سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

به جاى مقدمه

هو اللطیف
این سفر و این سفرنامه هم داستانى دارد شنیدنى‌؛ یك روز اخوین دهشیرى كه یكى دبیر شوراى سیاست‌گذارى مجموعه آثار حاج‌آقاست و دیگرى مدیر فرهنگى مؤسسه، و هر دو از دوستان بنده، به دیدارم آمدند به تقاضاى نوشتن روایت سفرى كه هیچ وقت نرفته بودم.عقل و عرف حكم مى‌كرد كه نپذیرم چراكه این‌گونه سفرنامه‌نویسى دست‌كم در شمار انواع سفرنامه‌هایى كه در ابتداى همین كتاب آورده‌ام، نبود و نبود توان و تجربه‌اى در من، اما پذیرفتم، این‌كه چرا؟ خود دلایلى داشت فراتر از مجال این مقدمه.
منابع كار چند سى‌دى تصویرى بود با ثبت لحظاتى اندك از این سفر و بسیار ناقص، و البته جناب سیدعلى‌اصغر برقعى، دوست همراه حاج‌آقا در طول این مسافرت، با این وصف كه
﴿ صفحه 14﴾
نمى‌دانسته روزى باید رخ‌دادهاى این سفر را بازگو كند و با این ویژگى نمى‌توانست بسیارى از ابهام‌ها و سؤالاتم را پاسخ بگوید. او راوى من شد در بازگویى این خاطرات و راوى شماست در آنچه خواهید خواند. بعدها چند طلبه هندى، تعدادى كتاب و چند جزوه و سفرنامه، كه در همه جاى این مجموعه ردى از آنها باقى است به اضافه دكتر خواجه‌پیرى‌ـ همو كه در اول و آخر این كتاب نامش به نیكى آمده و روزى از سر اتفاق ایشان را ملاقات كردم‌ـ همه به یاریم آمدند تا این نوشته را به ساحل سامان برسانم. با این همه، به هزار و یك دلیل كه یكى با كفایت از هزار دلیل دیگر، نبودن نگارنده است در اصل سفر، این سفرنامه آنچه مى‌بایست نشده است. اگر جایى، جزئى به خوبى شرح شده و از كلیتى مهم نام نیامده، یا جایى نثر و نوشته فضایى متفاوت یافته و‌...، با همین دلیل توجیهش كرده‌ایم.
حالا كه این مطلب را مى‌نویسم آرزو مى‌كنم اى كاش خواننده آنچه پیش روست این مقدمه را بعد از خواندن سفرنامه ببیند یا اى كاش مى‌شد كه مثل خیلى از تفاوت‌هاى این كتاب این مقدمه را هم آخر این مجموعه مى‌آوردیم، تا مبادا دانستن این واقعیت، شیرینى حكایت این روایت را در كام جان مخاطب اندكى تلخ كند.
سفر آیت‌الله مصباح در سال 1382 است و انتشار این نوشته 1386. علت این فاصله دلایل بسیار داشت كه یكى كاهلى نویسنده این سطور بود، و دیگر قضایا بماند كه غیبت است و رنجش دوستان مهركیش.
﴿ صفحه 15﴾
در پایان، از همه همراهان گرم‌گام و به ویژه استاد گران‌قدر جناب دكتر سیداحمد رهنمایى كه ره‌نمایى‌هاى ایشان راه‌گشاى این كار بود و هم‌چنین جناب استاد گلى‌زواره كه بر این مجموعه نكته‌سنجى‌هایى عالمانه داشتند، تشكر و امتنانى بى‌كران دارم. از درگاه دادار براى ایشان عمرى سرشار از كامیابى و كمال و ایامى خوش آرزو مى‌كنم.
اصغر عرفان
﴿ صفحه 16﴾
﴿ صفحه 17﴾

سفر

«بگو در زمین بگردید‌...» (انعام: 11)
سفر، راهى براى رفتن، دریچه‌اى براى دیدن، پژواكى براى شنیدن، شمیمى براى بوییدن، حضورى براى احساس كردن و تأملى براى عبرت گرفتن است. در سفر، دنیاى نادیده‌ها، گستره ژرف و ناپیداى خویش را به پنجره نگاه ما باز مى‌كند و ما را سرشار شور و شوق و شگفتى، با رازها و رمزهاى نهان و آشكار خود دم‌ساز مى‌سازد.
سفر، درسى است در كلاس خِلقت، براى ره‌یافتن به شكوه هستى، دیدن زیبا نقش‌بندى‌هاى پر‌افسون آفرینش و شناخت نقاش بى‌همتاى آن، براى شنیدن سرود نیایش رود، دیدن كوه در قنوت، جنگل در قیام، خورشید در ركوع، دریاى در سجود و درك ذره بودن در بى‌كران عظمت خداوندى، و در نهایت، درك و شناختن او.
﴿ صفحه 18﴾
سفر، نقبى است بى‌انتها، با وسعت قدرت ادراك آدمى، به درازناى تاریخ حیات بشر، فراتر از حقیقت سیاه‌اندود كتاب‌ها، براى تأملى ژرف در سرگذشت سپید خداباوران و فرجام سیاه ستیزه‌جویان، در مانایى مردمان پاك و در نسیان انسان‌هاى پست، در ویرانى كاخ‌هاى ستم و نابودى نام‌هاى صاحبان شقاوت‌پیشه‌شان و در ماندگارى نام‌هاى كوخ‌نشینان پروامنش و ره‌نمایى‌هاى بلندشان، و در فرو ریختن همه پایه‌هاى پوچ، عظمت‌هاى پوشالى و باورهاى تهى.
در سفر، فرهنگ‌ها حكایت خود را بازگو مى‌كنند، رنگ‌ها رمز مى‌گشایند و نام‌ها راز.
مسافر اگرچه در پیمودن راه و رسیدن به منزل، انبوهى از خستگى و غبارى از رنج را با خود همراه مى‌كند، ولى كوله‌بارى از تجربه را نیز به سوغات مى‌آورد و دفترى از خاطره‌هاى تازه مى‌گشاید.
سفر، چونان كلاسى كه در امتداد جاده‌ها جارى است، از نگاه‌هاى تأمل‌برانگیز و ژرف‌نگرى‌هاى درس‌آموز شكل مى‌گیرد. راه‌ها و رفتارها،روش‌ها و منش‌ها، سیرت‌ها و صورت‌ها و‌... همه و همه، نكته‌هایى است براى آموختن و اندوختن.
اندیشمندان، هفت گونه سفر را بدین شرح برشمرده‌اند:
1. سفر براى آگاهى از وضع و حال دیگر مردمان جهان و سیاحت دیگر اقالیم‌؛
2. سفر به سوداى سود و تجارت‌؛
﴿ صفحه 19﴾
3. سفر مأموریت (سیاسى و غیر سیاسى)‌؛
4. سفر دینى‌؛
5. سفر براى اندوختن دانش و افزودن داشته‌ها‌؛
6. سفر به منظور مهاجرت‌؛
7. سفر به قصد تفریح و تفرج.
و پایان این‌كه
سفر، مربّى مرد است و آستانه جاه *** سفر خزانه مال است و اوستاد هنر
به شهر خویش درون، بى‌خطر بود مردم *** به كان خویش درون، بى‌بها بود گوهر
درخت اگر متحرك شدى ز جاى به جاى *** نه جور ارّه كشیدى و نه جفاى تبر
انورى

سفرنامه

سفرنامه‌نویسى، در تاریخ كهن ادب فارسى، پیشینه‌اى دیرین و سرگذشتى دور و دراز داشته است. از تحریر سفرنامه پرارج حكیم ناصر خسرو قبادیانى، اكنون نزدیك به هزار سال مى‌گذرد. از آن زمان سفرنامه‌هاىبسیارى به نگارش درآمده‌اند كه همگى گواهى روشن بر توجه پدیدآورندگان و اقبال جدّى مخاطبان به این گونه ادبى است.
اگرچه مى‌توانپس از ناصر خسرو تا عصر صفوى، نمونه‌هایى چند از آثار سیاحان دیگر را به دست داد‌؛ اما بدون شك هیچ دورانى از تاریخ ما رواج سفرنامه‌نویسى عصر قاجاریان را نداشته
﴿ صفحه 20﴾
است‌؛ چراكه در این دوران، دروازه‌هاى ایران به روى اروپاییان گشوده شد و از آن سو ایرانیان نیز به منظور تحصیل، سیاحت و تجارت، بار سفر به كشورهاى اروپایى و حتى ینگى دنیا بستند.
سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ نوشته حاجى زین‌العابدین مراغه‌اى تقى‌اف، خاطرات حاجى سیاح محلاتى، سفرنامه حاجى میرزا على‌خان امین الدوله، سفرنامه حاجى پیرزاده نائینى و‌...، از آن رو كه در بر دارنده نكات بسیار ارزشمند درباره اوضاع و احوال ایران عصر قاجار و برخى از كشورها بوده‌اند، از سفرنامه‌هاى ممتاز این عصر و ازمنابع موثق اسناد تاریخ ایران به شمار مى‌آیند.
سفرنامه‌نویسى، از گام‌هاى استوار به سوى آشنایى و ارتباط میان ملت‌هاست. سفرنامه‌ها به سبب روایت صریح و صمیمانه و گزارش حقیقى و به روز از رخ‌دادها و تحولات اجتماعى و فرهنگى و سیاسى، بیش از آثار دیگر، مورد توجه مردمان و هم‌چنین تحلیل‌گران مسایل تاریخى و اجتماعى قرار گرفته‌اند. امروز به مدد همین آثار مستند، بسیارى از گره‌هاى تاریخى گشوده و براى بسیارى از پرسش‌هاى بى‌پاسخ، جواب‌هایى شایسته ارائه مى‌شود.
تحقیق و پژوهش در بافت اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى هر ملتى، بسته به بررسى مسایلى است كه از سوى محققان و مطلعان عرضه شده است. در این میان، مشاهده‌هاى عینى كه دست‌كم هم‌ارز اسناد كتبىبه شمار مى‌روند از اهمیت ویژه‌اى برخوردارند، و سفرنامه‌ها نیز از این مقوله‌اند.
﴿ صفحه 21﴾
محققان، سفرنامه‌نویسان را به پنج گروه تقسیم كرده‌اند:
1. عالمان، اندیشمندان و فرهیختگانى كه از زمان‌هاى قدیم تاكنون به علایق و انگیزه‌هاى شخصى، رخت سفر بسته‌اند‌؛
2. صاحب‌منصبان، شخصیت‌هاى سیاسى، سفیران و گاه جاسوسان، كه به اقتضاى شغلى به سفر رفته‌اند‌؛
3. كسانى كه در مأموریت‌هاى علمى، اجتماعى، فرهنگى و یا اقتصادى، ناچار به نوشتن گزارش سفر خود بوده‌اند‌؛
4. گردشگرانى كه صرفاً براى سیر و سیاحت در جهان و مشاهده شگفتى‌هاى گیتى، تن به لباس سفر پوشانده‌اند‌؛
5. نویسندگان خوش‌ذوقى كه بدون تحمل رنج جان‌فرساى سفر، با بهره‌مندى از قوه تخیل و داستان‌پردازى، سفرنامه‌هاى خیالى نوشته‌اند.
سفر به سرزمین‌هاى دور، از خامه نویسندگان ایرانى، ایران از دریچه نگاه بیگانگان، گذرى به شهرها، دشت‌ها، جنگل‌ها، جلگه‌ها، كوه‌ها و سرزمین‌هاى ایران و‌...، موضوع صدها سفرنامه‌اى است كه در طول چند دهه گذشته در ایران به چاپ رسیده است. با این حال به نظر مى‌رسد كه در كشورمان هنوز به تناسب جایگاه و اهمیت سفرنامه‌نویسى پرداخته نشده است.
در این راه، حوزه‌هاى مقدس علمیه، با بهره‌مندى از استعداد بسیار، چه در حوزه مؤلفان و نویسندگان توانمند و چه در بهره‌مندى از موضوع، در گستره سفرهاى تبلیغى، اجتماعى، فرهنگى و گاه سیاسى، هنوز آثار چندان چشم‌گیر، ماندگار و
﴿ صفحه 22﴾
شایسته‌اى ارائه نكرده‌اند، و این امر، تلاش و تدبیر رهبران فكرى و فرهنگى حوزه، و هدایت و حمایت از نویسندگان این گونه ادبى را بیش از پیش گوشزد مى‌كند.