بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

حکمت وجود متشابهات در قرآن

چرا خداوند آیات متشابه را نازل کرده است؟ آیا نمی‌شد همة آیات قرآن محکم می‌بودند تا کسی نتواند تأویل نادرستی از آنها ارائه دهد؟ در پاسخ این پرسش‌ها می‌توان گفت همة
﴿ صفحه 247 ﴾
کارهای خداوند حکیمانه‌اند و بی‌تردید وجود آیات متشابه در قرآن نیز برخاسته از حکمت الاهی و از آن روست که قرآن در قالب کلام بشری نازل شده است و باید در قالب قواعد کلام انسانی باشد. در کلام بشری، از ساده‌ترین تعبیرهای روزمره تا عالی‌ترین سخنان و تعابیر ادبی، از مجاز، استعاره، تمثیل و کنایه استفاده می‌شود و طبعاً زمینة تشابه فراهم می‌شود. مرحوم علامه طباطبایی(رحمه الله) دربارة حکمت استفاده از متشابهات در قرآن می‌فرمایند:
القای مفاهیم و معانی به انسان جز از طریق معلومات ذهنی‌ای که در طول زندگی وی برایش فراهم گردیده، ممکن نخواهد بود. اگر فردی مأنوس با امور حسی باشد، القا از طریق محسوسات و در حدی که او مراتب درک حسی را پشت سر نهاده فراهم می‌آید. مثلاً برای کودک که از درک لذت آمیزش عاجز است، آن لذت را با شیرینی حلوا برایش مجسم می‌سازند. اما کسی که قدمی فراتر نهاده و از غیر محسوسات نیز ادراکاتی دارد، رتبه‌اش بالاتر می‌باشد و برای درک معانی، هم می‌تواند از راه محسوسات بهره برد و هم ادراکات عقلی، و از هر دو راه به حقایق برسد. همچنین هدایت دینی به گروه خاصی اختصاص ندارد، بلکه همة گروه‌ها و تمامی طبقات را دربر می‌گیرد. اختلاف سطح افکار مردم از یک ‌سوی، و عمومیت امر هدایت برای همه از سوی دیگر باعث شده است که بیانات قرآن در قالب امثال صورت گیرد. بدین صورت که آن دسته از معانی و مفاهیمی که انسان به آنها آشناست و ذهنش با آنها معهود است انتخاب می‌شود تا از رهگذر این معانی، آنچه را نمی‌داند برایش تبیین گردد.(185)

اِخبار پیامبر(صلى الله علیه وآله) از فتنه‌ها و انحرافات آینده

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) دربارة امتحان‌ها و فتنه‌هایی که پس از ایشان رخ می‌دهد، فرمودند:
یَا عَلِیُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَیُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ یَمُنُّونَ بِدِینِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ یَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ
﴿ صفحه 248 ﴾
یَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ، وَ یَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِیَةِ، فَیَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِیذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِیَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَیْعِ؛(186) ای علی، مردم پس از من به وسیلة اموالشان آزمایش می‌شوند و به اینكه مسلمان‌اند و دین دارند بر خداوند منّت می‌نهند و امید برخوردار گشتن از رحمت خدا را دارند و از قدرت او خود را در امان می‌دانند. به وسیلة شبهه‌های دروغینْ حرام خدا را حلال می‌شمرند، پس حلال می‌شمرند شراب را به نام آب کشمش، و نیز رشوه را با عنوان هدیه، و ربا را با عنوان بیع حلال می‌‌شمرند.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) از کسانی خبر می‌دهند که شراب را حلال می‌شمارند و در توجیه این كار می‌گویند شراب حرام آن است که از انگور گرفته می‌شود، و شراب کشمش (نبیذ) یا میوه‌های دیگر را حلال می‌دانند. همچنین با اینكه می‌دانند رشوه حرام است، به اسم هدیه و برای آنكه كارشان سریع‌تر انجام شود یا اقدامی به نفع آنان صورت پذیرد و یا حکمی صادر گردد، اموالی را به نام هدیه به قضات یا مأموران حکومتی تقدیم می‌کنند، در حالی که آنان در واقع رشوه داده‌اند و با تغییر نام و عنوانْ ماهیت چیزی تغییر نمی‌كند. نیز با آنكه می‌دانند ربا یکی از بدترین و شنیع‌ترین گناهان است و در برخی روایات از هفتادبار زنای با محارم در کنار کعبه بدتر شمرده شده(187) و در قرآن به مثابة جنگ با خدا معرفی شده است،(188) به اسم معامله و دادوستد مرتكب آن می‌شوند. برای
﴿ صفحه 249 ﴾
نمونه، امروزه برخی رباخواران برای اینكه کار خود را حلال جلوه دهند، مثلاً یک میلیون تومان پول را با مقداری نبات به گیرنده قرض می‌دهند و از او می‌خواهند که پس از یک سال یک میلیون و پانصد‌ هزار تومان به آنان برگرداند. گویا پانصد هزار تومان را قیمت آن نبات قرار می‌دهند! بی‌تردید این ظاهرسازی‌ها ماهیت ربا را تغییر نمی‌دهد و این نوع معامله‌ها مشمول حكم ربا و حرام‌اند.
در پایان این گفتار یادآور می‌شویم كه آموزه‌های دینی بر مبارزه با بدعت‌گذاران در دین تأكید فراوان كرده‌اند؛ از جمله امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
مَنْ مَشَى إِلَى صَاحِبِ بِدْعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ مَشَى فِی هَدْمِ الْإِسْلَامِ؛(189) کسی که نزد بدعت‌گذار برود و او را احترام و تکریم كند، به سوی ویران کردن اساس اسلام گام برداشته است.
همچنین رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ؛(190) آن‌گاه که بدعت‌ها در امت من ظاهر گردند عالم باید علمش را ظاهر سازد و به مقابله با آنها بپردازد و اگر چنین نکند، لعنت خداوند بر او باد.
﴿ صفحه 251 ﴾

گفتار نوزدهم: بازشناسی برخی جلوه‌های رفتاری ایمان و کفر