ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

توجیهات بهانه جویان

1- گناه دیگران، به ما كارى ندارد
بعضى مى گویند: «عیسى به دین خود، موسى به دین خود»، «من و گناهكار را كه در یك قبر نمى گذارند»، لذا در برابر باطل ساكت مى مانند، در حالى كه جرم در جامعه قابل سرایت است. یك نفر سیگارى هواى محیط را آلوده مى كند. دروغ نیز جوّ بى اعتمادى را بر جامعه حاكم مى كند.
گناه در جامعه مثل سوراخ كردن كشتى است، همین كه آب وارد شد، همه را غرق خواهد كرد.
2- مانع آزادى مردم است
بعضى مى گویند: امر به معروف و نهى از منكر، نوعى دخالت در امور شخصى مردم و سلب آزادى از آنان است، در حالى كه معناى آزادى آن نیست كه هر كس هر كارى انجام دهد؛ زیرا این نه با عقل سازگار است و نه هیچ فرد و جامعه و رژیمى به آن تن مى دهد.
آزادى در چهارچوب قانون و عقل و فطرت معنا دارد؛ وگرنه مى شود هرج و مرج و بى بند و بارى.
در زندگى اجتماعى، آزادى باید بر اساس سلامت جامعه و مقررات فراگیر معنا شود. فرمان پلیس در مورد حركت یا توقف اتومبیل ها براى اصلاح امر ترافیك، در همه جاى دنیا پذیرفته شده است و كسى آن را مخالف آزادى نمى داند، در حالى كه كار پلیس نوعى امر به معروف یا نهى از منكرِ عملى است.
3- حیا و خجالت
گاهى فرد خجالت مى كشد و حیا مى كند از اینكه تذكر دهد و جلوى منكرى را بگیرد. این نوع حیا در روایات اسلامى مورد انتقاد است و باید این صفت را از خود دور كرد.
4- ترس
برخى افراد مى ترسند كه مشترى و خریدار آنان كم شود؛ یا دوستانشان را از دست بدهند؛ یا به حرفشان اعتنایى نشود؛ یا مورد تهدید قرار گیرند و یا مردم از كار آنان انتقاد كنند. در حالى كه در روایات متعدد آمده است: «امر به معروف و نهى از منكر كنید و نترسید؛ زیرا نه رزق شما قطع، و نه مرگ شما نزدیك مى شود».(64)
5 - با یك گل بهار نمى شود
گاهى سكوت دیگران، انسان را به سكوت وا مى دارد و مى گوید: من كه به تنهایى نمى توانم كارى بكنم، اگر همه بگویند، من هم مى گویم. در حالى كه امر به معروف در آن فضاى مرگبار و ساكت، پاداش بیشترى دارد. در حدیث مى خوانیم: «بهترین جهاد، كلمه حقى است كه انسان در برابر فرد ستمگر بگوید»
6- انحراف فكرى
بعضى افراد مى گویند: اگر خدا مى خواست، خودش جلوى این افراد را مى گرفت و توبیخشان مى كرد، لابد خدا خواسته است كه این كارها باشد. به ما چه ربطى دارد كه مانع شویم؟
این منطق نظیر آن است كه بگوییم: اگر فلان كار خوب است، چرا خدا خودش انجام نمى دهد؛ اگر سیر كردن گرسنگان خوب است، خدا خودش به آنان روزى دهد؛ چرا ما خرج آنان را بپردازیم؟(65)
گویا این افراد از اینكه خداوند مردم را مختار آفریده تا هر كس به انتخاب خودش عمل كند و آزمایش خودش را پس بدهد، غافلند.
7- توقع نابجا
بعضى مى گویند: نگرانیم كه به گفته ما عمل نشود. این توقع نابجا است؛ مگر مردم همه سخنان انبیا و امامان معصوم را گوش دادند؟
رسول اكرم صلى الله علیه وآله به حضرت على علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند كه اگر حتى یك نفر توسط تو هدایت شود، براى تو از آنچه خورشید بر آن مى تابد، بهتر است».(66)
8 - دیگران هستند
گروهى مى گویند: اگر لازم باشد، فلان شخصیت، یا مقام و یا فلان انجمن اسلامى و دیگران هستند. غافل از آنكه امر به معروف همچون نماز، وظیفه همه است و غفلت دیگران دلیلى بر توجیه غفلت ما نیست.
9- امروز بگویم، فردا چه مى شود؟
بعضى امر به معروف و نهى از منكر نمى كنند و مى گویند : «بر فرض ما امروز جلو فساد را گرفتیم. باز فردا فساد خواهد كرد.» مثل آن كه بگوییم : «اگر امروز منزل و حیاط را تمیز كنیم، باز هفته دیگر كثیف خواهد شد.» تكرار گناه فردا، دلیل بر سكوت امروز ما نیست.
10- ترك وظیفه به گمان خودسازى
فراریان جنگ تبوك به پیامبراكرم صلى الله علیه وآله مى گفتند: در سفر به تبوك و جنگ با سپاه روم، نگرانیم كه چشممان به دختران آنان بیفتد و گناه كنیم، لذا به این سفر نمى آییم!
11- كار از كار گذشته
بعضى مى گویند: باید فكر اساسى كرد و كار از تذكّر وموعظه گذشته است. مانند آن كه تشنه اى را مى بیند و مى تواند با كمى آب او را از مرگ نجات دهد، ولى مى گوید: باید فكر آبرسانى سراسرى باشیم.
البته، فكر اساسى و تصمیم كلى حرف منطقى است، ولى این تفكر نباید بهانه ترك امر به معروف و نهى از منكرِ موردى شود.

بیان آثار شوم منكر

اگر از اول جلو منكر گرفته نشود، پى در پى خطراتى را به دنبال خواهد داشت. حضرت على علیه السلام، نفوذ تدریجى و گام به گام شیطان را اینگونه توصیف مى كند:
«فَباضَ»؛ اول شیطان در روح انسان تخمگذارى مى كند.
«وَ فَرَّخَ فى صُدُورهم»؛ بعد جوجه ها از تخم بیرون مى آیند.
«و دَبَّ»؛ سپس در روح انسان به حركت در مى آیند.
«و دَرَجَ فى حُجُورهم»؛ پس در دامن انسان به راه مى افتند.
«فَنَظَر بِاَعیُنِهم»؛ پس شیطان به واسطه چشم آنان مى نگرد و به جاى عین الله، عین الشیطان مى شوند.
«ونَطَقَ بِاَلْسِنَتِهم»؛ و حرف خود را با زبان آنان مى زند.
«فَرَكِبَ بهم الزَّلَل»؛ و به واسطه این افراد، سبب لغزش دیگران را فراهم مى كند.(67)

احتمال ضرر و خطر

گرچه طبق قانون «اهم و مهم» باید در هر اقدامى محاسبه كرد و هر حركتى را سنجیده انجام داد، ولى باید در انجام این دو وظیفه بزرگ، گاهى به استقبال خطر رفت.
اگر قرآن در ستایش از افرادى مى فرماید : «آنان از هیچ سرزنشى نمى هراسند»(68) به خاطر آن است كه عمل به وظیفه، سرزنش دارد و باید آماده آن بود.
آیاتى كه در انتقاد از گروهى مى فرماید : «خداوند سزاوارتر به ترسیدن است تا مردم»(69) به ما مى گوید: از مردم نترسید!
و روایاتى كه مى فرماید : «بزرگ ترین جهاد، كلام حقى است كه نزد حاكم ستمگرى زده شود»(70) و «حق را بگویید گرچه بر علیه شما باشد»(71)؛ الهام بخش جرأت وجسارت در انجام تكلیف الهى است.
بنابراین، روایاتى كه مى گویند : «امر به معروف زمانى است كه انسان بر جان خود و دوستانش نترسد.»(72) مخصوص مواردى باشد كه قانون اهم و مهم مطرح است؛ یعنى منكر در حدى نیست كه ارزش فدا كردن جان را داشته باشد.
اصلاً امر به معروف دردسر دارد و لذا لقمان به پسرش مى گوید : فرزندم! نماز به پا دار و امر به معروف و نهى از منكر نما و در انجام این وظیفه بر آنچه به تو رسد، صبر و تحمل كن كه این پشتكارى نیاز به صلابت و عزم و اراده اى قوى دارد.(73)