بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نکوهش دلبستگی به دنیا و لذت‌های آن

لذت، خود، مطلوب و متناسب با فطرت انسان است و اگر در مواردی نکوهش شده، منظور لذت محدود و حرامی است که مانع از رسیدن به لذت‌های ابدی آخرت می‌شود؛ مانند لذت‌ گذرایی که از استعمال مواد مخدر به انسان دست می‌دهد، اما ناراحتی‌ها، رنج‌ها و محروم ماندن از لذت‌های طولانی زندگی را در پی دارد. آنچه مذموم و نکوهیده است ترجیح دادن لذت‌های محدود دنیا بر لذت‌های نامحدود آخرت است. آنچه مذمت شده محاسبات نابه‌جایی است که انسان در زندگی دارد و در پی آنها به لذت‌های محدود تعلق و دلبستگی پیدا می‌کند و خود را از لذت‌های بی‌نهایت محروم می‌سازد. به‌راستی کسی که حاضر می‌شود برای چند لحظه لذت‌جویی و ارضای شهوت خود، زندگی خویش را تباه سازد، یا کسی که برای رسیدن به لذت گذرای نگاه حرام و یا شنیدن موسیقی حرام، آتش جهنم و عذاب‌های طولانی جهنم را برای خود فراهم کند، دیوانه نیست؟
﴿ صفحه 44 ﴾
خداوند درباره‌ کسانی که دلبستة دنیا شده‌اند و با سرمست شدن از لذت‌های آن، از لذت‌های نامحدود آخرت صرف‌نظر کرده‌اند می‌فرماید:
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا * وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَى؛(30) لیکن [شما] زندگی دنیا را برمی‌گزینید، با آنكه [جهان] آخرت نیکوتر و پایدارتر است.
پیامبران کوشیدند تا انسان‌ها را به شأن و منزلت والایشان آگاه سازند و این باور را در آنها پدید آورند که لذت‌های انسان در لذت‌های محدود دنیوی و حیوانی منحصر نیست و آدمی می‌تواند از لذت‌های نامحدود و نامتناهی معنوی و اخروی نیز برخوردار شود. پس در شأن او نیست که دلبستة لذت‌های کودکانه و حیوانی شود و این دلبستگی مانع دستیابی به لذت‌های نامحدود گردد. انسان در برخورداری از لذت‌های حیوانی، نظیر خوردن و آشامیدن و شهوت جنسی، با حیوانات مشترک است و حتی برخی از این لذت‌ها در حیوانات شدیدتر است. پس اگر همت و تلاش انسان تنها مصروف این لذت‌ها شود، در حد یک حیوان تنزل کرده و از منزلت و شأن انسانی خویش بی‌بهره مانده است. پس چنین انسانی سزاوار مذمت و نکوهش است.
بدین ترتیب،‌ آیات و روایاتی که خوف و حزن را مطلوب شمرده‌اند، با فطرت انسان هیچ ناسازگاری‌ای ندارند؛ زیرا حزن و خوف حالاتی فطری‌اند، لکن انسان باید به درستی از آنها بهره برد،‌ که در این صورت آثار ارزشمند و سازنده‌ای در پی خواهند داشت. مثلاً خوف و خشیت از عظمت الاهی موجب می‌شود که انسان به وظایف خود عمل کند؛ با دیگران مهربان باشد؛ به خلق خدا خدمت کند؛ بیشتر در برابر خداوند خضوع کند؛ و برای تقرب به او اعمال صالح انجام دهد. در مقابل، وقتی شادی و سرمستی باعث غفلت انسان از وظایف فردی و اجتماعی می‌شود، نکوهیده و مخالف فطرت انسانی است.
﴿ صفحه 45 ﴾

خاستگاه حالات نفسانی و ضرورت اعتدال در آنها

دربارة حالاتی چون خوف، حزن و شادی به سه نکته باید توجه داشت: اول آنکه خاستگاه و سبب پیدایش آنها چیست؛ دوم اینکه متعلق آنها چیست؛ و نکتة سوم نیز آنکه در اظهار و ابرازِ این حالات، انسان حد اعتدال را رعایت کند و از افراط و تفریط بپرهیزد. گاهی افرادی به سبب ناراحتی‌های زودگذر دنیایی طاقت و تحمل خویش را از دست می‌دهند. برخی وقتی پولی را گم می‌کنند تا مدت‌ها تمرکز فکر ندارند و حواسشان جمع نیست و به فکر پول گم‌شدة خود هستند و از دیگر امور خویش باز می‌مانند؛ یا آن‌گاه که در معامله‌ای زیان می‌کنند تا مدت‌ها ناراحت‌اند و ذهنشان پریشان است. طبیعی است که افراط در حالاتی چون حزن، انسان را هم از امور مادی باز می‌دارد و هم از امور معنوی. کسی که ذهنش به امر ناگواری مشغول گشته، دیگر به درس خواندن و عبادت توجه ندارد. چنین شخصی وقتی به نماز هم می‌ایستد، توجهش به مشکلات و ناراحتی‌هایی معطوف است که برایش پیش آمده و از نماز و عبادت خداوند غافل می‌ماند.
انسان باید بر رفتار و حالات روانی خود مسلط بوده، توجه داشته باشد که نعمت‌های دنیا وسیله‌ای برای آزمایش انسان‌اند و در برابر از دست دادن بخشی از آنها نباید چنان محزون و ناراحت شود که از نعمت‌های بالاتر و ارزشمند‌تر، یعنی نعمت‌های اخروی محروم ماند. پس هنگامی که آدمی به سبب مصیبت و گرفتاری ناراحت و محزون می‌شود، باید به مقایسة آنچه از دست داده با آنچه بر اثر این ناراحتی از دست می‌دهد بپردازد. آن‌گاه وقتی دریافت که آنچه بر اثر ناراحتی و اندوه از دست می‌دهد ـ نظیر نشاط برای عبادت، تمرکز در مطالعه و فکر، آرامش در زندگی و در خانواده با‌ارزش‌تر از چیزی است که از دست داده، می‌کوشد تا خود را از غصه و اندوه برهاند؛ زیرا اندوهی که انسان را از نشاط در زندگی و عبادت و نعمت‌های برتر باز می‌دارد نکوهیده و مذموم است.
﴿ صفحه 46 ﴾
آنکه عمر با‌ارزش خود، و به‌ویژه دوران جوانی‌اش را تلف کرده و از عمری که از هر سرمایه و ثروتی گران‌بهاتر است، به‌خصوص در جنبه‌های معنوی و اخروی بهره نبرده است، اندوهگین خواهد شد. اما نباید این غم و اندوه حوصلة کار و تلاش را از او بگیرد و زندگی‌اش را مختل سازد و حتی باعث بیماری او شود. ترس و اندوهی سازنده است که موجب جبران خسارت‌ها و توجه بیشتر به خداوند و استمداد از او گردد. از همین ‌روی، مردان خودساخته و مؤمنان راستین هیچ‌گاه در کشاکش زندگی، خودباخته نمی‌شوند، و در همه حال، حتی در حال حزن و خوف به یاد خداوندند:
رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاء الزَّكَاةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ؛(31) مردانی که تجارت و دادوستدی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات مشغول نکند، و از روزی می‌ترسند که دل‌ها و دیدگان در آن روز دگرگون [و سرگشته و پریشان] شود.
چنین ترسی که باعث می‌شود انسان همواره به یاد خدا باشد و با امید به رحمت و بخشایش او به انجام اعمال خیر و جبران کوتاهی‌ها بپردازد، بسیار ارزشمند است. اما اگر اندوه و ترس در زندگی نقش منفی داشته باشد و موجب افسردگی، بی‌حوصلگی، گوشه‌گیری، بی‌تحرکی و فرسایش جسم و روان شود، نامطلوب است. حزن و ترسی سازنده است که آدمی را به تحرک و جبران کوتاهی‌ها و دفع عواملی وادارد که باعث حزن و ترس شده‌اند. کسی که فرصت ارزشمند جوانی را بیهوده از دست داده است، باید ناراحت باشد؛ اما باید این ناراحتی و حزن او را به توبه و جبران گذشته و استفاده از فرصت‌های باقی مانده وادار سازد. این حزن و اندوه باید منشأ اثر مثبت و باعث ترقی و کمال روحی و معنوی او شود.
بنابراین از نظر اسلام شادی، حزن و ترس مطلوب‌اند، اما نه به طور مطلق. شادی و
﴿ صفحه 47 ﴾
سرور در برابر نعمتی که خداوند به انسان داده و او می‌تواند به وسیلة آن راه‌های تکامل را بپیماید، پسندیده است. شادی به‌خاطر سلامتی، موقعیت اجتماعی یا محبوبیتی که انسان در خانواده و بین دوستان و در جامعه به دست آورده است و آثار سازنده و ارزشمندی دارد، مطلوب است، و این مطلوب بودن از آن روست که انسان می‌کوشد تا از نعمت‌های الاهی در مسیر صحیح بهره بَرد و از یاد خداوند نیز غافل نمی‌شود. در مقام استفاده از نعمت‌های الاهی و ابراز شادمانی، انسان باید لذت‌های دنیوی را با لذت‌های بی‌نهایت آخرت بسنجد و شادی در برابر نعمت‌های مادی را با شادی حاصل از نعمت‌های اخروی مقایسه کند؛ آن‌گاه به گونه‌ای رفتار کند که لذت‌های دنیوی مانع دستیابی به لذت‌های اخروی نشوند، و این امر در صورتی تحقق می‌یابد که لذت‌ها و نعمت‌های دنیوی در راه حرام صرف نگردند.
از سوی دیگر، ترس و اندوهی مطلوب است که اولاً، سازنده باشد و انسان را به توبه و جبران کوتاهی‌های گذشته و همت بیشتر بر انجام وظایفش وادارد؛ ثانیاً، ترس و اندوه در بی‌بهرگی از دنیا و نعمت‌های آن منحصر نیست و انسان باید بیشتر در برابر محروم گشتن از نعمت‌های ابدی آخرت و گرفتار شدن به عذاب الاهی ترسناک و اندوهگین باشد؛ ترس و اندوه او بیشتر باید ناظر به آثار بد و نامطلوب گناهانش که در آخرت نمایان می‌شوند، باشد.
فرهنگ الحادی غرب بر آن است که انسان باید در پی شادی مطلق باشد، و ترس و اندوهْ بیماری، و برای جسم و روان او زیانبار است. بر این اساس، انسان باید خود را از هر ترس و اندوهی برهاند. اما از نظر اسلام هم شادی و آرامش مفید است و هم ترس و اندوه؛ زیرا اگر آدمی از بیماری و زیان‌های دنیوی ترسی نداشته باشد، بهداشت غذا و بدن را رعایت نمی‌کند و آنچه باعث می‌شود که او غذای فاسد مصرف نکند و از پرخوری بپرهیزد، ترس از بیماری است. همچنین ترس از زیان‌های دنیوی او را
﴿ صفحه 48 ﴾
وامی‌دارد که با اطلاعات و آمادگی لازم و استفاده از فرصت‌ها و امکانات، به اهداف خود برسد و از خطرها و زیان‌های احتمالی مصون بماند. همچنین حزن و اندوه برای زندگی انسان مفید و سودمند است؛ زیرا وقتی انسان کار زشتی انجام می‌دهد، توجه به آن کار زشت اندوه و سپس پشیمانی در پی دارد، و این اندوه و پشیمانی باعث می‌گردد که انسان دیگر آن کار ناشایست را انجام ندهد و به کار نیک روی آورد. پس اگر در برابر کارهای زشت خود اندوهگین نمی‌شد به کارهای ناپسند می‌پرداخت و دنیای خود را نیز آشفته و تباه می‌ساخت.
﴿ صفحه 49 ﴾

گفتار سوم: اندوه و ترس، لباسی بر قامت دوستان خدا (2)

فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ، فَزَهَر مِصْبَاحُ الْهُدَى فِی قَلْبِهِ وَ أَعَدَّ الْقِرَى لِیَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ، فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ الْبَعِیدَ، وَ هَوَّنَ الشَّدِیدَ؛ پس اندوه را شعار خود سازد و لباس خداترسی در پوشد. پس دلش در پرتو چراغ هدایت روشن شود و سازوبرگ روزی که بر او دررسد آماده سازد. پس مرگی را که دور انگارند نزدیک بیند و سختی‌های زندگی را آسان گیرد.