بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

ضرورت فراهم آوردن سازوکارهای فهم درست قرآن و سنت

امیر مؤمنان(علیه السلام) از گروهی خودپرست شکوه می‌کند که قرآن و معارف اصیل آن، نزد آنان کسادترین کالا و چون زمین‌ بایری است که کسی به آن اعتنا و توجهی ندارد. این جماعت مشتری و مروج قرآنی هستند که در آن تحریف صورت می‌پذیرد و برداشت‌ها و تفسیر‌های آن هماهنگ با پسند مردم و خواسته‌های نفسانی آنان است. حال اگر ما نگران باشیم که در این راه بدفرجام افتیم و در پی فهم قرآن و روایات و احکام دین باشیم، باید زمینه‌های علمی لازم را در خود فراهم آوریم و روش صحیح تحقیق در قرآن و روایات را بیاموزیم. بر این اساس، می‌باید پس از شناسایی قواعدی که در فهم قرآن و روایات کارسازند، نظیر ناسخ و منسوخ، عام و خاص، حاکم و محکوم، وارد و مورود و عناوین اولی و ثانوی به فراگیری شیوة صحیح انطباق آنها بر احکام و معارف قرآن و روایات بپردازیم و بدین شیوه بر فهم صحیح و عقلایی معانی از الفاظ کتاب
﴿ صفحه 170 ﴾
الاهی و روایات معصومان(علیهم السلام) فایق آییم. در غیر این صورت به بی‌راهه می‌رویم و به فرجام کسانی گرفتار می‌شویم که به تشکیک در قانون قصاص، اختلاف ارث زن و مرد و دیگر احکام دین پرداختند.
پس شرط اول برای فهم صحیح و استفادة درست از قرآن و سنت این است که روش تحقیق در آن دو منبع را فراگیریم، و شرط دوم آن است که در مقام فهم و استنباط از آن منابع دینی، ذهنیت‌ها و هواهای نفسانی خود را دخالت ندهیم. در زمینة اخلاص‌ورزی و دخالت ندادن خواسته‌های نفسانی، داستان‌های فراوانی دربارة فقهای راستین نقل کرده‌اند؛ از جمله دربارة یکی از فقهای بزرگ گفته‌اند چون ایشان می‌خواستند به استنباط احکامِ آب چاه بپردازند، برای اینکه منافع شخصی باعث آسان‌گیری ایشان در ارائه فتوا نشود، دستور دادند چاه آب منزلشان را پر کنند و سپس به استنباط آن احکام پرداختند. هوای نفس، موقعیت‌خواهی و شهرت‌طلبی فهم انسان را از منابع دین تغییر می‌دهد و موجب انحراف انسان، بدعت در دین و استفاده‌های نابجا از قرآن و روایات می‌شود. از این رو، کسب مقام فقاهت و فتوا نیاز به تزکیة نفس و تهذیب اخلاق دارد.
﴿ صفحه 171 ﴾

گفتار سیزدهم: دوستان و سرسپردگان شیطان در کلام امیر مؤمنان(علیه السلام)

اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً وَ اتَّخَذوهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً، فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ، وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ. فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ، فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ، فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّیْطَانُ فِی سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَی لِسَانِهِ؛(122) آنان شیطان را تکیه‌گاه و معیار کار خود گرفتند و شیطان نیز ایشان را شرکای خود قرار داد و در سینه‌هاشان لانه کرد و تخم ‌گذاشت و جوجه‌های خود را در دامانشان پرورش داد. با چشم‌های آنان نگریست و با زبان‌های آنان سخن گفت. پس با یاری آنها بر مرکب گمراهی سوار شد و خطاهای زشت را برایشان آراست؛ مانند رفتار کسی که شیطان او را در سلطة خود سهمی داده است و زبان او را ابزار یاوه‌سرایی خود ساخته است.
﴿ صفحه 172 ﴾

نگاهی دوباره به ساختار نهج‌البلاغه

مرحوم سید رضی با هدف گردآوری عالی‌ترین و برجسته‌ترین لایه‌های ادبی و بلاغی کلمات امام علی(علیه السلام) بخش‌هایی از خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های ایشان را برگزیده است، و در نتیجه بسیاری از جلوه‌های مشعشع و نورانی کلمات امیر مؤمنان(علیه السلام) در نهج البلاغه گرد نیامده است. ایشان در مواردی خطبه‌ای را با عنوان و شمارة مستقلی تدوین کرده است، اما پس از مراجعه به مصادر نهج البلاغه روشن می‌شود که گاه آنچه ایشان به منزلة ‌خطبه‌ای مستقل و در ظاهر کامل ارائه کرده، تنها بخشی از یک خطبه است؛ نظیر خطبة 87 نهج البلاغه که بخشی از خطبة اصلی ذکر شده در مصادر و منابع نهج البلاغه را تشکیل می‌دهد.
ایشان همچنین در مواردی با پراکندن اجزا و عناصر یک خطبه، به گزینش عناوین و شماره‌هایی مستقل برای هریک از آنها پرداخته است. با توجه به کاستی‌هایی که در تدوین نهج ‌البلاغه به چشم می‌آید، که ناشی از عدم دسترسی سید رضی به پاره‌ای منابع و مصادر، یا برخاسته از شیوة ایشان در تدوین و گزینش مطالب بوده، و نیز با توجه به اینکه کشف عناصر اصلی خطبه‌ها، حکمت‌ها و نامه‌های نهج البلاغه و ارتباط‌های آنها با یکدیگر برای محققان و اهل تتبع ضروری است، از دیرباز برخی علما و پژوهشگران نهج البلاغه با مراجعه به مصادر آن درصدد برآمدند که ساختار اصلی خطبه‌ها، حکمت‌ها و نامه‌های این کتاب و ارتباط‌های آنها را کشف کنند، و در نتیجه به تجدید نظر در ساختار فعلی آن پرداختند. فاضل گران‌قدر، جناب آقای سیدصادق موسوی شیرازی از جمله کسانی است که با تتبع و تحقیق گسترده، فراگیر و ستودنی در مصادر و منابع نهج البلاغه به تدوین کتاب تمام نهج البلاغه(123) پرداخت و در آن به گردآوری اجزای حذف شدة
﴿ صفحه 173 ﴾
برخی خطبه‌ها و نیز تلفیق خطبه‌ها، حکمت‌ها و نامه‌هایی پرداخته که در اصل زیرمجموعة یک خطبه بوده‌اند، اما در نهج‌‌البلاغة موجود با شماره‌ها و عناوین متفاوت و مستقل گرد آمده‌اند. در این کتاب خطبة هفدهم، هفتم و هشتم به ترتیب از عناصر و اجزای خطبه مفصلی که خطبه‌ها و چندین حکمت دیگر را نیز دربر می‌گیرد، به شمار می‌آیند، و با توجه به اینکه این‌ چینش و نظر‌دهی متناسب و هماهنگ با سیاق آن خطبه‌ها و ناشی از ارتباط آنها با یکدیگر است، ما نیز آن را در بحث خود در نظر آورده، پس از خطبة هفدهم، به بررسی و شرح خطبة هفتم و پس از آن به بررسی خطبة هجدهم می‌پردازیم.