سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

حوزه‌هاى علمیه

براى دیدار از حوزه‌هاى علمیه هند دانستن تاریخى كوتاه از سیر كلى تأسیس این مدارس دینى لازم بود:
تدریس و تعلیم كلام و فقه اسلامى در هند از همان سده‌هاى نخستین ظهور اسلام آغاز گردید. در طول زمان، مدارس و محل‌هایى براى شرح و بسط علوم عقلى و متون فقه و حدیث و تفسیر احداث شد، تا مشتاقان آموختن مسائل دینى گرد هم بیایند. بعدها با بروز اختلافات متعددى كه در میان مسلمانان پدید آمد، گروه‌هاى مختلف امر تعلیم و تبلیغ را جدى‌تر انگاشتند و
﴿ صفحه 153﴾
دایره نفوذ آن را گستردند. بدین ترتیب مدارس و حوزه‌هاى علوم اسلامى رو به رشد رفت. در این مدارس چه سنى چه شیعى از كتاب‌هاى ریاضى و هیئت و منطق و كلام و فلسفه ایرانیان استفاده مى‌شد. به عنوان مثال در ریاضى و هیئت، كتاب‌هاى خلاصة‌الحساب شیخ بهایى، تحریر اقلیدس خواجه نصیرالدین طوسى و تشریح‌الافلاك شیخ بهایى. در علم منطق، تهذیب‌المنطق سعدالدین تفتازانى و حاشیه ملاعبدالله یزدى. در علم كلام، شرح تفتازانى بر عقاید نسفى و شرح دوانى بر عقاید ایجى. در فلسفه، شرح میبدى یزدى بر هدایة‌الحكمة و شرح ملاصدرا بر هدایة‌الحكمة ابهرى از مهم‌ترین كتب مورد تدریس بود.
از حوزه‌هاى مشهور اهل‌سنت مى‌توان به حوزه فرنگى‌محل و دارالعلوم دیوبند اشاره كرد، و از حوزه‌هاى شیعیان به حوزه سلطان‌المدارس. تدریس علوم عقلى و نقلى و كلام و حدیث در مدارس شیعیان نقش بسیار مؤثرى در اشاعه فرهنگ تشیع داشته است. این حوزه‌ها بستر رشد و پرورش اندیشمندان بزرگى بوده‌اند كه برخى تأثیراتى شگرف در حوزه مباحث فكرى و اعتقادى جهان اسلام داشته‌اند. تألیفات گران‌سنگ این عالمان نیز بسیار ژرف و گسترده بوده است. برخى از این فرزانگان عبارتند از: سید دلدارعلى غفران مآب، سیدمحمد (سلطان‌العلماء)، سیدحسین (سید‌العلماء)، پسر سیدحسین، سید محمدتقى (ممتاز‌العلماء)، میرحامدحسین و پسرش ناصر حسین (ناصر‌الملة). متأسفانه
﴿ صفحه 154﴾
حوزه‌هاى علمیه كنونى به هر دلیل در پرورش دانشمندان فرهیخته ممتاز و بسط و عمق‌بخشى به اندیشه‌هاى دینى رونق گذشته‌هاى دور خود را ندارد.

مدرسه واعظین

امروز بعد از ظهر، دیدارمان را از حوزه‌هاى علمیه لكنهو با بازدید از مدرسه واعظین شروع مى‌كنیم. در سالن اصلى مدرسه، دو میز چوبى متصل به هم، چند نیمكت رنگ و رو رفته و تعدادى طلبه جوان سرگرم مطالعه را مى‌بینیم. دفتر مدرسه كنار همین سالن است، و مدیر، حاج‌آقاى كلب‌جواد از تحصیل كرده‌هاى قم كه به همین دلیل با زبان فارسى هم آشناست.
اولین نكته‌اى كه در دیدار از این حوزه در حافظه مى‌سپاریم، فقر شدید امكانات است. مشكلى كه حوزه‌هاى علمیه دیگر با اندكى تفاوت، تنها عمومى بودن آن را تأیید مى‌كنند. كلب‌جواد دفاتر مدرسه را به حاج‌آقا و آقاى رجب‌نژاد مى‌سپارد و این دو با دقت مشغول مطالعه‌اند. در این دو دفتر، نام استادان، برنامه كلاس‌ها و عناوین درس‌ها آمده است. در هند حوزه‌هاى علمیه از یك نظام منسجمِ هماهنگ پیروى نمى‌كنند‌؛ از همین رو در برنامه‌هاى درسى هر حوزه تفاوت‌هایى مشاهده مى‌شود.
شب را مهمان یكى از دوستان تازه آشنا هستیم و در حضور عادل‌خان، كه در معرفى او تنها مى‌فهمم كه از بزرگان وزارت معارف است و به گفته كلب‌جواد پُستِ مهم دارد.
﴿ صفحه 155﴾

سلطان‌المدارس

حوزه علمیه سلطان‌المدارس از مشهورترین مدرسه‌هاى دینى شهر لكنهو است. در سنگ‌نوشته‌اى كه بر دیوار مدرسه نصب است به زبان اردوى ایرانى فهمى نوشته‌اند: «اى مدرسه جلیله كى تأسیس آیت‌الله العظمى مولانا السید محمد ابوالحسن صاحب معروف به جناب ابوصاحب ابن آیة‌الله‌العظمى سیدعلى‌شاه صاحب طاب ثراه فى سنة 1892 عیسوى» و بعد به خط انگلیسى ظاهراً همین حرف‌ها را ترجمه كرده‌اند.
مسئول مدرسه، روحانى و سید وارسته‌اى است به نام مولانا سید محمد جعفر رضوى كه قبل از دیدن مدرسه به دیدار ایشان مى‌رویم. در گوشه یك تخت چوبى در كنار قاب عكس بزرگى از امام خمینى(رحمه الله) مولانا رضوى را ملاقات مى‌كنیم. به احترام ما با زحمت از جا برمى‌خیزد. سلاممان را آهسته پاسخ مى‌دهد و با لبخند خوش‌آمدمان مى‌گوید: «ایشان طلاب فاضل و اندیشمند زیادى را پرورش داده‌اند، بسیار بسیار كم‌حرفند و با زحمت مى‌شود از ایشان حرفى شنید.» این جملات را حاج‌آقاى رجب‌نژاد در معرفى مولانا رضوى مى‌گوید چند لحظه‌اى نگاه حاج‌آقا و نگاه مولانا با تبسمى كه هر دو بر لب دارند به هم قفل مى‌شود. برخى از استادان مدرسه هم به جمعمان مى‌پیوندند. وقتى صحبت از وضعیت درسى مدرسه مى‌شود «نقشه دروس مدرسه» را نشانمان مى‌دهند. كلاس‌ها در دو سطح درجات عالیه و درجات فوقانیه تنظیم شده‌اند. براى برخى استادان لقب عالم نوشته‌اند و براى بعضى مولوى، بر حسب
﴿ صفحه 156﴾
میزان فضل و مقدار تحصیلات، ظاهراً عالم به كسى اطلاق مى‌شود كه پایه یا كلاس ده را به پایان رسانده و مولوى كسى است كه تنها هشت پایه حوزوى را گذرانده است. عناوین درس‌ها هم كتاب‌هایى است مثل شرایع‌الاسلام، متنبى، مجانى‌الادب، زبدة‌الاحكام، شرح تهذیب و سلّم‌العلوم و‌... كه در روزهاى هفته یعنى پهلا گهنه، دوسرا گهنه، تیسرا‌...، چوتها‌...، پانچوان‌...، چهنا‌... و ساتوان به تناوب خوانده مى‌شود. مولانا رضوى در نوشتن، مثل حرف زدن امساك نكرده و تألیفاتى دارد كه دو جلدش را به حاج‌آقا مى‌بخشد و در اولش مى‌نویسد: هدیة الى الأخ المحترم آیة‌الله مصباح دام ظله. حاج‌آقا هنگام خداحافظى متواضعانه بر دستان مولانا بوسه مى‌زنند.
سلطان‌المدارس فقط به قدر قدمتش سلطان دیگر مدارس لكنهو است والاّ پیكره و در و دیوار كهنه‌اش ابهت سلطانى ندارد. مدرسه‌اى نسبتاً بزرگ شبیه مدارس قدیمى ایران با حجره‌ها و مدرس‌هاى متعدد. براى سركشى از طلاب به یكى از مدرس‌ها مى‌رویم. طلبه‌هاى جوان چند تخت چیده‌اند و بر هر تخت پنج یاشش نفرى مشغول مباحثه‌اند یا تعلیم. در میان استادان افرادى میان‌سال یا ریش‌سفید مى‌بینیم كه هنوز معمم نشده‌اند. لباسشان پالتویى لبّاده‌گونه است و كلاهى پشمینه. اینان رسم دیگرى را آشكار مى‌كنند‌؛ فقط كسانى معمم مى‌شوند كه تحصیل كرده نجف یا قم باشند، و هندى هجرت نكرده هرچند ملاّ و فاضل، سر به عمامه نمى‌دهد. سلطان‌المدارس را به قصد مدرسه ناظمیه ترك مى‌كنیم.
﴿ صفحه 157﴾