ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

با عمل خود، مردم را دعوت كنیم

در قرآن، بارها از كسانى كه مردم را به حق دعوت مى كنند، ولى خود را فراموش كرده اند، انتقاد شدید شده است. «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ »(105)
در روایات مى خوانیم: با عمل خود مردم را به راه حق دعوت كنید.«كونوا دعاة الناس باعمالكم»(106)
براى مثال مسؤولان مملكتى باید در صف اول نماز جمعه و جماعات حاضر باشند، تا نمازخانه ها و مساجد پر شود.
سؤال: فقها مى گویند: امر به معروف و نهى از منكر واجب است گرچه انسان به آنچه مى گوید، عمل نمى كند. ولى در آیات و روایات از كسانى كه به گفتار خود عمل نكنند، انتقاد شدیدشده است؟
پاسخ: انتقاد قرآن و روایات از كسانى است كه به طور كلّى میان گفتار و كردارشان تفاوت است؛ یعنى برنامه زندگى و رفتار آنان خلاف است، ولى در جامعه قیافه مصلح و آمر به معروف دارند.
فتواى فقها این است كه لازم نیست به تمام فرامین خدا عمل كنید تا واجد شرائط امر به معروف باشید.
گروهى نزد پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله آمدند و گفتند: تا ما به همه احكام عمل نكنیم، امر به معروف نمى كنیم.
حضرت فرمود: امر به معروف كنید؛ گرچه به همه آنچه مى گویید، عمل نمى كنید و نهى از منكر كنید گرچه از همه منكرات دورى نمى كنید.(107)
سؤال: اگر مردم مخالفت كردند، چه كنیم؟
پاسخ: اولاً: سنت و برنامه خداوند بر آزاد گذاشتن مردم است.(108) لذا پیامبر مى فرماید: من وكیل شما نیستم.(109)
بنابراین، معناى تذكر شما، قبول حتمى مردم نیست.
ثانیاً: باید به مردم فرصت داد. زیرا كسانى كه مدت ها در راهى رفته اند، یكدفعه نمى توانند از راه خود دست بردارند.
ثالثاً: گاهى باید صبر كنیم تا حساسیت طرف از بین برود، درست مثل دندانپزشكى كه اگر دندان درد كند، آن را نمى كشد.
رابعاً: ممكن است اگر شیوه را عوض كنیم، او بپذیرد.
و فراموش نكنیم كه اگر مردم اعتنایى نكنند، پاداش ما در نزد خداوند محفوظ است.

از كار خلاف انتقاد كنیم، نه از شخص

در قرآن مى خوانیم كه پیامبران به مردم مى گفتند: «إِنِّی لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِینَ»(110) «من با عمل شما مخالف هستم»، نه با خود شما.
اگر خلافكار احساس كند كه شخصیت دارد و محبوب است و تنها نقطه ضعف او كار خلافش است، براحتى آن را ترك مى كند.
امّا اگر احساس كند كه انسانى منفور، مردود و مطرود است، هر روز به تباهى خود مى افزاید. شخصى از امام كاظم علیه السلام پرسید: یكى از یاران شما شراب خورده است. آیا از او تبرّى جوییم؟ امام فرمود: از كارش تبرّى جوئید (نه از خودش).(111)

به حداقل اكتفا كنیم

رسول خدا صلى الله علیه وآله در روزهاى اول دعوت خود، مردم را تنها به یك جمله سفارش مى فرمود: «قولوا لا اِلهَ اِلاّ اللّه تُفلِحُوا» بگویید جز خداى یكتا معبودى نیست، تا رستگار شوید.
حكمِ روزه، زكات و جهاد در اسلام، بعد از گذشت پانزده سال از بعثت پیامبر نازل شد.
در قرآن مى خوانیم: چون خداوند مردم را ضعیف دید، قانون خود را تخفیف داد.(112)
در روایات آمده است كه یك نفر مسیحى، مسلمان شد. رفیق مسلمانش سحرگاه به منزل او رفت و گفت: الآن وقت نماز شب است. او را از خواب بیدار كرد و به مسجد برد و به نماز شب واداشت. همین كه اذان صبح شد، گفت: اكنون وقت نماز صبح است. و بعد، نماز ظهر و عصر را خواندند؛ در حالى كه مى گفت، نباید از نمازها و دعاى نافله و مستحبات غافل شد. این مسلمان چنان با نماز و دعا، وقتِ مسیحى تازه مسلمان را پر كرد كه روز بعد گفت: اگر اسلام این است، همان بهتر كه مسیحى باشم.