بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

پیراستن خداوند از ظلم در بستر آزمون بندگان

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعَاذَكُمْ مِنْ أَنْ یَجُورَ عَلَیْكُمْ وَ لَمْ یُعِذْكُمْ مِنْ أَنْ یَبْتَلِیَكُمْ وَ قَدْ قَالَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ «إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِین».(107)
حضرت در سخن خویش ساحت الاهی را از ظلم به بندگان بَری می‌دانند. نفی ظلم از خدا بِدان روست که علت ظلم در خداوند وجود ندارد؛ زیرا ظلم یا از احتیاج برمی‌خیزد، و خداوند متعال غنی مطلق است و نیازی ندارد تا برای آن مرتکب ظلم شود، یا ظلم برای به دست آوردن سود و منفعت است، و خداوند منزه از آن است که در پی سودی باشد و در راه تأمین آن بر بندگان ظلمی روا دارد، همچنین ظلم می‌تواند از جهل برخیزد و بدیهی است که خداوند عالم مطلق است و بر همة حقایق احاطه دارد، یا اینکه ظلم ناشی از خودخواهی است، و همة کمالات در خداوند جمع است و احساس حقارت در او نیست تا با خودخواهی درصدد جبران آن برآید. بدین ترتیب، ساحت خداوند از هر عیب و نقصی منزه است، و از این روی، مرتکب ظلم نمی‌شود. آیات قرآن نیز بر عدل الاهی و نفی ظلم از ساحت ربوبی گواهی می‌دهند. برای نمونه خداوند می‌فرماید:
وَأَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِیدِ؛(108) و خدا به بندگان ستمگر نیست؛
إِنَّ اللّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئاً وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛(109) به‌راستی خدا بر مردم هیچ ستم نمی‌کند، بلکه مردم بر خود ستم می‌کنند.
خداوند به بندگان خود ظلم و ستم نمی‌کند، اما وعده نداده که آنان را نیازماید، و آزمایش، سنت قطعی و ثابت خداوند است که در زمینة ارتکاب افعال اختیاری و
﴿ صفحه 150 ﴾
گزینش راه و روش برای انسان‌ها مقدر فرموده و آنان را با آنچه در اختیارشان قرار داده است،‌‌ می‌آزماید. ابزارهای آزمایش، هم چیزهایی است که مطلوب و خوشایند انسان‌هاست و هم چیزهایی که آدمیان نمی‌پسندند و خوش نمی‌دارند. به دیگر سخن، برای تحقق آزمایش الاهی، همواره باید خوشی‌ها، لذات، ناخوشی‌ها و آلامی باشند تا وسیلة آزمایش آدمی گردند. انسان‌ها موظف‌اند از بعضی خوشی‌ها چشم بپوشند و بر پاره‌ای ناخوشی‌ها صبر و شکیبایی ورزند و بدین‌ترتیب آزموده می‌شوند. پس خوشی‌ها و لذات، و نیز ناخوشی‌ها و آلام در زندگی دنیوی یک اصل‌اند که در متن تدبیر الاهی ملحوظ گردیده‌اند.
از جمله نعمت‌های بزرگی که خداوند به ما عنایت فرموده و ما را بدان‌ها می‌آزماید نعمت هدایت و نعمت اسلام است، و اگر ما در استفاده از این نعمت‌ بزرگ کوتاهی کنیم، خود باعث محروم گشتن از آن شده‌ایم؛ چون خداوند هیچ نعمتی را از بندگانش نمی‌ستاند، مگر آنکه آنان ناسپاسی کنند و زمینة حرمان از آن نعمت را در خود فراهم آورند:
ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛(110) این [کیفر فرعونیان و کافران پیش از آنان] از آن روست که خدا هرگز بر آن نبوده است که نعمتی را که بر مردمی ارزانی داشته دگرگون کند تا آنکه آنان آنچه در خودشان است دگرگون سازند (حال خود را به کفر و ناسپاسی و ستمگری بگردانند) و خدا شنوا و داناست.
در برابر اگر کسی به درستی از نعمت‌های خداوند بهره بُرد و خداوند را به خاطر نعمت‌هایش سپاس گفت و ادب بندگی به جای آورد، خداوند نعمت‌های بیشتری ارزانی‌اش می‌کند:
﴿ صفحه 151 ﴾
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأزِیدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛(111) و هنگامی که پروردگارتان به شما آگاهی داد که اگر سپاس‌گزارید همانا شما را [نعمت] بیفزایم و اگر ناسپاسی کنید هر آینه عذاب من سخت است.
﴿ صفحه 153 ﴾

گفتار یازدهم: ویژگی‌های بدترین‌ها در نگاه امیرمؤمنان(علیه السلام) (2)

إنَّ أَبْغَضَ الْخَلَائِقِ إِلَى اللَّهِ رَجُلَانِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِیلِ مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ وَ دُعَاءِ ضَلَالَةٍ، فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ ضَالٌّ عَنْ هَدْیِ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدَى بِهِ فِی حَیَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ، حَمَّالٌ خَطَایَا غَیْرِهِ رَهْنٌ بِخَطِیئَتِهِ. وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً مُوضِعٌ فِی جُهَّالِ الْأُمَّةِ عَادٍ فِی أَغْبَاشِ الْفِتْنَةِ عَمٍ بِمَا فِی عَقْدِ الْهُدْنَةِ قَدْ سَمَّاهُ أَشْبَاهُ النَّاسِ عَالِماً وَ لَیْسَ بِهِ؛(112) خشم‌انگیز‌ترین آفریدگان نزد خداوند دو نفرند: مردی که خدا او را به خود وانهاده و در نتیجه از راه راست منحرف گشته است، [و] به سخنان بدعت‌آلود و دعوت‌های گمراه‌کننده دل سپرده است؛ پس او برای شیفتگانش فتنه‌ای است؛ از راه راست پیشینیان سر باز زند و هرکس را که بدو اقتدا کند، گمراه سازد؛ چه در زنده بودن و چه
﴿ صفحه 154 ﴾
پس از مرگش. بار سنگین لغزش‌های دیگران را بر دوش کشد و گروگان بزهکاری خویش است. و مردی که مجهولاتی به هم بافته و در میان انسان‌های نادان امت برای فریفتن مردم به همه سوی می‌شتابد. در تاریکی‌های فتنه می‌تازد و از پیمان صلح و سازگاری بی‌خبر است. آدم‌نمایان او را عالم دانند، که نه چنین است.

نکوهش بدعت‌گروی و دعوت به گمراهی

در گفتارهای پیشین شماری از ویژگی‌های دوستان خدا را در نهج‌ البلاغه از نظر گذراندیم، و پس از آن دربارة ویژگی‌های عالم‌نمایان و بدترین مردم از نگاه امیر مؤمنان(علیه السلام) سخن گفتیم. در ادامة آن گفتارها و با هدف معرفی منحرفان از دین الاهی و بدعت‌گذاران در شریعت دو بخش از خطبة هفدهم را برگزیده‌ایم. در آغاز بخش نخست که در آن دو گروه از مبغوض‌ترین و خشم‌انگیز‌ترین مردم نزد خداوند معرفی شده‌اند، حضرت‌ می‌فرمایند:
إنَّ أَبْغَضَ الْخَلَائِقِ إِلَى اللَّهِ رَجُلَانِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِیلِ مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ و دُعَاءِ ضَلَالَةٍ.
محبوب‌ بودن مؤمنان نزد خداوند امری تشکیکی و دارای مراتب است، و درجة محبت خداوند به مؤمنان یکسان نیست. در برابر، بغض و خشم خداوند از بندگان نافرمان خود نیز یکسان نیست و خشم خداوند به برخی از آنها بیشتر از دیگران است. حضرت در این خطبه مبغوض‌ترین و بدترین بندگان را نزد خداوند معرفی می‌کنند و با توجه به ویژگی‌هایی که برای آنان برمی‌شمارند، به این نکته دست می‌یابیم که شدت بغض و خشم خداوند به آنان از آن روست که گناهان و بدی‌هایشان به دیگران نیز سرایت می‌کند. گاهی کسی مرتکب گناهی کوچک می‌شود، و گاه پای فراتر می‌نهد و
﴿ صفحه 155 ﴾
مرتکب گناه بزرگ می‌شود و چنان بر انجام گناه اصرار می‌ورزد که ارتکاب گناه برای او عادت و ملکه می‌گردد. گاه نیز در عصیان و گناه تا آنجا پیش می‌رود که در دین خدا شک می‌کند و ایمان از کف می‌دهد. چنین کسی اگر در دلْ ایمان نمی‌داشت و تنها پیش خود به نافرمانی خدا می‌پرداخت و کاری با دیگران نداشت و در پی منحرف ساختن دیگران و فساد برنمی‌آمد، بغض و خشم خداوند به او کمتر می‌بود. پس یک کافر یا گناهکار معمولی مبغوض‌ترین خلایق نزد خداوند نیست، بلکه مبغوض‌ترین خلایق نزد خداوند انسان منحرفی است که از موقعیت، شهرت و علم برخوردار است و با استفاده از این ابزاره(علیه السلام) چه‌بسا موجب پیدایش مکاتب و فرقه‌های انحرافی می‌شود که طی سالیان طولانی و در مناطق گوناگون افراد ساده‌اندیش را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و به انحراف می‌کشاند.
کسی که از استعداد‌ها و قابلیت‌های مادی و معنوی برای پیمودن مراتب کمال و تعالی بهره بَرد، پیوسته از دریای فیض الاهی سیراب می‌شود و الطاف و عنایت‌ها ربوبی او را دربر می‌گیرند؛ اما اگر به جای پیمودن مسیر تعالی و تلاش برای رسیدن به حیات معقول و انسانی، توانایی‌های خود را در جهت انحطاط و سقوط به کار بست، خداوند او را به خود وا‌می‌گذارد و از هدایت و عنایات خویش محروم می‌سازد. در نتیجه، او به جای دلبستگی به ارزش‌های والای انسانی و کمال مطلق، به امور پوچ و اعتباری مادی و دنیوی دل می‌بندد و در کمند وسوسه‌ها و اندیشه‌های شیطانی گرفتار می‌آید و استعدادهایش پژمرده و نابود می‌گردد.
همچنین کسی که از محور و مدار هستی غافل می‌شود و بر محور خویش و منیت‌ها و هوس‌هایش می‌گردد، از راه راست و اعتدال منحرف شده است و به جای تن دادن به قوانین و اصول الاهی که راست‌ترین و معتدل‌ترین مسیر را پیش روی انسان می‌نهد، محاسبات غلط و ناپایداری که هیچ تناسبی با اصول و قوانین ناظم
﴿ صفحه 156 ﴾
آفرینش ندارند، جهت و غایت رفتارش را تعیین می‌کنند. در نتیجه، وی به نااستواری در اندیشه و تصمیم دچار می‌گردد و به بدعت‌ها و سخنان مخالف اصول و قوانین پایدار، و گمراه ساختن بندگان بی‌خبر از حقایق روی می‌آورد.