بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش تقوا و استفادة صحیح از عقل در شناخت حقایق و مصالح

سرّ آنکه تقوا موجب درک حقایق، مصالح و منافع واقعی می‌شود و در نتیجه انسان را از اشتباه در گزینش باز می‌دارد، و در برابر، هوای نفسْ مانع درک حقایق و مصالح
﴿ صفحه 95 ﴾
واقعی و انحراف از مسیر حق می‌شود این است که هر‌کس تقوا دارد، عقلش سالم است و با تفکر و تعقل کارهایش را انجام می‌دهد. او وقتی می‌خواهد کاری را انجام دهد، بدون گرایشی خاص و بدون پیش‌داوری، نفع آن را با زیانش و مصلحت آن را با مفسده‌اش می‌سنجد و اگر نفع و مصلحت آن بیش از زیان و مفسده‌اش بود انجامش می‌دهد، وگرنه دست نگه می‌دارد و از لذت‌های زودگذر آن چشم می‌پوشد. اما اگر آدمی تقوا نداشت و تابع هوای نفس بود، هرچه دلش خواست و لذتی در آن دید انجام می‌دهد و منتظر تشخیص عقل نمی‌ماند. او حتی اگر دربارة رفتار خود بیندیشد، چون اندیشه‌اش با پیش‌داوری، قضاوت و پذیرش هوای نفس همراه است، معطوف لذت‌ها و منافع احتمالی می‌شود و زیان‌های آن رفتار را درنمی‌یابد. حتی اگر کسی او را متوجه سازد که زیان رفتاری بیش از فایده‌اش است و از وی بخواهد که به سنجش سود و زیان آن رفتار بپردازد، باز در مقام سنجش، نفع آن رفتار را بر زیانش ترجیح می‌دهد. به تعبیر دیگر، او عقل خویش را بر رفتارش حاکم نساخته و هرچه را دلش پسندید و ترجیح داد مقدم می‌دارد.
وقتی انسان به درستی از عقل خویش استفاده می‌کند و بدون پیش‌داوری به سنجش سود و زیان رفتارش می‌پردازد که تابع هوای نفس نباشد؛ زیرا در غیر این صورت، پیش از آنکه به عقل میدان دهد تصمیم می‌گیرد و بدون در نظر گرفتن تشخیص عقل و مقایسة مصالح با مفاسد رفتار، و تنها به دلیل خواست دل و رسیدن به لذت‌های موقتی، عمل می‌کند. چنین شخصی اگر به بررسی رفتار خود بپردازد و مصالح آن را با مفاسدش مقایسه کند، یا آن کار را کاملاً مفید و به سود خود می‌یابد یا زیان‌هایش را کمتر از منافعش می‌بیند، و افزون بر این، چنین کسی به دلیل پیروی از هوای نفس، اسیر وسوسه‌های شیطانی است و شیطان لذت اندک را برای او بزرگ جلوه می‌دهد و او را به انجام آن رفتار ترغیب می‌کند:
﴿ صفحه 96 ﴾
وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ؛(69) ولی دل‌هایشان سخت شد و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست.
تزیین و آراستگی رفتار به دست شیطان، موجب می‌شود که قدرت تشخیص از عقل گرفته و چشم انسان به روی حقیقت بسته شود و گوش او پند و اندرزهای اولیای خدا را نشنود. بر این اساس، به تجربه دریافته‌ایم که گاه انسان می‌پندارد که رفتاری لذت فراوانی دارد و به همین دلیل انجامش می‌دهد، اما پس از پایان آن و ارضای خواست دل، درمی‌یابد که لذت آن کار اندک و حقیر بوده، و در قبال لذتی حقیر، مصالح و منافع بیشتری را از دست داده است.
آری، پیروی از هوای نفس موجب گمراهی انسان و انحراف او از مسیر حق می‌شود. کسی که نمی‌تواند بر هوای نفس خود تسلط یابد، حتی اگر بخواهد کار خدایی کند و در راه او قدم بردارد، چون محرک اصلی او هوای نفس و شیطان است، تحت تأثیر حیله‌ها و وسوسه‌های شیطانی، عیب رفتار خود را نمی‌بیند و می‌پندارد که کار خوب و صالح انجام می‌دهد و خدا را عبادت می‌کند. اما بندة محبوب خدا و رسته از دام شهوات و اسارت شیطان، انگیزه‌ای جز کسب رضایت خداوند ندارد و پیش از هر کاری به تعقل و تفکر می‌پردازد و مصلحت آن را با مفسده‌اش، و منافع دنیوی و اخروی‌اش را با زیان‌های دنیایی و آخرتی‌اش می‌سنجد و اگر منافع و مصالحش را بیشتر دید بدان اقدام می‌کند.
ممکن است از جملة «فخرج من العمی» استفاده شود که انسان‌ها نوعاً کوردل‌اند؛ چون کوردلی برآیند و لازمة هوای نفس به شمار می‌آید که مقتضای طبیعت و بُعد مادی وجود انسان است، و هرکس خود را از هوا و هوس رهانید، از کوردلی خارج شده است و چشم دلش روشن می‌شود و در نتیجه از مشارکت با هواپرستان دوری می‌گزیند.
﴿ صفحه 97 ﴾

هدایتگری دوستان خدا و نشانه‌های تشخیص رفتار صحیح

اگر امر بر انسان مشتبه شد و نتوانست درستی یا نادرستی رفتاری را تشخیص دهد، یا نتوانست تشخیص دهد که مصلحت و منفعت آن رفتار بیش از زیانش بوده، مورد رضایت خداوند است، دو نشانه و علامت می‌تواند وی را از تردید خارج ساخته، حقیقت را بنمایاند. نشانة اول اینکه بنگرد آیا اگر لذت و شادکامی در آن رفتار نمی‌بود انجامش می‌داد؟ اگر او نزد خود لذت را ملاک ترجیح رفتار قرار نداد و به نظر خودش حس وظیفه‌گرایی وی را به انجام دادن آن رفتار واداشته و اگر لذتی نیز در آن نمی‌بود وظیفة خود می‌دانست که بدان اقدام کند، اما با این حال تردیدش برطرف نشد، نوبت به نشانة دوم می‌رسد، و آن اینکه بنگرد چه کسانی از رفتار او خشنود می‌شوند. آیا دنیاپرستان، هوس‌آلودگان و بی‌بندو‌باران و کسانی که به رعایت احکام شرع مقید نیستند از رفتار او خوششان می‌آید، یا بندگان مؤمن و خودساختة خدا؟
وَصَارَ مِنْ مَفَاتیِحِ أبْوابِ الهُدی وَمَغالِیقِ أبْوَابِ الرّدی؛ و خود کلیدی شده است گشایندة درهای هدایت و هم قفلی بر درهای هلاکت و سقوط.
روشن شد مؤمن دل‌باخته معبود که محرکش اطاعت خدا و هدفش کسب رضایت و خشنودی پروردگار است، نفس خویش را از کمند شهوات می‌رهاند و از انبازی با هواپرستان و دنیا‌خواهان می‌پرهیزد و در پرتو نور هدایت الاهی، تاریکی‌ها را از قلب خویش می‌زداید و دریچه‌های فهم و درک انوار حق را به روی آن می‌گشاید. او افزون بر آنکه خود نورانی می‌شود و به مسیر هدایت و نیل به تعالی و کمال رهنمون می‌گردد، وسیلة هدایت دیگران و کلید گشایندة درهای هدایت و رستگاری می‌شود. او چون از گمراهی، هلاکت و تاریکی رسته است، خود قفلی می‌شود بر درهای گمراهی، و راه انحطاط را به روی دیگران می‌بندد و آنان را به رهایی و سعادت راهنمایی می‌کند.


﴿ صفحه 99 ﴾

گفتار هفتم: آستانه بندگی دوستان خدا و گام‌ برداشتن در مسیر حق

قَدْ أَبْصَرَ طَریقَهُ وَسَلَکَ سَبِیلَهُ وَعَرَفَ مَنَارَهُ وَقَطَعَ غِمَارَهُ، وَاسْتَمْسَکَ مِنَ الْعُرَی بِأَوْثَقِها وَمِنَ اِلْحبَالِ بِأَمْتَنِهَا، فَهُوَ مِنَ الْیَقِیِن عَلیَ مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ. قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلّهِ سُبْحَانَهُ فیِ أَرْفَعِ الأُمُورِ مِنْ إِصْدَارِ کُلِّ وَارِدٍ عَلَیْهِ وَتَصْیِیرکُلِّ فَرْعٍ إِلَی أَصْلِهِ. مِصْبَاحُ ظُلُمَاتٍ کَشَّافُ عَشَوَاتٍ مِفْتَاحُ مُبْهَمَاتٍ دَفَّاعُ مُعْضِلاَتٍ دَلیِلُ فَلَواتٍ، یَقُولُ فَیُفْهِمُ وَیَسْکُتُ فَیَسْلَمُ؛ راه هدایت را با روشن‌دلی دید و از همان راه رفت و نشانه‌های آن را شناخت و از امواج سرکش لغزش‌ها و سختی‌ها گذشت. او از میان همة دستاویز‌ها به مطمئن‌ترین آنها، و از میان همة ریسمان‌ها به محکم‌ترینشان دست یافته و آن را فراچنگ آورده است. پس او از یقینی به روشنی آفتاب بهره‌مند است. نفس خود را در خطیرترین و بزرگ‌ترین امور فقط برای خداوند گماشته است: از صادر کردن هرچه بر او وارد شود و در بازگرداندن هر فرعی به اصل خود. او چراغ
﴿ صفحه 100 ﴾
تاریکی‌ها، روشنی‌بخش تیرگی‌ها، کلید درهای بسته، برطرف‌کنندة دشورای‌ها و راهنمای گمراهان در بیابان‌های سرگردانی است. سخن که گوید، آگاهی افزاید، و سکوت او سلامت و امنیت آرد.