بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

خاطره‌ای از ملاقات با مروج پلورالیزم و دین جدید در هندوستان

در سال‌های اخیر، شخصی مذهب جدیدی در هندوستان ابداع کرده است و آن را ترویج می‌دهد. در سفری که چند سال پیش به هندوستان داشتیم از دوستان خواستم که برای ملاقات با او وقت بگیرند. ملاقات با او تشریفات خاصی داشت، و ابتدا می‌بایست با معاونان وی هماهنگ می‌شد تا آنان آداب ملاقات با آن صاحب دین جدید را گوشزد می‌کردند. در منطقه‌ای که مربوط به آن شخص بود، با گروه‌های گوناگون مردم، از کوچک و بزرگ و زن و مرد و با ملیت‌های گوناگون و حتی پیروان ادیان مختلف روبه‌رو شدیم. همة آنان برای گرفتن دستورالعمل‌های اخلاقی، تربیتی و روان‌شناختی مراجعه کرده بودند. در آنجا برای پیروان و مریدان آن شخص کلاس‌های ویژه‌ای برگزار می‌شد و آنان سرودهایی خاص می‌خواندند. در آنجا به یک مسلمان ایرانی برخوردیم که برای عرض سلام و احوال‌پرسی نزد ما آمد. من از او پرسیدم که چرا به
﴿ صفحه 199 ﴾
اینجا آمده‌ است. او گفت: آمده‌ام تا دستورالعملی برای تمرکز و یافتن حضور قلب در نماز بگیرم!!
پس از آنکه ما مقدمات و تشریفات خاص اداری را پشت سر گذاشتیم، از پله‌های تپه‌ای بالا رفتیم که بر بالای آن، ساختمان مخصوص آن شخص قرار داشت. در آنجا آن شخص با چهره‌‌ای زیبا و خندان با موهای بلند و براق و لباس سفید و زیبا به استقبالمان آمد و ما را در آغوش گرفت و هدیه‌ای به ما تقدیم کرد و ما را کنار خود نشاند. گرداگرد اتاق، بت‌هایی کوچک مربوط به بتخانه‌های گوناگون و نمادهای مذهبی ادیان مختلف نهاده شده بود. او به ما گفت که حتی از کشورهای اسلامی از وی برای سخنرانی دربارة مسائل روانی و اخلاقی دعوت می‌کنند و چند روز دیگر باید برای سخنرانی به ترکیه برود و در آنجا پنجاه هزار نفر در جلسة سخنرانی‌اش حاضر می‌شوند. (برای استفاده از دستورالعمل‌های علمی و برای یافتن نشاط و آرامش و استفاده از سخنان جذاب و زیبای یک هندی بت‌پرست، پنجاه هزار نفر مسلمان در سخنرانی او حاضر می‌گردند!) من با او به بحث و مناظره پرداختم و از جمله به او گفتم: ادعا و مرام شما چیست؟ او گفت: من معتقدم همة دین‌های موجود درست‌اند. هم اسلام دین خوبی است و هم هندویسم، بودیسم، مسیحیت و دین یهود؛ و به شرطی که هرکسی درست به وظایف و تکالیف دین خود بپردازد، همة آن ادیان پیروان خود را به یک نقطه و یک حقیقت می‌رسانند! توصیة من به مسلمانان این است که به دین خود عمل کنند و کاری به پیروان ادیان دیگر نداشته باشند. همچنین به مسیحیان سفارش می‌کنم که به دین خود عمل کنند و به دیگران کاری نداشته باشند؛ و هندوها نیز به پرستش بت‌های خود بپردازند و کاری با دیگران نداشته باشند. همة این ادیان راه‌های گوناگونی هستند که به یک حقیقت و هدف می‌انجامند.
وی پس از بحث و مناظره، وقتی دید برای سخنان ما پاسخ منطقی ندارد، گفت اندوخته و اطلاعاتش همین است و اگر شما راه بهتری سراغ دارید معرفی کنید. سخن
﴿ صفحه 200 ﴾
ما این است که همة مردم با یکدیگر مهربان باشند و هرکس به دین خود عمل کند و کاری با دیگران نداشته باشد.
بنگرید، آن باغ بزرگ و مصفا، و ساختمان‌ها و تشکیلات افسانه‌ای که بودجة کلانی صرف ادارة آن می‌شد، مربوط به کسی است که مروج پلورالیزم است و حتی در کشورهای اسلامی از او برای سخنرانی دربارة مسائل روانی و یافتن آرامش نفس و تمرکز و حضور قلب دعوت می‌كنند.

پلورالیزم؛ دسیسه‌‌ای شیطانی برای اضمحلال دین و غارت منابع ملت‌ها

واقعیت این است که آنچه امثال چنین كسانی به ترویج آن می‌پردازند و نزدیك پنجاه سال است در ایران رواج یافته، یکی از بزرگ‌ترین و کارآمدترین حیله‌های شیطانی است. شیطان و دوستانش پنهان و آشکارا به ترویج این باورها می‌پردازند تا بدین ترتیب دین خدا و مقدسات الاهی را نابود سازند. ما نیز باید فریب نخوریم و از پس آن توطئه‌ها، هشیارانه به شناسایی این هدف‌های شیطانی بپردازیم:
یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّكُمُ الشَّیْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ؛(145) ای فرزندان آدم، مبادا شیطان فریبتان دهد [و شما را از راه راست بیرون برد] چنان‌كه پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد در حالی که جامه‌شان را از آنها برمی‌کنْد تا شرمگاهشان را بدیشان بنماید. او و گروه او از جایی که آنها را نمی‌بینید شما را می‌بینند. ما شیطان‌ها را دوستان و سرپرستانِ کسانی ساخته‌ایم که ایمان نمی‌آورند.
﴿ صفحه 201 ﴾
استعمارگران برای آنكه حساسیت‌های مذهبی مانع دستیابی آنها به منافعشان نشود و به راحتی بتوانند منابع ملت‌های مظلوم را چپاول كنند، کوشیدند تا با طرح نقشه‌هایی چون پلورالیزم، غیرت و تعصب دینی را از مردم بگیرند، تا آنجا که از نگاه مردم یکتاپرستی و عبادت خدای یگانه با چندخدایی و پرستش بت‌ها یکسان تلقی شود. اما در برابر این دیدگاه، قرآن، آیین‌های غیرتوحیدی را باطل می‌شمارد و حتی آیین به‌ظاهر توحیدی اما منسوخ و تحریف‌شدة مسیحیت را که در آن خداوند دارای فرزند است، سخت می‌نكوهد و این دروغ بزرگ را چنان سنگین می‌شمارد که نزدیك است آسمان‌ها را از هم بشكافد و کوه‌ها را متلاشی سازد:
تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا * أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَـٰنِ وَلَدًا * وَمَا یَنبَغِی لِلرَّحْمَـٰنِ أَن یَتَّخِذَ وَلَدًا؛(146) چیزی نمانده است که آسمان‌ها از این [سخن] بشکافند و زمین چاک خورَد و کوه‌ها به شدت فرو ریزند، از اینکه برای [خدای] رحمان فرزندی قایل شدند. [خدای] رحمان را نسزد که فرزندی اختیار کند.
* * * * *
اما پیام اصلی این خطبه، که در آغاز این گفتار به بررسی آن پرداختیم، متوجه مسئولان قضایی است؛ یعنی كسانی باید که به نظارت بر قضات و رسیدگی به سیر قضاوت و داوری در محاکم جمهوری اسلامی اهتمام بیشتری داشته باشند تا اگر در فهم صحیح قوانین و تشخیص حق و یا در اجرای قوانین کوتاهی صورت گرفت با آن برخورد کنند و در پی اصلاح کاستی‌ها برآیند و اگر کسانی عمداً و برای رسیدن به
﴿ صفحه 202 ﴾
منافع و با انگیزه‌‌های شخصی و جناحی برخلاف قوانین و حق حکمی صادر کردند آنان را مجازات کنند. چون مردم به دستگاه قضایی امید دارند و آن را برپا دارنده عدالت می‌دانند و انتظار دارند جلوی تعدی و ظلم به آنها را بگیرد.
﴿ صفحه 203 ﴾

گفتار پانزدهم: بازتاب انحرافات و روی‌برتافتن از حق در کلام امیر مؤمنان(علیه السلام)