ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

نهى از منكر نه حسادت

ریشه برخى انتقادها، عقده ها و حسادت هاست.
قرآن خطاب به پیامبر مى فرماید: بعضى از مردم درباره تقسیم زكات به تو انتقاد مى كنند؛ ولى اگر مقدارى از زكات به خود آنان بدهى، راضى مى شوند و انتقادى نمى كنند؛ اما در صورتى كه ندهى، عصبانى مى شوند.(115)

صفات و شرایط آمران و ناهیان

1. با اراده باشد
قرآن مى فرماید: امر به معروف و نهى از منكر نیاز به عزم و اراده قوى دارد.(116) لذا نباید این كار را بر اساس قهر و صلح مردم تنظیم كرد.
2. براى خدا باشد
قرآن مى فرماید: ریشه بعضى از انتقادها، مسائل شخصى است.(117) اگر امر و نهى براى خدا باشد مؤثرتر است؛ زیرا حرف صاف بر دل صاف مى نشیند.
3. سعه صدر
دعوت به حق و امر به معروف و نهى از منكر، كار انبیاست و مشكلات انبیا را نیز خواهد داشت. انبیا تهمت ها را با صبر و سعه صدر پشت سر مى گذاشتند. آنان به كسانى كه مى گفتند: ما تو را سفیه مى بینیم، مى فرمودند: در من سفاهتى نیست.(118) یا در برابر نسبت گمراهى مى فرمودند: در من گمراهى نیست.(119)
گذشت از لغو، از صفات برجسته مؤمنان است.(120)
4. حسن خلق و نرمخویى
كسى كه امر و نهى مى كند، بدیها را با خوبى دفع مى كند.(121) و اهل انتقام و غیظ نیست.(122)
از لغزش مردم در هنگام عذرخواهى بگذریم كه این، نشانه جوانمردان تاریخ است. همین كه برادران یوسف از او عذرخواهى كردند، فرمود: امروز ملامتى بر شما نیست.(123)

توجه به همه جوانب

در كتاب الغدیر مى خوانیم: شخصى از دیوار خانه مردم بالا رفت تا ببیند كه افراد آن خانه چه مى كنند. همین كه دید مشغول شراب خوردن هستند، از بالاى بام نهى از منكر كرد.
صاحبخانه به او گفت: من یك منكر انجام دادم و آن اینكه شراب خوردم؛ ولى تو گرفتار چند منكر شدى؛ تجسّس و ورود به حریم خانه مردم و ارعاب، منكرهایى بود كه تو مرتكب شدى.(124)