سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

تنظیم‌المكاتب

لكنهو هم مؤسسه تنظیم‌المكاتب دارد و هم جامعه امامیه‌اى به این نام كه زیر نظر آن مؤسسه فعالیت مى‌كند. تنظیم‌المكاتب در تاریخ 15 جمادى الاوّل سال 1388 ه‌ق با هدف تأسیس مدارس دینى براى مؤمنین و مؤمنات، ایجاد كتابخانه‌هاى اسلامى در روستاها، تأسیس مراكزى براى تربیت معلمان دینى، تدریس معارف اسلامى به وسیله مكاتبات، تبلیغ فرهنگ دینى در دبیرستان‌ها و دانشكده‌ها، نشر مسایل دینى به زبان‌هاى مختلف و تشكیل كنفرانس‌هاى دینى بنا شده است. در طول این چند سال، مؤسسه در 17 استان هند، نزدیك هزار مدرسه ابتدایى را با حدود چهل هزار دانش‌آموز اداره كرده است.
انتشار مجله تنظیم‌المكاتب، برگزارى هفته دانش در سراسر كشور، اعزام مبلغ، چاپ اولین تقویم شیعى در هندوستان و بالأخره تأسیس حوزه علمیه جامعه امامیه ‌كه دیدار از آن، آخرین برنامه امروز ماست‌ـ از دیگر فعالیت‌هاى تنظیم‌المكاتب است. بانى این مؤسسه عالمى بوده به نام سید غلام عسكرى و ظاهراً سخنرانى نامى‌؛ چراكه خطیب اعظمش مى‌گفتند. اكنون دبیر كل، سیدصفى‌حیدر است‌؛ یكى از همان سادات شادابى كه روز ورودمان به لكنهو به استقبالمان آمد.
در دفتر جامعه امامیه، حاج‌آقا، به اصطلاح اردو، نقشه دروس مدرسه را مى‌نگرند. این حوزه هفتاد و چند نفر طلبه دارد با 15 استاد و مدیرى به اسم سید منظر صادق زیدى كه از
﴿ صفحه 169﴾
دانش‌آموختگان حوزه علمیه قم و از محصلان مؤسسه در راه حق بوده است‌؛ طلبه‌اى جوان و پرانرژى.
نماز ظهر را در همین مدرسه مى‌خوانیم به امامت آیت‌الله مصباح، در نمازخانه‌اى كه به مناسبت ایام ولادت حضرت على(علیه السلام) آراسته‌اند. هندى‌ها در این سال‌هاى اخیر رقیب جدى صنعت فرش دستبافت ایران بوده‌اند، و حتى با یارى نقشه ایرانى و كارگر ارزان هندى بازار جهانى ما را به شدت تهدید كرده‌اند با این حال در این چند روزه از این دست‌بافته‌هاى هندى چیزى در مدارس و مساجدشان ندیدیم كه هیچ، حتى از فرش ماشینى هم خبرى نیست. زیراندازها بیشتر موكت است.
بعد از نماز، طلبه‌ها یك‌صدا و با نظمى خاص و آهنگى بلند با اندكى اصرار بر كشیدن هر واژه، دعاى ماه رجب را زمزمه مى‌كنند. با نادیده گرفتن ایرادهاى تجویدى قرائت، انصافاً هماهنگ و دلنشین مى‌خوانند. قرار است حاج‌آقا به تعدادى از طلاب ممتاز جایزه بدهند. به عنوان مقدمه سیدصفى‌حیدر صحبت مى‌كند‌؛ به هندى. خوش‌آمد مى‌گوید و حاج‌آقا را معرفى مى‌كند و مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله) قم را. كم و بیش حرف‌هایش را مى‌فهمیم. اردو آن قدرها هم دور از درك نیست. لابد به جهت استفاده بسیارش از واژه‌هاى فارسى‌؛ چیزى شبیه داستان زبان ما و عربى. اگر به اندازه فهم ما از اردو اینان فارسى بدانند، براى سخنرانى حاج‌آقا نیازى به مترجم نداریم.
بعد از سخنرانى، نوبت اهداى جوایز بود به طلبه‌هاى ممتاز.
﴿ صفحه 170﴾
اسم‌ها كه خوانده مى‌شد، دیگران صلواتى مى‌فرستادند و حاج‌آقا، جوایز را ‌كه فقط كاغذ تذهیب شده ساده‌اى بود بى‌قاب و شیشه و هیچ تشریفات دیگر‌ـ اهدا مى‌كردند. طلبه‌ها هم خوشحال بودند و راضى. این اندازه سادگى و این قدر قناعت، دست‌كم براى ما كه این چند روزه زندگى این‌جا را تجربه كرده‌ایم، تعجبى نداشت. ساده‌زیستى و تجمل‌گریزى در هند سنتى نهادینه شده است. نه موج است و نه مد و نه ویژه برخى طبقات اجتماعى و ادیانى خاص، در حقیقت ساده‌گرایى جلوه‌اى از فرهنگ عمومى این كشور است و در همه شئون زندگى فردى و اجتماعى مردم هم تبلور یافته. عموم هندیان نه ویلا دارند و كاخ و خانه‌هاى آن چنانى و ماشین فلان مدل و نه حرص داشتن این‌ها را. به نعمت قناعت و امساك از نقمت طمع و آز آزادند و این بى‌نیازى و قناعت را پادشاهى مى‌دانند و سلطنت.
بعد از اهداى جوایز، به رسم این‌جا حاج‌آقا گوشه‌اى مى‌ایستند براى فشردن دست‌ها هنگام خداحافظى. هركس كه به ایشان مى‌رسد، دستشان را مى‌بوسد وگرنه اندكى سر خم مى‌كند و سلامى مى‌دهد. یكى از طلبه‌هاى زیرك تا فلاش دوربین عكاس رو به رو را مى‌بیند دستان حاج‌آقا را رها نمى‌كند. بعد از او یكى دو تن دیگر به همین خیال كنار حاج‌آقا رو به دوربین قرار مى‌گیرند اما صفى‌حیدر تأكید مى‌كند كه بگذرند و بگذرند از این فرصت كه فرصت نیست.
﴿ صفحه 171﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در جامعه امامیه تنظیم‌المكاتب (لكنهو)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود به جمع نورانى شما عزیزان شرفیاب شوم و اجازه یافتم كه چند لحظه‌اى مزاحم اوقات شریف شما باشم. از نعمت‌هاى بزرگى كه خدا به همه ما عنایت فرموده معرفت دین اسلام و مذهب حق تشیع و مودت اهل‌بیت(علیهم السلام) است كه با هیچ نعمتى قابل مقایسه نیست و نمى‌شود قیمتى براى آن تعیین كرد. این نعمت عظیم آسان به دست ما نرسیده، زحمتش را پدران ما، علماى بزرگ، و شهداى راه حق كشیده‌اند. در بین میلیاردها انسان، جمعیت كمى از شیعیان هستند كه این راه حق را مى‌شناسند و از اهل‌بیت(علیهم السلام)پیروى مى‌كنند. اگر نبود فداكارى‌هاى علماى بزرگ و مردان راه حقیقت ما هم
﴿ صفحه 172﴾
امروز یا هندو بودیم یا بودیست یا پیرو یكى از مكاتبى كه باعث خسران دنیا و آخرتمان مى‌شد.
همان‌گونه كه گذشتگان ما با زحمت بسیار و ایثار جان در مقابل قدرت‌هاى شیطانى مقاومت كردند تا این مذهب، سالم به دست ما برسد، ما هم موظفیم كه براى حفظ حقایق این دین و معارف اهل‌بیت تا پاى جان مقاومت كنیم. مخصوصاً با توجه به این‌كه امروز همه قدرت‌هاى بزرگ دنیا دشمن اصلى خودشان را اسلام و مذهب شیعه و به قول خودشان اسلام خمینى مى‌دانند و تمام نیروهاى نظامى، اقتصادى، سیاسى، تبلیغى و علمى، خودشان را بسیج كرده‌اند تا حقایق اسلام را از مردم مسلمان بگیرند. ما امروز افزون بر این‌كه موظفیم معارف اسلام را به خوبى یاد بگیریم و به دیگران تعلیم دهیم، باید در مقابل شبهاتى كه دشمنان القا مى‌كنند مقاومت كنیم و نگذاریم ایمان جوان‌هاى ما خدشه‌دار شود‌؛ البته فطرت انسانى طالب حقیقت است و اگر حقیقت درست به او شناسانده شود به راحتى مى‌پذیرد ولى شیاطین هم بى‌كار ننشسته‌اند و در مقابل حقیقت، شبهه‌هایى را القا مى‌كنند. به مطالب باطل لباس حق مى‌پوشانند و به مردم نشان مى‌دهند تا مردم را از حقیقت، منصرف كنند. باید به شكرانه این‌كه خداى متعال ما را به راه حق هدایت فرموده اولا: بكوشیم محتواى دین و معارف اهل‌بیت را كاملا
﴿ صفحه 173﴾
بشناسیم. ثانیاً: تصمیم بگیریم به آنچه از معارف اهل‌بیت مى‌آموزیم عمل كنیم و دانش ما تنها آموختن مفاهیم و در ذهن نگه داشتن یا در كتاب‌ها نوشتن نباشد، بلكه زندگى ما با اسلام و معارف اهل‌بیت عجین باشد. ثالثاً: سعى كنیم كه اهل شهر و اهل كشورمان و سایر كشورهاى اسلامى به خصوص جوانان و نوجوانان را از انحرافات و اشتباهات نجات دهیم و آنها را با اسلام راستین آشنا كنیم، باید بكوشیم معارف اسلامى را در تمام جهان گسترش دهیم تا آنهایى كه هنوز با اسلام آشنا نشده‌اند، اسلام را بشناسند. مطمئن باشید در میان سایر انسان‌ها، دل‌هاى حقیقت‌طلبى هستند كه اگر اسلام را بشناسند، به آن علاقه‌مند مى‌شوند. اگر شما تاریخ گسترش اسلام را در كشورهاى مختلف مثل اندونزى، مالزى و همین‌طور برخى كشورهاى اروپایى ملاحظه كنید، خواهید دید كه در ابتدا پیدایش اسلام در این كشورهاى بزرگ به وسیله چند نفر تاجر یا عالم بوده كه این‌ها با ایثار و استقامتشان توانستند بزرگترین كشورهاى اسلامى را به وجود بیاورند. گاهى گفته مى‌شود كه اسلام به وسیله شمشیر بر عالم گسترش پیدا كرد. ما سؤال مى‌كنیم كه جزایر اندونزى ‌كه پرجمعیت‌ترین كشور اسلامى دنیا است‌ـ با كدام لشگر اسلامى فتح شد؟ جز به وسیله چند نفر تاجر مسلمان و علمایى كه به آنجا رفته بودند؟!
امروز همه عالم مى‌دانند كه دشمن‌ترین نظام‌ها نسبت
﴿ صفحه 174﴾
به اسلام، دولت ایالات متحده امریكا است‌؛ ولى هر روز در قلب همین كشور بر تعداد مسلمان‌ها و علاقه‌شان به اسلام افزوده مى‌شود، به طورى كه مسئولان این كشور را نسبت به آینده امریكا نگران كرده است. یكى از تحلیل‌هایى كه براى واقعه یازده سپتامبر رواج دارد این است كه امریكا از ناحیه اسلام احساس خطر كرد‌؛ از این رو سیاست‌مداران امریكا براى مخدوش كردن چهره اسلام این جریان را در امریكا به وجود آوردند و آن را به اسلام گرایان، اصول گرایان و افراطیان مسلمان نسبت دادند تا مردم را نسبت به مسلمان‌ها بدبین كنند. به هر حال چه این تحلیل صحیح باشد و چه نباشد ما هیچ شكى نداریم كه امروز دنیاى كفر و الحاد تمام نیروهاى خودش را براى از بین بردن اسلام به كار گرفته است‌؛ بنابراین ما وظیفه داریم كه در برابر خصومت‌هایى كه در این زمان شدت یافته تلاش خودمان را براى حفظ و گسترش اسلام مضاعف كنیم. اگر ما این وظیفه را درست نشناسیم و به آن عمل نكنیم، بیم آن مى‌رود كه تدریجاً مذهب حق تشیع ضعیف شود و ناشناخته بماند یا بسیارى از شیعیان به مذاهب دیگر گرایش پیدا كنند، و یك وقت چشم باز كنیم و ببینیم كه مراكز اسلامى هم‌چون مساجد، زیارتگاه‌ها، حسینیه‌ها، كتابخانه‌ها، مدارس دینى و امثال این‌ها در اختیار كفار قرار گرفته است. ان‌شاء‌الله چنین روزى
﴿ صفحه 175﴾
نخواهد آمد ولى شرطش این است كه شما جوان‌هاى باغیرت و بااحساس و با استعداد كمر همت ببندید و اول، علوم اسلامى را خوب بیاموزید و بعد با شیوه‌هاى صحیح، این معارف اسلامى را در سطح جهان گسترش دهید. شما از بزرگانى كه از این سرزمین برخاستند و اسلام را در این شبه قاره و در كشورهاى دیگر رواج دادند هیچ كم ندارید. اگر قدر خودتان را بدانید از امثال سیدمیرحامدحسین و دیگران كمتر نیستید. استعداد خودتان را به كار بگیرید. همت كنید. دل به زخارف دنیا نبندید. عظمت اسلام و مذهب حق را بشناسید و در این راه فداكارى كنید.
در پایان سخنانم دوست دارم به شخصیت عالیقدرى اشاره كنم كه در همین حوزه‌هاى علمیه درس خواند و رشد یافت. طلبه‌اى بیش نبود، خداوند او را از مفاخر اسلام و جهان قرار داد. امام خمینى(رحمه الله) بزرگترین شخصیت معاصر به شمار مى‌رود كه با تأییدات الهى و عنایات معصومین(علیهم السلام)و ایمان و جهاد و پشتكار و جدیت تمام توانست انقلابى را رهبرى كند كه در اثر آن تحولى عظیم در سراسر جهان پدید آمد. سالیان سال باید بگذرد تا عظمت و ارزش انقلاب اسلامى امام راحل(رحمه الله) براى مسلمانان و مردم جهان شناخته شود. امام، زمانى طلبه جوانى مثل شما بود، اما با همت و هم‌چنین توكل بر خدا، تحصیلاتش را ادامه داد و در راه اطاعت خدا از هیچ چیزى
﴿ صفحه 176﴾
فرو گذار نكرد. خدا هم او را یارى كرد و چنین عظمتى به او بخشید كه دنیا را تحت تأثیر قرار دهد. در آخرت هم خواهیم دید كه میلیون‌ها انسان به واسطه حركت ایشان از آتش عذاب جهنم نجات پیدا مى‌كنند و به سعادت ابدى نائل مى‌شوند. امیدوارم كه در میان شما هم جوان‌هاى باهمتى باشند كه از هم اكنون تصمیم بگیرند امام را الگوى خودشان قرار دهند و هم در راه تحصیل علم و هم در راه عمل به وظایف از ایشان پیروى كنند. ان‌شاء‌الله.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 177﴾
﴿ صفحه 178﴾

ریگشاها

راه حوزه علمیه مدینة‌العلم یا جامعة‌التبلیغ از چند كوچه تنگ و باریك مى‌گذرد. این‌جا هم به روال بسیارى از كشورهاى جهان سوم، خواسته یا ناخواسته، همه ابعاد زندگى را با لوازم تكنولوژى وفق نداده‌اند، و این امرى تناقض‌آمیز شده و مشكل‌زا. براى مثال وقتى فرهنگ ماشین‌سوارى پذیرفته شد، گذرگاه وسیع لازم است و خیابان آسفالته، ولى این‌جا از این تطابق‌ها خبرى نیست. ما هم كه با این خصیصه در كشورمان بیگانه نیستیم تن به پیاده‌روى مى‌دهیم. لااقل حُسن این‌جا فراوانى وسایل نقلیه مخصوص گذر از این كوچه‌هاست‌؛ از درشكه اسبى و گارى شترى و گاوى گرفته تا سایكل ریگشا كه سه‌چرخه‌اى است كه روى دو چرخ عقبش صندلى گذاشته‌اند و راننده‌اى دارد كه باید نفس‌زنان و عرق‌ریزان پا بزند و این وسیله را با یكى دو مسافر به این سو و آن سو بكشاند. اتوریگشا هم كه موتور سه‌چرخه هندلى است بى‌در و پیكر به
﴿ صفحه 179﴾
منزله تاكسى، و البته مى‌شنویم كه هنوز در گوشه و كنار هندوستان مسافران با وسیله‌اى جا به جا مى‌شوند كه نیروى محركه آن متأسفانه انسان پابرهنه‌اى است.
خوشبختانه سایكل‌ریگشا و اتوریگشا فراوان است و تا اشاره كنى ده تایشان جلوى پایت نگه مى‌دارند و مثل سوارى‌هاى ترمینال‌هاى خودمان یكى دستت را مى‌كشد و دیگرى پایت را تا بالأخره از میانشان یكى موفق شود سوارت كند. طبق قانون باید كیلومترشمارشان را به كار اندازند كه مى‌اندازند و تأكید هم مى‌كنند كه حتماً نگاه كنى اما خیلى‌هایشان كلك مى‌زنند چون مى‌دانند مسیرها را نمى‌دانى همین‌طور توى خیابان‌ها مى‌چرخانند تا زمان بیشترى بگذرد. یك مسیر خاص را یكبار ده روپیه مى‌دهى و بار دیگر بیست‌تا، بستگى دارد به انصاف راننده. رانندگى‌ها هم محشر است با سرعت مى‌رانند و میلى‌مترى از اتومبیل‌ها و گارى‌ها و دیگر ریگشاها سبقت مى‌گیرند. مهارتى دارند تحسین‌برانگیز در این صحراى محشر شلوغى و تراكم ترافیك.
ما این توصیف‌ها و برخى توصیه‌ها را فقط شنیده‌ایم و شكر خدا نیازى به سوار شدن بر این مركب‌هاى هراس‌آور هیجان‌برانگیز را نمى‌یابیم.