ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

آمران به معروف را دوست بداریم!

یكى از انتقاداتى كه انبیا به بعضى از مردم داشتند، این بود كه: «شما ناصحین را دوست ندارید؟».(77)
امام صادق علیه السلام مى فرماید: «بهترین دوستان من كسى است كه عیوب مرا به عنوان هدیه به من تذكر دهد».(78)
امام سجاد علیه السلام در دعاى مكارم الاخلاق چنین مى فرماید: «پروردگارا! به من روحیه انتقاد پذیرى مرحمت فرما تا از كسانى كه مرا ارشاد مى كنند، پیروى كنم».(79)
حضرت على علیه السلام مى فرماید: «از علامات سقوط و عقب گرد، مظنون شدن به كسانى است كه براى ما دلسوزى مى كنند».
و فرمود: «هر كس تو را موعظه كرد، او را به وحشت نینداز».(80)
این منافقان بودند كه هرگاه مورد نهى از منكر قرار مى گرفتند، با غرور مى گفتند: در جامعه تنها ما مصلح هستیم.(81)
و این كفار بودند كه هرگاه انبیا آنان را ارشاد مى فرمودند، به جاى پذیرش مى گفتند : هدف انبیا فخر فروشى بر ماست!!(82)
برادر و خواهر، اگر تذكرى به شما مى دهند، سرسختى نكن! تكبّر بود كه شیطان را از درگاه خدا دور كرد.

الف: عوامل درونى

1- جهل
كودكانى كه از والدین خود اطاعت نمى كنند، به خاطر آن است كه اسرار كلام والدین را نمى فهمند.
انبیا به مردم منحرف مى گفتند: «شما جاهلید وگرنه در برابر ما این همه سرسختى نشان نمى دادید».(83)
2- تعصّب
تعصّب، زمانى مفید و مثبت است كه پافشارى بر اهداف و آرمانهاى مقدس و مستدل باشد، ولى اكثر تعصبات، ریشه ملى و قومى و حزبى و نژادى و شغلى و ... دارد و بر پایه موهومات و رسومات و پندارهاى فردى و اجتماعى است.
تعصب، دودى است كه جلو دید چشم را مى گیرد و فرد هیچ حقیقتى جز راه و رسم خود نمى پذیرد.
خداوند مى فرماید: اگر ما این كتاب را بر غیر عرب نازل مى كردیم، عرب ها به خاطر تعصب نابجا تسلیم نمى شدند.(84)
3- تكبر
سرچشمه تكبر، سن و علم و مال و شكل و قبیله و مقام و حزب و فرزند و امثال آنهاست.
شخصى به محضر امام آمد و گفت: «من از لباس فاخر و منزل و مركب خوب استفاده مى كنم، آیا این نشانه تكبر است»؟
حضرت فرمود: «نشانه تكبّر آن است كه حرف حق را نپذیرى».(85) آرى چه بسیارند فقراى متكبّر و اغنیاى پذیرنده.
4- لقمه حرام
امام حسین علیه السلام روز عاشورا به لشگریان یزید فرمود: «دلیل آنكه امر به معروف و نهى از منكر در شما اثر نمى كند آن است كه شكم هاى شما از حرام پر شده است».(86)

ب: عوامل بیرونى

1- تبلیغات سوء
یكى از شیوه هاى مخالفان آن است كه شخصیت پاكان و صالحان را در جامعه مخدوش كنند تا امر و نهى آنها بى اثر شود.
تبلیغات سوء كار را به جایى مى رساند كه مردم، انبیا را مجنون و ساحر؛ یوسف علیه السلام را متهم؛ حضرت على علیه السلام را واجب القتل؛ امام حسین علیه السلام را شورشى؛ و خدمت به یزید را عبادت دانستند.
2- تعارضات تربیتى
تعارض میان مدرسه و منزل در مسائل دینى و تربیتى باعث مى شود تا فرزند دچار سردرگمى شود. در مدرسه با نماز آشنا مى شود امّا در خانه والدینش نماز نمى خوانند.
تعارض میان سفارش به صرفه جویى در سخن و اسراف در عمل، اعتقاد شنونده را نسبت به گوینده كم مى كند .
3- طاغوت ها
در قرآن، بارها جمله «یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّه» به كار رفته است. افرادى كه مانع راه خدا مى شوند معمولاً طاغوتها هستند، البتّه سرمایه داران دنیا طلب ویا دوستان فاسد یا والدین و همسر و استاد و مشاوران ناباب نیز مصداق این آیه مى باشند.
4- مشكلات اقتصادى
قرآن در دعوت مردم به عبادت، مى فرماید:
« فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَٰذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ »(87)؛ «مردم باید بنده خدا باشند؛ او آنان را از گرسنگى و ناامنى نجات داد.» در اینجا، خداوند تأمین نیازهاى اولیه مردم را زمینه دعوت آنان به عبادت قرار داده است.