سفر به سرزمین هزار آیین

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: اصغر عرفان

مقدمه معاونت پژوهش

حقیقت، اصیل‌ترین، جاودانه‌ترین و زیباترین راز هستى و نیاز آدمى است كه سلسله مؤمنان و عالمان صادق چه جان‌ها كه در راه آن نباخته، و جاهلان و باطل‌پرستان چه توطئه‌ها و ترفندها كه براى محو و مسخ آن نساخته‌اند. چه تلخْواقعیتى است مظلومیت حقیقت، و چه شیرینْ‌حقیقتى است این واقعیت كه در مصاف همیشگى حق و باطل، حق سربلند و سرفراز است و باطل از بین‌رفتنى و نگونسار. این والا و بالانشینىِ حقیقت، گذشته از سرشت حق، وام‌دار كوشش‌هاى خالصانه و پایان‌ناپذیر حقیقت‌جویانى است كه در عرصه نظر و عمل كمر همت محكم بسته و از دام و دانه دنیا رسته‌اند، و در این میان، نقش و تأثیر ادیان و پیامبران الهى، و به ویژه اسلام و پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و جانشینان برحق و گرامى او(علیهم السلام)، برجسته‌ترین است.
﴿ صفحه 10﴾
دانشمندان نام‌آور شیعه رسالت خطیر و بى‌نظیر خویش را بهره‌گیرى از عقل و نقل و غوص در دریاى معارف قرآن و برگرفتن گوهر ناب حقیقت از سیره آن پیشوایان و عرضه آن به عالم بشرى و دفاع جانانه در برابر هجوم ظلمت‌پرستان حقیقت‌گریز دانسته و در این راه دیده‌ها سوده و جان‌ها فرسوده‌اند. اكنون در عصر بحران معنویت كه دشمنان حقیقت و آدمیت هر لحظه با تولید و انتشارِ فزون از شمارِ آثار نوشتارى و دیدارى و به‌كارگیرى انواع ابزارهاى پیشرفته سخت‌افزارى و نرم‌افزارى در عرصه‌هاى گوناگون براى سیطره بر جهانمى‌كوشند، رسالت حقیقت‌خواهان و اندیشمندان حوزوى و دانشگاهى، به ویژه عالمان دین، بس عظیم‌تر و سخت دشوارتر است.
در جهان تشیع، پژوهشگران حوزوى در علوم فلسفى و كلامى، تفسیرى و حدیثى، فقهى و اصولى و نظایر آن كارنامه درخشانى دارند، و تأملات ایشان بر تارك پژوهش‌هاى اسلامى مى‌درخشد. در زمینه علوم طبیعى و تجربى و فناورى‌هاى جدید نیز پژوهشگران ما تلاش‌هایى چشمگیر كرده، گام‌هایى نویدبخش برداشته و به جایگاه درخور خویش در جهان نزدیك شده‌اند، و مى‌روند تا با فعالیت‌هاى روزافزونشان مقام شایسته خویش را در صحنه علمى بین‌المللى بازیابند. ولى در قلمرو پژوهش‌هاى علوم اجتماعى و انسانى تلاش‌هاى دانشمندان این مرز و بوم آن‌گونه كه شایسته نظام اسلامى است به بار ننشسته و آنان گاه به ترجمه و اقتباس نظریات دیگران بسنده كرده‌اند. در
﴿ صفحه 11﴾
این زمینه كمتر مى‌توان ردّ پاى ابتكارات و به ویژه خلاقیت‌هاى برخاسته از مبانى اسلامى را یافت و تا رسیدن به منزلت مطلوب راهى طولانى و پرچالش در پیش است. از این روى، افزون بر استنباط، استخراج، تفسیر و تبیین آموزه‌هاى دینى و سازماندهى معارف اسلامى، كاوش در مسائل علوم انسانى و اجتماعى از دیدگاه اسلامى و تبیین آنها از مهم‌ترین اهداف و اولویت‌هاى مؤسسات علمى به ویژه مراكز پژوهشى حوزه‌هاى علمیه است.
مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله) در پرتو تأییدات رهبر كبیر انقلاب اسلامى و حمایت‌هاى بى‌دریغ خلف صالح وى، حضرت آیت‌الله خامنه‌اى «مد ظله العالى» از آغازِ تأسیس بر اساس سیاست‌ها و اهداف ترسیم شده از سوى حضرت آیت‌الله محمدتقى مصباح یزدى «دامت بركاته» به امر پژوهش‌هاى علمى و دینى اهتمام داشته و در مسیر برآوردن نیازهاى فكرى و دینى جامعه، به پژوهش‌هاى بنیادى، راهبردى و كاربردى پرداخته است. معاونت پژوهش مؤسسه براى تحقق این مهم، افزون بر برنامه‌ریزى و هدایت دانش‌پژوهان و پژوهشگران، در زمینه نشر آثار محققان نیز كوشیده و بحمدالله تاكنون آثار ارزنده‌اى را در حد توان خود به جامعه اسلامى تقدیم كرده است.
كتابِ پیش روى، گزارشى است از سفر حضرت آیت‌الله مصباح یزدى دام ظله به كشور هندوستان كه با تلاش برادر ارجمند جناب آقاى اصغر عرفان نگارش یافته است. هدف
﴿ صفحه 12﴾
اصلى نگارنده ارائه گزارشى از اهمیت بازتاب این سفر و ضرورت انعكاس آن در داخل كشور بین قشرهاى مختلف مردم به ویژه مراكز حوزوى و دانشگاهى است. معاونت پژوهش از مؤلف محترم و جناب حجت الاسلام والمسلمین آقاى دكتر سید احمد رهنمایى و جناب آقاى غلامرضا گلى‌زواره كه با راهنمایى و ارائه نظرهاى سودمندشان، بر اتقان و غناى آن افزوده‌اند، صمیمانه سپاسگزارى مى‌كند و توفیق روزافزون ایشان را از خداوند متعال خواستار است.
معاونت پژوهش مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(قدس سره)
﴿ صفحه 13﴾

به جاى مقدمه

هو اللطیف
این سفر و این سفرنامه هم داستانى دارد شنیدنى‌؛ یك روز اخوین دهشیرى كه یكى دبیر شوراى سیاست‌گذارى مجموعه آثار حاج‌آقاست و دیگرى مدیر فرهنگى مؤسسه، و هر دو از دوستان بنده، به دیدارم آمدند به تقاضاى نوشتن روایت سفرى كه هیچ وقت نرفته بودم.عقل و عرف حكم مى‌كرد كه نپذیرم چراكه این‌گونه سفرنامه‌نویسى دست‌كم در شمار انواع سفرنامه‌هایى كه در ابتداى همین كتاب آورده‌ام، نبود و نبود توان و تجربه‌اى در من، اما پذیرفتم، این‌كه چرا؟ خود دلایلى داشت فراتر از مجال این مقدمه.
منابع كار چند سى‌دى تصویرى بود با ثبت لحظاتى اندك از این سفر و بسیار ناقص، و البته جناب سیدعلى‌اصغر برقعى، دوست همراه حاج‌آقا در طول این مسافرت، با این وصف كه
﴿ صفحه 14﴾
نمى‌دانسته روزى باید رخ‌دادهاى این سفر را بازگو كند و با این ویژگى نمى‌توانست بسیارى از ابهام‌ها و سؤالاتم را پاسخ بگوید. او راوى من شد در بازگویى این خاطرات و راوى شماست در آنچه خواهید خواند. بعدها چند طلبه هندى، تعدادى كتاب و چند جزوه و سفرنامه، كه در همه جاى این مجموعه ردى از آنها باقى است به اضافه دكتر خواجه‌پیرى‌ـ همو كه در اول و آخر این كتاب نامش به نیكى آمده و روزى از سر اتفاق ایشان را ملاقات كردم‌ـ همه به یاریم آمدند تا این نوشته را به ساحل سامان برسانم. با این همه، به هزار و یك دلیل كه یكى با كفایت از هزار دلیل دیگر، نبودن نگارنده است در اصل سفر، این سفرنامه آنچه مى‌بایست نشده است. اگر جایى، جزئى به خوبى شرح شده و از كلیتى مهم نام نیامده، یا جایى نثر و نوشته فضایى متفاوت یافته و‌...، با همین دلیل توجیهش كرده‌ایم.
حالا كه این مطلب را مى‌نویسم آرزو مى‌كنم اى كاش خواننده آنچه پیش روست این مقدمه را بعد از خواندن سفرنامه ببیند یا اى كاش مى‌شد كه مثل خیلى از تفاوت‌هاى این كتاب این مقدمه را هم آخر این مجموعه مى‌آوردیم، تا مبادا دانستن این واقعیت، شیرینى حكایت این روایت را در كام جان مخاطب اندكى تلخ كند.
سفر آیت‌الله مصباح در سال 1382 است و انتشار این نوشته 1386. علت این فاصله دلایل بسیار داشت كه یكى كاهلى نویسنده این سطور بود، و دیگر قضایا بماند كه غیبت است و رنجش دوستان مهركیش.
﴿ صفحه 15﴾
در پایان، از همه همراهان گرم‌گام و به ویژه استاد گران‌قدر جناب دكتر سیداحمد رهنمایى كه ره‌نمایى‌هاى ایشان راه‌گشاى این كار بود و هم‌چنین جناب استاد گلى‌زواره كه بر این مجموعه نكته‌سنجى‌هایى عالمانه داشتند، تشكر و امتنانى بى‌كران دارم. از درگاه دادار براى ایشان عمرى سرشار از كامیابى و كمال و ایامى خوش آرزو مى‌كنم.
اصغر عرفان
﴿ صفحه 16﴾
﴿ صفحه 17﴾

سفر

«بگو در زمین بگردید‌...» (انعام: 11)
سفر، راهى براى رفتن، دریچه‌اى براى دیدن، پژواكى براى شنیدن، شمیمى براى بوییدن، حضورى براى احساس كردن و تأملى براى عبرت گرفتن است. در سفر، دنیاى نادیده‌ها، گستره ژرف و ناپیداى خویش را به پنجره نگاه ما باز مى‌كند و ما را سرشار شور و شوق و شگفتى، با رازها و رمزهاى نهان و آشكار خود دم‌ساز مى‌سازد.
سفر، درسى است در كلاس خِلقت، براى ره‌یافتن به شكوه هستى، دیدن زیبا نقش‌بندى‌هاى پر‌افسون آفرینش و شناخت نقاش بى‌همتاى آن، براى شنیدن سرود نیایش رود، دیدن كوه در قنوت، جنگل در قیام، خورشید در ركوع، دریاى در سجود و درك ذره بودن در بى‌كران عظمت خداوندى، و در نهایت، درك و شناختن او.
﴿ صفحه 18﴾
سفر، نقبى است بى‌انتها، با وسعت قدرت ادراك آدمى، به درازناى تاریخ حیات بشر، فراتر از حقیقت سیاه‌اندود كتاب‌ها، براى تأملى ژرف در سرگذشت سپید خداباوران و فرجام سیاه ستیزه‌جویان، در مانایى مردمان پاك و در نسیان انسان‌هاى پست، در ویرانى كاخ‌هاى ستم و نابودى نام‌هاى صاحبان شقاوت‌پیشه‌شان و در ماندگارى نام‌هاى كوخ‌نشینان پروامنش و ره‌نمایى‌هاى بلندشان، و در فرو ریختن همه پایه‌هاى پوچ، عظمت‌هاى پوشالى و باورهاى تهى.
در سفر، فرهنگ‌ها حكایت خود را بازگو مى‌كنند، رنگ‌ها رمز مى‌گشایند و نام‌ها راز.
مسافر اگرچه در پیمودن راه و رسیدن به منزل، انبوهى از خستگى و غبارى از رنج را با خود همراه مى‌كند، ولى كوله‌بارى از تجربه را نیز به سوغات مى‌آورد و دفترى از خاطره‌هاى تازه مى‌گشاید.
سفر، چونان كلاسى كه در امتداد جاده‌ها جارى است، از نگاه‌هاى تأمل‌برانگیز و ژرف‌نگرى‌هاى درس‌آموز شكل مى‌گیرد. راه‌ها و رفتارها،روش‌ها و منش‌ها، سیرت‌ها و صورت‌ها و‌... همه و همه، نكته‌هایى است براى آموختن و اندوختن.
اندیشمندان، هفت گونه سفر را بدین شرح برشمرده‌اند:
1. سفر براى آگاهى از وضع و حال دیگر مردمان جهان و سیاحت دیگر اقالیم‌؛
2. سفر به سوداى سود و تجارت‌؛
﴿ صفحه 19﴾
3. سفر مأموریت (سیاسى و غیر سیاسى)‌؛
4. سفر دینى‌؛
5. سفر براى اندوختن دانش و افزودن داشته‌ها‌؛
6. سفر به منظور مهاجرت‌؛
7. سفر به قصد تفریح و تفرج.
و پایان این‌كه
سفر، مربّى مرد است و آستانه جاه *** سفر خزانه مال است و اوستاد هنر
به شهر خویش درون، بى‌خطر بود مردم *** به كان خویش درون، بى‌بها بود گوهر
درخت اگر متحرك شدى ز جاى به جاى *** نه جور ارّه كشیدى و نه جفاى تبر
انورى