سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

جامعة‌الزهراء

روز جمعه بیستوهشتم شهریور، آخرین روز حضور ما در شهر
﴿ صفحه 185﴾
لكنهو است. این ساعت‌هاى آخر را به دیدار از جامعة‌الزهراى لكنهو مى‌گذرانیم. حیدرمهدى، روحانى خوش‌خلقى كه این چند روزه هرجا توانسته همراهیمان كرده، مسئول این حوزه است و به نقلى مؤسس و پایه‌گذار آن. خانم ربابه زیدى نیز كه از دانش‌آموختگان جامعة‌الزهراى قم است، هم همسر حیدرمهدى است و هم یار هم‌راه او در اداره مدرسه‌؛ نظارت بر تحصیل و تدریس را او بر عهده دارد و برنامه‌ریزى و امور ادارى را حیدرمهدى. جامعة‌الزهراء از مراكز وابسته به مؤسسه تنظیم‌المكاتب است و ساخت آن از سال 1410 هجرى آغاز شده، آن زمان آیت‌الله دین‌پرور (نماینده ولى فقیه در هند) كلنگ این ساختمان را بر زمین زده و بعدها به همت مردمان مؤمن و از بركت كمك‌هاى آنان و وجوهات شرعى به سامان رسیده است.
جامعة‌الزهراء در منطقه شیعه‌نشین شهر لكنهو واقع شده است. بعد از ورود به آنجا و با گذر از یكى دو راه‌روى ورودى به سالن بزرگ كتابخانه و قفسه‌هاى خالى از كتاب آن مى‌رسیم. حیدرمهدى در معرفى این قسمت، نگاه سرشار از شرمش را با لحن تقاضامندى به هم مى‌آمیزد و مى‌گوید: كتابخانه، اما كتاب ندارد، و مى‌رساند حاج‌آقا كه در این سفر نماینده رهبرند، این غصه‌ها را به اهلش برسانند، و حاج‌آقا دلدارى‌اش مى‌دهند: الحمد‌لله جایش كه هست، كتابش هم مى‌رسد.
جامعة‌الزهراء در سه طبقه بنا شده با ساختمان مناسب‌ترى نسبت به حوزه‌هاى پسرانه‌اى كه تاكنون دیده‌ایم، و این‌كه هنوز با
﴿ صفحه 186﴾
استانداردهاى لازم معمول فاصله دارد بحث دیگرى است. دفتر مدرسه بى‌بهره از تجملات و امكانات مدرن با اندك تزئینات ابتدایى با چند خطاطى و تصویر مذهبى و یك عكس رهبر و امام در كنار هم، همه بى‌قاب، نمایى است از ساده‌زیستى هندى‌ها و شاید فقر مسلمانان و عمیق‌تر تهى‌دستى شیعیان. حاج‌آقا برنامه درسى جامعة‌الزهراء را مى‌نگرند‌؛ اوایل تأسیس جامعه، درس‌ها بر اساس برنامه‌هاى مؤسسه تنظیم‌المكاتب پى‌ریزى مى‌شده با همان كتاب‌هاى قدیمى، اما از سال 1376 با توافق مدیر مدرسه، برنامه مصوب سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از كشور، معیار آموزش حوزه قرار گرفته است. افزون بر این، برخى از مهارت‌ها هم‌چون خیاطى و گلدوزى هم آموزش داده مى‌شود‌؛ شاهد آن، چند نمونه كارى است كه مسؤولان جامعه به حاج‌آقا نشان مى‌دهند. یكى از بهترین‌ها تصویر گل سرخ بزرگى است كه بر هر كدام از گلبرگ‌هایش ساعت كلاس، نام مَدرس و اسم استادى ترسیم شده، دیگرى صفحه رنگى بزرگى است با طراحى بازى قدیمى ماروپله خودمان منتها با ابتكارى جالب و جدید‌؛ بازى، بازى اخلاقى است‌؛ اگر به خانه‌هاى فضایل رسیدى جایزه مى‌گیرى و بالا مى‌روى و اگر در خانه‌هاى رذایل توقف كردى به یك‌باره چندین مرحله سقوط مى‌كنى. فى‌المثل در منزل صبر، با پاداش نردبان صعود روبه‌رو مى‌شوى و در خانه حسد با نیش مار عذاب و گرداب سقوط. این ابتكار، لبخند خرسندى بر لبان حاج‌آقا مى‌نشاند. مى‌اندیشیم كه با همین شیوه‌هاى ساده و این
﴿ صفحه 187﴾
خلاقیت‌هاى كم‌هزینه چه آسان مى‌توان آموزه‌هاى اسلامى را به كودكان آموخت‌؛ دور از پند مستقیم، دل‌پسندتر و تاثیرگذارتر.
خواهران طلبه با نیت خیر مقدم به حاج‌آقا مدرسه را به شكل گسترده‌اى زینت كرده‌اند. در گوشه و كنار، جملاتى از سر احساس و احترام بر مقواهاى سفیدى آورده‌اند‌؛ با نیت خوش‌آمدگویى به حاج‌آقا و به فارسى‌؛ «صل على محمد مهر مبین خوش آمد.» «صل على محمد مصباح دین خوش آمد.» «صل على محمد خوش‌بوى مولا آمد.» و همین جمله نوشته‌ها را وقتى به سالن اجتماعات مى‌رسیم همگى یك‌صدا آواز مى‌كنند. خواهران طلبه پوشیه‌هاى دولایه ضخیمى بر صورت دارند و چادرهاى ضخیم‌ترى بر سر. این حد از حجاب و این شیوه پوشش، اگرچه لازم نیست و حتى طعنه به افراط مى‌زند اما در این سرزمین و این حجم از گرماى طاقت‌فرسا شایسته ستایش است و تحسین.
ظاهراً خواهران این جامعه به برنامه‌هاى جمعى و جانبى توجه ویژه‌اى داشته‌اند‌؛ چراكه ابتدا سوره والضحى را قرائت كردند. بعد تواشیح مفصلى خواندند و سپس تازه نوبت دو سرود فارسى بود كه همگى هماهنگ و منسجم و البته از حفظ خوانده شد. والضحى و تواشیح، تعجبى نداشت‌؛ یكى زبان قرآن بود و دیگرى زبان درس‌هایشان ولى سرودهاى فارسى چرا. مگر در سال، چند مقام و مسئول فارسى‌زبان در اینجا حضور مى‌یابد كه پاس شخصیت او زحمت حفظ این اشعار را آسان كند‌؛ الاّ آن‌كه شیرینى قند پارسى را دلیل بیاوریم. اشعار با همان لهجه و همان
﴿ صفحه 188﴾
توصیفى خوانده شد كه پیش‌تر در شرح دیدار با پرفسور امیرحسین عابدى گفتیم‌؛ یعنى اگر سابقه و خاطره شنیدن آن‌ها در ایران به مددمان نمى‌آمد در فهم بسیارى از واژه‌ها و ابیات ناتوان مى‌ماندیم.
منم شاگرد و مهدى امام و مونس جانم *** دلم خواهد شوم لایق ببینم روى جانانم
خدا بخشا به او گناهان مرا *** كه شرم دارم دگر ببینم من تو را
به هر برگ كتابم آیه‌هاى پاك قرآن است *** یگانه رهبرم روح خدا پیر جماران است
خدا بخشا به او گناهان مرا *** كه شرم دارم دگر ببینم من تو را
به سر جز شور آگاهى ز احكام شریعت نیست *** تمناى دلم غیر از حقیقت علم و حكمت نیست
و‌...
اباصالح اباصالح كجایى *** كجایى یوسف زهرا كجایى
بیا مهدى بیا دورت بگردیم *** بیا تا دست خالى برنگردیم
بیا مهدى بیا دردم دوا كن *** بیا با دیدنت حاجت روا كن
اباصالح اباصالح فقیرم *** بده دستى كه دامانت بگیرم
و‌...
بعد از تلاوت قران و تواشیح و شعرخوانى، ابتدا حیدرمهدى چند دقیقه‌اى صحبت كرد و سپس حاج‌آقا‌؛ كه از سرودخوانى
﴿ صفحه 189﴾
خواهران تشكر كردند و از وجود مقدس حضرت ولى‌عصر ‌ارواحنا فداه‌ـ گفتند و از اهداف بعثت انبیا.
﴿ صفحه 190﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در جامعة‌الزهراء (لكنهو)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خداى متعال را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود در محفل نورانى شما خواهران گرامى جامعة‌الزهراء حضور بیابم. قبل از هر چیز از سرودهاى زیبایى كه قرائت شد و مجلس را با یاد حضرت ولى‌عصر ‌ارواحنا فداه‌ـ معطر كردید به سهم خودم تشكر مى‌كنم. توجه به وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر(علیه السلام)ستون محكمى است كه باید انسان در تمام مراحل زندگى تكیه‌گاه خودش قرار دهد و از بركات مادى و معنوى و آثار نورانى این توجه استفاده كند. توجه به وجود مقدس ولى‌عصر(علیه السلام) هم توجه به خدا و یاد خداست هم توجه به همه انبیا و اولیا و وجود مقدس رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) است و هم توجه به همان هدفى است كه
﴿ صفحه 191﴾
خداى متعال، جهان و انسان را براى آن هدف آفریده است‌؛ براى این‌كه وجود مقدس ایشان عصاره وجود همه انبیا و اولیاى خداست و ودیعه‌اى است كه خداى متعال تا پایان این عالم براى بشریت ذخیره كرده است. در زیارات خطاب به حضرت مهدى ‌عجل الله فرجه الشریف‌ـ مى‌خوانیم كه همه آن نعمت‌هایى كه خداى متعال به ما داده به بركت وجود شماست، در آینده هم رسیدن به هر مقامى در طفیل وجود شما و به بركت عنایت‌هاى شماست. در یك جمله یاد امام زمان(علیه السلام) در حقیقت یاد خداست و هدف از این توجه همان هدف عبادت خداست و همه بركت‌هایى كه از خداى متعال به ما انسان‌ها مى‌رسد به بركت عنایت‌هاى آن حضرت است‌؛ مَنْ أَرَادَ اللهُ بَدَءَ بِكُمْ وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ‌؛(55) هركس اراده كند كه به خدا نزدیك شود باید از شما آغاز كند و هركس خدا را به یگانگى شناخت به بركت عنایت‌هاى شما بوده‌؛ بِكُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَكْشِفُ الضُّرَّ وَبِكُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ.(56)
باید بدانیم چه كنیم كه بیشتر مورد توجه آن حضرت قرار بگیریم و با چه وسیله‌اى مى‌توانیم بیشتر به آن حضرت نزدیك شویم‌؛ چراكه نزدیك شدن به او نزدیك شدن به خداست. مى‌دانیم كه انواع عبادت‌ها به ویژه
﴿ صفحه 192﴾
توسل به ائمه اطهار(علیهم السلام) و انواع دعاها، زیارت‌ها، عزادارى‌ها و مخصوصاً گریه براى سیدالشهدا(علیه السلام) یكى از راه‌هاى نزدیك شدن به آن حضرت و بعد به خداى متعال است‌؛ اما جا دارد كه بیندیشیم اصلا وجود امام براى چیست؟ خداى متعال ائمه اطهار را براى چه آفرید و چرا به آنان مقام امامت عطا فرمود و براى چه هدفى به ما دستور داد كه از آنها اطاعت كنیم‌؛ أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَْمْرِ مِنْكُمْ،(57) بدون شك طبق نص قرآن كریم انسان براى پرستش و اطاعت از خداى متعال آفریده شده است‌؛ وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِْنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ،(58) خداى متعال همه انبیا و اولیاى خودش را خلق فرمود و به مقام نبوت و امامت رساند تا راه بندگى و اطاعت خدا را به مردم دیگر نشان دهند. وقتى دانستیم كه هدف از خلقت انبیا و ائمه و دادن مقام نبوت و امامت به آنها نشان دادن راه عبادت و اطاعت خداست، نتیجه روشنش این است كه هرقدر ما بیشتر از راهنمایى‌هاى آنها استفاده كنیم و بیشتر در مقام عبادت و اطاعت خدا باشیم به آنها نزدیك‌تر مى‌شویم. برگزارى مجالس عزادارى، مراسم جشن، مهمانى دادن، اطعام كردن، و سایر آداب و رسومى كه براى ائمه اطهار برگزار مى‌شود، راه‌هاى تقرب به آنهاست.
﴿ صفحه 193﴾
اما یك سؤال، این كار چه نتیجه‌اى دارد؟ جز این نیست كه ما باید به یاد آنها باشیم تا به خدا نزدیك‌تر شویم‌؛ پس هرقدر ما به دستورات آنها بیشتر عمل كنیم و بیشتر به یاد آنها باشیم در حقیقت هدف از بعثت انبیا بیشتر تحقق یافته است‌؛ بنابراین شما كه اهل تحصیل علم و اهل معرفت هستید و سال‌ها وقتتان را در راه فرا گرفتن معارف اهل‌بیت صرف مى‌كنید باید بدانید كه آنچه بیش از هر چیز ائمه اطهار و وجود مقدس امام زمان ‌‌ـ عجل الله فرجه الشریف ‌ـ را خوشحال مى‌كند این است كه ما، هم خودمان بیشتر به دستورات دین عمل كنیم هم دیگران را تشویق كنیم كه مطیع دستورات خدا و پیغمبر و ائمه اطهار باشند. این بهترین راه نزدیك شدن به خداى متعال و به دست آوردن سعادت دنیا و آخرت است. شما از میان میلیون‌ها انسانى كه در این منطقه زندگى مى‌كنند، انتخاب شده‌اید براى این‌كه از معارف اهل‌بیت بیشتر استفاده كنید. باید از بنیان‌گذاران این مركز و دست‌اندركاران اجراى این برنامه‌ها تشكر كرد و به آنها دعا كرد كه خدا بر توفیقاتشان بیفزاید. باید به شكرانه این نعمت عظیم درصدد باشید كه به آنچه از معارف اهل‌بیت(علیهم السلام) مى‌آموزید عمل كنید و به دیگران نیز آموزش دهید و تشویق كنید كه احكام و آداب و سنت‌هاى اسلامى در جامعه رواج پیدا كند.
در پایان، از الطاف دست‌اندركاران این مؤسسه و
﴿ صفحه 194﴾
هم‌چنین از شما طلاب گرامى و اظهار محبتتان صمیمانه تشكر مى‌كنم و به سهم ناچیز خودم دعا مى‌كنم كه خداوند روز‌به‌روز بر توفیقات شما بیفزاید و شما را ذخائرى قرار بدهد كه بتوانید اسلام و تشیع را بار دیگر در این سرزمین احیا كنید. امیدوارم همیشه مشمول عنایت‌هاى آقا امام زمان(علیه السلام) باشید.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 195﴾

بوم‌باى

بمبئى یا به اصلاح خود هندى‌ها بوم‌باى، معجون هفت‌جوشى است از هفتاد و دو ملت، شهرى شگرف با جمع قابل تصور همه زشتى‌ها و زیبایى‌ها، شهر افراط‌هاى بى‌همانند. شهر هم‌نشینى مسالمت‌آمیز ثروت‌مند و گدا، پارسا و ترسا، كاخ‌نشین و كوخ‌نشین، شهرى بدون مرزبندى‌هاى رسمى و رایج، جایى كه همه چیز و همه كس زیر چتر رنگ‌هاى تند در ازدحامى پرهیاهو
﴿ صفحه 196﴾
شانه به شانه هم زندگى مى‌كنند. بمبئى بزرگ‌ترین شهر هندوستان است و مهم‌ترین بندر تجارى آن‌؛ شهرى كه نبض اقتصاد هند در آنجا مى‌تپد.
در سیاحت از بمبئى مى‌مانى كه از سیر افسارگسیخته و بى‌نظم اجزاى آشفته آن تعجب كنى یا تحسین كنى تركیب هماهنگ همین اجزاى آشفته ر‌؛ اینجا آلونك‌هاى كوتاه‌قد بى‌توجه به ستاره هتل‌هاى بلندبالا در پیاده‌رو كنارشان برپا شده‌اند. گاوها بى‌اعتنا به سیل جمعیت، در بستر خیابان‌ها خوابیده‌اند. مرتاض‌ها بى‌خیال جنبش و تكاپوى مردمان گوشه‌اى به تفكر نشسته‌اند، و گروهى از زنان و مردان سپیدپوش پاى پیاده و برهنه و با دقت تمام راه مى‌روند تا مبادا بر جنبنده‌اى كوچك پا بگذارند. اینجا موزه كاملى است براى هر پژوهش‌گر ادیان، چون هم مسجد مى‌بیند و هم كلیسا و كنیسه و بتكده، نه در جغرافیایى پراكنده كه گاه با پیمودن یك خیابان، و بهشت موعودى است براى جهانگردان‌؛ چراكه بمبئى چونان زنبیل پرتنوعى است كه هرگونه آداب و رسوم و زبان و دین و قبیله و مسلكى را در آن سرازیر كرده‌اند، و بمبئى فراتر از همه این توصیف‌هاست.