بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

مخالفت با اهل باطل

آن حضرت در گزیده‌ای دیگر از خطبة خویش می‌فرمایند:
وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا الرُّشْدَ حَتَّــی تَعْرِفُوا الَّذِی تَرَكَهُ وَ لَنْ تَأْخُذُوا بِمِیثَاقِ الْكِتَابِ حَتَّــی تَعْرِفُوا الَّذِی نَقَضَهُ وَ لَنْ تَمَسَّكُوا بِهِ حَتَّــی تَعْرِفُوا الَّذِی نَبَذَهُ فَالْتَمِسُوا ذَلِكَ مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ فَإِنَّهُمْ عَیْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ هُمُ الَّذِینَ یُخْبِرُكُمْ حُكْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ مَنْطِقِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ لَا یُخَالِفُونَ الدِّینَ وَ لَا یَخْتَلِفُونَ فِیهِ فَهُوَ بَیْنَهُمْ شَاهِدٌ صَادِقٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ؛ بدانید که شما راه درست و رستگاری را نشناسید مگر کسی را بشناسید که آن را از دست داده، و به کتاب الاهی وفادار نباشید مگر کسی را بشناسید که آن را رها کرده است. پس رشد و وفاداری و تمسک به قرآن را از اهلش (اهل‌بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله)) بخواهید که آنان روح دانش، و مرگ نادانی‌اند؛ آنان که منطق حکمت‌آمیز و روش حکیمانه‌شان از دانش آنان خبر می‌دهد. سکوتشان از منطق آنان و ظاهر آنان از باطن پاکشان خبر می‌دهد. آنان نه با دین مخالفت کنند و نه در آن اختلاف اندازند. دین در میان آنان گواه راستینِ پاکی و خداپرستی ایشان است و خاموشی است که گویاتر از هر زبانی است.
از جمله راه‌های شناخت حق و راه درست و فرجام سعادتمندانة آنْ شناخت ضد
﴿ صفحه 212 ﴾
آن، یعنی باطل و عاقبتی است که روی‌برتافته‌گان از حق و رشدْ بدان گرفتار آمده‌اند. بایسته است که رهجویان سعادت در حالات کسانی که از راه درست روی‌گردان شده‌اند بنگرند و به بررسی رفتار و وضع روانی آنان بپردازند و ببینند که فقدان رشد، آنان را از شناخت حق و باطل و درک ارزش‌های الاهی و مقام بندگی معبود باز داشته است. آن‌گاه درمی‌یابند کسانی که به نعمت بزرگ رشد نائل‌ آمده‌اند، چه زندگی سعادتمندانه‌ای یافته‌اند. همچنین برای شناخت ارزش و عظمت عمل به پیمان‌های کتاب الاهی که خداوند آنها را فراروی انسان‌ها نهاده است تا در پرتو آنها خود را به کمال مطلوب برسانند، باید به شناسایی انسان‌نماهایی پرداخت که آن پیمان‌های مقدس را شکستند و لگدمال هوا و هوس خود ساختند، و در نتیجه، به سراب گمراهی درافتادند و از شناسایی راه رشد و کمالْ باز ماندند.
بر اساس سخن حضرت، اگر اهل باطل چیزی را تأیید یا بر درستی مطلبی استدلالی کردند، باید به بطلان آنچه تأیید می‌کنند یا برای آن دلیل می‌آورند، اذعان كرد؛ زیرا اگر آنچه آنان می‌پذیرند درست می‌بود، منحرف و گمراه نمی‌شدند. پس یکی از راه‌های تشخیص حق از باطل برای عموم مردم، شناخت اهل باطل است؛ زیرا وقتی انسان اهل باطل را شناخت، پی‌می‌برد که آنچه آنان بدان گرایش دارند و بر آن تأکید می‌ورزند باطل است، و در برابر، آنچه از آن روی‌گردان‌اند حق است. از این روی، پیشوایان معصوم(علیهم السلام) توصیه می‌كنند روایاتی که با آنچه محدثان و علمای عامه (که پاره‌ای از آنان در خدمت سلاطین جور بودند) نقل کرده‌اند موافق است، کنار نهید و به آنها عمل نکنید. از جمله در روایتی آمده است:
دَعُوا مَا وَافَقَ القَومَ فَإنَّ الرُّشْدَ فی خِلافِهِمْ؛(148) روایاتی که با روایات عامه موافق است رها کنید؛ زیرا راه درست در مخالفت با آنهاست.
﴿ صفحه 213 ﴾
امام خمینی(رحمه الله) همواره رادیوهای خارجی را گوش می‌دادند تا از مواضع و سیاست‌های آنان باخبر شوند، و سفارش می‌کردند که اگر دیدید دشمنان بر چیزی اصرار می‌ورزند و سیاستی را تبلیغ می‌کنند، شما برخلاف آن عمل کنید؛ زیرا آنان قصد دارند مردم ما را فریب دهند و به چیزی توصیه نمی‌کنند که به صلاح و خیر جامعة ماست. ایشان بر اساس آنچه در آموزه‌های دینی، از جمله در سخنان امیر مؤمنان(علیه السلام) در این خطبه توصیه شده (که با نگرش به سخنان، مواضع و رفتار اهل باطل، راه حق را در آنچه مخالف با آنهاست جست‌وجو کنید) در حوزة مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواضع خود را برخلاف آرای بیگانگان سامان می‌دادند.
انسان‌های گمراه، گاه برای اینكه مردم ساده‌دل و سطحی‌نگر را، که قدرت تشخیص حق را از باطل ندارند، جذب خویش سازند و از آنان برای رسیدن به موقعیت و منافع خود استفاده کنند، باطل را با حق می‌آمیزند و در اختیار مردم قرار می‌دهند. مانند زهری که با شیرینی و پوششی فریبنده در اختیار كسی قرار گیرد، که اگر او فریفتة شیرینی و ظاهر فریبندة آن شود جان خود را از دست می‌دهد.
امیر مؤمنان(علیه السلام) دربارة حیلة شیطانی آراستن باطل با حق و فریب مردم با آن می‌فرمایند:
وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ وَ لٰـكِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هٰذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هٰذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلٰـى أَوْلِیَائِهِ؛(149) اگر حق از باطل جدا و خالص می‌گشت و بی‌پرده ظاهر می‌شد، زبان دروغ‌پرداز دشمنان بسته می‌شد. ولی هنر دشمن این است که مشتی از این و مشتی از آن برگیرد و درهم آمیزد و در چنین موقعیتی شیطان بر دوستانش چیره می‌گردد.
﴿ صفحه 215 ﴾

گفتار شانزدهم: بدعت‌گروی؛ برجسته‌ترین ویژگی دشمنان حق

عترت پیامبر(صلى الله علیه وآله) ؛ کانون هدایت و تعالی انسان‌ها

از آیات و روایات به روشنی بر‌می‌آید که انسان در این دنیا در حال حرکت به سوی مقصد نهایی، یعنی قرب الاهی است. او اگر راه رسیدن به این مقصد متعالی را بشناسد و عزم و همت خویش را به کار گیرد، بدان می‌رسد؛ اما اگر در شناخت آن کوتاهی کند و عزم و همتی برای رسیدن بدان مقصد برین نداشته باشد، بدان نخواهد رسید. خداوند متعال از سَرِ لطف و عنایت به بندگان خویش، نشانه‌ها و علامت‌هایی برای آنان قرار داده تا به كمك آنها راه‌ها و مسیرهای زندگی را بیابند. برای مثال، کوه‌ها و به‌ویژه قله‌ها را نشانه‌هایی قرار داده تا آدمی با آنها جهت خود را باز شناسد. محض نمونه قله دماوند از ده‌ها کیلومتر دورتر قابل مشاهده است و کسی را که می‌خواهد به سمت آن کوه حرکت کند، راه می‌نماید؛ یا کسانی که شب‌هنگام راه گم کرده‌اند، به كمك ستارگان می‌توانند جهت حرکت خود را باز شناسند. خداوند دربارة نشانه‌های روی زمین و از جمله علامت و نشانه بودنِِ ستارگان می‌فرماید:
وَأَلْقَــى فِی الأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِكُمْ وَأَنْهَاراً وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ * وَعَلامَات
﴿ صفحه 216 ﴾
وَبِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ؛(150) و در زمین کوه‌هایی استوار افکند تا شما را نلرزاند، و رودها و راه‌ها [قرار داد] تا شما راه خود را پیدا كنید، و نشانه‌هایی [دیگر نیز قرار داد] و آنان به وسیله ستارگان راه می‌یابند.
همان‌گونه که خداوند در زمین برای انسان‌ها علامت‌ها و نشانه‌هایی قرار داده تا راه خود را گم نکنند، برای سیر معنوی آنان نیز نشانه‌هایی قرار داده تا با آنها به سوی کمال و مقصود متعالی خویش هدایت شوند. گفتنی است، پاره‌ای روایات، آیة شانزدهم سورة نحل را، به نشانه‌های معنوی، تفسیر كرده‌اند که مسیر تعالی و کمال انسان را می‌نمایانند. از جمله داوود گچ‌کار می‌گوید که امام صادق(علیه السلام) دربارة آیة وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُون فرمود:
ألْنَّجْمُ رَسُولُ‌الله(صلى الله علیه وآله) والْعَلَامَاتُ الأئِمَّةُ(علیهم السلام)؛(151) «مراد از ستاره رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است و مراد از نشانه‌ها امامان معصوم(علیهم السلام) هستند».
همچنین خداوند متعال دربارة عظمت و مقام متعالی اهل‌بیت(علیهم السلام) که مشمول عنایات ویژة او بودند و به مقام عصمت و کمال نهایی نایل آمدند و بندگان برگزیده معرفی شدند، می‌فرماید:
فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَلْآصَالِ * رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاء الزَّكَاةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَارُ؛(152) [آن چراغ] در خانه‌هایی است که خدای رخصت داده است که بالا برده و بزرگ داشته شوند و نام وی در آنها یاد شود و او را در آنجا بامدادان و شبانگاهان به پاکی ستایند. مردانی که تجارت و خرید و فروش، ایشان
﴿ صفحه 217 ﴾
را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمی‌دارد و از روزی می‌ترسند که دل‌ها و دیدگان در آن روز دگرگون شود.
معرفی بندگان برگزیدة خدا و ویژگی‌های ممتاز آنان، راه تعالی را به انسان می‌نمایاند، و گرچه رسیدن به مرتبه و شایستگی‌های ایشان برای ما ممکن نیست، شناخت آنان و ویژگی‌های والایشان، به ما امکان تأسی به ایشان و گام نهادن و حرکت در مسیری را که آنان نمایاندند فراهم می‌آورد. بر این اساس، در سال‌های اخیر، ما در مباحثی به ویژگی‌های مؤمنان در سورة مؤمنون پرداختیم. سپس طی جلساتی صفات عبادالرحمن را در سورة فرقان بررسی كردیم؛ صفاتی که سمت و سوی حرکت به سوی الله و قرب الاهی را مشخص می‌سازند. برای مباحث امسال نیز خطبة 87 نهج البلاغه را در نظر گرفتیم که بخش اول آن به معرفی بندگان محبوب و برگزیدة خداوند اختصاص یافته است. بی‌شک شناخت ویژگی‌های برجسته و ممتاز آنان انسان را برای شناسایی قله‌های کمال و حرکت تکاملی یاری می‌رساند. از آن روی که انسان جست‌وجوگرِ حقیقت باید لغزشگاه‌های مسیر تعالی و آفت‌هایی که انسان را از رسیدن به کمال و تعالی بازمی‌دارند، بشناسد تا به ورطة هلاکت و بدبختی نیفتد، در ادامة مباحث، به بررسی بخش دوم خطبه‌ای پرداختیم که در آن بدترین بندگان خدا به تصویر کشیده شده‌اند. آن‌گاه به مناسبت بخش دوم آن خطبه، گزیده‌هایی از سخنان آن حضرت را در دیگر خطبه‌ها مطرح کردیم.