سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در حوزه علمیه ناظمیه (لكنهو)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود در این مدرسه مباركه در محضر اساتید بزرگوار و شما دانشجویان مكتب اهل‌بیت(علیهم السلام) افتخار حضور یابم.
از مسلمات معارف ما این است كه خداى متعال بعد از خلقت همه آسمان‌ها و زمین و فرشتگان و جنیان، موجودى را خلق كرد كه در میان آنها خلیفه خودش باشد یعنى بعد از خلقت همه این جهان جاى یك موجود دیگرى خالى بود كه حتى فرشتگان مقرب الهى هم باید در پیشگاه او خضوع كنند و به خاك بیفتند‌؛ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَْرْضِ خَلِیفَةً،(47) ولى ویژگى این مخلوق حتى براى فرشتگان هم روشن نبود، این‌كه چه خصوصیتى دارد
﴿ صفحه 162﴾
كه مى‌تواند خلیفه خدا بشود؟ لذا سؤال كردند: قالُوا أَتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَیَسْفِكُ الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ‌؛(48) با این‌كه ما اهل تقدیس و تسبیح هستیم موجودى را كه ممكن است خون‌ریزى و فساد كند خلیفه قرار مى‌دهید؟! قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ‌؛ در این‌جا سرّى نهفته است كه شما نمى‌دانید. طبعاً وقتى فرشتگان ندانند بنده هم آن سرّ را نمى‌دانم‌؛ اما از قرائن آیات بعدى استفاده مى‌شود كه شاید این مخلوق مى‌تواند با اختیار و انتخاب خودش به مقامى دست یابد، به علومى برسد كه از دسترس فرشتگان دور است‌؛ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَْسْماءَ كُلَّها،(49) ملائكه نمى‌توانستند آن معارفى را كه خداوند به آدم عنایت فرمود، فرا بگیرند. خدا در اعطاى آن به ملائكه بخلى نداشت ولى آنها توان دركش را نداشتند.
باید این موجود آفریده شود در طول هزاران سال رشد و تكامل بیابد و صلاحیت پیدا كند تا به آن مقام خلافت الهى برسد كه قدر متیقنش حضرات انبیا و ائمه اطهار(علیهم السلام) هستند. بعد از مقام انبیا و ائمه معصومین(علیهم السلام) هركس شباهتش به آنها بیشتر است به مقام قرب و خلافت الهى نزدیك‌تر است. شباهت مردم به انبیا و اولیا در چیست؟ هرچه هست همان هدف آفرینش انسان است.
﴿ صفحه 163﴾
هدف از آفرینش انسان، وجود خلافت در روى زمین بود و خلافت از آن انبیا و اولیا است. بقیه طفیلى هستند. به عنوان یك تشبیه ناقص، این مثال را مى‌گویم: كسى كه مى‌خواهد قطعه برلیان یا الماس قیمتى را از معدنى استخراج كند، ابتدا باید خروارها خاك و سنگ را خارج كند تا از بین آنها دانه‌اى الماس بیابد. اصل هدف همان گوهرهاى گران‌بهاى نایابى هستند كه تنها چندتا در عالم پیدا مى‌شوند، بقیه طفیلى آنها هستند. هرقدر به آنها شباهت پیدا كنند، بیشتر به هدف خلقت نزدیك مى‌شوند و هرقدر از آنها دور شوند به گروه شیاطین نزدیك مى‌شوند. سؤال این است كه چه كنیم تا به مقام انبیا و اولیا نزدیك شویم؟ آیا راهى جز پیمودن راه آنها وجود دارد؟ آنها اصلا براى چه برگزیده شدند؟ ائمه اطهار(علیهم السلام) بعد از انبیا چه مسئولیتى داشتند؟ آیا جز براى این است كه دیگران به سوى خدا هدایت شوند؟ همه چیزهاى دیگر این عالم مقدمه رسیدن به آن هدف است. متأسفانه با این‌كه میراث انبیا و میراث ائمه اطهار(علیهم السلام)بعد از چهارده قرن در اختیار من و شما قرار گرفته، اما قدر این میراث را نمى‌دانیم آن اندازه‌اى كه به فراهم كردن وسایل رفاه زندگى یا آموختن امور مادى و دنیوى اهتمام داریم، به فرا‌گرفتن معارف اهل‌بیت اهمیتى نمى‌دهیم. قطعاً در میان میلیاردها انسان، خداى متعال به امثال من و شما توفیق بیشترى داده
﴿ صفحه 164﴾
كه درصدد فراگرفتن این معارف بر بیاییم و باید خدا را خیلى شكر كنیم. در همین هندوستان، چند صد میلیون مردمى هستند كه از این معارف بى‌بهره‌اند. در مقابل این نعمت عظیم، تكلیف بزرگى هم به دوش ماست‌؛ اول این‌كه این علوم را درست یاد بگیریم، این علوم داروى همه دردها و وسیله رسیدن به همه سعادت‌هاست. وسیله نزدیك شدن به مقام انبیا و ائمه اطهار(علیهم السلام)است. به همان اندازه كه ما نسبت به آن مقام احترام قائلیم باید دوست داشته باشیم خودمان هم به آن مقام برسیم. رسیدن ما مشروط به این است كه اول علوم آنها را بیاموزیم، اما این به تنهایى كافى نیست. یاد گرفتن براى عمل كردن است‌؛ از این رو باید از همان آغازى كه مشغول تحصیل علوم دینى مى‌شویم هر روز قدمى در راه تهذیب اخلاق و تزكیه نفس برداریم وگرنه علم اگر زیاد شد اما تهذیب اخلاق و تزكیه نفس نبود، ممكن است عاملى براى دستگاه شیاطین باشد. علم ابلیس از دانش همه ما بیشتر است. در طول تاریخ انسان‌ها همه علوم در اختیار او بوده، اما صِرف علم، كار او را به سامان نرساند، بلكه روز‌به‌روز بر دورى او از خدا افزود. ضرب‌المثل معروفى در فارسى هست كه حتماً شما شنیده‌اید:
چو دزدى با چراغ آید گزیده‌تر برد كالا
اگر عالم، برخلاف دین حركت كند ضررش از هزاران
﴿ صفحه 165﴾
جاهل بیشتر است‌؛ پس ما باید در كنار تحصیل علم از همان اول به تزكیه نفس و عمل كردن به دستورات اهل‌بیت و اقتدا به سنت آنها در تمام مراحل زندگى اهتمام داشته باشیم. اكنون در ماه رجب هستیم. سنت اهل‌بیت(علیهم السلام) این بود كه ماه رجب و شعبان را روزه مى‌گرفتند و خودشان را براى مهمانى خداى متعال و ماه رمضان آماده مى‌كردند، این سنت در میان بسیارى از شیعیان، قرن‌ها رواج داشته ولى متأسفانه آرام‌آرام فراموش شد. یك ماه رجب یا شعبانى، من در كنیا(50) بودم. یكى از شیعه‌هاى هندى‌الاصل كه كارمند یكى از ادارات آنجا بود سه ماه روزه مى‌گرفت از ماه رجب شروع مى‌كرد تا آخر ماه مبارك رمضان، در قلب آفریقا، یك جوان این سنت را حفظ كرده بود، با این‌كه سال‌ها از موطن خودش دور افتاده بود اما آن سنت و آن تربیت همچنان در او باقى بود. ماه آینده ماه شعبان است‌؛ فَأَعِنَّا عَلَى الاِْسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ،(51) در دعایى كه هر روز خوانده مى‌شود از خدا مى‌خواهیم كه به ما كمك كند تا سنت پیغمبر را احیا كنیم. رسول‌الله(صلى الله علیه وآله) در ماه شعبان شب‌ها را به عبادت مى‌پرداختند و روزها را روزه مى‌گرفتند. این‌ها از ابزارهاى تزكیه است من نمى‌گویم كه
﴿ صفحه 166﴾
شما هم هر سه ماه را روزه بگیرید. شما محصل هستید باید سلامت مزاج و قوت بدنتان را حفظ كنید تا بتوانید ان‌شاء‌الله سالیان طولانى به اسلام خدمت كنید و وقتى به سن ما و بیشتر از ما رسیدید ان‌شاء‌الله بتوانید از بركات عمرتان به دیگران فایده برسانید‌؛ اما خوب است انسان در یك ماه سه روز روزه بگیرد براى تأسى به رسول‌الله(صلى الله علیه وآله)انسان هركه را دوست دارد مى‌خواهد نشانه‌اى از او داشته باشد. این‌كه ما این همه اظهار محبت به اهل‌بیت مى‌كنیم باید نشانه‌اى از زندگى آنها در خودمان باشد‌؛ لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللهَ وَالْیَوْمَ الآْخِرَ وَذَكَرَ اللهَ كَثِیراً،(52)اول آموختن است و بعد عمل كردن‌؛ ولى كار به این‌جا هم تمام نمى‌شود. این اسلام و این معارف، در دست من و شما امانتى است كه باید به دیگران برسانیم. اسلام فقط براى من و شما نازل نشده، امام حسین(علیه السلام) فقط براى من و شما شهید نشده، اسلام نازل شد تا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ باشد. قرآن نازل شد تا هشداردهنده جهانیان باشد‌؛ تَبارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعالَمِینَ نَذِیراً،(53) این قرآن و این معارف، همانند امانتى است كه باید به همه انسان‌ها برسانیم. عمل كردن، تنها به احكام فردى نیست، باید سعى كنیم احكام اجتماعى اسلام هم اجرا
﴿ صفحه 167﴾
شود. در این كشور این همه آثار اسلامى و آثار شیعى وجود دارد و بزرگانى از علم و فقاهت و حكمت و معرفت در سراسر این شبه قاره وجود داشته‌اند كه یكى پس از دیگرى رفتند و جایشان را به ما سپردند. خوشا به حال آنان كه توانستند در این سرزمین درخت اسلام را بارور كنند و این آثار گران‌بها را به جا گذارند‌؛ اما حالا نوبت من و شما است كه آن آثار را حفظ كنیم و به آیندگان برسانیم‌؛ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَلَكُمْ ما كَسَبْتُمْ،(54) ما مسئولیم كه نگذاریم زحمات گذشتگان هدر رود، نگذاریم این مدارس و مساجد ویران شود، نگذاریم این علوم و معارف فراموش گردد. آیندگان هم باید از این‌ها بهره‌مند شوند. ما باید روز‌به‌روز بر میراث گذشتگان بیفزاییم. امیدوارم خداى متعال شما را از كسانى قرار دهد كه براى احیاى دین و حفظ میراثش و براى رساندن رحمتش به همه عالمیان برگزیده است.
بحق محمد وآله الطاهرین
﴿ صفحه 168﴾

تنظیم‌المكاتب

لكنهو هم مؤسسه تنظیم‌المكاتب دارد و هم جامعه امامیه‌اى به این نام كه زیر نظر آن مؤسسه فعالیت مى‌كند. تنظیم‌المكاتب در تاریخ 15 جمادى الاوّل سال 1388 ه‌ق با هدف تأسیس مدارس دینى براى مؤمنین و مؤمنات، ایجاد كتابخانه‌هاى اسلامى در روستاها، تأسیس مراكزى براى تربیت معلمان دینى، تدریس معارف اسلامى به وسیله مكاتبات، تبلیغ فرهنگ دینى در دبیرستان‌ها و دانشكده‌ها، نشر مسایل دینى به زبان‌هاى مختلف و تشكیل كنفرانس‌هاى دینى بنا شده است. در طول این چند سال، مؤسسه در 17 استان هند، نزدیك هزار مدرسه ابتدایى را با حدود چهل هزار دانش‌آموز اداره كرده است.
انتشار مجله تنظیم‌المكاتب، برگزارى هفته دانش در سراسر كشور، اعزام مبلغ، چاپ اولین تقویم شیعى در هندوستان و بالأخره تأسیس حوزه علمیه جامعه امامیه ‌كه دیدار از آن، آخرین برنامه امروز ماست‌ـ از دیگر فعالیت‌هاى تنظیم‌المكاتب است. بانى این مؤسسه عالمى بوده به نام سید غلام عسكرى و ظاهراً سخنرانى نامى‌؛ چراكه خطیب اعظمش مى‌گفتند. اكنون دبیر كل، سیدصفى‌حیدر است‌؛ یكى از همان سادات شادابى كه روز ورودمان به لكنهو به استقبالمان آمد.
در دفتر جامعه امامیه، حاج‌آقا، به اصطلاح اردو، نقشه دروس مدرسه را مى‌نگرند. این حوزه هفتاد و چند نفر طلبه دارد با 15 استاد و مدیرى به اسم سید منظر صادق زیدى كه از
﴿ صفحه 169﴾
دانش‌آموختگان حوزه علمیه قم و از محصلان مؤسسه در راه حق بوده است‌؛ طلبه‌اى جوان و پرانرژى.
نماز ظهر را در همین مدرسه مى‌خوانیم به امامت آیت‌الله مصباح، در نمازخانه‌اى كه به مناسبت ایام ولادت حضرت على(علیه السلام) آراسته‌اند. هندى‌ها در این سال‌هاى اخیر رقیب جدى صنعت فرش دستبافت ایران بوده‌اند، و حتى با یارى نقشه ایرانى و كارگر ارزان هندى بازار جهانى ما را به شدت تهدید كرده‌اند با این حال در این چند روزه از این دست‌بافته‌هاى هندى چیزى در مدارس و مساجدشان ندیدیم كه هیچ، حتى از فرش ماشینى هم خبرى نیست. زیراندازها بیشتر موكت است.
بعد از نماز، طلبه‌ها یك‌صدا و با نظمى خاص و آهنگى بلند با اندكى اصرار بر كشیدن هر واژه، دعاى ماه رجب را زمزمه مى‌كنند. با نادیده گرفتن ایرادهاى تجویدى قرائت، انصافاً هماهنگ و دلنشین مى‌خوانند. قرار است حاج‌آقا به تعدادى از طلاب ممتاز جایزه بدهند. به عنوان مقدمه سیدصفى‌حیدر صحبت مى‌كند‌؛ به هندى. خوش‌آمد مى‌گوید و حاج‌آقا را معرفى مى‌كند و مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله) قم را. كم و بیش حرف‌هایش را مى‌فهمیم. اردو آن قدرها هم دور از درك نیست. لابد به جهت استفاده بسیارش از واژه‌هاى فارسى‌؛ چیزى شبیه داستان زبان ما و عربى. اگر به اندازه فهم ما از اردو اینان فارسى بدانند، براى سخنرانى حاج‌آقا نیازى به مترجم نداریم.
بعد از سخنرانى، نوبت اهداى جوایز بود به طلبه‌هاى ممتاز.
﴿ صفحه 170﴾
اسم‌ها كه خوانده مى‌شد، دیگران صلواتى مى‌فرستادند و حاج‌آقا، جوایز را ‌كه فقط كاغذ تذهیب شده ساده‌اى بود بى‌قاب و شیشه و هیچ تشریفات دیگر‌ـ اهدا مى‌كردند. طلبه‌ها هم خوشحال بودند و راضى. این اندازه سادگى و این قدر قناعت، دست‌كم براى ما كه این چند روزه زندگى این‌جا را تجربه كرده‌ایم، تعجبى نداشت. ساده‌زیستى و تجمل‌گریزى در هند سنتى نهادینه شده است. نه موج است و نه مد و نه ویژه برخى طبقات اجتماعى و ادیانى خاص، در حقیقت ساده‌گرایى جلوه‌اى از فرهنگ عمومى این كشور است و در همه شئون زندگى فردى و اجتماعى مردم هم تبلور یافته. عموم هندیان نه ویلا دارند و كاخ و خانه‌هاى آن چنانى و ماشین فلان مدل و نه حرص داشتن این‌ها را. به نعمت قناعت و امساك از نقمت طمع و آز آزادند و این بى‌نیازى و قناعت را پادشاهى مى‌دانند و سلطنت.
بعد از اهداى جوایز، به رسم این‌جا حاج‌آقا گوشه‌اى مى‌ایستند براى فشردن دست‌ها هنگام خداحافظى. هركس كه به ایشان مى‌رسد، دستشان را مى‌بوسد وگرنه اندكى سر خم مى‌كند و سلامى مى‌دهد. یكى از طلبه‌هاى زیرك تا فلاش دوربین عكاس رو به رو را مى‌بیند دستان حاج‌آقا را رها نمى‌كند. بعد از او یكى دو تن دیگر به همین خیال كنار حاج‌آقا رو به دوربین قرار مى‌گیرند اما صفى‌حیدر تأكید مى‌كند كه بگذرند و بگذرند از این فرصت كه فرصت نیست.
﴿ صفحه 171﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در جامعه امامیه تنظیم‌المكاتب (لكنهو)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌خدا را شكر مى‌كنم كه توفیق عنایت فرمود به جمع نورانى شما عزیزان شرفیاب شوم و اجازه یافتم كه چند لحظه‌اى مزاحم اوقات شریف شما باشم. از نعمت‌هاى بزرگى كه خدا به همه ما عنایت فرموده معرفت دین اسلام و مذهب حق تشیع و مودت اهل‌بیت(علیهم السلام) است كه با هیچ نعمتى قابل مقایسه نیست و نمى‌شود قیمتى براى آن تعیین كرد. این نعمت عظیم آسان به دست ما نرسیده، زحمتش را پدران ما، علماى بزرگ، و شهداى راه حق كشیده‌اند. در بین میلیاردها انسان، جمعیت كمى از شیعیان هستند كه این راه حق را مى‌شناسند و از اهل‌بیت(علیهم السلام)پیروى مى‌كنند. اگر نبود فداكارى‌هاى علماى بزرگ و مردان راه حقیقت ما هم
﴿ صفحه 172﴾
امروز یا هندو بودیم یا بودیست یا پیرو یكى از مكاتبى كه باعث خسران دنیا و آخرتمان مى‌شد.
همان‌گونه كه گذشتگان ما با زحمت بسیار و ایثار جان در مقابل قدرت‌هاى شیطانى مقاومت كردند تا این مذهب، سالم به دست ما برسد، ما هم موظفیم كه براى حفظ حقایق این دین و معارف اهل‌بیت تا پاى جان مقاومت كنیم. مخصوصاً با توجه به این‌كه امروز همه قدرت‌هاى بزرگ دنیا دشمن اصلى خودشان را اسلام و مذهب شیعه و به قول خودشان اسلام خمینى مى‌دانند و تمام نیروهاى نظامى، اقتصادى، سیاسى، تبلیغى و علمى، خودشان را بسیج كرده‌اند تا حقایق اسلام را از مردم مسلمان بگیرند. ما امروز افزون بر این‌كه موظفیم معارف اسلام را به خوبى یاد بگیریم و به دیگران تعلیم دهیم، باید در مقابل شبهاتى كه دشمنان القا مى‌كنند مقاومت كنیم و نگذاریم ایمان جوان‌هاى ما خدشه‌دار شود‌؛ البته فطرت انسانى طالب حقیقت است و اگر حقیقت درست به او شناسانده شود به راحتى مى‌پذیرد ولى شیاطین هم بى‌كار ننشسته‌اند و در مقابل حقیقت، شبهه‌هایى را القا مى‌كنند. به مطالب باطل لباس حق مى‌پوشانند و به مردم نشان مى‌دهند تا مردم را از حقیقت، منصرف كنند. باید به شكرانه این‌كه خداى متعال ما را به راه حق هدایت فرموده اولا: بكوشیم محتواى دین و معارف اهل‌بیت را كاملا
﴿ صفحه 173﴾
بشناسیم. ثانیاً: تصمیم بگیریم به آنچه از معارف اهل‌بیت مى‌آموزیم عمل كنیم و دانش ما تنها آموختن مفاهیم و در ذهن نگه داشتن یا در كتاب‌ها نوشتن نباشد، بلكه زندگى ما با اسلام و معارف اهل‌بیت عجین باشد. ثالثاً: سعى كنیم كه اهل شهر و اهل كشورمان و سایر كشورهاى اسلامى به خصوص جوانان و نوجوانان را از انحرافات و اشتباهات نجات دهیم و آنها را با اسلام راستین آشنا كنیم، باید بكوشیم معارف اسلامى را در تمام جهان گسترش دهیم تا آنهایى كه هنوز با اسلام آشنا نشده‌اند، اسلام را بشناسند. مطمئن باشید در میان سایر انسان‌ها، دل‌هاى حقیقت‌طلبى هستند كه اگر اسلام را بشناسند، به آن علاقه‌مند مى‌شوند. اگر شما تاریخ گسترش اسلام را در كشورهاى مختلف مثل اندونزى، مالزى و همین‌طور برخى كشورهاى اروپایى ملاحظه كنید، خواهید دید كه در ابتدا پیدایش اسلام در این كشورهاى بزرگ به وسیله چند نفر تاجر یا عالم بوده كه این‌ها با ایثار و استقامتشان توانستند بزرگترین كشورهاى اسلامى را به وجود بیاورند. گاهى گفته مى‌شود كه اسلام به وسیله شمشیر بر عالم گسترش پیدا كرد. ما سؤال مى‌كنیم كه جزایر اندونزى ‌كه پرجمعیت‌ترین كشور اسلامى دنیا است‌ـ با كدام لشگر اسلامى فتح شد؟ جز به وسیله چند نفر تاجر مسلمان و علمایى كه به آنجا رفته بودند؟!
امروز همه عالم مى‌دانند كه دشمن‌ترین نظام‌ها نسبت
﴿ صفحه 174﴾
به اسلام، دولت ایالات متحده امریكا است‌؛ ولى هر روز در قلب همین كشور بر تعداد مسلمان‌ها و علاقه‌شان به اسلام افزوده مى‌شود، به طورى كه مسئولان این كشور را نسبت به آینده امریكا نگران كرده است. یكى از تحلیل‌هایى كه براى واقعه یازده سپتامبر رواج دارد این است كه امریكا از ناحیه اسلام احساس خطر كرد‌؛ از این رو سیاست‌مداران امریكا براى مخدوش كردن چهره اسلام این جریان را در امریكا به وجود آوردند و آن را به اسلام گرایان، اصول گرایان و افراطیان مسلمان نسبت دادند تا مردم را نسبت به مسلمان‌ها بدبین كنند. به هر حال چه این تحلیل صحیح باشد و چه نباشد ما هیچ شكى نداریم كه امروز دنیاى كفر و الحاد تمام نیروهاى خودش را براى از بین بردن اسلام به كار گرفته است‌؛ بنابراین ما وظیفه داریم كه در برابر خصومت‌هایى كه در این زمان شدت یافته تلاش خودمان را براى حفظ و گسترش اسلام مضاعف كنیم. اگر ما این وظیفه را درست نشناسیم و به آن عمل نكنیم، بیم آن مى‌رود كه تدریجاً مذهب حق تشیع ضعیف شود و ناشناخته بماند یا بسیارى از شیعیان به مذاهب دیگر گرایش پیدا كنند، و یك وقت چشم باز كنیم و ببینیم كه مراكز اسلامى هم‌چون مساجد، زیارتگاه‌ها، حسینیه‌ها، كتابخانه‌ها، مدارس دینى و امثال این‌ها در اختیار كفار قرار گرفته است. ان‌شاء‌الله چنین روزى
﴿ صفحه 175﴾
نخواهد آمد ولى شرطش این است كه شما جوان‌هاى باغیرت و بااحساس و با استعداد كمر همت ببندید و اول، علوم اسلامى را خوب بیاموزید و بعد با شیوه‌هاى صحیح، این معارف اسلامى را در سطح جهان گسترش دهید. شما از بزرگانى كه از این سرزمین برخاستند و اسلام را در این شبه قاره و در كشورهاى دیگر رواج دادند هیچ كم ندارید. اگر قدر خودتان را بدانید از امثال سیدمیرحامدحسین و دیگران كمتر نیستید. استعداد خودتان را به كار بگیرید. همت كنید. دل به زخارف دنیا نبندید. عظمت اسلام و مذهب حق را بشناسید و در این راه فداكارى كنید.
در پایان سخنانم دوست دارم به شخصیت عالیقدرى اشاره كنم كه در همین حوزه‌هاى علمیه درس خواند و رشد یافت. طلبه‌اى بیش نبود، خداوند او را از مفاخر اسلام و جهان قرار داد. امام خمینى(رحمه الله) بزرگترین شخصیت معاصر به شمار مى‌رود كه با تأییدات الهى و عنایات معصومین(علیهم السلام)و ایمان و جهاد و پشتكار و جدیت تمام توانست انقلابى را رهبرى كند كه در اثر آن تحولى عظیم در سراسر جهان پدید آمد. سالیان سال باید بگذرد تا عظمت و ارزش انقلاب اسلامى امام راحل(رحمه الله) براى مسلمانان و مردم جهان شناخته شود. امام، زمانى طلبه جوانى مثل شما بود، اما با همت و هم‌چنین توكل بر خدا، تحصیلاتش را ادامه داد و در راه اطاعت خدا از هیچ چیزى
﴿ صفحه 176﴾
فرو گذار نكرد. خدا هم او را یارى كرد و چنین عظمتى به او بخشید كه دنیا را تحت تأثیر قرار دهد. در آخرت هم خواهیم دید كه میلیون‌ها انسان به واسطه حركت ایشان از آتش عذاب جهنم نجات پیدا مى‌كنند و به سعادت ابدى نائل مى‌شوند. امیدوارم كه در میان شما هم جوان‌هاى باهمتى باشند كه از هم اكنون تصمیم بگیرند امام را الگوى خودشان قرار دهند و هم در راه تحصیل علم و هم در راه عمل به وظایف از ایشان پیروى كنند. ان‌شاء‌الله.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 177﴾
﴿ صفحه 178﴾