بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

اهمیت تحصیل اخلاص در آموزه‌های دینی

با توجه به ضرورت تحصیل اخلاص و بی‌مقدار بودن عمل غیر‌خالص، بزرگان دین ما پیوسته سفارش کرده‌اند که انسان باید بکوشد کارهایش را با اخلاص و انگیزة الاهی انجام دهد. البته رسیدن به این مرتبه بسیار دشوار است و با توجه به اینکه تصحیح نیت و خالص ساختن آن برای خدا و قصد قربت طاقت‌فرساست، اغلب مردم تحت تأثیر وسوسه‌های شیطانی توجهی به نیت ندارند و کار خوب در نظر آنان کاری است که صرف‌نظر از نیت، مفید و نافع باشد؛ غافل از آنکه ممکن است کاری از نظر دیگران سودمند و برای جامعه مفید باشد،‌ اما برای کننده‌اش نه فقط سودی ندارد، زیان‌آور نیز هست؛ زیرا وی نیت الاهی و اخلاص نداشته است.
بنابراین کسی که به قصد خودنمایی و ریا و برای اینکه مردم او را بستایند ثروت کلانی را در زمینة تأمین نیاز‌های جامعه صرف می‌کند، کارش برای جامعه مفید است، اما هیچ نفعی برای خودش ندارد؛ زیرا آن عملِ فاقد اخلاص و انگیزة الاهیْ بر کمالات او نیفزوده و باعث قرب او به خداوند نشده است و او در قبال تلاش‌ها و سرمایه‌ای که خرج کرده حاصلی جز باد درو نکرده است. خداوند دربارة فرجام کار این افراد می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لَا تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَّا یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ؛(85) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌های خود را با منت نهادن و رنجانیدن تباه مکنید، مانند آن‌کس که مال خویش را برای نمایاندن به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد [و نتیجه‌ای از انفاق خود نمی‌یابد]. داستان او چون داستان
﴿ صفحه 120 ﴾
سنگ سخت صافی است که بر آن خاکی (غباری) باشد و بارانی تند به آن برسد [و آن خاک را ببرد] و سنگ را همچنان سخت و صاف [‌و بدون خاک] بگذارد. [ریاکاران نیز] بر هیچ چیز از آنچه کرده‌اند دست نمی‌یابند و خداوند گروه کافران را راه نمی‌نماید.
بنابراین کسانی که خواهان سعادت اخروی و پذیرش اعمالشان از سوی خداوندند، می‌باید به واکاوی انگیزهای خود بپردازند و بنگرند در پی چه هستند. پس هرگاه نبود مزایای مادی و دنیوی به سستی آنان در عمل انجامید، بدانند که اخلاص ندارند؛ هرگاه تقدیر و تشکر دیگران در رفتار آنان اثر گذاشت و اگر از ایشان قدردانی نشد، نشاطی برای انجام عمل نداشتند، بدانند که نیت و انگیزة آنان مخدوش و آلوده به ریاست. اگر انسان واقعاً کاری را برای خدا انجام می‌دهد، نباید تعریف و خوشایند یا سرزنش دیگران در اراده و تصمیم او تأثیر بگذارند. ما نباید به انگیزه‌ها و رفتارمان مطمئن شویم، بلکه پیوسته می‌باید خود را در جایگاه متهم ببینیم و هیچ‌گاه از رفتار خودمان راضی نگردیم، چنان که امیر ‌مؤمنان(علیه السلام) فرمودند:
وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یُصْبِحُ وَ لَا یُمْسِی إِلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ فَلَا یَزَالُ زَارِیاً عَلَیْهَا وَ مُسْتَزِیداً لَهَا؛(86) ای بندگان خدا، بدانید که مؤمن متعهد باید هر صبح و شام نفس خود را واپاید و بدان بدگمان باشد. همواره خود را سرزنش کند، و هرچه طاعت و عبادت کند آن را کم و ناچیز انگارد و بهتر و بیشتر را طلب کند.

عوامل تحصیل اخلاص

برای تحصیل اخلاص، دو عاملْ نقش اساسی دارند: عامل اول شناخت اهمیت و ارزش
﴿ صفحه 121 ﴾
اخلاص و نقش آن در تعالی بخشیدن به عمل و روح انسان، و در مقابل، شناخت زیان و خسارتی است که نیت و عمل غیرخالص در پی دارد. البته با توجه به دلبستگی‌های مادی و موانعی که انسان را از اصلاح نفس و رفتار باز می‌دارند، ما در آغاز، برای کسب معرفت در این زمینه انگیزة کافی نداریم و تنها با همت و ارادة جدی تحصیل این معرفت میسور می‌شود. برای درک بهتر اهمیت و جایگاه اخلاص باید به یاد داشت که هیچ پدیدة روحی‌ای نمی‌تواند مانند اخلاص زندگی پرفراز و نشیب و پراضطراب انسان را تنظیم و تعدیل ساخته، موجب آرامش‌ خاطر شود. علت پیدایی آرامش‌ خاطر از طریق اخلاص این است که روح انسان مخلص هنگامی که به حقیقت والایی اخلاص می‌ورزد، در واقع گمشده‌اش را باز می‌یابد و خود را در مسیر هدف و مقصد متعالی و اصلی می‌بیند و از آن پس تاریکی‌ها از فراروی او کنار می‌روند و به هر سوی می‌نگرد روشنایی‌ها را می‌بیند؛
عامل دوم برای تحصیل اخلاص، مبارزه با عادات بد است که مزاحم خلوص و اخلاص انسان هستند. البته باید توجه داشت که بهترین زمان برای مبارزه با عادات بد دوران جوانی است، که هنوز عادات بد در انسان رسوخ نیافته‌اند و خصایص منفی در وی قوی و ریشه‌دار نشده‌اند. اما وقتی انسان دوران جوانی را پشت سر نهاد و به دوران میان‌سالی یا پیری رسید، آن عادات زشت در وی ریشه‌دار و قوی گشته، مبارزه با آنها و از بین بردنشان بسیار دشوار می‌شود. از این جهت امام خمینی(رحمه الله) بارها در درس‌های اخلاق خود به جوانان توصیه می‌کردند که قدر جوانی‌شان را بدانند و به خودسازی و مبارزه با نفسانیات بپردازند؛ زیرا وقتی انسان پیر شد، خودسازی و مبارزه با عادات و نفسانیات بسیار دشوار می‌شود.
وقتی انسان دریافت که همة هستی‌اش از خداست، می‌باید هرچه را دارد تقدیم خداوند و مالک حقیقی کند و اخلاص ورزیدن او را نباید امری دور از تصور و
﴿ صفحه 122 ﴾
غیرعادی پنداشت. کسی که معتقد است هستی و همة امکاناتی که در اختیار اوست از آنِ خداست و او با مشیت و تدبیر الاهی روزگار می‌گذراند و در حوزة مالکیت الاهی به دخل و تصرف می‌پردازد، عقل و منطق به او حکم می‌کند که اخلاص داشته باشد و غیرخدا را در حوزة مالکیت خدا شریک نسازد. وی با اخلاص در نیت و رفتار، آنچه را از خداست و او به امانت در اختیارش نهاده، به صاحب اصلی‌اش تقدیم می‌کند و در آنچه می‌اندیشد و انجام می‌دهد، سهمی برای خود و غیرخدا در نظر نمی‌گیرد.

جوشش معارف دین از قلب بندة مخلص خدا

چنان‌كه گذشت، اخلاص گوهری دشواریاب است و تنها با یاری جستن از خداوند و توفیق او به دست می‌آید. اما وقتی اخلاص سراسر وجود انسان را فراگرفت و خداوند بنده‌اش را خالص یافت، وی را برای خود بر‌می‌گزیند و معرفت و حکمت را بر قلبش سرازیر می‌سازد. از آن پس او سرچشمة دین الاهی می‌شود، و کسانی که در پی معارف ناب دین هستند، نزد وی می‌روند و از سرچشمة وجودش که سرشار از معارف دین است، بهره‌مند می‌شوند. این بندگان برگزیدة خدا، به سبب پیوستگی و وابستگی‌شان با دین، چنان قوام و استحکامی دارند که موجب استحکام زمین خدا و محیط زندگی ا‌نسان‌‌های دیگر می‌شوند و جامعه را از اضطراب و گسستگی حفظ می‌کنند. به تعبیر حضرت، آنان اوتاد زمین‌اند، و کاربرد واژة «اوتاد»‌ که جمع «وتد»‌ و به معنای میخ است، گویای آن است که انسان‌های مخلص با رفتارها و راهنمایی‌های خود باعث استحکام جامعه و پیوستگی‌اش می‌شوند و آن را از نابودی و تلاشی نجات می‌دهند؛ چنان‌كه خداوند کوه‌ها را میخ‌های زمین و باعث استحکام و پیوستگی آن قرار داد:
﴿ صفحه 123 ﴾
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا * وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا؛(87) آیا زمین را بستر و قرارگاه [شما]، و کوه‌ها را میخ‌هایی نگردانیدیم [تا زمین بدان‌ها استوار باشد و نجنبد]؟
بنابراین همان‌گونه که کوه‌ها موجب ثبات و استحکام زمین گشته، مانع اضطراب و تزلزل آن می‌شوند، بندگان صالح خدا، به‌ویژه انبیا، اوصیا و امامان معصوم(علیهم السلام) سبب استحکام زمین و دفع بلاها و باعث نزول برکات الاهی می‌گردند. آنان با بهره‌مند ساختن مردم از دانایی‌های خود، دینِ آنان را قوام و استحکام بخشیده، مانع انحراف و تزلزل در اعتقادات دینی و باور‌های مذهبی ایشان می‌شوند، و در نتیجه، مردم با راهنمایی‌های آنان به راه حق و صواب رهنمون می‌شوند و از عذاب و کیفر الهی مصون می‌مانند.