بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

اِخبار پیامبر(صلى الله علیه وآله) از فتنه‌ها و انحرافات آینده

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) دربارة امتحان‌ها و فتنه‌هایی که پس از ایشان رخ می‌دهد، فرمودند:
یَا عَلِیُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَیُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ یَمُنُّونَ بِدِینِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ یَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ
﴿ صفحه 248 ﴾
یَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ، وَ یَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِیَةِ، فَیَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِیذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِیَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَیْعِ؛(186) ای علی، مردم پس از من به وسیلة اموالشان آزمایش می‌شوند و به اینكه مسلمان‌اند و دین دارند بر خداوند منّت می‌نهند و امید برخوردار گشتن از رحمت خدا را دارند و از قدرت او خود را در امان می‌دانند. به وسیلة شبهه‌های دروغینْ حرام خدا را حلال می‌شمرند، پس حلال می‌شمرند شراب را به نام آب کشمش، و نیز رشوه را با عنوان هدیه، و ربا را با عنوان بیع حلال می‌‌شمرند.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) از کسانی خبر می‌دهند که شراب را حلال می‌شمارند و در توجیه این كار می‌گویند شراب حرام آن است که از انگور گرفته می‌شود، و شراب کشمش (نبیذ) یا میوه‌های دیگر را حلال می‌دانند. همچنین با اینكه می‌دانند رشوه حرام است، به اسم هدیه و برای آنكه كارشان سریع‌تر انجام شود یا اقدامی به نفع آنان صورت پذیرد و یا حکمی صادر گردد، اموالی را به نام هدیه به قضات یا مأموران حکومتی تقدیم می‌کنند، در حالی که آنان در واقع رشوه داده‌اند و با تغییر نام و عنوانْ ماهیت چیزی تغییر نمی‌كند. نیز با آنكه می‌دانند ربا یکی از بدترین و شنیع‌ترین گناهان است و در برخی روایات از هفتادبار زنای با محارم در کنار کعبه بدتر شمرده شده(187) و در قرآن به مثابة جنگ با خدا معرفی شده است،(188) به اسم معامله و دادوستد مرتكب آن می‌شوند. برای
﴿ صفحه 249 ﴾
نمونه، امروزه برخی رباخواران برای اینكه کار خود را حلال جلوه دهند، مثلاً یک میلیون تومان پول را با مقداری نبات به گیرنده قرض می‌دهند و از او می‌خواهند که پس از یک سال یک میلیون و پانصد‌ هزار تومان به آنان برگرداند. گویا پانصد هزار تومان را قیمت آن نبات قرار می‌دهند! بی‌تردید این ظاهرسازی‌ها ماهیت ربا را تغییر نمی‌دهد و این نوع معامله‌ها مشمول حكم ربا و حرام‌اند.
در پایان این گفتار یادآور می‌شویم كه آموزه‌های دینی بر مبارزه با بدعت‌گذاران در دین تأكید فراوان كرده‌اند؛ از جمله امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
مَنْ مَشَى إِلَى صَاحِبِ بِدْعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ مَشَى فِی هَدْمِ الْإِسْلَامِ؛(189) کسی که نزد بدعت‌گذار برود و او را احترام و تکریم كند، به سوی ویران کردن اساس اسلام گام برداشته است.
همچنین رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ؛(190) آن‌گاه که بدعت‌ها در امت من ظاهر گردند عالم باید علمش را ظاهر سازد و به مقابله با آنها بپردازد و اگر چنین نکند، لعنت خداوند بر او باد.
﴿ صفحه 251 ﴾

گفتار نوزدهم: بازشناسی برخی جلوه‌های رفتاری ایمان و کفر

برخی جلوه‌های کفرورزی در قرآن

بی‌شک بدعت‌گذاران مراتبی دارند و گرچه همة آنها فاقد ایمان‌اند، از آن نظر که نوع و شمار بدعت‌هایشان در یک سطح نیست، خطر آنان برای جامعه و کیفری که در انتظارشان است یکسان نخواهد بود. همان‌گونه كه ایمان مراتب دارد و مؤمنان از حیث مرتبة ایمانشان با یکدیگر متفاوت‌اند، گناهان و کفر و شرک نیز مراتب دارند و همة گنهکاران و کفار و مشرکان در یک ردیف قرار نمی‌گیرند. مثلاً کافری كم‌بهره‌ از عقل در محیط و وضعیتی که به دین حق دست‌رس ندارد، و اگر دین حق در اختیارش قرار می‌گرفت آن را می‌پذیرفت، مستضعف و قاصر به شمار می‌آید، و چنین كسی در پایین‌ترین مرتبة کفر قرار دارد و در پیشگاه خداوند معذور و مصون از عذاب است.
﴿ صفحه 252 ﴾
قرآن در مواردی کسانی را که در ظاهر مسلمان‌اند، به سبب رفتارشان کافر می‌شمارد. مثلاً وقتی منافقان که در ظاهر مسلمان بودند، به ساختن مسجد اقدام کردند، با اینكه مسجد محل عبادت و بهترین مکان است، كار آنان را برخاسته از کفر و به منظور ایجاد اختلاف بین مسلمانان معرفی می‌كند؛ زیرا ایشان با این کار در پی جبهه‌گیری برابر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و ایجاد پایگاهی برای ضربه زدن به اسلام بودند:
وَالَّذِینَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَیَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسْنَى وَاللّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * لا تَقُمْ فِیهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَن یَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ * أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛(191) و کسانی (منافقانی) که مسجدی گرفتند (ساختند) برای گزند رساندن و کفر ورزیدن و جدایی افکندن میان مؤمنان و ساختنِ کمینگاهی برای کسانی که با خدا و پیامبر او از پیش در جنگ بودند و سخت سوگند می‌خوردند که ما جز نیکی نخواستیم و خدا گواهی می‌د‌هد که آنان دروغگویند. هرگز در آنجا [به نماز] نایست. همانا مسجدی (مسجد قبا) که از نخستین روز بر پرهیزگاری بنیاد نهاده شده سزاوارتر است که در آن [به نماز] بایستی؛ که در آنجا مردانی‌اند که دوست دارند پاکی ورزند و خدا پاکی‌ورزان را دوست دارد. آیا کسی که بنای خود را بر پروای از خدا و خشنودی او بنیاد نهاده بهتر است یا آنکه بنای خویش را بر لبة پرتگاهی سست و فروریختنی بنیاد نهاده است، پس او را به آتش دوزخ دراندازد؟ و خدا مردم ستمکار را راه ننماید.
﴿ صفحه 253 ﴾
همچنین قرآن کسانی که حکم و قضاوت خود را بر اساس قوانین الاهی که در قرآن گرد آمده سامان نمی‌دهند، کافر می‌خواند:
وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ؛(192) و کسانی که بدانچه خدا فرو فرستاده حکم نکنند، آنان خود کافرند.
در آیه‌ای دیگر خداوند کسانی را که از پذیرش احکام قضایی صادر شده از سوی رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خودداری می‌‌ورزند و از صمیم دل در برابر آنها تسلیم نمی‌شوند، فاقد ایمان معرفی می‌کند:
فَلا وَرَبِّكَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَكِّمُوكَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا؛(193) نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه میان آنان مایة اختلاف است داور کنند و آن‌گاه در دل‌های خویش از حکمی که کرده‌ای هیچ ننگی و رنجشی نیابند و به راستی بر آن گردن نهند.
در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) برخی منافقان برای قضاوت و داوری نزد علمای اهل کتاب می‌رفتند تا ایشان به نفع آنان حکم کنند. خداوند متعال در این آیه با تأکید به آنان و دیگران گوشزد می‌کند که به خداوند و رسول او ایمان نیاورده‌اند، مگر آنكه در اختلافات و مشاجرات خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) را داور و قاضی خود قرار دهند. طبیعی است وقتی دو نفر نزد قاضی می‌روند، هرکدام خود را بر حق می‌داند و می‌خواهد که به نفع او حکم صادر شود، اما سرانجام وقتی حکم علیه او صادر گردید، ناراحت می‌شود. خداوند می‌فرماید در صورتی مسلمانان ایمان آورده‌اند که از صمیم دل به قضاوت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رضایت
﴿ صفحه 254 ﴾
دهند و با زبان و در دل مخالفتی با آن نداشته باشند و از حکم پیامبر احساس نگرانی و آزردگی نکنند. مدلول این آیه به عهد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اختصاص ندارد و حاکی از ضرورت تسلیم در برابر احکام الاهی و عدم مخالفت و حتی رضایت قلبی به آنها در همة ادوار و اعصار است. بر این اساس، وقتی بین افراد جامعه بر سر مسائل مالی و غیرمالی اختلافی رُخ می‌دهد و آنان برای رفع اختلاف نزد قاضی عادل می‌روند تا بین آنان داوری شود، طبیعی است کسی که حکم علیه او صادر شده ناراضی و ناراحت می‌گردد، به‌ویژه اگر مورد اختلاف، ارزش مالی بالایی داشته باشد. اما کسی که واقعاً به اسلام و آموزه‌های آن ایمان دارد، نه‌فقط در ظاهر با حکم صادر شده مخالفت نمی‌کند، بلکه در دل خود نیز از آن راضی است و هیچ رنجش و کراهتی از آن ندارد.