ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

سالم سازى محیط

محیط و جامعه در گرایش هاى فكرى و اخلاقى افراد نقش مهمى دارد. از جمله:
1. در تاریخ بنى اسرائیل مى خوانیم: «همین كه با معجزه موسى علیه السلام از رود نیل گذشتند، گروهى بت پرست را دیدند. فوراً تحت تأثیر قرار گرفتند و از موسى خواستند كه حضرت براى آنان بت قرار دهد تا عبادت كنند.»(134)
2. حضرت ابراهیم علیه السلام یك تنه تبر به دست گرفت، وارد بتكده شد و همه بت ها را شكست. سپس تبر را به گردن بت بزرگ آویخت.(135)
3. موسى به سامرى گفت: «به خدا سوگند كه گوساله طلایى تو را آتش مى زنم و خاكسترش را به دریا مى ریزم.»(136)
4. ماجراى مسجد ضرار؛ منافقان در مدینه با وجود مسجد پیامبرصلى الله علیه وآله، مسجد دیگرى ساختند تا در سایه نام مسجد، نیروهاى خود را تمركز دهند و با دشمنان خارجى ارتباط برقرار كنند. آنها براى به رسمیت شناخته شدن مسجدشان از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله دعوت كردند به امامت خویش، نماز جماعتى در آنجا برگزار كند.
حضرت كه در آستانه جنگ تبوك بودند، پاسخ مثبتى ندادند. پس از آنكه رفتند و برگشتند، مردم را براى خراب كردن مسجدى كه مركز تجمع منافقین بود، بسیج كردند. از این ماجرا در قرآن به اشاره ذكر شده است.
از چهار نمونه اى كه از قرآن نقل كردم، مى توان چنین نتیجه گرفت كه براى اجراى نهى از منكر باید ابتدا، مراكز و انسانهاى فتنه خیز را از جامعه حذف كرد؛ زیرا بدون محو كردن آنها، نهى از منكر، مبارزه با معلول و رها كردن علت هاست.
نظام و حكومتى كه بنا دارد امر به معروف و نهى از منكر را احیا كند، باید براى سالم سازى محیط گام هایى بردارد؛ از جمله:
1- تبلیغ در مورد ازدواج آسان و دادن وام ازدواج به جوانها.
2- تفكیك مراكز دختر و پسر در همه مقاطع تحصیلى، پارك ها، مكانهاى عمومى، بیمارستانها و حتى مراكز خدماتى (تا آنجا كه امكان دارد)؛ تا زنان بتوانند با لباس ساده مشغول به كار شوند و مردان نیز مزاحمتى نداشته باشند.
3- جلوگیرى از تولید فیلم ها، نوارها، كتاب هایى كه در آنها زمینه هاى انحراف و فساد و ابتذال زیاد است؛ بخصوص بستن بعضى شركت ها، بوتیك ها و مؤسسات منحرف و یا جلوگیرى از ارائه لباسها و...
4- دقت در گزینش افراد تا مهره هاى وابسته و فتنه گر، میدانى براى رشد افكار خود نداشته باشند. بخشى از این اقدامات بحمدالله در سایه جمهورى اسلامى انجام شده و امید است كه كامل شود.
5 - از آنجا كه حیا مانع بسیارى از گناهان و نداشتن حیا زمینه ساز انواع منكرات است، مسؤولان نظام باید اصل حیا را در تار و پود جامعه مراعات كنند تا میدانى براى رشد خلافكاران پیدا نشود.
از جمله، دولت اجازه ساختن ساختمان هایى را كه ساكنان آن به طور طبیعى حیا را از دست مى دهند، به كسى ندهد. آرى! در ساختمان هایى كه فرد در درون خانه خود همه جاى خانه همسایه را مى بیند، حیایى نمى ماند.
امام حسن و امام حسین علیهما السلام كودكانى بودند كه با شلوار بلند وارد فرات شدند. شخصى به آن دو عزیز گفت: «لباس شما خراب شد.»
این دو عزیز در پاسخ او فرمودند: «خراب شدن شلوار بهتر از خراب شدن دین و حیا است.»(137)
6- اسلام براى سالم سازى محیط، تربیت كودكان و مدیریت داخلى خانه را به زن سپرده است و تا حد امكان با سپردن كارهاى مفید در محل آرام خانه، زن را ازخارج شدن بدون دلیل و دور از چشم شوهر نهى فرموده است. البته، هر كجا كه نیاز باشد،به زن اجازه خروج داده است؛ از جمله رفتن به مكه بدون شوهر.
آنچه محیط را فاسد مى كند، رها شدن، بى بندوبارى و بى هدفى است؛ وگرنه اسلام به زن اجازه آموختن و آموزش، شركت در انتخابات، داشتن استقلال اقتصادى و سیاسى، شركت در عالى ترین كنگره هاى علمى، نوشتن انواع مقالات تخصصى و تربیتى و علمى را داده است.
قرآن به آشنایى با تاریخ زنان نمونه همچون آشنایى با تاریخ مردان نمونه سفارش كرده است.
در قرآن همان گونه كه مى خوانیم: «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ إِبْرَاهِیمَ»(138)، «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مُوسَىٰ»(139)؛ همچنین مى خوانیم: «وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مَرْیَمَ»(140)؛ همان گونه كه مرد مى تواند الگو و اسوه باشد، قرآن، همسر فرعون را الگو و نمونه تاریخ بشر قرار داده است.

اهمیت شیوه ها

پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «هر كه امر به معروف مى كند، باید شیوه اش نیز معروف باشد».(141)
قرآن مى فرماید: نیكى در این نیست كه از بى راهه به خانه ها وارد شوید، نیكى در این است كه از راه آن وارد شوید.(142)
امام باقرعلیه السلام ذیل این آیه فرمود: خانه ها را از راهش وارد شوید؛ یعنى هر كارى را از راهش انجام دهید!
آرى، براى هر معروف و منكرى، از هر شخصى در هر مكانى و هر زمانى، شیوه اى خاص لازم است كه اگر مراعات نشود، امكان دارد اثر منفى دهد.

شیوه آئینه وار

حدیثى از پیامبرصلى الله علیه وآله نقل شده كه فرمود: «المؤمن مرأة المؤمن» مؤمن آئینه مؤمن است. اگر در این حدیث كوتاه دقت كنیم، نكاتى درباره شیوه امر به معروف درك مى كنیم؛ از جمله:
1- آئینه از روى صفا عیب را مى گوید، نه از روى انتقام، غرض وكینه.
2- آئینه زمانى عیب را نشان مى دهد كه خودش گرد و غبار زده نباشد.
3- آئینه مراعات مقام و مدال را نمى كند.
4- آئینه عیب را بزرگتر از آنچه هست، نشان نمى دهد.
5 - آئینه همراه با نشان دادن عیب، نقاط قوّت را نیز نشان مى دهد.
6- آئینه عیب را روبه رو مى گوید نه پشت سر.
7- آئینه عیب را بى سر و صدا مى گوید.
8 - آئینه عیب را در دل نگه نمى دارد و همین كه از كنارش رد شدى، عیب از صفحه او پاك مى شود.
9- آئینه را اگر شكستى، خرده هاى آن هم زشت وزیبا را نشان مى دهد. مؤمن را اگر شكستى وتحقیر كردى، باز دست از حرفش بر نمى دارد.
10- اگر آئینه عیب مرا گفت، باید خودم را اصلاح كنم؛ نه آنكه آئینه را بشكنم. آرى! اگر مسلمانى نهى از منكر كرد، شما گناه را از خود دور كن و به انتقاد كننده اعتراض نكن.
اى غزالى گریزم از یارى كه اگر بد كنم نكو گوید
مخلص آن شوم كه عیبم را همچو آیینه رو به رو گوید
نه كه چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته، مو به مو گوید