بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

عوامل تحصیل اخلاص

برای تحصیل اخلاص، دو عاملْ نقش اساسی دارند: عامل اول شناخت اهمیت و ارزش
﴿ صفحه 121 ﴾
اخلاص و نقش آن در تعالی بخشیدن به عمل و روح انسان، و در مقابل، شناخت زیان و خسارتی است که نیت و عمل غیرخالص در پی دارد. البته با توجه به دلبستگی‌های مادی و موانعی که انسان را از اصلاح نفس و رفتار باز می‌دارند، ما در آغاز، برای کسب معرفت در این زمینه انگیزة کافی نداریم و تنها با همت و ارادة جدی تحصیل این معرفت میسور می‌شود. برای درک بهتر اهمیت و جایگاه اخلاص باید به یاد داشت که هیچ پدیدة روحی‌ای نمی‌تواند مانند اخلاص زندگی پرفراز و نشیب و پراضطراب انسان را تنظیم و تعدیل ساخته، موجب آرامش‌ خاطر شود. علت پیدایی آرامش‌ خاطر از طریق اخلاص این است که روح انسان مخلص هنگامی که به حقیقت والایی اخلاص می‌ورزد، در واقع گمشده‌اش را باز می‌یابد و خود را در مسیر هدف و مقصد متعالی و اصلی می‌بیند و از آن پس تاریکی‌ها از فراروی او کنار می‌روند و به هر سوی می‌نگرد روشنایی‌ها را می‌بیند؛
عامل دوم برای تحصیل اخلاص، مبارزه با عادات بد است که مزاحم خلوص و اخلاص انسان هستند. البته باید توجه داشت که بهترین زمان برای مبارزه با عادات بد دوران جوانی است، که هنوز عادات بد در انسان رسوخ نیافته‌اند و خصایص منفی در وی قوی و ریشه‌دار نشده‌اند. اما وقتی انسان دوران جوانی را پشت سر نهاد و به دوران میان‌سالی یا پیری رسید، آن عادات زشت در وی ریشه‌دار و قوی گشته، مبارزه با آنها و از بین بردنشان بسیار دشوار می‌شود. از این جهت امام خمینی(رحمه الله) بارها در درس‌های اخلاق خود به جوانان توصیه می‌کردند که قدر جوانی‌شان را بدانند و به خودسازی و مبارزه با نفسانیات بپردازند؛ زیرا وقتی انسان پیر شد، خودسازی و مبارزه با عادات و نفسانیات بسیار دشوار می‌شود.
وقتی انسان دریافت که همة هستی‌اش از خداست، می‌باید هرچه را دارد تقدیم خداوند و مالک حقیقی کند و اخلاص ورزیدن او را نباید امری دور از تصور و
﴿ صفحه 122 ﴾
غیرعادی پنداشت. کسی که معتقد است هستی و همة امکاناتی که در اختیار اوست از آنِ خداست و او با مشیت و تدبیر الاهی روزگار می‌گذراند و در حوزة مالکیت الاهی به دخل و تصرف می‌پردازد، عقل و منطق به او حکم می‌کند که اخلاص داشته باشد و غیرخدا را در حوزة مالکیت خدا شریک نسازد. وی با اخلاص در نیت و رفتار، آنچه را از خداست و او به امانت در اختیارش نهاده، به صاحب اصلی‌اش تقدیم می‌کند و در آنچه می‌اندیشد و انجام می‌دهد، سهمی برای خود و غیرخدا در نظر نمی‌گیرد.

جوشش معارف دین از قلب بندة مخلص خدا

چنان‌كه گذشت، اخلاص گوهری دشواریاب است و تنها با یاری جستن از خداوند و توفیق او به دست می‌آید. اما وقتی اخلاص سراسر وجود انسان را فراگرفت و خداوند بنده‌اش را خالص یافت، وی را برای خود بر‌می‌گزیند و معرفت و حکمت را بر قلبش سرازیر می‌سازد. از آن پس او سرچشمة دین الاهی می‌شود، و کسانی که در پی معارف ناب دین هستند، نزد وی می‌روند و از سرچشمة وجودش که سرشار از معارف دین است، بهره‌مند می‌شوند. این بندگان برگزیدة خدا، به سبب پیوستگی و وابستگی‌شان با دین، چنان قوام و استحکامی دارند که موجب استحکام زمین خدا و محیط زندگی ا‌نسان‌‌های دیگر می‌شوند و جامعه را از اضطراب و گسستگی حفظ می‌کنند. به تعبیر حضرت، آنان اوتاد زمین‌اند، و کاربرد واژة «اوتاد»‌ که جمع «وتد»‌ و به معنای میخ است، گویای آن است که انسان‌های مخلص با رفتارها و راهنمایی‌های خود باعث استحکام جامعه و پیوستگی‌اش می‌شوند و آن را از نابودی و تلاشی نجات می‌دهند؛ چنان‌كه خداوند کوه‌ها را میخ‌های زمین و باعث استحکام و پیوستگی آن قرار داد:
﴿ صفحه 123 ﴾
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا؛(87) آیا زمین را بستر و قرارگاه [شما]، و کوه‌ها را میخ‌هایی نگردانیدیم [تا زمین بدان‌ها استوار باشد و نجنبد]؟
بنابراین همان‌گونه که کوه‌ها موجب ثبات و استحکام زمین گشته، مانع اضطراب و تزلزل آن می‌شوند، بندگان صالح خدا، به‌ویژه انبیا، اوصیا و امامان معصوم(علیهم السلام) سبب استحکام زمین و دفع بلاها و باعث نزول برکات الاهی می‌گردند. آنان با بهره‌مند ساختن مردم از دانایی‌های خود، دینِ آنان را قوام و استحکام بخشیده، مانع انحراف و تزلزل در اعتقادات دینی و باور‌های مذهبی ایشان می‌شوند، و در نتیجه، مردم با راهنمایی‌های آنان به راه حق و صواب رهنمون می‌شوند و از عذاب و کیفر الهی مصون می‌مانند.

اهل‌بیت(علیهم السلام) چشمه‌سار معارف و تکیه‌گاه زمین و آسمان

چنانكه در طلیعة شرح این خطبة نورانی گفتیم، برخی بر آن‌اند که حضرت در بخش اول خطبه به معرفی فضایل و ویژگی‌های متعالی خود و فرزندان معصومشان(علیهم السلام) می‌پردازند؛ ویژگی‌هایی که در حد کمال و به طور یکپارچه در غیرمعصوم یافت نمی‌شود. برخی تعابیر حضرت، از جمله تعبیر فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِینِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ، این نظر را تقویت می‌کند؛ چه، تا کسی با دانشی نامتناهی، بر همة حقایق ظاهری و باطنی قرآن اشراف نداشته باشد و نیز معصوم و مصون از جهل نباشد، نمی‌تواند مبیّن و مفسر قرآن و حقایق دین باشد، و معارفی را که مردم نمی‌توانند از ظاهر قرآن استخراج کنند در اختیار آنها گذارد. این ویژگی‌ بی‌شک به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهل‌بیت عصمت(علیهم السلام)اختصاص دارد. همچنین، تعبیر «اوتاد»، همسو با تعابیر برخی روایات
﴿ صفحه 124 ﴾
درباره نقش حجت و امام معصوم(علیه السلام) در حفظ زمین از نابودی است. از جلمه امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند:
«یُمْسِكُ السَّمَاء أََنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِه» وَبِنَا یُمْسِكُ الأرْضَ أَنْ تَمِیدَ بأَهْلِهاَ وَبِنَا یُنْزِلُ الْغَیْثُ وَلَوْ لا مَا فیِ الأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ الأَرْضُ بِأَهْلِهَا؛(88) ما پناه اهل زمین هستیم همان‌گونه که ستارگان پناه اهل آسمان‌اند. ما کسانی هستیم که خداوند به وسیلة ما آسمان را نگاه می‌دارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد، مگر به اذن خودش. خداوند به وسیلة ما زمین را نگاه می‌دارد تا اهلش را نلرزاند و نابود نکند، و به واسطة ما باران می‌بارد؛ و اگر از ما کسی در زمین نباشد، همانا زمین اهلش را در خود فرو می‌برد.
امام باقر(علیه السلام) نیز فرمودند:
لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ لَمَاجَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا كَمَا یَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ؛(89) اگر امام و حجت خدا از زمین برداشته شود، همانا زمین اهلش را در کام خود فرو می‌برد، همان‌گونه که دریا اهلش را در کام خود فرو می‌برد.