بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

بازتاب منفی دلبستگی به دنیا در روان و رفتار انسان

کسی که به شهوات و لذت‌های دنیا دلبستگی ندارد و خود را اسیر آنها قرار نداده است، در حدی که عقل لازم می‌داند و شرع برای او تجویز کرده است، از نعمت‌ها و لذت‌های دنیا بهره می‌برد در حالی که خود را فارغ از غم و اهتمام به دنیا ساخته است. به جرئت می‌توان گفت که ریشه و خاستگاه همة ناراحتی‌ها، غصه‌ها و افسردگی‌ها در اغلب افراد، بی‌بهرگی یا محروم گشتن از لذت‌ها و نعمت‌های دنیوی است. تحقیقات روان‌شناسان و معاینات روان‌کاوان دربارة اغلب مردم نشان نمی‌دهد که علاقه به خدا و
﴿ صفحه 82 ﴾
آخرت در شمار عوامل ناراحتی‌ها و افسردگی‌ها باشد، بلکه در آن تحقیقات روشن شده که همة آن ناراحتی‌ها، غصه‌ها و افسردگی‌ها با امور دنیا ارتباط دارند. چه کسانی که از لذت‌ها و نعمت‌های دنیا بهره‌مندند و چه کسانی که از آنها بی‌بهره‌اند، توجه به دنیا و لذت‌های آن، چنان بر دلشان سایه افکنده و فکرشان را به خود مشغول ساخته که نمی‌توانند لحظه‌ای به خود آیند و خویشتن را از دام دنیا و ناراحتی‌های آن برهانند.
کسانی که از نعمت‌ها و لذت‌های دنیا برخوردار شده‌اند و گمان می‌کنند چیزی به دست آورده‌اند، توجه ندارند که در برابر آنچه به دست آورده‌اند آسایش و آرامش خویش را از دست داده و مشکلات و ناراحتی‌های فراوانی را متحمل گشته‌اند، و چه بسا برای رسیدن به آنها دست به خیانت نیز زده باشند. حال اگر ناراحتی‌ها و سختی‌هایی را که برای رسیدن به لذتی دنیوی کشیده‌اند، با لذتی که دستاورد آنان است بسنجند، درمی‌یابند بهای گزافی برای رسیدن به آن لذت پرداخته‌اند که ارزش آن لذت در برابر آنها ناچیز است. پس برخورداری از لذت‌های بیشتر بر خوشی‌ها و آرامش انسان نمی‌افزاید، بلکه از آنها می‌کاهد. اوضاعی که امروزه در کشورهای پیشرفته حاکم است، این ادعا را تأیید می‌کند. امروزه در کشوری که بیشترین امکانات زندگی فراهم است و مردم آن از نعمت‌ها و لذت‌هایی برخوردارند که دیگران از آنها بی‌خبرند، بیشترین داروهای روانی تولید و مصرف می‌شود و بیشتر داروهای تولیدی، داروهای روانی است. همچنین از بیشترین روان‌پزشکان، روان‌كاوان و کلینیک‌های روانی برخوردارند و مجهزترین بیمارستان‌ها به بیماران روانی اختصاص دارد. حال اگر لذت‌های دنیا باعث راحتی و آسایش انسان است، چرا در کشوری که چنین امکانات گسترده‌ای برای زندگی و لذت‌جویی دارد، آمار افسردگی‌ها و بیماری‌های روانی تا این پایه بالاست؟ اما در برابر، در گوشه و کنار کشور خودمان افرادی هستند که از امکانات محدودی برخوردارند، ولی چون به دنیا تعلق خاطر ندارند، سرزنده و
﴿ صفحه 83 ﴾
بانشاط‌اند و از زندگی سادة خود لذت می‌برند و محبت خداوند کانون دلشان را گرم و باطراوت نگاه ‌داشته است و خداوند را به پاس نعمت‌هایی که به آنها داده پی‌درپی شکر می‌گویند.

اولیای خدا و توجه کامل به معبود

چنان‌كه گذشت انسان نمی‌باید فریفتة دنیا شود و تمام همّ ‌و غمّ خویش را صرف رسیدن به لذت‌های آن کند. بی‌شک دلبستگی به دنیا و توجه افراطی به شهوات و لذت‌های آن انسان را حقیر و خوار می‌سازد، و بالاتر از آن، انسان را از خدا دور می‌سازد؛ زیرا هرقدر لذت‌جویی و توجه به شهوات بیشتر شود، از ارتباط انسان با خدا و توجه و اهتمام او به آخرت کاسته می‌گردد. بر اساس تجربه‌ای که ما از زندگی خود داریم، حتی هرقدر میل به شهوات و لذت‌های حلال بیشتر شود، از حال و نشاط برای نماز، انس با خدا و مناجات با او کاسته می‌شود. از این روی، حضرت فارغ بودن از غم دنیا و لذت‌های آن و اهتمام به ارتباط با خدا و آخرت را از زمرة ویژگی‌های دوستان خدا می‌دانند:
وَ تَخَلَّی مِنَ الْهُمُومِ اِلَّا هَمّاً واحداً انْفَرَدَ بِهِ؛ و جز یک غم که تنها غم اوست، از هر اندوهی خویشتن را تهی ساخته است.
بر اساس آموزه‌های قرآن، هدف و مقصد نهایی انسان الله است، که انسان به سوی او ره می‌پوید، و سراسر زندگی‌اش، در حوزه رفتار اختیاری و تشریعی، سیر تکوینی و سیر تشریعی به سوی خداست و اگر کسانی به این حرکت و مقصد خویش آگاهی داشته باشند، ممکن نیست اهتمام و دغدغة رسیدن به مقصد در آنان نباشد؛ زیرا بدون اهتمام و دغدغة رسیدن به مقصد و هدف، انسان از حرکت باز ماند و گمراه می‌شود. تنبلی و راحت‌طلبی و عدم تکاپو برای تأمین توشه و وسایل سفر، انسان را از حرکت
﴿ صفحه 84 ﴾
به سوی مقصد نهایی، که همان لقای الاهی است، باز می‌دارد. بر این اساس، بندگان محبوب خدا که هوای رسیدن به محبوب را در سر دارند، دغدغه و اهتمامشان تنها مصروف مقصد نهایی و رسیدن به لقای معبود است و باور دارند که سراسر زندگی‌شان تکاپو در مسیر رسیدن به اوست:
یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ؛(60) ای انسان، همانا که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد.
خداوند متعال در شب معراج به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) می‌فرماید:
یَا أَحْمَدُ، اِجْعَلْ هَمَّکَ هَمّاً وَاحِداً فَاجْعَلْ لِسَانَکَ لِسَاناً وَاحِداً وَاجْعَلْ بَدَنَکَ حَیّاً لَا تَغْفُلْ أَبَداً. مَنْ یَغْفُلُ لا أُبِاَلیِ بِأَیِّ وَادٍ هَلَکَ؛(61) ای احمد، همّ‌ و‌ غمّت را متوجه یک چیز ساز و زبانت را یکسان قرار بده؛ بدنت را زنده بدار و هرگز غافل مباش. کسی که از من غافل گردد، برایم مهم نیست که به کدام وادیِ هلاکت در افتد.
کسی که فقط به مقصد نهایی می‌اندیشد، به غیر خداوند توجهی ندارد و همّ ‌و‌ غمّ دنیا برای او بی‌ارزش است. او دل را از این امور تهی ساخته است؛ چون آنها را مانع رسیدن به مقصد نهایی خود می‌داند. او نگران است که کوتاهی‌هایش وی را از مقصد باز دارد یا دست‌کم وقفه‌ای در رسیدن به مقصود ایجاد کند. اما وقتی به سلامت به مقصد نهایی رسید و خود را در آستانة رضوان حق دید، یک‌باره همة نگرانی‌ها از دلش خارج می‌شود و سبک‌بار و سرشار از سرور و شادمانی قدم در بهشت خدا می‌نهد و به پاداش استقامت و پایداری در مسیر خداوند دست می‌یابد:
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ * نَحْنُ أَوْلِیَاؤُكُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَة
﴿ صفحه 85 ﴾
وَلَكُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ؛(62)»،هماناکسانی راکه گفتند:پروردگارماخدای یکتاست و آن‌گاه [بر آن] پایداری کردند، فرشتگان بر آنان فرود آیند [و گویند] که مترسید و اندوه مخورید و شما را مژده باد به آن بهشتی که نوید داده می‌شدید. ما در زندگانی این جهان و در آن جهان دوستان شماییم و شما راست در آن جهان آنچه جان‌های شما خواهش کند و شما راست در آن هرچه درخواست کنید.
﴿ صفحه 87 ﴾

گفتار ششم: دوستی با هدایت یافتگان و پرهیز از هوس‌آلودگان

فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمی وَمُشَارِکَةِ أَهْلِ الْهَوی وَصَارَ مِنْ مَفَاِتیحِ أْبْوَابِ الْهُدی وَمَغَالِیقِ أَبْوَابِ الرَّدی؛ از کوردلی و از انبازی اهل هوا و هوس بیرون آمده است و خود کلیدی شده است گشایندة درهای هدایت و هم قفلی بر درهای هلاکت و سقوط.