سفر به سرزمین هزار آیین

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: اصغر عرفان

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدى«دام‌عزه» در دانشگاه هم‌درد (دهلى)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌در این فرصت، مطالب زیادى قابل گفت‌و‌گو و بحث است. متأسفانه وقت كم است، من سعى مى‌كنم چند جمله را به صورت اشاره عرض كنم. قبل از هر چیز من سخت تحت تأثیر همت آن مرد بزرگى قرار گرفتم كه با اموال شخصى خود این دانشگاه را احداث كرد و به این سرانجام آبرومند رساند. جداً این همت، قابل تقدیر و قابل اقتباس است و دیگران هم باید یاد بگیرند كه همتى بلند داشته باشند و در راه خدمات ارزشمند انسانى از هیچ چیز مضایقه نكنند. بدون شك، این همت متأثر از فرهنگ اسلامى است كه با تعالیم خود چنین مردان بلند والایى را پرورش مى‌دهد و ارمغان‌آور خدماتى ارزشمند براى
﴿ صفحه 66﴾
جامعه بشرى است. اگر من یك طبیب بودم از تحقیقات طبى كه در این‌جا انجام گرفته استفاده‌هاى بسیار مى‌كردم، و احیاناً ارمغان‌هایى هم براى كشور خودم مى‌بردم‌؛ ولى مى‌دانید كه من یك روحانى هستم. خوشبختانه این دانشگاه یك بخشى در مطالعات اسلامى دارد كه از اول مورد توجه بوده است. من از سروران ارجمند اجازه مى‌خواهم كه بر این سخن تأكید كنم كه اسلام نسبت به سایر مقولات فرهنگى، مثل روح مى‌ماند نسبت به بدن. اگر استادان بزرگوار همت كردند و رشته‌هاى علوم تجربى و به ویژه طب را در این‌جا توسعه دادند، سزاوار است كه نسبت به توسعه علوم اسلامى و باورها و ارزش‌هاى اسلامى هم چنین همتى را داشته باشند. ما اگر تعداد استادها و فارغ‌التحصیل‌هایى كه در این دانشگاه در رشته علوم مطالعات اسلامى فارغ‌التحصیل شدند با سایر فارغ‌التحصیلان رشته‌هاى دیگر بسنجیم خواهیم دید كه این نسبت به هیچ وجه متوازن نیست. من به عنوان یك برادر مسلمان كه افتخار داشتم امروز در این دانشگاه حضور یابم تقاضا مى‌كنم كه سروران ارجمند بر تقویت این رشته هم اهتمام داشته باشند. بنده به عنوان یك خدمتگزار در یك مؤسسه تحقیقاتى اسلامى در قم افتخار خواهم داشت كه در این زمینه در حد امكان با شما همكارى كنم. ما مسلمان‌ها معتقدیم كه سعادت دنیا و
﴿ صفحه 67﴾
آخرت همه انسان‌ها در گرو اسلام است. اگر ما براى سلامتى بدن و بهبود بعضى از امراض بدنى این همه تلاش مى‌كنیم جا دارد كه براى سعادت ابدى انسان‌ها نیز تلاشى درخور داشته باشیم. من از افتخار حضور در جمع شما عزیزان خدا را شكر مى‌كنم و امیدوارم كه شما را در قم و در مؤسسه خودمان زیارت كنیم و بتوانیم همكارى‌هاى مثمر‌ثمرى داشته باشیم.
﴿ صفحه 68﴾
﴿ صفحه 69﴾

مولاى كائنات

آخرین برنامه اولین روز حضورمان، شركت در جشن میلاد حضرت على(علیه السلام) است در سالن اجتماعات خانه فرهنگ. جمعى از كارمندان سفارت، برخى از دانشجویان و تعدادى از ایرانیان مقیم گرد هم آمده‌اند. سالن هم بزرگ است و هم شكیل و آبرومند با فرش‌ها و پرده‌هاى ایرانى، در انتهاى سالن و بدون هیچ حائلى خانم‌ها نشسته‌اند بچه‌ها هم كه مرزى نمى‌شناسند آزادانه و پرهیاهو در رفت و آمدند. فضاى صمیمانه جمع، شبیه یك مهمانى بزرگ خانوادگى است از سنخ كشورى‌اش، این هم غنیمتى است در این دیار غریب. برپایى مراسم عزادارى و جشن‌هاى مذهبى و ملى در این سرزمین غربت، قطع نظر از اثرات روح‌بخش معنوى، به افزایش همبستگى، انسجام گروهى و آرامش روانى مى‌انجامد و حتى مى‌تواند بسترى باشد براى گره‌گشایى از مشكلات ایرانیان مقیم.
سخنرانى آیت‌الله مصباح آخرین برنامه جشن است. پیش از
﴿ صفحه 70﴾
سخنرانى هم برنامه قوّالى بوده و هم شعرخوانى، «معراج احمد» یكى از هنرمندان مشهور هندى كه اشعار بسیار زیادى را از شاعران ایرانى به حافظه سپرده است قوّالى كرد و آقاى محتشمى شاعر اهل‌بیت، شعرخوانى. متأسفانه ما فقط به شنیدن وصف این دو بزرگوار توفیق مى‌یابیم.
حاج‌آقا در سخنانشان از حضرت على(علیه السلام) مى‌گویند و از فضایل بى‌كرانش. در پارچه‌نوشته‌اى كه در پشت سر حاج‌آقاست این جمله را نوشته‌اند: میلاد مولود كعبه مولاى كائنات مبارك.
﴿ صفحه 71﴾
﴿ صفحه 72﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح یزدى«دام‌عزه» در محل رایزنى فرهنگى ایران در هند

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌فرا رسیدن میلاد مسعود مولود كعبه امیرالمؤمنین و امام المتقین على بن ابى‌طالب(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس ولى‌عصر ارواحنا فداه و همه حق‌جویان عالم و طالبان
﴿ صفحه 73﴾
عدالت تبریك و تهنیت عرض مى‌كنیم و از خداى متعال درخواست مى‌كنیم كه ما را از پیروان راستین آن حضرت قرار بدهد و در دنیا و آخرت دست ما را از دامان آن بزرگوار كوتاه نفرماید. امشب، شب میلاد كسى است كه از ابعاد گوناگون در میان انسان‌ها منحصر به فرد است حتى برخى از ویژگى‌هاى شخصیت على(علیه السلام) را به زحمت مى‌توان در میان پیامبران هم یافت و به قول آن مرد بزرگ چه مى‌توان گفت درباره كسى كه دشمنانش از روى حسد و عداوت، فضایلش مخفى كردند و دوستانش از بیم دشمنان لب فرو‌بستند، با این حال فضایل او جهان را پر كرد و اگر آن دشمنى‌ها و عداوت‌ها نبود و دوستان هم جرأت مى‌یافتند كه همه فضایل على(علیه السلام) را بیان كنند دیگر چه مى‌شد؟! اگر ما فرض كنیم اصلا العیاذ بالله نه اسلام و نه مذهب شیعه را مى‌شناختیم و تنها به عنوان یك فرد ناظر بدون تعصب به تاریخ مسلمانان مى‌نگریستیم چه مى‌گفتیم درباره كسى كه دوست و دشمن، هم‌كیش و غیر هم‌كیش درباره او این چنین عاشقانه سخن گفته باشند؟ چه مى‌توان گفت درباره فردى كه آنان كه حتى دین و مذهب او را قبول نداشتند ده‌ها جلد كتاب در مدحش نوشتند.
شما حتماً كتاب صوت العدالة الانسانیة(4) را دیده‌اید، این
﴿ صفحه 74﴾
كتاب را یك قاضى مسیحى لبنانى درباره حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نوشته است‌؛ فریاد عدالت انسانى، این قاضى مسیحى در این چند جلد كتاب بزرگ درباره شخصیت حضرت على(علیه السلام) هم‌چون عاشقى شیدا سخن گفته است. حتى كسانى كه اصلا منكر خدا و دین بوده‌اند در مدح على قصیده‌ها سروده و سخن‌ها گفته‌اند. هركس از هر دین و از هر مذهبى نامى از على شنیده درباره فضایل على شك ندارد و اصلا آن امام را با این اوصاف مى‌شناسد‌؛ حضرت على(علیه السلام) از لحاظ مقامات معنوى و عرفانى در بالاترین مرتبه‌ها بوده است. مى‌دانید كه در مسلمانان فرقه‌هاى زیادى اهل تصوف هستند كه در پهناى عالم پراكنده‌اند، نه‌تنها در ایران، بلكه در شمال آفریقا (از مصر تا الجزایر)، شرق آفریقا (در سودان و تانزانیا) حتى در چین و دورترین نقاط جهان كسانى هستند كه به نحوى گرایش‌هاى صوفیانه دارند و فرقه‌هاى مختلفى هستند. آن طور كه بعضى از محققان نقل كرده‌اند بیشتر این فرقه‌ها از اهل تسنن هستند مثل نقش‌بندیه، قادریه و‌...‌؛ فرقه‌هایى كه میلیون‌ها طرفدار هم در عالم دارند. تمام این فرق ‌جز یك فرقه ‌ـ معتقدند كه خرقه از على(علیه السلام) دریافت كرده‌اند‌؛ یعنى فرقه‌هاى متصوف اهل تسنن افتخارشان این است كه
﴿ صفحه 75﴾
قطبشان على است. از همه این‌ها ما صرف‌نظر مى‌كنیم و مى‌گوییم شاید این‌ها بى‌جهت گفته‌اند. اما آیا كسى در عالم پیدا مى‌شود كه على را با عدالت نشناسد؟ ما اگر اسم پدر و اسم مادر على(علیه السلام) را هم ندانیم اما عدالت على را مى‌شناسیم‌؛ على(علیه السلام) مظهر عدالت عالم بوده است. به غیر از على(علیه السلام) چه كسى به نماد عدالت شناخته مى‌شود؟ این صفت على احتیاج به استدلال و سند تاریخى و این حرف‌ها ندارد نام على(علیه السلام) با عدالت توأم است.
حضرت على(علیه السلام) هم‌چنین عبادت كننده مخلص خداست‌؛ آیا كسى پیدا مى‌شود كه بگوید من على را مى‌شناسم مى‌دانم على بوده اما اهل عبادت نبوده؟ آن‌چنان در اوصاف عبادت على سخن گفته‌اند كه تصورش براى ما مشكل است. مى‌دانید كه حضرت امام سجاد(علیه السلام) به دلیل فشار شدید حكومت بنى‌امیه، بیشتر اوقاتش را به عبادت مى‌گذراند، ولى وقتى به آن حضرت گفتند آقا چرا این قدر خودتان را در عبادت به زحمت مى‌اندازید؟ فرمود: عبادت من كجا و عبادت جدّم على(علیه السلام) كجا! على(علیه السلام)نمونه بارز خداپرستى است‌؛ آن مناجات‌ها، آن دعاها، آن نمازها، آن گریه‌ها، گاهى از شدت گریه چنان بى‌حال مى‌شد كه مردم خیال مى‌كردند از دنیا رفته است. على(علیه السلام) در هر شب یا هر شبانه‌روزى هزار ركعت نماز مى‌خواند، آیا این شدنى است؟ در روایات هست
﴿ صفحه 76﴾
روایت‌ها هم یكى دو تا نیست، اما تصورش براى ما مشكل است‌؛ مگر مى‌شود انسان شبانه روز هزار ركعت نماز بخواند؟! البته من باید اضافه كنم كه نمازهاى مستحبى را حتى در حال راه رفتن هم مى‌شود خواند، شما در ماشینتان هم مى‌توانید نماز مستحبى بخوانید به طرف قبله باشید یا نباشید، در كوچه راه مى‌روید مى‌توانید نمازتان را بخوانید، على آن وقت كه در مزرعه بیل مى‌زد مشغول نماز بود، آن وقت كه غذا بر دوش مى‌كشید و به خانه فقرا مى‌برد هم در حال نماز بود. در نمازهاى مستحبى لازم نیست كه حتماً تمام شرایط نماز واجب رعایت شود. درباره علامه بزرگوار امینى(قدس سره) صاحب كتاب الغدیر(5) نقل كرده‌اند كه ایشان بنا گذاشته بود كه خواندن هزار ركعت را تجربه كند. سالى كه از عتبات به ایران آمده بودند یك ماه رمضان در مشهد مقدس متوسل به خود امیرالمؤمنین(علیه السلام)شده بودند كه این شب‌هاى ماه رمضان را در حرم حضرت امام رضا(علیه السلام) شبى هزار ركعت نماز بخوانند. علامه امینى بعد از نماز مغرب و عشا در حرم امام رضا مشغول نماز مى‌شدند و تا موقع سحر در طول این یك ماه هر شب هزار ركعت نماز مى‌خواندند تا ثابت كنند كه مى‌شود یك شب هزار ركعت نماز خواند. حالا تصور كنید كه هزار ركعت
﴿ صفحه 77﴾
نبود، صد ركعتش هم نبود، اما در این‌كه على نمونه بارز پرستش‌گر خدا بود هیچ شكى نیست.
صفت برجسته دیگر حضرت على(علیه السلام) كه نمى‌توان درباره‌اش شك كرد و احتیاجى هم به سند تاریخى و حدیث و تاریخ ندارد، شجاعت و شهامت و فداكارى على در راه خداست. آیا یك نفر در عالم پیدا مى‌شود كه بگوید على بن ابى‌طالبى كه در تاریخ نامش آمده، انسان ترسویى بوده است؟ آدمى بوده كه از جنگ فرار مى‌كرده؟ آدمى بوده گریزان از خطر‌؛ یك آدم تن‌پرور راحت‌طلب، بله على(علیه السلام)طالب عدالت بود اهل عبادت هم بود اما اهل جنگ و شمشیر و كشتن و كشته شدن نبود، آیا مى‌توان یك چنین چیزى تصور كرد؟ آیا كسى در عالم چنین حرفى زده است؟ اگر على وجود داشته نمونه بارز شجاعت در عالم انسانیت بوده است. قسم مى‌خورد كه اگر تمام فرقه‌ها و طوایف عرب یك جا جمع شوند و پشت به پشت هم به جنگ من بیایند، یك تنه در برابرشان مى‌ایستم و پشت به آنها نخواهم كرد‌؛ یعنى میلیون‌ها انسان یك طرف من هم یك طرف، به همین جهت زره على پشت نداشت چون على(علیه السلام) هیچ وقت به دشمن پشت نمى‌كرد. این‌ها صفاتى است كه دوست و دشمن، مؤمن و كافر، قدیم و جدید، پیر و جوان، مرد و زن درباره على گفته‌اند، شك كردن در این صفات هم‌چون تردید در وجود على(علیه السلام) است. اگر على
﴿ صفحه 78﴾
بوده طرفدار عدالت بوده اگر على بوده نمونه شجاعت بوده اگر على بوده اهل عبادت بوده است. درست است كه در میان بیش از شش میلیارد جمعیت انسان‌هاى روى زمین تنها ما شیعیان كه نسبتمان به شش میلیارد نسبت اندكى است،(6) خود را پیرو على مى‌دانیم اما دیگرانى كه چنین ادعایى هم ندارند، على را دوست دارند‌؛ یهودى، على را دوست دارد، مسیحى، على را دوست دارد، مشرك، على را دوست دارد، كمونیست، على را دوست دارد، اما نمى‌گویند ما پیرو على هستیم تنها كسانى كه در عالم خودشان را پیرو على مى‌دانند و به این نام خودشان را معرفى مى‌كنند ما شیعه‌ها هستیم، اما آیا ما پیروان على از صفات على هم بهره‌اى داریم؟ چگونه مى‌خواهیم پیرو على باشیم؟ اگر به دوستى است كفار هم على را دوست دارند‌؛ اشعارى كه مسیحیان و حتى منكرین خدا در مدح على سروده‌اند شعراى ما یا نتوانستند مثل آنها را بسرایند یا بهترش را نگفته‌اند. دوست داشتن كه منحصر به ما نیست. مگر برادران اهل تسنن على را دوست ندارند بسیارى از كتاب‌هایى كه در مدح حضرت على(علیه السلام) نوشته شده، از اهل تسنن است. شما مى‌دانید فرقه‌هاى اهل تسنن چهار گروه معروف هستند كه به واسطه مذاهب
﴿ صفحه 79﴾
فقهى‌شان شناخته مى‌شوند.(7) یكى از رؤساى مذهب شافعى اشعارى درباره على گفته كه ما شیعه‌ها چنین چیزى نگفته‌ایم:
ومات الشافعی ولیس یدرى *** علیّ ربّه ام ربّه الله
آن‌قدر این مطلب سنگین است كه برخى گفته‌اند شافعى نمى‌تواند چنین حرفى بزند. این مطلب را هم هیچ كس نمى‌تواند انكارش كند كه نماز بدون صلوات بر محمد و آل محمد(علیهم السلام) ‌كه على در رأس آنهاست‌ـ باطل است. هیچ فرقه مسلمانى نیست كه بگوید نماز بدون صلوات در تشهد صحیح است. صلواتش هم باید اللهم صلّ على محمد وآل محمد باشد، و على مشمول آل است. ما پیروان على، تابع چه چیز على هستیم؟ شایسته است كه امشب ‌كه شب میلاد على است‌ـ با على پیمان ببندیم و بگوییم آقا ما از امشب سعى مى‌كنیم در این سه صفت یك قدم به سوى شما برداریم. از فردا بنا بگذاریم كه به دیگران ستم نكنیم. اگر ما در رفتار خودمان بیاندیشیم مى‌بینیم روزانه صدها ظلم مى‌كنیم‌؛ ظلم به خودمان، ظلم به همسرمان، ظلم به بچه‌هایمان، ظلم به همسایه‌مان، ظلم به همكارمان، و‌...، كم‌كارى یك ظلم است، برخورد بد با ارباب رجوع، ظلم است، بى‌انصافى در معامله، ظلم است، بى‌احترامى به یك
﴿ صفحه 80﴾
مسلمان، ظلم است، نه‌تنها به مسلمان بلكه به كافر هم نباید بى‌احترامى كرد. وقتى حق كسى ادا نشود ظلم است، ظلم مگر چیست؟ فرزندانمان بر ما حق دارند اگر در تربیت و تأمین نیازمندى‌هایشان كوتاهى كنیم، اگر در ابراز محبت و عاطفه به آنها كوتاهى كنیم، درباره‌شان ظلم كرده‌ایم. درباره خویشان و همسایگان نیز همین‌طور است. پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)فرمود: جبرئیل آن‌قدر به من سفارش همسایه را كرد كه پنداشتم همسایه هم مثل خویشان ارث مى‌برد.(8) ما چقدر رعایت حقوق همسایگانمان را مى‌كنیم؟ پیمان ببندیم كه از ظلم‌هایى كه مى‌كردیم بكاهیم. با همسر و بچه‌هایمان بهتر رفتار كنیم، با همسایگانمان، با همكارانمان، با طرف معامله‌مان، با ارباب رجوع رفتار بهترى داشته باشیم.
یك قدم هم در عبادت برداریم بگوییم على‌جان امشب با شما پیمان مى‌بندیم. نماز هزار ركعت پیش كش ما اهلش نیستیم حتى قول نمى‌دهیم كه نوافل را مرتب بخوانیم، ولى به شما قول مى‌دهیم از فردا نماز واجبمان را درست بخوانیم مسائلش را یاد بگیریم حمد و سوره‌اش را درست بخوانیم و‌...، یك گام هم در راه شجاعت و فداكارى براى خدا برداریم، از فردا یك قدم در راه دفاع از اسلام و از مسلمین برداریم مردم فلسطین را این چنین مظلومانه به
﴿ صفحه 81﴾
شهادت مى‌رسانند ما هم آرام و بى‌خیال مى‌خوابیم. مردم عراق را این‌گونه ظالمانه شهید مى‌كنند، اموالشان را غصب مى‌كنند، نفتشان را به یغما مى‌برند اما ما چه كرده‌ایم؟ پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: ومن یسمع رجلا ینادى یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم،(9) اگر كسى بشنود مسلمانى مى‌گوید اى مسلمان‌ها به فریادم برسید و درصدد رفع ظلم از آنها برنیاید مسلمان نیست. فریاد فلسطینى‌ها را نمى‌شنوید، فریاد شیعیان عراق را نمى‌شنوید؟ اگر جواب ندهیم مسلمان نیستیم. از فردا بنا بگذاریم یك قدم در راه كمك به این مظلومان عالم برداریم‌؛ به مال، به جان، به زبان، به قلم، براى آنها كارى كنیم. بیاییم ما شیعیان كه در میان شش میلیارد انسان، تنها كسانى هستیم كه خود را پیرو على مى‌دانیم یك قدرى شباهت به على پیدا كنیم.
پروردگارا تو را به مقام على به آن كسى كه بعد از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله)هیچ مخلوقى را به اندازه او دوست نداشتى، قسم مى‌دهیم كه ما را با على آشناتر كن. معرفت على و اهل‌بیتش را بر ما افزون بفرما. عشق ما را به خاندان على بیشتر كن. ما را در راه پیروى و تشبّه به على و خاندان على یارى بفرما. به ما توفیق بده كه راهى را برگزینیم كه على پیمود. كارى را انجام دهیم كه على دوست داشت.
﴿ صفحه 82﴾
پروردگارا به ما توفیق بده كه طرفدار عدالت و دشمن ظلم و ظالم باشیم. به ما توفیق بده كه به هیچ ظالمى كمك نكنیم و از دین تو با مال و جانمان حمایت كنیم و در این راه از هیچ نیرویى نهراسیم. پروردگارا به ما توفیق بده كه در راه انجام وظایفمان شجاع باشیم نه بر مالمان بترسیم و نه بر جانمان و نه بر حیثیت و آبرویمان.
پروردگارا در دنیا و آخرت دست ما را از دامان على كوتاه نفرما. ما را در همه گرفتارى‌ها مورد عنایت على و آل على قرار بده. در روز قیامت ما را مشمول شفاعت على قرار بده. پروردگارا تو را قسم مى‌دهیم به جان على به ما لیاقت بده كه مشمول شفاعت على قرار بگیریم. پروردگارا نام على را همواره در كشور ما، در خانواده ما، در دل ما زنده بدار. به ما توفیق بده كه این نام شریف را در جهان زنده بداریم و در راه احیاى نام و صفات و راهش فداكارى كنیم.
اگر ما امشب این توفیق را بیابیم كه این پیمان را با على ببندیم بهترین عیدى را از خداى على دریافت كرده‌ایم.
والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته
﴿ صفحه 83﴾