سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

بوم‌باى

بمبئى یا به اصلاح خود هندى‌ها بوم‌باى، معجون هفت‌جوشى است از هفتاد و دو ملت، شهرى شگرف با جمع قابل تصور همه زشتى‌ها و زیبایى‌ها، شهر افراط‌هاى بى‌همانند. شهر هم‌نشینى مسالمت‌آمیز ثروت‌مند و گدا، پارسا و ترسا، كاخ‌نشین و كوخ‌نشین، شهرى بدون مرزبندى‌هاى رسمى و رایج، جایى كه همه چیز و همه كس زیر چتر رنگ‌هاى تند در ازدحامى پرهیاهو
﴿ صفحه 196﴾
شانه به شانه هم زندگى مى‌كنند. بمبئى بزرگ‌ترین شهر هندوستان است و مهم‌ترین بندر تجارى آن‌؛ شهرى كه نبض اقتصاد هند در آنجا مى‌تپد.
در سیاحت از بمبئى مى‌مانى كه از سیر افسارگسیخته و بى‌نظم اجزاى آشفته آن تعجب كنى یا تحسین كنى تركیب هماهنگ همین اجزاى آشفته ر‌؛ اینجا آلونك‌هاى كوتاه‌قد بى‌توجه به ستاره هتل‌هاى بلندبالا در پیاده‌رو كنارشان برپا شده‌اند. گاوها بى‌اعتنا به سیل جمعیت، در بستر خیابان‌ها خوابیده‌اند. مرتاض‌ها بى‌خیال جنبش و تكاپوى مردمان گوشه‌اى به تفكر نشسته‌اند، و گروهى از زنان و مردان سپیدپوش پاى پیاده و برهنه و با دقت تمام راه مى‌روند تا مبادا بر جنبنده‌اى كوچك پا بگذارند. اینجا موزه كاملى است براى هر پژوهش‌گر ادیان، چون هم مسجد مى‌بیند و هم كلیسا و كنیسه و بتكده، نه در جغرافیایى پراكنده كه گاه با پیمودن یك خیابان، و بهشت موعودى است براى جهانگردان‌؛ چراكه بمبئى چونان زنبیل پرتنوعى است كه هرگونه آداب و رسوم و زبان و دین و قبیله و مسلكى را در آن سرازیر كرده‌اند، و بمبئى فراتر از همه این توصیف‌هاست.

لطفاً بوق بزنید

در بمبئى سرسام مى‌گیرى از انبوه وسایل نقلیه ماشینى و حیوانى كه چون مور و ملخ در كوچه و خیابان مى‌لولند و كلافه مى‌شوى از صداى بوق‌هاى ممتد این همه وسایل. رانندگان اینجا یك پا بر
﴿ صفحه 197﴾
پدال گاز دارند و یك دست بر دكمه بوق. در هند از درج عبارت مشهور و لطیفه گونه «لطفاً بوق بزنید» بر بدنه ماشین‌ها اصلا تعجب نكنید‌؛ بوق زدن نوعى قانون است و حربه‌اى براى گذر از این شلوغى، نوعى اخطار و اعتراض ملایم و شاید مؤدبانه. اینجا یاد گرفته‌ایم كه از دیدن و شنیدن هیچ چیزى تعجب نكنیم.

گاو

در خیابان‌هاى هند دیدن صحنه‌اى كه گاوى رها و آسوده‌خاطر بى‌اعتنا به انبوه ماشین‌هاى رودرویش مشغول نشخوار باشد، اتفاق عجیبى نیست. در این هنگام باید دعا كرد كه جناب گاو، خسته و در خواب نباشد و اراده برخاستن كند وگرنه هیچ كس حق ندارد او را به زور و اجبار به كنارى بكشاند.
این حیوان مختار است كه هرجا بخواهد برود هرچه بخواهد بخورد از هر كارى حتى شیر دادن معاف باشد، حتى گاهى به خوردن تخم مرغ و دیگر اطعمه لذیذ هم مهمان مى‌شود. هندو، بول و فضله این حیوان را براى تبرك و تیمن به دیوار خانه خودمى‌مالد و با دود كردن فضله آن استشفا مى‌كند، اگر هم بخواهد به میهمانى احترام كند قطره‌اى از بول گاو مقدس را در فنجان چاى یا لیوان شربتش مى‌ریزد.
گاو در نزد هندوها مقدس است اما برخلاف باور عموم نه هر گاوى‌؛ تنها گاوهاى ماده، مخصوصاً گاوهایى كه رنگ زرد طلایى دارند و بالأخص آن دسته كه پیشانیشان سفید باشد‌؛ والاّ گاوهاى نر نه‌تنها احترام ندارند كه با ضرب چوب و شلاق به سخت‌ترین و
﴿ صفحه 198﴾
طاقت‌فرساترین كارها گمارده مى‌شوند. این هم نكته‌اى است جالب براى طرفداران فمینیسم.
این احترام ویژه گاو به جهت جمعیت غالب هندوها و برخوردارى آن‌ها از مناصب مهم حكومتى نكته‌اى فراگیر شده است تا آنجا كه شركت مك‌دونالد در تبلیغ همبرگرهایش در بمبئى پیوسته بر این مسأله تأكید مى‌كند كه محصولاتمان را با گوشت بره تهیه مى‌كنیم تا هیچ كس به این شركت پرآوازه مظنون نشود كه گاوهاى مقدس را براى پر كردن شكم مى‌كشند.