بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

عدالت‌ورزی و حق‌گروی و پیروی دوستان خدا از قرآن

با توجه به آنچه گذشت از لزوم اخلاص‌ورزیدن و کنار نهادن هوای نفس و تسلیم محض بودن در برابر پروردگار، حضرت دربارة یکی از ویژگی‌های برگزیدگان خداوند می‌فرمایند:
قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْیُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ؛ خود را به اجرای عدالت پایبند کرده و نخستین گامش در این راه زدودنِ هوا و هوس از درون خویش است.
چنان‌که علمای اخلاق گفته‌اند، عدالت ملکه‌ای است که منشأ انجام افعال فاضله است، و وقتی ملکة عدالت در جان آدمی رسوخ یافت، پیوسته اعمال شایسته و خیر انجام می‌دهد و از اعمال زشت خودداری می‌ورزد. همچنین با توجه به آنکه عدالت در ارتباط با قوة شهویه که به معنای عفاف‌ورزی است،(92) دشوارتر از عدالت در ارتباط با
﴿ صفحه 128 ﴾
دیگر قواست (زیرا بیشتر انحرافاتی که در شریعت از آن نهی شده ناظر به شهوات است). حضرت بارزترین مصداق عدالت‌ورزیِ برگزیدگان خدا را کنار زدن هوای نفس برمی‌شمارند؛ چه، سالک برای مهار رفتار خود، بیش از هر کار، باید به اصلاح قوة شهویه بپردازد و در این باره حدود الاهی را رعایت کند، و دربارة خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها، آمیزش و کسب درآمد و اموری از این دست، از حدود الاهی خارج نشود.
امام(علیه السلام)، سپس در بیان صفت دیگری از صفات بندگان برگزیدة خدا می‌فرمایند:
یَصِفُ الْحَقَّ وَ یَعْمَلُ بِهِ لَا یَدَعُ لِلْخَیْرِ غَایَةً إِلَّا أَمَّهَا وَ لَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا؛ در سخن، حق را به نیکویی تفسیر می‌کند و در عمل بدان پایبند است. هیچ هدف خیری نیست که آهنگ آن نکند و در راه تحقق آن گام نزند، و گمان خیری نبرده که به سوی آن نشتافته باشد.
سالک طریق خدا در توصیف حقْ امیال و هواهای نفسانی خویش را دخالت نمی‌دهد و معیار او در توصیف حق، قانون هستی است، که بر موجودیت و حیات او حاکم است؛ قانونی که بنابر آن همة عالم و تمام هستی او متعلق به خداست و او وظیفه‌ای جز بندگی خداوند ندارد و نباید خود و غیرخدا را در برابر او مستقل ببیند و برای آنها سهمی و شأنی در نظر گیرد. آن‌گاه که به این درجه از معرفت رسید، باید به مقتضای آن نیز عمل کند. روح بندة سالک چون تشنة خیر و کمال است افق‌های متعالی سعادت و خیر و کمال را می‌نگرد و همواره برای رسیدن به کمالاتی فزون‌تر، روح خود را تشنه و بی‌تاب نگاه‌ می‌دارد، و زمانی از این پویایی دست می‌کشد که به کمال نامتناهی، یعنی قرب الاهی، نایل آید. او در مسیرِ به فعلیت رساندن استعداد کمال‌جوییِ خود از احتمال و گمان خیر و کمال نمی‌گذرد و برای اینکه یقین کند که به سرحد تعالی و کمال رسیده، آنچه را احتمال می‌دهد و گمان می‌برد که خیر و کمال و غذای روح اوست، فراچنگ می‌آورد و از آنْ صرف‌نظر نمی‌کند.
﴿ صفحه 129 ﴾
حضرت آخرین ویژگی بندگان برگزیدة خدا را این‌گونه وصف می‌کند:
قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ یَحُلُّ حَیْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ وَ یَنْزِلُ حَیْثُ كَانَ مَنْزِلُهُ؛بی‌تردید زمام امور خویش را به کتاب الاهی سپرده است. پس پیشوا و امام او قرآن است: هرجا که قرآن باراندازد، او نیز فرود آید و هرجا که قرآن جای گیرد، او را نیز جایگاهی باشد.
با توجه به اینکه قلمرو شناخت عقل محدود است و نمی‌تواند همة وظایف، تکالیف، تفاصیل و جزئیات را تشخیص دهد، انسان برای تشخیص وظایف بندگی خود، ناگزیر باید سراغ وحی و کلام خداوند برود و زمام و اختیار خود را به قرآن بسپارد و آن را پیشوا و رهبر خویش سازد، و در تمام مراحل زندگی دستورات و مقررات الاهی را سرلوحة رفتار خویش سازد. باشد که از این رهگذار به رضوان و قرب الاهی و سعادت جاودانی که در پی آن است، دست یابد.
﴿ صفحه 131 ﴾

گفتار نهم: عالم‌نمایان خودپرست در كلام امیر مؤمنان(علیه السلام)

وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِماً وَ لَیْسَ بِهِ، فَاقْتَبَسَ جَهَائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ أَضَالِیلَ مِنْ ضُلَّالٍ، وَ نَصَبَ لِلنَّاسِ أَشْرَاكاً مِنْ حَبَائِلِ غُرُورٍ وَ قَوْلِ زُورٍ، قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلَى أَهْوَائِهِ، یُؤْمِنُ النَّاسَ مِنَ الْعَظَائِمِ وَ یُهَوِّنُ كَبِیرَ الْجَرَائِمِ. یَقُولُ: أَقِفُ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ وَ فِیهَا وَقَعَ، وَ یَقُولُ: أَعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَیْنَهَا اضْطَجَعَ. فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیَوَانٍ، لَا یَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَیَتَّبِعَهُ وَ لَا بَابَ الْعَمَى فَیَصُدَّ عَنْهُ، وَ ذَلِكَ مَیِّتُ الْأَحْیَاءِ؛
و دیگری كه خود را دانا و دانشمند نامد در حالی كه چنین نیست، بَل مجموعه‌ای‌‌‌‌ از نادانی جاهلان و گمراهی گمراهان را فراهم آورده و برای مردم دام‌های نیرنگ و دروغ نهاده است؛ كتاب خدا را بر میل‌ها و خواسته‌‌‌های‌‌ خود تطبیق می‌دهد و حق را با هوس‌های خویش تعبیر می‌كند؛ مردم را از بلایای عظیم رستاخیز ایمن انگارد و گناهان بزرگ را كوچك و حقیر جلوه می‌دهد؛ [او] گوید
﴿ صفحه 132 ﴾
كه از ارتكاب شبهات پرهیز دارد، اما در آنها غوطه‌ور است؛ گوید كه از بدعت‌ها بركنارم، ولی در آنها آرمیده است؛ صورت او صورت انسان است اما قلبش قلب حیوان است؛ نه راه رستگاری را می‌شناسد تا در آن گام بردارد و نه راه گمراهی را تا از آن باز گردد. پس او مرده‌ای است در میان زندگان.
بررسی و شرح بخش اول خطبة امیر مؤمنان(علیه السلام) كه در آن برجسته‌ترین ویژگی‌های بندگان محبوب و برگزیدة خدا گرد آمده است، به انجام رسید. بدیهی است در برابر محبوب‌ترین بندگان، بدترین و پست‌ترین بندگان خدا قرار دارند كه حضرت در برخی خطبه‌ها و از جمله در بخش دوم خطبه‌ای كه محور مباحث ما را تشكیل می‌دهد، به بیان ویژگی‌های آنها پرداخته‌اند. در این جلسه به بررسی این بخش از خطبه می‌پردازیم، و در دیگر جلسات، چند فراز از دیگر خطبه‌ها را كه از نظر موضوع و پیام با بخش مزبور همسو است از نظر می‌گذرانیم.

دام‌های فریب عالم‌نمایان

وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِماً وَ لَیْسَ بِهِ فَاقْتَبَسَ جَهَائِلَ مِنْ جُهَّالٍ وَ أَضَالِیلَ مِنْ ضُلَّالٍ وَ نَصَبَ لِلنَّاسِ أَشْرَاكاً مِنْ حَبَائِلِ غُرُورٍ وَ قَوْلِ زُورٍ.
جاهلان عالم‌نما كه بهره‌ای از علم ندارند و به دروغ خود را عالم می‌دانند برای اینكه در بین مردمْ صاحب‌نظر و عالم شمرده شوند، سخنان و آرای باطل و گمراه‌كننده‌ای را از دیگران برمی‌گیرند و آنها را كنار هم می‌چینند و در قالب نظریة علمی به مردم ارائه می‌دهند. آنان با ظاهرسازی و درهم آمیختن سخنان جاهلانه و پوچ در پی ‌آن‌اند كه موقعیت و جایگاهی در میان مردم بیابند، و مردم نیز تحت تأثیر ظاهر و
﴿ صفحه 133 ﴾
سخنان فریبنده آنان قرار می‌گیرند و نمی‌دانند كه ایشان بذر گمراهی می‌پراكنند و عقاید دیگران را تباه و فاسد می‌سازند. سخنان باطل اما فریبنده و به‌ظاهر علمی آنان، دامی است كه در برابر مردم بی‌اطلاع از حقایق و معارف راستین، گسترانده شده است.
روشن است كه منظور حضرت، عالمان و آشنایان به علوم‌ تجربی، نظیر فیزیك، شیمی‌ و زیست‌شناسی، نیست؛ بلكه منظور كسی است كه خود را دین‌‌شناس معرفی می‌كند و با تفسیرهای نابه‌جا و تحلیل‌های نادرست و به بهانة هدایت و راهنمایی، مردم را می‌فریبد و چهره‌‌ای وارونه از دین و معارف قرآن را به آنان عرضه می‌کند. پس مخاطب این سخنان كسانی هستند كه خود را عالم و آشنای به دین و معارف قرآن می‌خوانند. آنان باید به واکاوی رفتار و اندیشه‌های خود بپردازند تا نكند تحت تأثیر خودپرستی، جاه‌طلبی و موقعیت‌خواهی، پندارهای پوچ و افكار باطل خود را بر قرآن تحمیل كنند و مصداق سخنان حضرت شوند. به خویش بنگرند كه آیا به زیور اخلاص و بندگی خدا آراسته شده‌اند تا با تعهد و دقت و احتیاط در پی كشف حقایق و معارف دین برآیند و آنها را به دیگران عرضه كنند، یا آنكه تحت تأثیر هوس‌های شیطانی، معارف قرآنی را بر خواسته‌های خویش تطبیق می‌دهند و بخشی را كه به سود خود می‌یابند، می‌پذیرند، و معارف و احكامی را كه با منافع و خواسته‌هایشان سازگار نیست كنار می‌نهند یا تأویل می‌کنند؟ عالمِ شایسته از منظر امیر مؤمنان(علیه السلام) كسی است كه دلش به نور هدایت روشن شده و پیوسته نگران است كه نكند از مسیر حق منحرف گردد و می‌کوشد تا افكار و رفتارهای خود را با معیارهای قرآنی بسنجد.