بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار نهم: عالم‌نمایان خودپرست در كلام امیر مؤمنان(علیه السلام)

وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِماً وَ لَیْسَ بِهِ، فَاقْتَبَسَ جَهَائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ أَضَالِیلَ مِنْ ضُلَّالٍ، وَ نَصَبَ لِلنَّاسِ أَشْرَاكاً مِنْ حَبَائِلِ غُرُورٍ وَ قَوْلِ زُورٍ، قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلَى أَهْوَائِهِ، یُؤْمِنُ النَّاسَ مِنَ الْعَظَائِمِ وَ یُهَوِّنُ كَبِیرَ الْجَرَائِمِ. یَقُولُ: أَقِفُ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ وَ فِیهَا وَقَعَ، وَ یَقُولُ: أَعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَیْنَهَا اضْطَجَعَ. فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ، لَا یَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَیَتَّبِعَهُ وَ لَا بَابَ الْعَمَى فَیَصُدَّ عَنْهُ، وَ ذَلِكَ مَیِّتُ الْأَحْیَاءِ؛
و دیگری كه خود را دانا و دانشمند نامد در حالی كه چنین نیست، بَل مجموعه‌ای‌‌‌‌ از نادانی جاهلان و گمراهی گمراهان را فراهم آورده و برای مردم دام‌های نیرنگ و دروغ نهاده است؛ كتاب خدا را بر میل‌ها و خواسته‌‌‌های‌‌ خود تطبیق می‌دهد و حق را با هوس‌های خویش تعبیر می‌كند؛ مردم را از بلایای عظیم رستاخیز ایمن انگارد و گناهان بزرگ را كوچك و حقیر جلوه می‌دهد؛ [او] گوید
﴿ صفحه 132 ﴾
كه از ارتكاب شبهات پرهیز دارد، اما در آنها غوطه‌ور است؛ گوید كه از بدعت‌ها بركنارم، ولی در آنها آرمیده است؛ صورت او صورت انسان است اما قلبش قلب حیوان است؛ نه راه رستگاری را می‌شناسد تا در آن گام بردارد و نه راه گمراهی را تا از آن باز گردد. پس او مرده‌ای است در میان زندگان.
بررسی و شرح بخش اول خطبة امیر مؤمنان(علیه السلام) كه در آن برجسته‌ترین ویژگی‌های بندگان محبوب و برگزیدة خدا گرد آمده است، به انجام رسید. بدیهی است در برابر محبوب‌ترین بندگان، بدترین و پست‌ترین بندگان خدا قرار دارند كه حضرت در برخی خطبه‌ها و از جمله در بخش دوم خطبه‌ای كه محور مباحث ما را تشكیل می‌دهد، به بیان ویژگی‌های آنها پرداخته‌اند. در این جلسه به بررسی این بخش از خطبه می‌پردازیم، و در دیگر جلسات، چند فراز از دیگر خطبه‌ها را كه از نظر موضوع و پیام با بخش مزبور همسو است از نظر می‌گذرانیم.

دام‌های فریب عالم‌نمایان

وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِماً وَ لَیْسَ بِهِ فَاقْتَبَسَ جَهَائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ أَضَالِیلَ مِنْ ضُلَّالٍ وَ نَصَبَ لِلنَّاسِ أَشْرَاكاً مِنْ حَبَائِلِ غُرُورٍ وَ قَوْلِ زُورٍ.
جاهلان عالم‌نما كه بهره‌ای از علم ندارند و به دروغ خود را عالم می‌دانند برای اینكه در بین مردمْ صاحب‌نظر و عالم شمرده شوند، سخنان و آرای باطل و گمراه‌كننده‌ای را از دیگران برمی‌گیرند و آنها را كنار هم می‌چینند و در قالب نظریة علمی به مردم ارائه می‌دهند. آنان با ظاهرسازی و درهم آمیختن سخنان جاهلانه و پوچ در پی ‌آن‌اند كه موقعیت و جایگاهی در میان مردم بیابند، و مردم نیز تحت تأثیر ظاهر و
﴿ صفحه 133 ﴾
سخنان فریبنده آنان قرار می‌گیرند و نمی‌دانند كه ایشان بذر گمراهی می‌پراكنند و عقاید دیگران را تباه و فاسد می‌سازند. سخنان باطل اما فریبنده و به‌ظاهر علمی آنان، دامی است كه در برابر مردم بی‌اطلاع از حقایق و معارف راستین، گسترانده شده است.
روشن است كه منظور حضرت، عالمان و آشنایان به علوم‌ تجربی، نظیر فیزیك، شیمی‌ و زیست‌شناسی، نیست؛ بلكه منظور كسی است كه خود را دین‌‌شناس معرفی می‌كند و با تفسیرهای نابه‌جا و تحلیل‌های نادرست و به بهانة هدایت و راهنمایی، مردم را می‌فریبد و چهره‌‌ای وارونه از دین و معارف قرآن را به آنان عرضه می‌کند. پس مخاطب این سخنان كسانی هستند كه خود را عالم و آشنای به دین و معارف قرآن می‌خوانند. آنان باید به واکاوی رفتار و اندیشه‌های خود بپردازند تا نكند تحت تأثیر خودپرستی، جاه‌طلبی و موقعیت‌خواهی، پندارهای پوچ و افكار باطل خود را بر قرآن تحمیل كنند و مصداق سخنان حضرت شوند. به خویش بنگرند كه آیا به زیور اخلاص و بندگی خدا آراسته شده‌اند تا با تعهد و دقت و احتیاط در پی كشف حقایق و معارف دین برآیند و آنها را به دیگران عرضه كنند، یا آنكه تحت تأثیر هوس‌های شیطانی، معارف قرآنی را بر خواسته‌های خویش تطبیق می‌دهند و بخشی را كه به سود خود می‌یابند، می‌پذیرند، و معارف و احكامی را كه با منافع و خواسته‌هایشان سازگار نیست كنار می‌نهند یا تأویل می‌کنند؟ عالمِ شایسته از منظر امیر مؤمنان(علیه السلام) كسی است كه دلش به نور هدایت روشن شده و پیوسته نگران است كه نكند از مسیر حق منحرف گردد و می‌کوشد تا افكار و رفتارهای خود را با معیارهای قرآنی بسنجد.

سوء استفاده از قرآن و تاریخمند دانستن احكام خدا

قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلَى أَهْوَائِهِ یُؤْمِنُ النَّاسَ مِنَ الْعَظَائِمِ وَ یُهَوِّنُ كَبِیرَ الْجَرَائِمِ؛ كتاب خدا را بر میل‌ها و خواسته‌های خود تطبیق می‌دهد و
﴿ صفحه 134 ﴾
حق را با هوس‌های خویش تعبیر می‌كند؛ مردم را از بلایای عظیم رستاخیز ایمن انگارد و گناهان بزرگ را كوچك و حقیر جلوه می‌دهد.
در برابر كسانی كه به زیور اخلاص آراسته شده و كتاب خدا را پیشوای خود ساخته‌اند و با همة وجود در خدمت قرآن و اجرای دستورات آن‌اند، عالم‌نمایان منحرف از این کتاب آسمانی سوء استفاده می‌كنند و با تفسیر به رأی و ارائة برداشت‌های باطل از آموزه‌های آن، آیات را بر خواسته‌های خود تطبیق داده، آنها را همسو با هواهای نفسانی خویش معرفی می‌كنند. پیش از انقلاب و مدتی پس از آن، رهبران فكری گروهك‌های التقاطی و منحرف، كه برخی از آنان روحانی‌نما نیز بودند، در جلسات تفسیر، بر اساس افكار مادی و ماتریالیستی خود، از آموزه‌های قرآن و نهج البلاغه تفسیر‌های مادی ارائه می‌دادند. مثلاً وَالْیَوْمِ الْآخِر(93) را به هنگامة انقلاب و شورش علیه حكومت شاه تفسیر می‌كردند. یا دربارة آیة إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِیَةٌ أَكَادُ أُخْفِیهَا...؛(94) «همانا قیامت فرارسنده است و می‌خواهم آن را پوشیده دارم» می‌گفتند منظور از «أَكَادُ أُخْفِیهَا» مخفی و پنهان داشتن طرح و ساعت حمله به نیروهای رژیم است! آنان به آیاتی كه دربارة كیفر گنه‌كاران در قیامت و عذاب‌های آخرت و احوال مرگ نازل شده اهمیت نمی‌دادند و می‌کوشیدند آنها را بر امور مادی تطبیق دهند، و در جهت مبارزه با رژیم و شكست آن، حتی ارتکاب گناهان و محرمات و مخالفت با شرع را مجاز و روا می‌دانستند. چنان‌كه امروزه دگراندیشان و روشن‌فكرنمایان احكام اسلام را تاریخمند می‌دانند و می‌گویند تاریخ مصرف آنها گذشته است، آن گروه‌های الحادی و منافق نیز احكام اسلامی را ناظر به صدر اسلام می‌شمردند و به رسالة عملیه و مسئلة تقلید اعتنایی نداشتند. ممكن است كسانی با چنین نگرشی، اوصافی را
﴿ صفحه 135 ﴾
كه امیر مؤمنان(علیه السلام) در این خطبه‌ و دیگر خطبه‌ها برای منافقان و انسان‌های پلید برشمرده‌اند، مربوط به منافقان عصر آن حضرت بدانند و بر این باور باشند كه در زمانة ما مصداقی برای آن ویژگی‌ها وجود ندارد و اساساً آموزه‌های قرآن و نهج البلاغه تاریخی و ناظر به گذشته است و امروزه تنها فصاحت و بلاغت و شاهكارهای ادبی نهج البلاغه برای ما قابل استفاده است. اما ما معتقدیم قرآن و نهج البلاغه جاودانه‌اند و پیام‌ها، دستورات و آموزه‌های آنها زنده و پویاست و مؤمنان صادق و مسلمانان راستین باید آنها را در زندگی خود به كار گیرند و افكار، رفتار و گفتار خود را بر اساس آنها سامان دهند.
نباید از نظر دور داشت كه زمینة روحی و روانی تفسیر به رأی این‌گونه فراهم می‌شود كه انسان از یك سوی به جهت ضعف روحیة بندگی نمی‌تواند از هوس‌ها و خواسته‌های نفسانی خود بگذرد، و از سوی دیگر، شیطان از این فرصت استفاده می‌كند و با القائات خویش می‌کوشد تا ذهن و فكر چنین انسانی را در برداشت نادرست از قرآن جهت دهد و او را گمراه سازد. به‌ویژه اگر شخص موقعیت اجتماعی یا فرهنگی‌ای داشته باشد، شیطان برای منحرف كردن او بیشتر طمع خواهد کرد؛ زیرا می‌داند كه با منحرف شدن او گروه پرشمارتری گمراه می‌گردند.