ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

بیان آثار شوم منكر

اگر از اول جلو منكر گرفته نشود، پى در پى خطراتى را به دنبال خواهد داشت. حضرت على علیه السلام، نفوذ تدریجى و گام به گام شیطان را اینگونه توصیف مى كند:
«فَباضَ»؛ اول شیطان در روح انسان تخمگذارى مى كند.
«وَ فَرَّخَ فى صُدُورهم»؛ بعد جوجه ها از تخم بیرون مى آیند.
«و دَبَّ»؛ سپس در روح انسان به حركت در مى آیند.
«و دَرَجَ فى حُجُورهم»؛ پس در دامن انسان به راه مى افتند.
«فَنَظَر بِاَعیُنِهم»؛ پس شیطان به واسطه چشم آنان مى نگرد و به جاى عین الله، عین الشیطان مى شوند.
«ونَطَقَ بِاَلْسِنَتِهم»؛ و حرف خود را با زبان آنان مى زند.
«فَرَكِبَ بهم الزَّلَل»؛ و به واسطه این افراد، سبب لغزش دیگران را فراهم مى كند.(67)

احتمال ضرر و خطر

گرچه طبق قانون «اهم و مهم» باید در هر اقدامى محاسبه كرد و هر حركتى را سنجیده انجام داد، ولى باید در انجام این دو وظیفه بزرگ، گاهى به استقبال خطر رفت.
اگر قرآن در ستایش از افرادى مى فرماید : «آنان از هیچ سرزنشى نمى هراسند»(68) به خاطر آن است كه عمل به وظیفه، سرزنش دارد و باید آماده آن بود.
آیاتى كه در انتقاد از گروهى مى فرماید : «خداوند سزاوارتر به ترسیدن است تا مردم»(69) به ما مى گوید: از مردم نترسید!
و روایاتى كه مى فرماید : «بزرگ ترین جهاد، كلام حقى است كه نزد حاكم ستمگرى زده شود»(70) و «حق را بگویید گرچه بر علیه شما باشد»(71)؛ الهام بخش جرأت وجسارت در انجام تكلیف الهى است.
بنابراین، روایاتى كه مى گویند : «امر به معروف زمانى است كه انسان بر جان خود و دوستانش نترسد.»(72) مخصوص مواردى باشد كه قانون اهم و مهم مطرح است؛ یعنى منكر در حدى نیست كه ارزش فدا كردن جان را داشته باشد.
اصلاً امر به معروف دردسر دارد و لذا لقمان به پسرش مى گوید : فرزندم! نماز به پا دار و امر به معروف و نهى از منكر نما و در انجام این وظیفه بر آنچه به تو رسد، صبر و تحمل كن كه این پشتكارى نیاز به صلابت و عزم و اراده اى قوى دارد.(73)

حمایت از آمرین به معروف

خلیفه سوم، عثمان، دستور تبعید ابوذر، یار وفادار رسول خدا را به ربذه صادر كرد و گفت: هیچ كس نباید ابوذر را بدرقه كند!
اما امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین علیهم السلام سكوت را شكسته و به حمایت از این آمر به معروف به پا خاستند و او را بدرقه كردند.
به هنگام بدرقه، هر سه بزرگوار به ابوذر دلدارى دادند و سخنانى فرمودند. حضرت على علیه السلام فرمود: «اى اباذر! تو براى خدا غضب كردى و فریاد زدى. اینها از افشاگرى تو و از دست دادن حكومت ترسیدند؛ ولى تو هم از گناهِ سكوت ترسیدى و فریاد زدى. فرداى قیامت معلوم خواهد شد كه برنده كیست.»
ابوذر در ربذه غریبانه و در حالى كه سرش در دامن دخترش بود، جان سپرد.