سفر به سرزمین هزار آیین

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تدوین و نگارش: اصغر عرفان

دانشگاه هم‌درد

حدود ساعت 15/3 دقیقه بعد از ظهر روبه‌روى ساختمان مركزى دانشگاه هم‌درد توقف مى‌كنیم. سرباز سیه‌چرده تشریفات با آن كلاه قرمز و شمشیرى كه بر كمر آویخته، شاید به رسم معمول و یا با دیدن پلاك سیاسى ماشین سفارت، سلامى نظامى مى‌دهد. در همان بدو ورود تنى چند از مسئولان دانشگاه به استقبالمان مى‌آیند. هندى‌ها به واسطه بهره‌مندى از میراث شرقى و شاید هم
﴿ صفحه 59﴾
به خاطر خلق و خوى مناطق گرمسیرى مردمانى مهمان‌دوست و مهربان و خوش‌برخورد هستند. ظاهراً هندى‌هاى متشخص در معارفه‌ها كارت ویزیتشان را هم توزیع مى‌كنند. این را ما در رفتار دكتر اوصاف‌على دبیر هیأت امناى دانشگاه دیدیم.
دانشگاه هم‌درد به همت مرحوم حكیم عبدالحمید بنیان نهاده شده و هم‌اكنون افزون بر دانشكده و دپارتمان‌هاى مختلف، داراى مجتمع آموزشى تعلیم‌آباد، بیمارستان مجیدیه، شركت بزرگ داروسازى و هم‌چنین مزرعه اختصاصى گیاهان دارویى است. از اهداف مهم این دانشگاه، گسترش تحقیقات و توسعه طب اسلامى و نیز شناساندن نقش مسلمانان در تمدن و فرهنگ هند است. دانشگاه هم‌درد چند رشته منحصر به فرد هم دارد مثل فوق‌لیسانس آسیب و زهرشناسى، شیمى صنعتى، گیاه‌شناسى محیطى و دوره‌هاى ویژه داروسازى یونانى. نكته جالبى كه در صحبت‌هاى دكتر اوصاف‌على جلب توجه مى‌كند همكارى‌هاى گسترده این مركز با دانشگاه‌ها و مؤسسات معتبر جهانى است‌؛ مراكزى هم‌چون مؤسسه طبى ابن‌سیناى آفریقاى جنوبى، مركز داروسازى نلسون ماندلا، دانشگاه استرافورد شایر انگلیس، دانشگاه اوش‌كش امریكا و‌...، هم‌درد با «رنبكسى» بزرگترین كارخانه داروسازى هند نیز در زمینه تهیه مواد اولیه همكارى دارد. دكتر اوصاف‌على همراه با این توضیحات ما را به سالن كنفرانس دفتر ریاست راهنمایى مى‌كند. در آنجا برخى دیگر از استادان و مسئولان دانشگاه نیز به ما مى‌پیوندند.
﴿ صفحه 60﴾
«قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لا یَعْلَمُون»، آیه 9 سوره زمر، بر پارچه زربافت زیبایى بر دیوار سالن كنفرانس، ما را به گفتن یك تحسین قلبى براى این حسن انتخاب وادار مى‌كند. اوصاف‌على، اولین سخنران این جلسه، هم خوش‌آمد مى‌گوید هم از همكارى خانه فرهنگ و روابط خوب آن با این دانشگاه قدردانى مى‌كند و هم با گزارشى دیگر از فعالیت‌هاى دانشگاه، توضیحات قبلى‌اش را كامل‌تر مى‌سازد و بعد تازه از سرپرست شبكه رایانه‌اى آنجا مى‌خواهد كه به همراه آمار و ارقام و نمایش تصویرى، دانشگاه را معرفى كند. 1964. م تأسیس بنیاد ملى هم‌درد، 1970. م گشایش مؤسسه تاریخ داروسازى و تحقیقات دارویى، 1972. م كالج داروسازى، یك سال بعد افتتاح كالج طبى، بیمارستان مجیدیه 1982. م، كالج پرستارى رئوفیه 1984. م، و این‌كه در سال 1989. م این دانشگاه از سوى دولت به رسمیت شناخته شده و به وسیله راجیوگاندى نخستوزیر وقت افتتاح مى‌شود. تا یادم نرفته بگویم كه این جوان همه این توضیحات را به زبان انگلیسى بیان مى‌كند. پیش‌تر دكتر اوصاف‌على هم صحبت‌هایش را به فارسى مى‌گفت. مكالمه انگلیسى هندى‌ها و فارسى حرف زدنشان حكایتى شنیدنى دارد كه در مجالى دیگر روایت مى‌كنم. با پایان توضیحات مسئول شبكه رایانه‌اى دانشگاه ‌كه گویا به جهت تكرارى بودن حوصله برخى از مهمانان را نیز به سر برده است‌ـ آیت‌الله مصباح به ایراد سخن مى‌پردازد.
آقاى احمدى اهل همدان است و از یادگاران خوب جبهه و
﴿ صفحه 61﴾
جنگ، مدت‌هاست كه در هند زندگى مى‌كند و حتى همسرى هندى برگزیده، فعلا هم مسئول روابط عمومى خانه فرهنگ است. زحمت ترجمه سخنان حاج‌آقا را در سالن كنفرانس، او بر عهده داشت. بعد هم مشغول ترجمه صحبت‌هاى یكى از اساتیدى شد كه ما را با قسمت‌هاى مختلف دانشگاه آشنا مى‌كرد.
سالن بزرگ و دایره‌اى شكل اصلى، شكوه‌مندترین بنایى است كه در این‌جا مى‌بینیم دور‌تا‌دور ما را تا فاصله ده‌ها متر رو به آسمان تابلوهایى زیبا و رنگى احاطه كرده‌اند كه بر هر كدام نامى از اسماء مقدس الهى به شكلى جالب خطاطى شده است‌؛ فتّاح، ستّار، حكیم، حلیم، رحمن، رحیم، طبیب، حبیب‌... در گوشه‌اى از همین سالن تعدادى تابلونوشته با خطوط قدیمى مصرى، سریانى، كوفى، یونانى و لاتین خودنمایى مى‌كند.
بیش از 151 هزار كتاب در موضوعات مختلف علوم انسانى و مهندسى و كامپیوتر، نزدیك بیست هزار كتاب به زبان فارسى و عربى در زمینه‌هاى ادبیات، تاریخ، دین و فرهنگ و 4500 كتاب خطى كه بیشترشان به زبان فارسى است با قشر كم‌حجمى از گرد و غبار، قفسه‌هاى آهنى قدیمى و چند جوان ساده‌پوش هندى مشغول مطالعه، كتابخانه دانشگاه را تشكیل داده بود. مسئول كتابخانه كه مى‌فهمد ایرانى هستیم و از قم آمده‌ایم بخش كتاب‌هاى فارسى را به ما نشان مى‌دهد و از یكى از قفسه‌ها به انتخاب خودش كتابى را براى تورق به حاج‌آقا مى‌دهد. سالن مطالعه هم وضعیت مطلوبى ندارد‌؛ صندلى‌هاى قدیمى با میزهایى
﴿ صفحه 62﴾
بسیار ساده با نورى نه‌چندان استاندارد براى مطالعه، یحتمل به دلیل گرانى سرسام‌آور برق، شبیه سالن‌هاى مطالعه برخى از مساجد خودمان، با این تفاوت كه این‌جا یكى از مهم‌ترین دانشگاه‌هاى هند و از مشهورترین آنها در زمینه گیاهان دارویى در جهان است. نكته دیگرى را از زندگى هندى‌ها به ذهن مى‌سپارم‌؛ ساده‌زیستى.
وقتى قالب‌هاى قیافه‌اى جدید مى‌بینى تازه مى‌فهمى كه این‌جا از بیش از بیست كشور آسیایى و افریقایى دانشجو دارد، و مهم‌تر این‌كه امكاناتى مثل آزمایشگاه، خوابگاه، كتابخانه، سالن ورزشى، مركز رایانه و بیمارستان هم به رایگان در اختیار دانشجویان قرار گرفته است، و باز جالب‌تر این‌كه دانشجویان خارجى بدون امتحان و كنكور وارد این دانشگاه مى‌شوند.
برخلاف ظاهر نه‌چندان آراسته برخى از مراكز علمى هند و سطح نسبتاً نازل زندگى كه غالب مردم را شامل مى‌شود، هیچ‌كس نمى‌تواند در اعتبار علمى و جهانى برخى از دانشگاه‌هاى بزرگ این كشور هم‌چون «دهلى»، «جواهر لعل نهرو» و «بمبئى» تردید كند. اگرچه برخى كارشناسان با استناد به برخى آمار و تعاریف خاص از پیشرفت، هند را در ردیف كشورهاى در حال توسعه قلمداد مى‌كنند، اما همانان نیز باور دارند كه این كشور یكى از ده ابرقدرت علمى و صنعتى جهان است. خوب است دانش‌پژوهان ایرانى كه گاه در پى ادامه تحصیل، فریب برخى دانشگاه‌هاى نه‌چندان معتبر و بعضاً پولى اروپا را مى‌خورند، نیم‌نگاهى هم به
﴿ صفحه 63﴾
كشور هند بیاندازند. متأسفانه امروزه واقعیت‌هاى انكارناپذیر علمى جاى خود را به جاذبه‌هاى پر‌زرق و برق ظاهرى داده است. بى‌شك بسیارى از طرح‌ها و تحقیقات علمى دانشگاه‌هاى غربى فاقد كارایى مؤثر در كشورى چون ایران است و در برابر، بسیارى از یافته‌ها و نتایج كاوش‌هاى محققان و پژوهش‌گران هندى به دلیل قرابت بافت فرهنگى اجتماعى با ما مى‌تواند الگوى مناسبى براى پیش‌برد اهداف توسعه كشورمان باشد. این واقعیت، دست‌كم در حوزه علوم انسانى و براى محققان علوم دینى و اجتماعى و سیاسى امرى كتمان‌ناپذیر است.
كتابخانه هم‌درد، نمایشگاه كوچكى هم از آثار خطى قدیمى دارد‌؛ كتاب‌هایى كه بیشتر عربى و فارسى است. در سالن دیگرى انبوهى از رایانه‌ها در صفى طولانى پشت سر هم ردیف شده‌اند، دانشجویان نیز آن‌قدر گرم كاوشند كه اصلا متوجه حضور ما نمى‌شوند. شنیده بودیم كه هند یكى از غول‌هاى رایانه‌اى جهان است و حتى بسیارى از كارشناسان شركت بزرگى مثل مایكروسافت، هندى هستند، اما نمى‌دانستیم كه این كشور امسال بیش از ده میلیارد دلار صادرات نرم‌افزارى داشته است.
آخرین مرحله دیدار ما از هم‌درد قرائت فاتحه بر مزار حكیم عبدالحمید است. حاج‌آقا قبل از آن در دفتر یادبود دانشگاه این‌چنین مى‌نویسند:
بسم الله الرحمن الرحیم
در سفرى كه روز میلاد مولود كعبه در سال 1424
﴿ صفحه 64﴾
هجرى قمرى به دهلى‌نو داشتم، توفیق بازدید از دانشگاه عظیم هم‌درد حاصل شد و سخت تحت تأثیر همت بنیان‌گذار آن قرار گرفتم. پیشرفت‌هایى كه در رشته‌هاى علوم مختلف تجربى به ویژه طب قدیم در این دانشگاه حاصل شده تحسین‌برانگیز است. امیدوارم دست‌اندركاران اهتمام درخورى براى تقویت و توسعه بخش مطالعات اسلامى داشته باشند.
خط حاج‌آقا انصافاً زیبا و خوانا است برخلاف برخى علماى بزرگ دیگر.
مرحوم عبدالحمید در زیر مقبره‌اى كوچك در گوشه‌اى از فضاى سبز دانشگاه آرمیده بود. مزارش سنگ سپید ساده مرمرى بود با تاریخ تولد و مرگش، 91 سال زندگى از سپتامبر 1908 تا جولاى 1999 و این جمله كه، «مژده مغفرت نصیب مولا» ما هم بر این مرد فرهیخته فاتحه‌اى مى‌فرستیم.
﴿ صفحه 65﴾

سخنرانى حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدى«دام‌عزه» در دانشگاه هم‌درد (دهلى)

بسم الله الرحمن الرحیم
...‌در این فرصت، مطالب زیادى قابل گفت‌و‌گو و بحث است. متأسفانه وقت كم است، من سعى مى‌كنم چند جمله را به صورت اشاره عرض كنم. قبل از هر چیز من سخت تحت تأثیر همت آن مرد بزرگى قرار گرفتم كه با اموال شخصى خود این دانشگاه را احداث كرد و به این سرانجام آبرومند رساند. جداً این همت، قابل تقدیر و قابل اقتباس است و دیگران هم باید یاد بگیرند كه همتى بلند داشته باشند و در راه خدمات ارزشمند انسانى از هیچ چیز مضایقه نكنند. بدون شك، این همت متأثر از فرهنگ اسلامى است كه با تعالیم خود چنین مردان بلند والایى را پرورش مى‌دهد و ارمغان‌آور خدماتى ارزشمند براى
﴿ صفحه 66﴾
جامعه بشرى است. اگر من یك طبیب بودم از تحقیقات طبى كه در این‌جا انجام گرفته استفاده‌هاى بسیار مى‌كردم، و احیاناً ارمغان‌هایى هم براى كشور خودم مى‌بردم‌؛ ولى مى‌دانید كه من یك روحانى هستم. خوشبختانه این دانشگاه یك بخشى در مطالعات اسلامى دارد كه از اول مورد توجه بوده است. من از سروران ارجمند اجازه مى‌خواهم كه بر این سخن تأكید كنم كه اسلام نسبت به سایر مقولات فرهنگى، مثل روح مى‌ماند نسبت به بدن. اگر استادان بزرگوار همت كردند و رشته‌هاى علوم تجربى و به ویژه طب را در این‌جا توسعه دادند، سزاوار است كه نسبت به توسعه علوم اسلامى و باورها و ارزش‌هاى اسلامى هم چنین همتى را داشته باشند. ما اگر تعداد استادها و فارغ‌التحصیل‌هایى كه در این دانشگاه در رشته علوم مطالعات اسلامى فارغ‌التحصیل شدند با سایر فارغ‌التحصیلان رشته‌هاى دیگر بسنجیم خواهیم دید كه این نسبت به هیچ وجه متوازن نیست. من به عنوان یك برادر مسلمان كه افتخار داشتم امروز در این دانشگاه حضور یابم تقاضا مى‌كنم كه سروران ارجمند بر تقویت این رشته هم اهتمام داشته باشند. بنده به عنوان یك خدمتگزار در یك مؤسسه تحقیقاتى اسلامى در قم افتخار خواهم داشت كه در این زمینه در حد امكان با شما همكارى كنم. ما مسلمان‌ها معتقدیم كه سعادت دنیا و
﴿ صفحه 67﴾
آخرت همه انسان‌ها در گرو اسلام است. اگر ما براى سلامتى بدن و بهبود بعضى از امراض بدنى این همه تلاش مى‌كنیم جا دارد كه براى سعادت ابدى انسان‌ها نیز تلاشى درخور داشته باشیم. من از افتخار حضور در جمع شما عزیزان خدا را شكر مى‌كنم و امیدوارم كه شما را در قم و در مؤسسه خودمان زیارت كنیم و بتوانیم همكارى‌هاى مثمر‌ثمرى داشته باشیم.
﴿ صفحه 68﴾
﴿ صفحه 69﴾

مولاى كائنات

آخرین برنامه اولین روز حضورمان، شركت در جشن میلاد حضرت على(علیه السلام) است در سالن اجتماعات خانه فرهنگ. جمعى از كارمندان سفارت، برخى از دانشجویان و تعدادى از ایرانیان مقیم گرد هم آمده‌اند. سالن هم بزرگ است و هم شكیل و آبرومند با فرش‌ها و پرده‌هاى ایرانى، در انتهاى سالن و بدون هیچ حائلى خانم‌ها نشسته‌اند بچه‌ها هم كه مرزى نمى‌شناسند آزادانه و پرهیاهو در رفت و آمدند. فضاى صمیمانه جمع، شبیه یك مهمانى بزرگ خانوادگى است از سنخ كشورى‌اش، این هم غنیمتى است در این دیار غریب. برپایى مراسم عزادارى و جشن‌هاى مذهبى و ملى در این سرزمین غربت، قطع نظر از اثرات روح‌بخش معنوى، به افزایش همبستگى، انسجام گروهى و آرامش روانى مى‌انجامد و حتى مى‌تواند بسترى باشد براى گره‌گشایى از مشكلات ایرانیان مقیم.
سخنرانى آیت‌الله مصباح آخرین برنامه جشن است. پیش از
﴿ صفحه 70﴾
سخنرانى هم برنامه قوّالى بوده و هم شعرخوانى، «معراج احمد» یكى از هنرمندان مشهور هندى كه اشعار بسیار زیادى را از شاعران ایرانى به حافظه سپرده است قوّالى كرد و آقاى محتشمى شاعر اهل‌بیت، شعرخوانى. متأسفانه ما فقط به شنیدن وصف این دو بزرگوار توفیق مى‌یابیم.
حاج‌آقا در سخنانشان از حضرت على(علیه السلام) مى‌گویند و از فضایل بى‌كرانش. در پارچه‌نوشته‌اى كه در پشت سر حاج‌آقاست این جمله را نوشته‌اند: میلاد مولود كعبه مولاى كائنات مبارك.
﴿ صفحه 71﴾
﴿ صفحه 72﴾