بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

دوستان خدا مشعل هدایت‌ دیگران

امیر مؤمنان(علیه السلام) در پایان این فراز از خطبه، در مقام بیان شمار دیگری از ویژگی‌های بندگان برگزیدة خدا می‌فرمایند:
مِصْبَاحُ ظُلُمَاتٍ كَشَّافُ عَشَوَاتٍ مِفْتَاحُ مُبْهَمَاتٍ دَفَّاعُ مُعْضِلَاتٍ دَلِیلُ فَلَوَاتٍ یَقُولُ فَیُفْهِمُ وَ یَسْكُتُ فَیَسْلَمُ؛ او چراغ تاریکی‌ها، روشنی‌بخش تیرگی‌ها، کلید درهای بسته، برطرف‌کنندة دشواری‌ها و راهنمای گمراهان در بیابان‌های سرگردانی است. سخن که گوید، آگاهی افزاید و سکوت او سلامت و امنیت آرد.
سالک و رمیده از دام علایق مادی، که خداوند قلبش را با نور یقین روشن گردانیده است، نمی‌تواند به روشنایی درون خویش بسنده کند و به زدودن تاریکی از دل دیگران نپردازد. بنابراین او مشعل فروزانی است که انوار علم را بر دل‌های تاریک می‌تاباند و تیرگی‌ها و شبهات را از ضمیر جاهلان می‌زداید و راه‌های پنهان و پوشیدة معارف و احکام مبهم و ناشناخته را نشان می‌دهد و می‌گشاید. چنان‌كه سطح کویر یک‌نواخت و بی‌نشانه است و تشخیص راه اصلی دشوار، و با وزش طوفانی گرد و خاک سطح جاده را می‌پوشاند و اثری از آن باقی نمی‌گذارد. همچنین در بیابان، تشخیص راه‌های فرعی و نیز بیراهه‌ها از راه اصلی دشوار است و رهپیمایان برای اینکه به سلامت از آن بگذرند، نیازمند راهنمایی هستند که کاملاً به مسیر‌ها آشنا باشد و آنان را برای گذر از بیابان‌ یاری کند. در غیر این صورت راه را گم می‌کنند و بر اثر گرسنگی، تشنگی و گرما از
﴿ صفحه 113 ﴾
پای درمی‌آیند. تشخیص مسیر سعادت و نیل به کمال نیز همچون یافتن راه کویری دشوار است و گرداگرد آن را راه‌های انحرافی و شبهاتی فرا گرفته‌اند که انسان را به گمراهی و غفلت از حق می‌افکنند. با توجه به وجود همین راه‌های انحرافی و شبهات فرارویِ جویندة سعادت است که برخی مکاتب فلسفی، شک‌گرایی و نسبیت‌گروی را ترویج می‌کنند و بر این باورند که انسان نمی‌تواند به یقین دست‌ یابد و راه صحیح را تشخیص دهد و همواره در شک و حیرت باقی می‌ماند. بنابر آنچه گفتیم، انسان‌های عادی و ناآگاه از دشواری‌ها و بیراهه‌هایی که سر راه مقصد نهایی وجود دارند، نیازمند راهنمای راه‌آشنایی هستند که دست آنان را بگیرد و از میان شبهات، انحرافات و وسوسه‌های رهزنان اندیشه، به نور هدایت و حق رهنمون سازد. نکتة آخر نیز اینکه بندة شایسته و برگزیدة خدا چنان سخن نمی‌‌گوید که مخاطبانش نفهمند. او مقصود خود را در لفاظی‌ها، اصطلاحات و شطحیاتی که فهم آنها برای مخاطبان دشوار است نمی‌پوشاند. او هرگاه سکوت را وظیفه و موجب نجات از لغزش‌های زبان تشخیص دهد، سکوت می‌کند.
﴿ صفحه 115 ﴾

گفتار هشتم: جلوه اخلاص و عدالت‌ورزی در دوستان خدا

قَدْ أَخْلَصَ لِلّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِینِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ، قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْیَ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ، یَصِفُ الْحَقَّ وَ یَعْمَلُ بِهِ لَا یَدَعُ لِلْخَیْرِ غَایَةً إِلَّا أَمَّهَا وَ لَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا، قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ یَحُلُّ حَیْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ وَ یَنْزِلُ حَیْثُ كَانَ مَنْزِلُه؛ به خداوند اخلاص ورزید و خداوند وی را به مقام مخلصین نائل ساخت. [این رشدیافته] از معادن دین خداوندی، و مانند میخ‌های محکم [نگهدارندة ارزش‌ها] در زمین است. خود را به اجرای عدالت پایبند کرده و نخستین گامش در این راه، زدودنِ هوا و هوس از درون خویش است. در سخن، حق را به نیکویی تفسیر می‌کند و در عمل بدان پایبند است. هیچ هدف خیری نیست که آهنگ آن نکند و در راه تحقق آن گام برندارد، و گمان خیری نبرده که به سوی آن نشتافته باشد. بی‌تردید زمام امور خویش را به کتاب
﴿ صفحه 116 ﴾
الاهی سپرده است. پس پیشوا و امام او قرآن است. هرجا که قرآن بار اندازد، او نیز فرود آید و هرجا که قرآن جای گیرد، او را نیز جایگاهی باشد.
امیر مؤمنان(علیه السلام) برخی جملات خطبه را با «قد»، که حرف تحقیق است و از تحقق مفاد جمله حکایت دارد، آغاز کرده‌اند و پس از طرح یکی از ویژگی‌های دوستان برگزیدة خدا در قالب آن جمله، نتیجه و بازتاب رفتاری آن ویژگی را نیز یادآور می‌شوند. از جمله، حضرت در بخش پایانیِ ویژگی‌های دوستان برگزیدة خدا، سه جمله را با «قد» آغاز کرده‌اند و سپس به بیان نتیجه و بازتاب رفتاری ویژگی‌های یاد شده در آن جملات می‌پردازند. ایشان در نخستین جمله، که به‌حق می‌توان مفاد آن را مهم‌ترین ویژگی، و عصارة فضایل دوستان خدا شمرد، می‌فرمایند:
قَدْ أَخْلَصَ لِلّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِینِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ؛ به خداوند اخلاص ورزید و خداوند وی را به مقام مخلصین نائل ساخت. [این رشد‌یافته] از معادن دین خداوندی، و مانند میخ‌های محکم [نگهدارندة ارزش‌ها] در زمین است.

بازتاب اخلاص در اندیشه و رفتار

«اخلاص» عبارت است از خارج ساختن غیر خداوند از حرم دل، و اختصاص آن به محبوب ازلی و ابدی. اخلاص به ذات اقدس الاهی، یعنی قرار گرفتن در مسیر إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. از منابع اسلامی و از لابه‌لای تحقیقات محققان در انسان‌شناسی دینی برمی‌آید که اخلاص در اندیشه و گفتار و کردار، موجب لایروبی چشمه‌سارهای درونی است که با پاک شدن آنها، انبوه معرفت ناب و خالص از درون انسان به جریان می‌افتد. اخلاص در اندیشه و فکر، در گسترة توانایی‌ها و استعداد‌های انسان واقعیات و حقایق
﴿ صفحه 117 ﴾
را قابل شهود می‌سازد، و از درآمیختن آنها با آلودگی‌های تخیلات و اوهام بی‌بنیاد جلوگیری می‌کند و مانع نفوذ خواسته‌ها و امیال حیوانی به درون انسان می‌شود. همچنین اخلاص در گفتار و پرهیز از فریب‌کاری مردم با کلمات زیبا و فریبنده، موجب تنظیم قوای مغزی و معطوف ساختن آنها به مقصد کمال و تعالی و در نتیجه رهاندن خود و دیگران از پیامدهای شومی است که فریب‌کاری مردم از طریق سخن‌پردازی در پی دارد. اخلاص در عمل و پرهیز از خود‌خواهی و خودمحوری، عامل سازندة موجودیت انسان در مسیر حیات معقول و الاهی است.
کسی که خواهان گوهر اخلاص است باید همة توان و تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار گیرد و در تفکر و عمل خویش سهمی برای خود و غیرخدا در نظر نگیرد؛ زیرا در غیر این‌ صورت آنان را شریک خدا قرار داده است و خداوند نیز آن عمل ناخالص را نمی‌پذیرد و سهم خویش را به دیگران می‌بخشد. اما خداوند کسی را که به گوهر اخلاص دست یافت و وجودش را وقف او ساخت، مخصوص خویش قرار می‌دهد و مقام مخلصین را بدو عنایت می‌‌کند. چنین کسی مشمول رضوان خداوند می‌شود و به بارگاه قدس او بار می‌یابد.
به دیگر سخن، در زمینة اخلاص، بندگان برگزیده و خاص خداوند از دو مقام برخوردارند: مقام اول «مقام مخلِصین» است که با ریاضت و مجاهدت و اخلاص ورزیدن در نیت و سخن و رفتار حاصل می‌آید، و جملة قد أخلص لله، در این خطبه و برخی از آیات قرآن ناظر به آن‌اند؛ مانند:
دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ؛(81) خدای را در حالی که دین را ویژة او کنند [با اخلاص] بخوانند؛
﴿ صفحه 118 ﴾
فَاعْبُدِ اللّهَ مُخْلِصاً لَّهُ الدِّینَ *أَلَا لِلّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ(82)؛پس خدا را بپرست در حالی که دین را ویژة او کرده باشی. آگاه باشید که آیین ویژه و پاک از آنِ خداست؛
و مقام دوم «مقام مخلَصین»‌ است که بر مقام اول مترتب است و خداوند آن را پس از مبارزه با نفس و تحصیل اخلاص در فکر و سخن و رفتار، به بندة برگزیدة خود عنایت می‌کند و او را برای خود برمی‌گزیند و از کمالات و مراتب معنوی خاص بهره‌مندش می‌سازد. جملة «فاستخلصه» و برخی از آیات قرآن ناظر به این مقام رفیع و متعالی‌اند؛ مانند آیة إِلَّا عِبَادَ اللّهِ الْمُخْلَصِینَ.(83)
مخلَصین بندگان خاص و برگزیدة خداوندند که حریم دل را تنها در اختیار معبود قرار داده‌اند و غیرخدا را به دل آنان راهی نیست و از این روی شیطان نیز به دل ایشان راهی ندارد و نمی‌تواند دخالت و تصرفی در رفتارشان کند و از آنان ناامید گشته است:
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ *إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ(84) پس به عزتت سوگند که البته همة آنان را گمراه می‌کنم. مگر بندگان ویژه و برگزیده‌ات از آنان را [که مرا بر ایشان راهی نیست].
اخلاص روح همة کار‌هاست و اگر کاری با اخلاص صورت پذیرد، هم برای خود انسان مفید است و هم برای دیگران؛ اما اگر کاری بدون اخلاص انجام شود، هم انسان از زحمتی که کشیده سودی نمی‌برد و هم آن کار برای دیگران برکتی ندارد. خداوند متعال بر اساس سنت خود، کاری در ظاهر کوچک اما همراه با اخلاص را بزرگ می‌سازد و برکات فراوان در آن قرار می‌دهد، و در برابر، کارهای در ظاهر بزرگ را به دلیل نداشتن اخلاص بی‌برکت و بی‌فایده می‌گرداند.
﴿ صفحه 119 ﴾