاها بود،
﴿ صفحه 233﴾
دست‌كم در طهارت ظاهرى و گُل‌كارى‌هاى بسیار زیبا و دلربایش. در همان بدو ورود یكى از صدها بُهره هم‌شكل و هم‌لباس كه در حیاط مسجد در تردد بود راهنماى ما مى‌شود براى دیدن قسمت‌هاى مختلف.
شاید دیدنى‌ترین جا مقبره سیف‌الدین، داعى سابق و پدر برهان‌الدین، داعى كنونى بُهره‌هاست. مقبره سیف‌الدین در فضاى بسیار بزرگى كه ستون‌ها و دیواره‌هایش همه از مرمر سپید است قرارگرفته، بر دیوارهاى اطراف مقبره بر 114 قطعه سنگ 114 سوره قرآن را به شكلى هنرمندانه حجارى كرده‌اند. بر قبر سیف‌الدین، سنگ بسیار بزرگى تقریباً چندین برابر مزارهاى معمولى گذاشته و بر آن مخمل سرخ گران‌قیمتى كشیده‌اند. مى‌گویند برهان‌الدین سالى یك‌بار در میان استقبال بسیار پیروانش به زیارت قبر پدر مى‌آید.
بعد از دیدار از مسجد، حاج‌آقا با چند تن از بزرگان بُهره‌ها گفتوگو مى‌كنند، شاید درباره مسلك و مرام آن‌ها. هنگام خداحافظى تعداد نسبتاً زیادى از بُهره‌ها كه امروز هرجاى مسجد كه مى‌رفتیم همراهمان مى‌آمدند و حتى هنگام نماز خواندن حاج‌آقا با تعجب به ایشان مى‌نگریستند ما را تا درِ مسجد بدرقه مى‌كنند. یكى از همین‌ها حتى مى‌كوشد كه بر دستان حاج‌آقا بوسه بزند كه ایشانمانع مى‌شوند. بُهره‌ها هم خوش‌استقبال بودند و هم خوش‌بدرقه.

پیر حاج سید على‌شاه بخارى

آخرین برنامه ما در بمبئى، دیدار از مقبره پیر حاج سید على‌شاه بخارى است. قبر او در نزدیكى ساحل بمبئى بر تپه سر از آب
﴿ صفحه 234﴾
درآورده‌اى است كه هنگام مدّ دریا تبدیل به جزیره مى‌شود و در ساعات جزر به شبه جزیره. هندى‌ها به پیر حاج سیدعلى اعتقادى عجیب دارند و درباره او و كراماتش داستان‌هاى بسیار مى‌گویند از جمله آن‌كه در هنگامه مرگ، پیر حاج سیدعلى وصیت مى‌كند كه تابوتش را به دریا بیندازند و هركجا تابوت ایستاد آنجا را مزارش كنند. به هر حال این ارادت، تنها ویژه مسلمانان شیعه و سنى نیست و مزار او از دیگر ادیان هم زائران بسیار دارد. بر قبر حاج سید على، گنبد و بارگاهىساخته‌اند و صحن و سرایى، و گرداگرد صحن، حجره‌ها و رواق‌هایى.
قبر شاه بخارى مثل بسیارى دیگر از زیارتگاه‌هاى هند ضریح ندارد فقط سنگ قبرى بسیار بزرگ و چند ستون حائل با دیواره كوتاهى به اندازه ارتفاع قبر. زائران با سرهاى پوشیده به نشانه احترام هریك چیزى آورده‌اند به نیت تبرك، برخى نُقل و شیرینى و شكلات و بعضى پارچه و لباس. پیرمرد سرزنده‌اى بین دیواره كوتاه و قبر ایستاده و این‌ها را از زائران مى‌گیرد و به قبر مى‌مالد و به آنها برمى‌گرداند. بعضى هم گُل آورده‌اند براى خود مزار، بى‌بازگشت. حاج‌آقا فاتحه‌اى مى‌خوانند و برمى‌گردیم.
گذرگاهى كه زیارتگاه را به ساحل متصل مى‌كند محل مناسبى است بر انبوه گدایان كه هریك به شیوه و شكلى متفاوت، برخى با دست استخوانى و چروك خورده و بعضى با چراغ نیم‌مرده نگاهشان تقاضاگر پیسه‌اى از رهگذرانند. گدایان اینجا آخرین دسته از توزیع عمومى فقر هندند كسانى كه نسل در نسل كنار خیابان به دنیا مى‌آیند زندگى مى‌كنند و همان‌جا مى‌میرند.
﴿ صفحه 235﴾
﴿ صفحه 236﴾
﴿ صفحه 237﴾

حیدرآباد

بعد از ظهر صبحى كه به مزار پیر حاج سید على‌شاه بخارى رفتیم عازم حیدرآباد شدیم. درباره این شهر، نام ویژه آن و تاریخ بنایش مى‌خوانیم:
حیدرآباد مركز ایالت مهم «آندراپرادش» و یكى از شهرهاى مهم صنعتى، نظامى و فرهنگى كشور پهناور هند است. این شهر از یادگاران حكومت سلسله قطب‌شاهیان شمرده مى‌شود. قطب‌شاهیان كه همه فرمانروایانى شیعه بودند از سال 918 تا
﴿ صفحه 238﴾
1098 ه‌.‌ق در مناطق وسیعى از جنوب هند حكومت كردند. اینان با دربار صفوى ارتباطى نزدیك داشتند و نظام قضایى و دینى خود را به دست فقهاى برجسته شیعه اعزامى از ایران سپرده بودند. این عالمان دینى، تشیع را در سطح گسترده‌اى از جنوب هند رواج دادند. یكى از این فقیهان برجسته علامه میرمؤمن استرآبادى وزیر دانشمند محمدقلى بود. علامه میرمؤمن با حمایت‌هاى بى‌دریغ محمدقلى در كنار قلعه «گل‌كنده» شهرى بزرگ را بنیان نهاد و به نام مبارك امیرمؤمنان حیدر كرّار امام على(علیه السلام) این شهر را حیدرآباد نامید.