بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار سوم: اندوه و ترس، لباسی بر قامت دوستان خدا (2)

فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ، فَزَهَر مِصْبَاحُ الْهُدَى فِی قَلْبِهِ وَ أَعَدَّ الْقِرَى لِیَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ، فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ الْبَعِیدَ، وَ هَوَّنَ الشَّدِیدَ؛ پس اندوه را شعار خود سازد و لباس خداترسی در پوشد. پس دلش در پرتو چراغ هدایت روشن شود و سازوبرگ روزی که بر او دررسد آماده سازد. پس مرگی را که دور انگارند نزدیک بیند و سختی‌های زندگی را آسان گیرد.

ضرورت وجود غرایز و حالات روانی، و لزوم استفادة مناسب از آنها

چنان‌كه گذشت، خداوند حکیم حالاتی را در وجود انسان قرار داده که همة آنها برای او سودمندند؛ چه، اگر فایده و تأثیر مثبتی نداشتند، خداوند آنها را در نهاد ما قرار نمی‌داد. لیکن می‌باید موارد کاربردشان را بدانیم و آنها را در جای خود به کار گیریم و در استفاده از آنها نیز افراط و تفریط پیشه نسازیم. معمولاً حالاتی چون غم، غصه،
﴿ صفحه 50 ﴾
ترس و اندوه خوشایند انسان نیست، ولی این حالات آثار مفیدی دارند، و اگر بجا از آنها استفاده شود، می‌توانند سازنده باشند. مشکل اساسی ما این است که از حالات و غرایز خود به درستی بهره نمی‌گیریم و در استفاده از آنها دچار افراط و تفریط می‌شویم. ما معمولاً از شهوات و امور غریزی مانند خوردن، آشامیدن و شهوت جنسی که خواستنی و باب طبعمان هستند، خوشمان می‌آید، اما در اینکه آنها را از کجا برآوریم و در چه راهی به کار بریم و نیز در چه حدی از آنها استفاده کنیم،‌ دچار اشتباه می‌شویم. اما از حالات ناملایم با طبع، نظیر غضب که مقابل شهوت‌اند، خوشمان نمی‌آید. در صورتی که حالت غضب نیز در نهاد انسان زاید نیست بلکه خود نعمتی است که باید جای کاربرد آن را شناخت و حد استفاده از آن را رعایت کرد. آیا پسندیده است کسی که دشمن به او حمله برده و به او هتاکی و فحاشی کرده است،‌ خون‌سرد و بی‌اعتنا باشد و هیچ واکنشی نشان ندهد؟ آیا می‌توان کسی را که به مال یا ناموسش تجاوز می‌کنند و او ناراحت و خشمگین نمی‌شود، انسان نامید؟ انسان در مقام دفاع و در برابر خطرات باید از قوة غضب خود استفاده کند و واکنش نشان دهد؛ اما افزون بر آنکه باید بداند در کجا از این قوه استفاده کند، باید از افراط نیز بپرهیزد.
از جمله مواردی که باید غضبناک و ناراحت شد و واکنش نشان داد، جایی است که به ناموس انسان جسارت کنند یا شرف او را پایمال سازند،‌ و مهم‌تر از اینها، جایی است که به دین بی‌حرمتی کنند. در این موارد نباید بی‌اعتنا بود.
شادی و سرور، که در برابر امور خوشایند و مطبوع به انسان دست‌ می‌دهد، خود نعمتی الاهی و منشأ تحول، امید و تحرک انسان است. اگر نعمت شادی و نشاط از انسان گرفته شود، دل او پیوسته افسرده می‌ماند و دیگر نه انگیزة تلاش برای دنیا خواهد داشت و نه آخرت؛ و کسی نیز رغبت نمی‌کند با او معاشرت داشته باشد. در
﴿ صفحه 51 ﴾
مقابل شادی، غم و اندوه نیز لازم و نعمت است؛ زیرا اگر انسان در برابر سرمایه‌هایی که از دست داده اندوهگین نشود، در‌صدد جبران بر‌نمی‌آید. افزون بر این، اگر در برابر آنچه به سبب کوتاهی از دست داده غمگین و ناراحت نشود، برای حفظ و استفاده از نعمت‌ها و سرمایه‌هایی که دارد نمی‌کوشد و قدر آنها را نمی‌داند.

نقش شناخت و معرفت در بروز حالات روانی

انسان در حد معرفت و شناخت خود، از آنچه منفعت یا ضرر تشخیص می‌دهد، شاد یا اندوهگین می‌شود. بر این اساس، کسانی که معرفتشان به امور دنیایی معطوف است و با این امور اُنس یافته‌اند و از دین بهرة چندانی ندارند، منفعت و نعمت را منحصر در امور دنیایی می‌دانند و اگر بهره‌ای از دنیا به آنها برسد یا آنان را بستایند و احترام کنند، خوشحال می‌شوند. در برابر، اگر سرمایه و مالی را از دست بدهند یا به آنها توهین کنند ناراحت می‌شوند. ما باید بیندیشیم که در برابر از دست دادن چه منفعت‌هایی و تا چه حد باید اندوهگین شویم، و در برابر چه کوتاهی‌هایی و تا چه حد باید ناراحت شویم. انبیا و فرستادگان خداوند کوشیدند تا به انسان‌ها بفهمانند که از تمایلات و حالات خود در چه زمینه‌هایی بهره گیرند. مثلاً در چه مواردی از غریزة شهوت، و در چه مواردی از غریزة غضب استفاده کنند؛ در چه مواردی شاد شوند و در چه مواردی غمگین. ما مسلمانان، با توجه به کتاب آسمانی‌مان، باید بنگریم که آیا شادی‌ها، ناراحتی‌ها و اِعمال غرایزمان با منطق قرآن سازگار است؟ به تعبیر دیگر، باید از منظر آموزه‌های قرآنی منافع و زیان‌های خود را تعریف کنیم و شادی و ناراحتی و اِعمال غرایزمان با آموزه‌ها و دستورات قرآن هماهنگ باشد. قرآن به ما می‌گوید که بیش از هر‌چیز باید از زیان‌های اخروی ترسید؛ زیرا چه بسا قابل جبران نباشند و برای همیشه انسان را بدبخت و بی‌چاره سازند، و همة زیان‌های دنیوی در برابر ضرر اخروی چیزی به شمار نمی‌آید.
﴿ صفحه 52 ﴾
انسان بیشتر باید در برابر نعمت‌های اخروی که از کف داده اندوهگین باشد و از ضررهای دنیوی که بر او وارد آمده چندان ناراحت نباشد.
بسیار شایسته است که انسان حساب کند در یک روز چه منفعت‌های ابدی‌ای را می‌توانسته کسب کند و نکرده و چه کارهای خیری را می‌توانسته انجام دهد و نداده و چه فرصت‌های ارزشمندی را می‌توانسته به‌ کار ‌گیرد و به کار نگرفته است. یا در یک روز چه کارهای زشتی را انجام داده که کیفر آنها آتش جهنم است و اگر مشمول عفو و آمرزش خداوند نشود، تیره‌بخت می‌گردد. گاه آدمی از اینکه فرصت به دست‌ آوردن منفعت مادی چشمگیری را از دست داده یا می‌توانست معاملة سود‌آوری انجام دهد و از فرصت استفاده نکرده، مدت‌ها غمگین و ناراحت است و افسوس می‌خورد؛ اما در برابر گناهی که مرتکب شده و کیفری که در انتظار اوست، اندوهگین نمی‌شود. به‌راستی آیا پشیمان نشدن از معصیت خدا، ناشی از ضعف باور به عذاب‌ها و کیفرها و انذارهای الاهی که در قرآن و روایات آمده، نیست؟ و ناراحت نشدن از گناه به معنای تغافل از سخنان خداوند و پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نیست؟
چه بسا انسان این حقایق را باور دارد و منکر آنها نیست، اما غفلت و وسوسه‌های شیطانی باعث می‌شود که به آنها پایبند نباشد و از زیر بار اطاعت دستورات الاهی شانه خالی کند. در این صورت، انسان باید به خود آید و نفس سرکش خود را ملامت و سرزنش کند که چرا به اعتقادات و باورهای دینی خود پایبند نیست.