ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

توجه دادن به كرامت و ارزش انسان

اگر انسان بداند كه جانشین خداست(143)
اگر انسان بداند كه فرشتگان بر او سجده كرده اند(144) او موجودى است كه روح خدا در او دمیده شده است؛(145) تنها موجودى است كه خداوند در آفرینش او خود را ستوده است؛(146) همه چیز را به تسخیر او درآورده است؛(147) در آفرینش، بهترین شكل را به او عطا كرده است؛(148) براى او، انبیا و كتب آسمانى فرستاده است؛(149) او را موجودى فناناپذیر قرار داده است،(150) ارزش او بهشت است و نه كمتر؛ خداوند انواع فضیلت ها وكرامت ها را به او مرحمت كرده است.(151)
اگر انسان به این كرامت ها و مقامات توجه كند، هرگز خود را به كارهاى زشت آلوده نخواهد كرد.
راستى! چرا عمر ما چراگاه شیطان باشد؟ ما كه جانشین خدائیم، چرا با دشمن خدا قرین باشیم؟
حضرت على علیه السلام فرمود: كسى كه كرامت و ارزش خود را شناخت، دنیا و هوسها نزد او ناچیز مى شود.(152)
خاطره
شخصى به نام شقرانى در زمان امام صادق علیه السلام مرتكب شراب خوارى شد. امام صادق علیه السلام به او فرمود: اى شقرانى! كار زشت از هر كس كه سر زند، زشت است؛ ولى اگر از تو سرزند، زشت تر است؛ همان گونه كه كار نیكو از هر كس نیكوست؛ ولى اگر از تو سرزند، نیكوتر است. این به خاطر جایگاه تو است. تو از وابستگان ما هستى. پس، قدر خود را بدان!(153)

شیوه هاى امر و نهى

1. آماده سازى
سخن حق، همچون شكر است؛ اگر شكر را به همین شكل در گلوى كسى بریزیم، امكان دارد خفه شود. باید شكر را با آب مخلوط كرده تا تبدیل به شربت شود و براى همه افراد قابل استفاده و تحمّل شود.
از خاطرم نمى رود زمانى كه مى خواستم درباره روایات كفن در تلویزیون صحبت كنم، فكر كردم كه بعضى مردم تحمّل شنیدن این گونه حرفها را ندارند. پس، زمینه را این گونه آماده كردم كه: از نیازهاى عمومى و همگانى، نیاز به لباس است. اسلام براى هر فصل و زمان و كارى لباس در نظر گرفته و دستوراتى داده است؛ مثل لباس كودك، لباس كار، لباس جنگ، لباس نماز عید، لباس نماز باران، لباس احرام و حج، لباس عروس، لباس دادن به برهنه ها، نظافت لباس، وصله كردن لباس، رنگ لباس، دوخت لباس، جنس لباس و ...
و براى هر یك از عناوین هم حدیثى و نكته اى گفتم. كم كم مردم را براى شنیدن بحث آخرین لباس (كفن) و روایات كفن آماده كردم. ولى اگر از ابتدا مى گفتم: موضوع بحث امروزم كفن است، شاید میلیونها نفر تلویزیون را خاموش مى كردند.
2. تلقین
چه بسیارند افرادى كه از انجام معروف هراس دارند و چه بسیارند كسانى كه جدا شدن از بعضى منكرات را براى خود محال مى پندارند، در صورتى كه تلقین صحیح و بیان نمونه ها در این زمینه كارگشا خواهد بود.
3. استفاده از هنر، شعر و طنز
نقش هنر در دعوت مردم به فساد و انحراف، بر كسى پوشیده نیست. سامرى با هنر مجسمه سازى توانست مردم را منحرف و بنى اسرائیل را گوساله پرست كند.
زیباگویى، فصاحت و بلاغت، بهترین اهرم براى جذب مردم است؛ همان گونه كه قیافه زیبا و موزون نقش مهمى در تأثیر كلام دارد.
در قرآن، امر شده است كه هنگام رفتن به مسجد، زینت هاى خود را با خود بردارید.(154)
سخن زیبا و مجادله نیكو از سفارشهاى قرآن كریم است.(155)
یكى از نامهاى قرآن، احسن القصص است. آرى، قصه گویى یك هنر است.
4. انصاف در برخورد
قرآن كریم در نهى از شراب، اول از منافع مادى و مالى آن سخن گفته است و بعد مى فرماید: «ضررش از نفعش بیشتر است».(156)
خداوند در برخورد با كافران و منافقان و مشركان، همواره از عبارتِ «اكثرهم» استفاده مى كند، یعنى همه آنان را نفى نمى كند بلكه مى فرماید: بیشتر آنها چنین هستند. در برخورد با خلافكاران نیز باید ابتدا نقاط قوت و مثبت آنهارا بگوییم و سپس آنهارا متذكر كنیم.
5 . امید دادن
گاهى انسان گنهكار با خود مى گوید: دیگر از ما گذشته است، ما دیگر راهى براى بازگشت نداریم. ما دیگر جهنمى شده ایم. این گونه افراد هر روز به گناه بیشترى گرفتار مى شوند.
چون قامت ما براى غرق است در كم و زیاد او چه فرق است
باید به آنها از عفو الهى و از پذیرفتن توبه و لطفى كه خداوند به توبه كنندگان دارد بگوییم و خاطراتى از توبه كنندگان بیان كنیم تا گناه، او را به یأس نكشاند. باید به او تذكر داد كه یأس از گناهان كبیره است.
6. تغافل
گاهى باید انسان خود را به غفلت بزند و تظاهر كند كه من متوجه خلاف تو نشدم تا از این طریق شخصیت افراد شكسته نشود.
قرآن مى فرماید: برادران یوسف كه پس از ده ها سال او را دیدند و نشناختند، به او گفتند: ما قبلاً برادرى داشتیم به نام یوسف كه دزد بود.
یوسف خود را به تغافل زد و نگفت كه آن برادر من هستم و چرا به من نسبت دزدى مى دهید.(157)
البتّه تغافل در مورد خلاف هاى شخصى، جزئى و فردى است؛ و گرنه در مسائل مهم كه دشمنان و كفار براى براندازى نظام اسلامى نقشه مى كشند، تغافل بزرگ ترین خواست دشمن است.(158)
7. توجه به ظرفیت افراد
امام صادق علیه السلام شخصى را براى مأموریتى به منطقه اى فرستاد. او در گزارش خود به امام، از مردم منطقه به شدت انتقاد كرد. امام فرمود: ایمان ده درجه دارد. بعضى یك درجه ایمان دارند و بعضى دو درجه، بعضى هم هفت تا ده درجه. نباید كسانى كه ایمان كامل ترى دارند، از دیگران توقع بیش از ظرفیت داشته باشند.(159)
در شیوه تبلیغ انبیا مى خوانیم كه مى فرمودند: ما مأموریم طبق ظرفیت افراد با آنان صحبت كنیم.(160)
8 . كنایه گویى
قرآن به حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید: آیا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را خدا بگیرید؟!(161)
در جاى دیگر، خداوند پیامبرصلى الله علیه وآله را مخاطب قرار داده و مى فرماید: اگر پدر یا مادرت نزد تو به پیرى رسیدند، تو با آنان درشتى نكن!(162)
در حالى كه همه مى دانیم حضرت عیسى مردم را به توحید دعوت مى كرد و پیامبر اسلام در كودكى پدر و مادر خود را از دست داده بود. این گونه خطاب ها در حقیقت به مردم است.
9. ایجاد محبّت
در بخش مهمّى از قرآن، خداوند نعمت هاى خود را مى شمارد تا عشق انسان را نسبت به خود زیاد كند.
قرآن كه مردم را امر به عبادت مى كند، مى فرماید: پروردگارِ كعبه را پرستش كنید؛ زیرا او شما را از گرسنگى و ترس نجات داد.(163)
نمونه هایى از سیره پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله درباره جذب دلها:
1. هرگاه سه روز یكى از یاران را نمى دید، به سراغش مى رفت.(164)
2. از مریض ها در دورترین نقطه شهر عیادت مى كرد.(165)
3. مردم را با بهترین نام صدا مى زد. حتى نام زنان و كودكان را با كرامت مى برد.(166)
در تاریخ زندگى اهل بیت علیهم السلام نیز خاطرات فراوانى به چشم مى خورد كه یك نمونه از آن را نقل مى كنیم:
مردى شامى به امام حسن مجتبى علیه السلام جسارت كرد. حضرت، ایشان را به منزل بردند و چنان مورد تفقد قرار دادند كه او از حرفهاى خود شرمنده شد.(167)
در روایات مى خوانیم: با هر كس كه با تو قطع رابطه كرد، ارتباط برقرار كن و هر كس به تو بدى كرد، تو با او خوبى كن.(168)
10. تحریك عواطف
شخصى به مادرش تندى كرد. روز بعد، امام صادق علیه السلام او را دید و به او فرمود: چرا با مادرت تندى كردى؟ مگر نمى دانى كه شكم مادرت منزل تو بود؟ دامان مادرت گهواره تو بود؟ شیر مادرت غذاى تو بود؟
سپس فرمود: پس با او خشن نباش.(169)
11. مخفیانه و مختصر باشد
در حدیث مى خوانیم: هر كس برادر دینى خود را مخفیانه موعظه كند، او را آراسته كرده، ولى هر كس آشكارا موعظه كند، او را شرمنده كرده است.(170)
گر نصیحت كنى، به خلوت كن كه جز این، شیوه نصیحت نیست
هر نصیحت كه برملا باشد آن نصیحت به جز فضیحت نیست
در حدیث مى خوانیم:
هرگاه كسى را موعظه مى كنى؛ خلاصه بگو!(171)
12. نمایاندن الگوها
معرفى چهره هاى موفق و تجلیل از آنها، در دعوت مردم به معروف نقش مؤثرى دارد. این كه هر سال مردم در عاشورا فریاد «یا حسین» سر مى دهند، زمینه دورى از پذیرش طاغوت ها و وفادارى به نظام اسلامى مى شود.
قرآن مى فرماید: مردم دنیا از همسر فرعون درس بگیرند كه چگونه جذب مال و مقام و قدرت فرعون نشد.(172)
در جاى دیگرى مى فرماید: از حضرت ابراهیم وحضرت محمّدعلیهما السلام درس بگیرید؛ زیرا این دو بزرگوار اسوه و الگو هستند.(173)
13. تدریج
همان گونه كه شیطان انسان را گام به گام به سوى فساد مى كشاند،(174) راه اصلاح و امر به معروف نیز باید گام به گام باشد.
در قرآن، در مورد تحریم ربا این مراحل به چشم مى خورد:
در مرحله اول، قرآن مى فرماید: آنچه به مال شما از طریق ربا اضافه مى شود، نزد خدا افزایش نیست.(175)
در مرحله دوم، قرآن، رباخوارى را از عادات زشت یهودیان مى شمارد.(176)
در مرحله سوم، قرآن، انسان را از رباى مضاعف و زیاد نهى مى كند.(177)
در مرحله چهارم، قرآن، ربا گرفتن را به منزله اعلام جنگ با خدا مى داند.(178)
14. تكرار
چون برنامه اسلام تنها آموزش نیست، بلكه تربیت هم هست، لذا اوامر و نواهى باید تكرار شود. براى هر غفلت، یك تذكر لازم است. شما در نماز ده ها بار جمله «اللّه اكبر» را در ركوع و سجود و قیام تكرار مى كنید.
یاد خدا غذاى روح است و باید همچون غذاى جسم تكرار شود.
15. مماشات
حضرت ابراهیم علیه السلام براى نهى از بزرگ ترین منكر (شرك) از راه مدارا و مماشات وارد شد و گام به گام به انتقادات خود اضافه كرد.
بار اول فرمود: خورشید غروب مى كند و من غروب شدنى را دوست ندارم. «اِنِّى لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ »(179)
بار دوم فرمود: ماه پرستى انحراف است و خدا مرا گرفتار آن نكند. «لَئِن لَّمْ یَهْدِنِی رَبِّی...»(180)
بار سوم فرمود: من بیزارم از هر چه كه شما شریك خدا مى دانید. «إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ»(181)
16. حكمت، موعظه، جدال نیكو
قرآن كریم به پیامبر عزیز مى فرماید: از طریق حكمت و منطق یا موعظه و نصیحت و یا جدال نیكو مردم را به راه خدا دعوت كن!(182)
در امر به معروف و نهى از منكر باید روى مسائلى تكیه كرد كه قابل خدشه نباشد. به سخنان محكمى كه مورد قبول همه است، حكمت گفته مى شود.
مراد از موعظه حسنه، موعظه اى است كه بر اساس محبت و با بیان نیكو باشد و در زمان و مكان مناسب با شیوه هاى صحیح انجام شود.
و مراد از مجادله نیكو نیز پذیرفتن نقاط قوت دیگران و استدلال و مقابله به مثل در شیوه ها ست.
17. ریشه مفاسد را بخشكانیم
قرآن مى فرماید: «سوء ظن نبرید و تجسّس نكنید»؛(183) زیرا سوء ظن، سرچشمه تجسّس و تجسس، سرچشمه غیبت مى شود.
اگر قرآن، زنان را از پایكوبى(184) و یا گفتار همراه با ناز و كرشمه و تحریك آمیز(185) نهى مى كند، به خاطر خشكاندن سرچشمه گناه است.
در مسائل سیاسى واجتماعى نیز براى اصلاح دولت ها باید دولتمردان اصلاح شوند و براى اصلاح نسل نو، باید خانواده ها اصلاح شوند.
قرآن مى فرماید: با رهبران كفر مبارزه كنید.(186)
18. احترام به ارزشهاى دیگران
قرآن كریم، به تورات و انجیل و انبیاى گذشته احترام مى گذارد و مراكز عبادت سایر ادیان را محترم مى شمارد؛ حتى براى حفظ آن، دفاع را لازم مى داند.(187) در سفارش هاى اسلامى نیز آمده است: «بزرگان هر قوم را احترام كنید!»(188)
19. با انجام معروف، زمینه را بر منكر تنگ كنیم
قرآن مى فرماید: «راه جلوگیرى از فحشا و منكر، انجام معروفى همچون نماز است».(189)
هنگامى كه خداوند مى خواهد حضرت آدم را از غذایى منع كند، ابتدا اجازه بهره بردارى از غذاهاى دیگر را به او مى دهد و مى فرماید: «از هر غذایى در بهشت استفاده كن؛ ولى از این غذا استفاده نكن!»(190)
تفریح و ورزش از معروف هایى است كه جلو بسیارى از مفاسد، امراض و منكرات را مى گیرد.
زهد و عدالت مسئولان مملكتى، از معروف هایى است كه مى تواند جلو بزرگ ترین منكرات را كه بدبینى به حكومت اسلامى است، بگیرد.
20. توجه به زمان
در روایات مى خوانیم: هنگام مسافرت، خانوداه خود را به تقوى سفارش كنید؛(191) زیرا در آستانه جدایى، علاقه ها اوج مى گیرد و زمینه پذیرش در انسان زیاد مى شود.
در حدیث مى خوانیم: به هنگام خشم وغضب، كسى را ادب نكنید؛ زیرا در معرض افراط هستید».(192)
در قرآن نیز نسبت به استغفار در سحر مكرر سفارش شده است.(193)
21. اعراض
قرآن مى فرماید: «هر گاه كسانى را دیدى كه در آیات ما به یاوه سرائى نشسته اند، پس به عنوان اعتراض، مجلس آنان را ترك كن! یا مسیر حرف را تغییر ده! و اگر شیطان تو را به فراموشى انداخت، تا متوجه شدى جلسه را ترك كن و با ستمگران منشین».(194)
در حدیث مى خوانیم: «سزاوار نیست كه مؤمن در مجلس گناهى كه نمى تواند آن را تغییر دهد، بنشیند.»(195)
پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مى فرماید: گناهكاران را با قیافه عبوس ملاقات كنید!(196)

انواع معروف ها در قرآن

در بخش هاى قبلى گفتیم كه براى آمر به معروف و ناهى از منكر لازم است ابتدا معروف ها و منكرها را بشناسد تا كار او براساس آگاهى و شناخت باشد.
در این بخش، انواع معروف هاى فردى و اجتماعى را كه قرآن بر آنها تاكید داشته و دعوت دیگران به انجام آن را لازم شمرده، خلاصه وار مطرح مى كنیم.