ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

كسب آگاهى

حضرت على علیه السلام مى فرماید: هیچ تلاش و حركتى نیست، مگر اینكه انسان در آن محتاج به شناخت باشد.(100)
ابوحنیفه با امام صادق علیه السلام هم غذا شد. امام فرمود: خداوندا! این نعمت ها از تو و پیامبرت مى باشد.(101)
ابو حنیفه گفت: نعمت ها از خداست. چرا رسول را اضافه مى كنید؟ آیا این نوعى شرك نیست؟
امام فرمود: خداوند در قرآن مى فرماید: « أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ »(102) خداوند و پیامبرش مردم را بى نیاز كردند.
روزى یك صوفى زاهدنما به امام صادق علیه السلام گفت: چرا شما لباسهاى نرم و لطیف پوشیده اید؟ به خدا سوگند كه پیامبر این گونه لباسها را نمى پوشید.
امام لباس خود را كنار زد و فرمود: من زیر این لباس، لباس خشن پوشیده ام. لباس خشن زیر را براى خدا و اینكه نفس من رفاه طلب نباشد، و لباس رو را براى آراستگى میان مردم پوشیده ام.(103)
در اینجا حدیث جالبى را نقل مى كنیم تا بدانیم كه امر به معروف و نهى از منكر كار ساده اى نیست و هر كسى نمى تواند با هر شناختى كه دارد و با هر شیوه اى كه مى پسندد، این كار را انجام دهد.
در حدیث حسینى مى خوانیم:
«صاحِبُ الاَمرِ بِالمَعروفِ یَحتاجُ الى ان یكون عالِماً بالحَلال و الحرام»
«كسى كه امر به معروف مى كند، باید دین شناس باشد و حلال و حرام را بداند».
«فارغاً من خاصّة نفسه» «گرفتار نفس خود نباشد». اگر حرفى مى زند ویا گامى برمى دارد، براى اصلاح جامعه و رضاى خدا باشد و نه مطرح كردن خود.
«ناصحاً للخلق» «خیرخواه مردم باشد و انگیزه او، سوز درونى و غیرت دینى باشد».
«رحیماً رفیقاً بهم» «با مردم مهربان و رفیق باشد و تا ضرورت پیش نیاید، خشونت نكند».
«داعیاً لهم باللطف» «با لطافت ومحبت، مردم را به كار خیر و خوبى دعوت كند».
«حسن البیان» «گفتارش نیكو باشد».
«عارفاً بتفاوت اخلاقهم» «بداند كه هر كس خلق و خویى دارد و با هركس باید طور خاصى سخن گفت».
«بصیراً بمكر النفس» «از حیله هاى نفسانى آگاه باشد» تا مبادا در قالب امر به معروف و نهى از منكر به اهداف شومى كشیده شود.
«صابراً» «اگر در راه امر به معروف و نهى از منكر ضربه اى دید، مأیوس نشود و پشتكار داشته باشد».
«لا یكا فیهم و لا یشكو منهم» «اگر از مردم آزارى دید، انتقام نگیرد و شكایتى نكند».
«لا یستعمل الحمیّة» «در كار تعصّب قومى وقبیله اى نداشته باشد».
«لا یغتاظ لنفسه» «غیظ او براى نفس نباشد»، بلكه براى خدا و ارتكاب كار زشت توسط دیگران باشد. نه اینكه چرا شأن و مقام مرا مراعات نكرد.(104)

با عمل خود، مردم را دعوت كنیم

در قرآن، بارها از كسانى كه مردم را به حق دعوت مى كنند، ولى خود را فراموش كرده اند، انتقاد شدید شده است. «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ »(105)
در روایات مى خوانیم: با عمل خود مردم را به راه حق دعوت كنید.«كونوا دعاة الناس باعمالكم»(106)
براى مثال مسؤولان مملكتى باید در صف اول نماز جمعه و جماعات حاضر باشند، تا نمازخانه ها و مساجد پر شود.
سؤال: فقها مى گویند: امر به معروف و نهى از منكر واجب است گرچه انسان به آنچه مى گوید، عمل نمى كند. ولى در آیات و روایات از كسانى كه به گفتار خود عمل نكنند، انتقاد شدیدشده است؟
پاسخ: انتقاد قرآن و روایات از كسانى است كه به طور كلّى میان گفتار و كردارشان تفاوت است؛ یعنى برنامه زندگى و رفتار آنان خلاف است، ولى در جامعه قیافه مصلح و آمر به معروف دارند.
فتواى فقها این است كه لازم نیست به تمام فرامین خدا عمل كنید تا واجد شرائط امر به معروف باشید.
گروهى نزد پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله آمدند و گفتند: تا ما به همه احكام عمل نكنیم، امر به معروف نمى كنیم.
حضرت فرمود: امر به معروف كنید؛ گرچه به همه آنچه مى گویید، عمل نمى كنید و نهى از منكر كنید گرچه از همه منكرات دورى نمى كنید.(107)
سؤال: اگر مردم مخالفت كردند، چه كنیم؟
پاسخ: اولاً: سنت و برنامه خداوند بر آزاد گذاشتن مردم است.(108) لذا پیامبر مى فرماید: من وكیل شما نیستم.(109)
بنابراین، معناى تذكر شما، قبول حتمى مردم نیست.
ثانیاً: باید به مردم فرصت داد. زیرا كسانى كه مدت ها در راهى رفته اند، یكدفعه نمى توانند از راه خود دست بردارند.
ثالثاً: گاهى باید صبر كنیم تا حساسیت طرف از بین برود، درست مثل دندانپزشكى كه اگر دندان درد كند، آن را نمى كشد.
رابعاً: ممكن است اگر شیوه را عوض كنیم، او بپذیرد.
و فراموش نكنیم كه اگر مردم اعتنایى نكنند، پاداش ما در نزد خداوند محفوظ است.

از كار خلاف انتقاد كنیم، نه از شخص

در قرآن مى خوانیم كه پیامبران به مردم مى گفتند: «إِنِّی لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِینَ»(110) «من با عمل شما مخالف هستم»، نه با خود شما.
اگر خلافكار احساس كند كه شخصیت دارد و محبوب است و تنها نقطه ضعف او كار خلافش است، براحتى آن را ترك مى كند.
امّا اگر احساس كند كه انسانى منفور، مردود و مطرود است، هر روز به تباهى خود مى افزاید. شخصى از امام كاظم علیه السلام پرسید: یكى از یاران شما شراب خورده است. آیا از او تبرّى جوییم؟ امام فرمود: از كارش تبرّى جوئید (نه از خودش).(111)