بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار هشتم: جلوه اخلاص و عدالت‌ورزی در دوستان خدا

قَدْ أَخْلَصَ لِلّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِینِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ، قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْیَ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ، یَصِفُ الْحَقَّ وَ یَعْمَلُ بِهِ لَا یَدَعُ لِلْخَیْرِ غَایَةً إِلَّا أَمَّهَا وَ لَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا، قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ یَحُلُّ حَیْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ وَ یَنْزِلُ حَیْثُ كَانَ مَنْزِلُه؛ به خداوند اخلاص ورزید و خداوند وی را به مقام مخلصین نائل ساخت. [این رشدیافته] از معادن دین خداوندی، و مانند میخ‌های محکم [نگهدارندة ارزش‌ها] در زمین است. خود را به اجرای عدالت پایبند کرده و نخستین گامش در این راه، زدودنِ هوا و هوس از درون خویش است. در سخن، حق را به نیکویی تفسیر می‌کند و در عمل بدان پایبند است. هیچ هدف خیری نیست که آهنگ آن نکند و در راه تحقق آن گام برندارد، و گمان خیری نبرده که به سوی آن نشتافته باشد. بی‌تردید زمام امور خویش را به کتاب
﴿ صفحه 116 ﴾
الاهی سپرده است. پس پیشوا و امام او قرآن است. هرجا که قرآن بار اندازد، او نیز فرود آید و هرجا که قرآن جای گیرد، او را نیز جایگاهی باشد.
امیر مؤمنان(علیه السلام) برخی جملات خطبه را با «قد»، که حرف تحقیق است و از تحقق مفاد جمله حکایت دارد، آغاز کرده‌اند و پس از طرح یکی از ویژگی‌های دوستان برگزیدة خدا در قالب آن جمله، نتیجه و بازتاب رفتاری آن ویژگی را نیز یادآور می‌شوند. از جمله، حضرت در بخش پایانیِ ویژگی‌های دوستان برگزیدة خدا، سه جمله را با «قد» آغاز کرده‌اند و سپس به بیان نتیجه و بازتاب رفتاری ویژگی‌های یاد شده در آن جملات می‌پردازند. ایشان در نخستین جمله، که به‌حق می‌توان مفاد آن را مهم‌ترین ویژگی، و عصارة فضایل دوستان خدا شمرد، می‌فرمایند:
قَدْ أَخْلَصَ لِلّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِینِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ؛ به خداوند اخلاص ورزید و خداوند وی را به مقام مخلصین نائل ساخت. [این رشد‌یافته] از معادن دین خداوندی، و مانند میخ‌های محکم [نگهدارندة ارزش‌ها] در زمین است.

بازتاب اخلاص در اندیشه و رفتار

«اخلاص» عبارت است از خارج ساختن غیر خداوند از حرم دل، و اختصاص آن به محبوب ازلی و ابدی. اخلاص به ذات اقدس الاهی، یعنی قرار گرفتن در مسیر إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. از منابع اسلامی و از لابه‌لای تحقیقات محققان در انسان‌شناسی دینی برمی‌آید که اخلاص در اندیشه و گفتار و کردار، موجب لایروبی چشمه‌سارهای درونی است که با پاک شدن آنها، انبوه معرفت ناب و خالص از درون انسان به جریان می‌افتد. اخلاص در اندیشه و فکر، در گسترة توانایی‌ها و استعداد‌های انسان واقعیات و حقایق
﴿ صفحه 117 ﴾
را قابل شهود می‌سازد، و از درآمیختن آنها با آلودگی‌های تخیلات و اوهام بی‌بنیاد جلوگیری می‌کند و مانع نفوذ خواسته‌ها و امیال حیوانی به درون انسان می‌شود. همچنین اخلاص در گفتار و پرهیز از فریب‌کاری مردم با کلمات زیبا و فریبنده، موجب تنظیم قوای مغزی و معطوف ساختن آنها به مقصد کمال و تعالی و در نتیجه رهاندن خود و دیگران از پیامدهای شومی است که فریب‌کاری مردم از طریق سخن‌پردازی در پی دارد. اخلاص در عمل و پرهیز از خود‌خواهی و خودمحوری، عامل سازندة موجودیت انسان در مسیر حیات معقول و الاهی است.
کسی که خواهان گوهر اخلاص است باید همة توان و تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار گیرد و در تفکر و عمل خویش سهمی برای خود و غیرخدا در نظر نگیرد؛ زیرا در غیر این‌ صورت آنان را شریک خدا قرار داده است و خداوند نیز آن عمل ناخالص را نمی‌پذیرد و سهم خویش را به دیگران می‌بخشد. اما خداوند کسی را که به گوهر اخلاص دست یافت و وجودش را وقف او ساخت، مخصوص خویش قرار می‌دهد و مقام مخلصین را بدو عنایت می‌‌کند. چنین کسی مشمول رضوان خداوند می‌شود و به بارگاه قدس او بار می‌یابد.
به دیگر سخن، در زمینة اخلاص، بندگان برگزیده و خاص خداوند از دو مقام برخوردارند: مقام اول «مقام مخلِصین» است که با ریاضت و مجاهدت و اخلاص ورزیدن در نیت و سخن و رفتار حاصل می‌آید، و جملة قد أخلص لله، در این خطبه و برخی از آیات قرآن ناظر به آن‌اند؛ مانند:
دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ؛(81) خدای را در حالی که دین را ویژة او کنند [با اخلاص] بخوانند؛
﴿ صفحه 118 ﴾
فَاعْبُدِ اللّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّینَ *أَلَا لِلّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ(82)؛پس خدا را بپرست در حالی که دین را ویژة او کرده باشی. آگاه باشید که آیین ویژه و پاک از آنِ خداست؛
و مقام دوم «مقام مخلَصین»‌ است که بر مقام اول مترتب است و خداوند آن را پس از مبارزه با نفس و تحصیل اخلاص در فکر و سخن و رفتار، به بندة برگزیدة خود عنایت می‌کند و او را برای خود برمی‌گزیند و از کمالات و مراتب معنوی خاص بهره‌مندش می‌سازد. جملة «فاستخلصه» و برخی از آیات قرآن ناظر به این مقام رفیع و متعالی‌اند؛ مانند آیة إِلَّا عِبَادَ اللّهِ الْمُخْلَصِینَ.(83)
مخلَصین بندگان خاص و برگزیدة خداوندند که حریم دل را تنها در اختیار معبود قرار داده‌اند و غیرخدا را به دل آنان راهی نیست و از این روی شیطان نیز به دل ایشان راهی ندارد و نمی‌تواند دخالت و تصرفی در رفتارشان کند و از آنان ناامید گشته است:
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ *إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ(84) پس به عزتت سوگند که البته همة آنان را گمراه می‌کنم. مگر بندگان ویژه و برگزیده‌ات از آنان را [که مرا بر ایشان راهی نیست].
اخلاص روح همة کار‌هاست و اگر کاری با اخلاص صورت پذیرد، هم برای خود انسان مفید است و هم برای دیگران؛ اما اگر کاری بدون اخلاص انجام شود، هم انسان از زحمتی که کشیده سودی نمی‌برد و هم آن کار برای دیگران برکتی ندارد. خداوند متعال بر اساس سنت خود، کاری در ظاهر کوچک اما همراه با اخلاص را بزرگ می‌سازد و برکات فراوان در آن قرار می‌دهد، و در برابر، کارهای در ظاهر بزرگ را به دلیل نداشتن اخلاص بی‌برکت و بی‌فایده می‌گرداند.
﴿ صفحه 119 ﴾

اهمیت تحصیل اخلاص در آموزه‌های دینی

با توجه به ضرورت تحصیل اخلاص و بی‌مقدار بودن عمل غیر‌خالص، بزرگان دین ما پیوسته سفارش کرده‌اند که انسان باید بکوشد کارهایش را با اخلاص و انگیزة الاهی انجام دهد. البته رسیدن به این مرتبه بسیار دشوار است و با توجه به اینکه تصحیح نیت و خالص ساختن آن برای خدا و قصد قربت طاقت‌فرساست، اغلب مردم تحت تأثیر وسوسه‌های شیطانی توجهی به نیت ندارند و کار خوب در نظر آنان کاری است که صرف‌نظر از نیت، مفید و نافع باشد؛ غافل از آنکه ممکن است کاری از نظر دیگران سودمند و برای جامعه مفید باشد،‌ اما برای کننده‌اش نه فقط سودی ندارد، زیان‌آور نیز هست؛ زیرا وی نیت الاهی و اخلاص نداشته است.
بنابراین کسی که به قصد خودنمایی و ریا و برای اینکه مردم او را بستایند ثروت کلانی را در زمینة تأمین نیاز‌های جامعه صرف می‌کند، کارش برای جامعه مفید است، اما هیچ نفعی برای خودش ندارد؛ زیرا آن عملِ فاقد اخلاص و انگیزة الاهیْ بر کمالات او نیفزوده و باعث قرب او به خداوند نشده است و او در قبال تلاش‌ها و سرمایه‌ای که خرج کرده حاصلی جز باد درو نکرده است. خداوند دربارة فرجام کار این افراد می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لَا تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَّا یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ؛(85) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌های خود را با منت نهادن و رنجانیدن تباه مکنید، مانند آن‌کس که مال خویش را برای نمایاندن به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد [و نتیجه‌ای از انفاق خود نمی‌یابد]. داستان او چون داستان
﴿ صفحه 120 ﴾
سنگ سخت صافی است که بر آن خاکی (غباری) باشد و بارانی تند به آن برسد [و آن خاک را ببرد] و سنگ را همچنان سخت و صاف [‌و بدون خاک] بگذارد. [ریاکاران نیز] بر هیچ چیز از آنچه کرده‌اند دست نمی‌یابند و خداوند گروه کافران را راه نمی‌نماید.
بنابراین کسانی که خواهان سعادت اخروی و پذیرش اعمالشان از سوی خداوندند، می‌باید به واکاوی انگیزهای خود بپردازند و بنگرند در پی چه هستند. پس هرگاه نبود مزایای مادی و دنیوی به سستی آنان در عمل انجامید، بدانند که اخلاص ندارند؛ هرگاه تقدیر و تشکر دیگران در رفتار آنان اثر گذاشت و اگر از ایشان قدردانی نشد، نشاطی برای انجام عمل نداشتند، بدانند که نیت و انگیزة آنان مخدوش و آلوده به ریاست. اگر انسان واقعاً کاری را برای خدا انجام می‌دهد، نباید تعریف و خوشایند یا سرزنش دیگران در اراده و تصمیم او تأثیر بگذارند. ما نباید به انگیزه‌ها و رفتارمان مطمئن شویم، بلکه پیوسته می‌باید خود را در جایگاه متهم ببینیم و هیچ‌گاه از رفتار خودمان راضی نگردیم، چنان که امیر ‌مؤمنان(علیه السلام) فرمودند:
وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یُصْبِحُ وَ لَا یُمْسِی إِلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ فَلَا یَزَالُ زَارِیاً عَلَیْهَا وَ مُسْتَزِیداً لَهَا؛(86) ای بندگان خدا، بدانید که مؤمن متعهد باید هر صبح و شام نفس خود را واپاید و بدان بدگمان باشد. همواره خود را سرزنش کند، و هرچه طاعت و عبادت کند آن را کم و ناچیز انگارد و بهتر و بیشتر را طلب کند.