سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

خانه فرهنگ

آقاى آهنى كاردار سفارت ایران در هند ‌سفیر براى مأموریتى در ایران بود‌ـ حجت‌الاسلام والمسلمین رجب‌نژاد مسئول دفتر نمایندگى حوزه‌هاى علمیه هند، آقاى تمله سرپرست خانه‌فرهنگ دهلى و آقاى خواجه‌پیرى مسئول مركز میكروفیلم نور، جمع استقبال‌كنندگان ما در فرودگاه دهلى‌نو هستند. ملاقات اولمان با این دوستان طولانى نمى‌شود‌؛ چراكه باید براى استراحتى كوتاه به «رزى‌دانس» یا همان مهمان‌سراى خودمان برویم.
﴿ صفحه 55﴾
امروز چهارشنبه 19 شهریور 1382 خودمان، دهم سپتامبر 2003 این‌ها، و البته 13 رجب 1424، سال‌روز ولادت حضرت امیر مؤمنان(علیه السلام) است. تقارن ورودمان را با این روز مبارك به فال نیك مى‌گیریم و از امروز خودمان را عادت مى‌دهیم كه زیاد در پى تفاوت واژه‌هاى این‌ها و خودمان نباشیم.
بعد از استراحتى كوتاه راهى خانه فرهنگ ایران مى‌شویم. رایزنى در خیابان 18 تلگمارگ دهلى و روبه‌روى دادگاه عالى هند واقع شده است‌؛ محلى به مساحت 12000 متر شامل چند بناى سفید محصور در میان درختان بلند و فضایى سبز. عكسى از برج آزادى و تصاویرى از شیراز، اصفهان، یزد و كرمان كه زیر شیشه‌هاى جا گرفته در دیوار رایزنى خودنمایى مى‌كنند، اولین معرفى كنندگان خاموش این محل هستند.
بى‌شك فرهنگ كهن ایران و هند و پیوندهاى محكم و ناگسستنى این دو سرزمین، اهمیت وجود چنین جایگاهى را در شبه قاره به روشنى بیان مى‌كند. خانه فرهنگ فعالیت‌هاى گسترده‌اى دارد‌؛ طبع و نشر فصل‌نامه‌ها و مجلاتى درباره تمدن و هنر ایرانى و پیوندشان با سرزمین هند، معرفى جلوه‌هاى جهانگردى ایران، ترجمه برخى كتاب‌هاى ایرانى به هندى و اردو و بالعكس، جمع‌آورى نسخه‌هاى خطى، برقرارى ارتباطمیان فرهیختگان ایرانى و هندى و‌...، این‌ها اگرچه گام‌هاى ارزشمندى است ولى توجهى بیش از این و اهتمام سازمان‌یافته‌ترى را طلب مى‌كند.
آقاى تمله از قصه خرید زمین محل رایزنى مى‌گوید و این‌كه
﴿ صفحه 56﴾
سال‌ها پیش دكتر اقبال وزیر نفت رژیم پهلوى در سفرى به هند، لزوم ایجاد چنین پایگاهى را احساس مى‌كند و مبلغ یك میلیون تومان آن زمان را براى خرید این‌جا اختصاص مى‌دهد. موقعیت ممتاز و وسعت مناسب محل رایزنى، امتیاز ویژه‌اى است كهمى‌بایست متولیان فرهنگى این‌جا قدرش را بدانند، چراكه گفته مى‌شود قیمت زمین در دهلى‌نو بسیار بالاست و متأسفانه با توجه به بهره اندكى كه امور فرهنگى از بودجه كشور دارد، خرید چنین فضایى در زمان ما كارى شبیه محال نشان مى‌دهد. به هر حال تدبیر آن زمان دكتر اقبال با هر غرضى كه داشته، امروز بستر بسیار مناسبى را فراروى فرهنگ‌دوستان هر دو سرزمین فراهم آورده است.
آقاى تمله كارمندان بخش‌هاى مختلف و شرح فعالیت‌هایشان را با هم معرفى مى‌كند. ساختمان این‌جا به شیوه معمارى شكوه‌مند ایرانى ساخته نشده است و این براى محلى كه نماینده فرهنگى كشورش شمرده مى‌شود یك اشكال نه‌چندان كوچك است. همه تلاش مسئولان این‌جا براى پر كردن این خلأ به نصب چند تابلو و چیدن چند ظرف سفالى و سنگى و فلزى از صنایع دستى ایران و یك سماور و قلیان و شاید هم چند پارچه ترمه‌اى خلاصه مى‌شود كه بر روى برخى میزها كشیده‌اند.
در میان تابلوها یك خطاطى سوزن‌كارى شده توجه حاج‌آقا را به خود جلب كرد از همان كارهایى كه فقط آفریننده اثر، قادر به رمزگشایى از آن است. نه حاج‌آقا و نه آقاى رجب‌نژاد كه به كمك ایشان مى‌شتابد نمى‌توانند نوشته تابلو را بخوانند و جالب این‌كه
﴿ صفحه 57﴾
حتى دوستان خانه فرهنگ نیز از موضوع تابلویى كه بر دیوار نمایشگاهشان زده‌اند، آگاهى ندارند.
در قسمت دیگرى از خانه فرهنگ، كتاب‌هاى ترجمه شده به زبان اردو و یا هندى را به نمایش گذاشته‌اند. مسئول مربوط تأكید مى‌كند كه تمهیداتى را براى ارائه شایسته و مناسب این آثار به ویژه براى دانشجویان در نظر گرفته‌اند. در كتابخانه بزرگ خانه فرهنگ آثار بسیارى از بزرگان علم و ادب ایران و هند گرد هم آمده بود. آرشیو مطبوعات هم نسبتاً غنى مى‌نمود و بسیارى از مجلات معتبر و نامى ایران را با خود داشت.
آقاى تمله به افتخار حضور حاج‌آقا ضیافت ناهارى ترتیب داده است. در زمان باقى مانده تا نماز و ناهار، دكتر خواجه‌پیرى از فرصت پذیرایى در محفل دوستانه‌اى كه در گوشه‌اى از كتابخانه تشكیل شده، استفاده مى‌كند و بحثى علمى را به میان مى‌كشد. دكتر را بعدها بهتر مى‌شناسیم.

دهلى

براى امروز بعد از ظهر، دیدار از دانشگاه «هم‌درد» را در برنامه داریم. فاصله بین خانه فرهنگ و دانشگاه، فرصت مناسبى است تا در گذر از خیابان‌هاى دهلى اولین تصویرهایمان را از این شهر بزرگ ترسیم كنیم. دهلى را خود هندى‌ها «دلّى» و انگلیسى‌ها «دیلهى» تلفظ مى‌كنند. این شهر از دو بخش دهلى‌نو و دهلى‌كهنه تشكیل شده و یكى از چهار شهر بزرگ هندوستان است.
﴿ صفحه 58﴾
انگلیسى‌ها دهلى نو را در جنگل وسیع سرسبزى بنا كرده‌اند با ضوابط دقیقى در ایجاد ساختمان‌ها و سخت‌گیرى‌هاى به‌جایى در تقسیم زمین‌ها، مراكز بزرگ و مهم ادارى و تجارى پایتخت كه بیشتر با همان سبك و سیاق ساختمان‌هاى انگلیسى بنا شده و هم‌چنین سفارت‌خانه‌ها و مؤسسات بزرگ فرهنگى در همین بخش شهر واقع است. معمارى مدرن و نظم هندسى تحسین‌برانگیز حاكم بر آن، اگرچه ستایش‌برانگیز است اما در نهان، سلطه سیاه استعمار كبیر را در ذهن تداعى مى‌كند.
در دهلى نو از تراكم جمعیت و آلودگى هوا و خیابان‌ها چندان خبرى نیست. در عوض هر چقدر از این بخش شهر فاصله بگیرید، قیافه شهر عبوس و گرفته مى‌شود و چهره دیگر آن رخ عیان مى‌كند. در دهلى‌كهنه نه از منازل شیك و ویلایى خبرى است و نه از آن نظم و آراستگى و پاكیزگى. دهلى به لباس بزرگى مى‌ماند كه از دو وصله به شدت ناجور دوخته شده است. مى‌توان گفت دهلى‌كهنه تنوع شگفت زندگى است.

دانشگاه هم‌درد

حدود ساعت 15/3 دقیقه بعد از ظهر روبه‌روى ساختمان مركزى دانشگاه هم‌درد توقف مى‌كنیم. سرباز سیه‌چرده تشریفات با آن كلاه قرمز و شمشیرى كه بر كمر آویخته، شاید به رسم معمول و یا با دیدن پلاك سیاسى ماشین سفارت، سلامى نظامى مى‌دهد. در همان بدو ورود تنى چند از مسئولان دانشگاه به استقبالمان مى‌آیند. هندى‌ها به واسطه بهره‌مندى از میراث شرقى و شاید هم
﴿ صفحه 59﴾
به خاطر خلق و خوى مناطق گرمسیرى مردمانى مهمان‌دوست و مهربان و خوش‌برخورد هستند. ظاهراً هندى‌هاى متشخص در معارفه‌ها كارت ویزیتشان را هم توزیع مى‌كنند. این را ما در رفتار دكتر اوصاف‌على دبیر هیأت امناى دانشگاه دیدیم.
دانشگاه هم‌درد به همت مرحوم حكیم عبدالحمید بنیان نهاده شده و هم‌اكنون افزون بر دانشكده و دپارتمان‌هاى مختلف، داراى مجتمع آموزشى تعلیم‌آباد، بیمارستان مجیدیه، شركت بزرگ داروسازى و هم‌چنین مزرعه اختصاصى گیاهان دارویى است. از اهداف مهم این دانشگاه، گسترش تحقیقات و توسعه طب اسلامى و نیز شناساندن نقش مسلمانان در تمدن و فرهنگ هند است. دانشگاه هم‌درد چند رشته منحصر به فرد هم دارد مثل فوق‌لیسانس آسیب و زهرشناسى، شیمى صنعتى، گیاه‌شناسى محیطى و دوره‌هاى ویژه داروسازى یونانى. نكته جالبى كه در صحبت‌هاى دكتر اوصاف‌على جلب توجه مى‌كند همكارى‌هاى گسترده این مركز با دانشگاه‌ها و مؤسسات معتبر جهانى است‌؛ مراكزى هم‌چون مؤسسه طبى ابن‌سیناى آفریقاى جنوبى، مركز داروسازى نلسون ماندلا، دانشگاه استرافورد شایر انگلیس، دانشگاه اوش‌كش امریكا و‌...، هم‌درد با «رنبكسى» بزرگترین كارخانه داروسازى هند نیز در زمینه تهیه مواد اولیه همكارى دارد. دكتر اوصاف‌على همراه با این توضیحات ما را به سالن كنفرانس دفتر ریاست راهنمایى مى‌كند. در آنجا برخى دیگر از استادان و مسئولان دانشگاه نیز به ما مى‌پیوندند.
﴿ صفحه 60﴾
«قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لا یَعْلَمُون»، آیه 9 سوره زمر، بر پارچه زربافت زیبایى بر دیوار سالن كنفرانس، ما را به گفتن یك تحسین قلبى براى این حسن انتخاب وادار مى‌كند. اوصاف‌على، اولین سخنران این جلسه، هم خوش‌آمد مى‌گوید هم از همكارى خانه فرهنگ و روابط خوب آن با این دانشگاه قدردانى مى‌كند و هم با گزارشى دیگر از فعالیت‌هاى دانشگاه، توضیحات قبلى‌اش را كامل‌تر مى‌سازد و بعد تازه از سرپرست شبكه رایانه‌اى آنجا مى‌خواهد كه به همراه آمار و ارقام و نمایش تصویرى، دانشگاه را معرفى كند. 1964. م تأسیس بنیاد ملى هم‌درد، 1970. م گشایش مؤسسه تاریخ داروسازى و تحقیقات دارویى، 1972. م كالج داروسازى، یك سال بعد افتتاح كالج طبى، بیمارستان مجیدیه 1982. م، كالج پرستارى رئوفیه 1984. م، و این‌كه در سال 1989. م این دانشگاه از سوى دولت به رسمیت شناخته شده و به وسیله راجیوگاندى نخستوزیر وقت افتتاح مى‌شود. تا یادم نرفته بگویم كه این جوان همه این توضیحات را به زبان انگلیسى بیان مى‌كند. پیش‌تر دكتر اوصاف‌على هم صحبت‌هایش را به فارسى مى‌گفت. مكالمه انگلیسى هندى‌ها و فارسى حرف زدنشان حكایتى شنیدنى دارد كه در مجالى دیگر روایت مى‌كنم. با پایان توضیحات مسئول شبكه رایانه‌اى دانشگاه ‌كه گویا به جهت تكرارى بودن حوصله برخى از مهمانان را نیز به سر برده است‌ـ آیت‌الله مصباح به ایراد سخن مى‌پردازد.
آقاى احمدى اهل همدان است و از یادگاران خوب جبهه و
﴿ صفحه 61﴾
جنگ، مدت‌هاست كه در هند زندگى مى‌كند و حتى همسرى هندى برگزیده، فعلا هم مسئول روابط عمومى خانه فرهنگ است. زحمت ترجمه سخنان حاج‌آقا را در سالن كنفرانس، او بر عهده داشت. بعد هم مشغول ترجمه صحبت‌هاى یكى از اساتیدى شد كه ما را با قسمت‌هاى مختلف دانشگاه آشنا مى‌كرد.
سالن بزرگ و دایره‌اى شكل اصلى، شكوه‌مندترین بنایى است كه در این‌جا مى‌بینیم دور‌تا‌دور ما را تا فاصله ده‌ها متر رو به آسمان تابلوهایى زیبا و رنگى احاطه كرده‌اند كه بر هر كدام نامى از اسماء مقدس الهى به شكلى جالب خطاطى شده است‌؛ فتّاح، ستّار، حكیم، حلیم، رحمن، رحیم، طبیب، حبیب‌... در گوشه‌اى از همین سالن تعدادى تابلونوشته با خطوط قدیمى مصرى، سریانى، كوفى، یونانى و لاتین خودنمایى مى‌كند.
بیش از 151 هزار كتاب در موضوعات مختلف علوم انسانى و مهندسى و كامپیوتر، نزدیك بیست هزار كتاب به زبان فارسى و عربى در زمینه‌هاى ادبیات، تاریخ، دین و فرهنگ و 4500 كتاب خطى كه بیشترشان به زبان فارسى است با قشر كم‌حجمى از گرد و غبار، قفسه‌هاى آهنى قدیمى و چند جوان ساده‌پوش هندى مشغول مطالعه، كتابخانه دانشگاه را تشكیل داده بود. مسئول كتابخانه كه مى‌فهمد ایرانى هستیم و از قم آمده‌ایم بخش كتاب‌هاى فارسى را به ما نشان مى‌دهد و از یكى از قفسه‌ها به انتخاب خودش كتابى را براى تورق به حاج‌آقا مى‌دهد. سالن مطالعه هم وضعیت مطلوبى ندارد‌؛ صندلى‌هاى قدیمى با میزهایى
﴿ صفحه 62﴾
بسیار ساده با نورى نه‌چندان استاندارد براى مطالعه، یحتمل به دلیل گرانى سرسام‌آور برق، شبیه سالن‌هاى مطالعه برخى از مساجد خودمان، با این تفاوت كه این‌جا یكى از مهم‌ترین دانشگاه‌هاى هند و از مشهورترین آنها در زمینه گیاهان دارویى در جهان است. نكته دیگرى را از زندگى هندى‌ها به ذهن مى‌سپارم‌؛ ساده‌زیستى.
وقتى قالب‌هاى قیافه‌اى جدید مى‌بینى تازه مى‌فهمى كه این‌جا از بیش از بیست كشور آسیایى و افریقایى دانشجو دارد، و مهم‌تر این‌كه امكاناتى مثل آزمایشگاه، خوابگاه، كتابخانه، سالن ورزشى، مركز رایانه و بیمارستان هم به رایگان در اختیار دانشجویان قرار گرفته است، و باز جالب‌تر این‌كه دانشجویان خارجى بدون امتحان و كنكور وارد این دانشگاه مى‌شوند.
برخلاف ظاهر نه‌چندان آراسته برخى از مراكز علمى هند و سطح نسبتاً نازل زندگى كه غالب مردم را شامل مى‌شود، هیچ‌كس نمى‌تواند در اعتبار علمى و جهانى برخى از دانشگاه‌هاى بزرگ این كشور هم‌چون «دهلى»، «جواهر لعل نهرو» و «بمبئى» تردید كند. اگرچه برخى كارشناسان با استناد به برخى آمار و تعاریف خاص از پیشرفت، هند را در ردیف كشورهاى در حال توسعه قلمداد مى‌كنند، اما همانان نیز باور دارند كه این كشور یكى از ده ابرقدرت علمى و صنعتى جهان است. خوب است دانش‌پژوهان ایرانى كه گاه در پى ادامه تحصیل، فریب برخى دانشگاه‌هاى نه‌چندان معتبر و بعضاً پولى اروپا را مى‌خورند، نیم‌نگاهى هم به
﴿ صفحه 63﴾
كشور هند بیاندازند. متأسفانه امروزه واقعیت‌هاى انكارناپذیر علمى جاى خود را به جاذبه‌هاى پر‌زرق و برق ظاهرى داده است. بى‌شك بسیارى از طرح‌ها و تحقیقات علمى دانشگاه‌هاى غربى فاقد كارایى مؤثر در كشورى چون ایران است و در برابر، بسیارى از یافته‌ها و نتایج كاوش‌هاى محققان و پژوهش‌گران هندى به دلیل قرابت بافت فرهنگى اجتماعى با ما مى‌تواند الگوى مناسبى براى پیش‌برد اهداف توسعه كشورمان باشد. این واقعیت، دست‌كم در حوزه علوم انسانى و براى محققان علوم دینى و اجتماعى و سیاسى امرى كتمان‌ناپذیر است.
كتابخانه هم‌درد، نمایشگاه كوچكى هم از آثار خطى قدیمى دارد‌؛ كتاب‌هایى كه بیشتر عربى و فارسى است. در سالن دیگرى انبوهى از رایانه‌ها در صفى طولانى پشت سر هم ردیف شده‌اند، دانشجویان نیز آن‌قدر گرم كاوشند كه اصلا متوجه حضور ما نمى‌شوند. شنیده بودیم كه هند یكى از غول‌هاى رایانه‌اى جهان است و حتى بسیارى از كارشناسان شركت بزرگى مثل مایكروسافت، هندى هستند، اما نمى‌دانستیم كه این كشور امسال بیش از ده میلیارد دلار صادرات نرم‌افزارى داشته است.
آخرین مرحله دیدار ما از هم‌درد قرائت فاتحه بر مزار حكیم عبدالحمید است. حاج‌آقا قبل از آن در دفتر یادبود دانشگاه این‌چنین مى‌نویسند:
بسم الله الرحمن الرحیم
در سفرى كه روز میلاد مولود كعبه در سال 1424
﴿ صفحه 64﴾
هجرى قمرى به دهلى‌نو داشتم، توفیق بازدید از دانشگاه عظیم هم‌درد حاصل شد و سخت تحت تأثیر همت بنیان‌گذار آن قرار گرفتم. پیشرفت‌هایى كه در رشته‌هاى علوم مختلف تجربى به ویژه طب قدیم در این دانشگاه حاصل شده تحسین‌برانگیز است. امیدوارم دست‌اندركاران اهتمام درخورى براى تقویت و توسعه بخش مطالعات اسلامى داشته باشند.
خط حاج‌آقا انصافاً زیبا و خوانا است برخلاف برخى علماى بزرگ دیگر.
مرحوم عبدالحمید در زیر مقبره‌اى كوچك در گوشه‌اى از فضاى سبز دانشگاه آرمیده بود. مزارش سنگ سپید ساده مرمرى بود با تاریخ تولد و مرگش، 91 سال زندگى از سپتامبر 1908 تا جولاى 1999 و این جمله كه، «مژده مغفرت نصیب مولا» ما هم بر این مرد فرهیخته فاتحه‌اى مى‌فرستیم.
﴿ صفحه 65﴾