ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

سیماى افراد ساكت در قیامت

در حدیث مى خوانیم: پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «به خدایى كه جانم در دست اوست، از امت من گروهى از قبر برمى خیزند؛ در حالى كه در قیافه بوزینه و خوك هستند. این قیافه ها به خاطر آن است كه آنان قدرت بر نهى از منكر داشته، ولى با گناهكاران سازش كردند».(62)

كسانى كه سكوت را شكستند!

ابن سكیت از یاران امام رضا، امام جواد و امام هادى علیهم السلام و در عین حال معلم فرزندان متوكل، خلیفه عباسى بود.
روزى متوكل از او پرسید : «فرزندان من بهترند یا حسن و حسین، دو فرزند على بن ابیطالب»
او سكوت چندین ساله را شكست و گفت : «قنبر غلام على از تو و فرزندانت بهتر است، تا چه رسد به حسن و حسین!»
متوكل كه هرگز توقع شنیدن چنین سخنى را نداشت، به شدت عصبانى شد و دستور قتل او را صادر كرد.(63)

توجیهات بهانه جویان

1- گناه دیگران، به ما كارى ندارد
بعضى مى گویند: «عیسى به دین خود، موسى به دین خود»، «من و گناهكار را كه در یك قبر نمى گذارند»، لذا در برابر باطل ساكت مى مانند، در حالى كه جرم در جامعه قابل سرایت است. یك نفر سیگارى هواى محیط را آلوده مى كند. دروغ نیز جوّ بى اعتمادى را بر جامعه حاكم مى كند.
گناه در جامعه مثل سوراخ كردن كشتى است، همین كه آب وارد شد، همه را غرق خواهد كرد.
2- مانع آزادى مردم است
بعضى مى گویند: امر به معروف و نهى از منكر، نوعى دخالت در امور شخصى مردم و سلب آزادى از آنان است، در حالى كه معناى آزادى آن نیست كه هر كس هر كارى انجام دهد؛ زیرا این نه با عقل سازگار است و نه هیچ فرد و جامعه و رژیمى به آن تن مى دهد.
آزادى در چهارچوب قانون و عقل و فطرت معنا دارد؛ وگرنه مى شود هرج و مرج و بى بند و بارى.
در زندگى اجتماعى، آزادى باید بر اساس سلامت جامعه و مقررات فراگیر معنا شود. فرمان پلیس در مورد حركت یا توقف اتومبیل ها براى اصلاح امر ترافیك، در همه جاى دنیا پذیرفته شده است و كسى آن را مخالف آزادى نمى داند، در حالى كه كار پلیس نوعى امر به معروف یا نهى از منكرِ عملى است.
3- حیا و خجالت
گاهى فرد خجالت مى كشد و حیا مى كند از اینكه تذكر دهد و جلوى منكرى را بگیرد. این نوع حیا در روایات اسلامى مورد انتقاد است و باید این صفت را از خود دور كرد.
4- ترس
برخى افراد مى ترسند كه مشترى و خریدار آنان كم شود؛ یا دوستانشان را از دست بدهند؛ یا به حرفشان اعتنایى نشود؛ یا مورد تهدید قرار گیرند و یا مردم از كار آنان انتقاد كنند. در حالى كه در روایات متعدد آمده است: «امر به معروف و نهى از منكر كنید و نترسید؛ زیرا نه رزق شما قطع، و نه مرگ شما نزدیك مى شود».(64)
5 - با یك گل بهار نمى شود
گاهى سكوت دیگران، انسان را به سكوت وا مى دارد و مى گوید: من كه به تنهایى نمى توانم كارى بكنم، اگر همه بگویند، من هم مى گویم. در حالى كه امر به معروف در آن فضاى مرگبار و ساكت، پاداش بیشترى دارد. در حدیث مى خوانیم: «بهترین جهاد، كلمه حقى است كه انسان در برابر فرد ستمگر بگوید»
6- انحراف فكرى
بعضى افراد مى گویند: اگر خدا مى خواست، خودش جلوى این افراد را مى گرفت و توبیخشان مى كرد، لابد خدا خواسته است كه این كارها باشد. به ما چه ربطى دارد كه مانع شویم؟
این منطق نظیر آن است كه بگوییم: اگر فلان كار خوب است، چرا خدا خودش انجام نمى دهد؛ اگر سیر كردن گرسنگان خوب است، خدا خودش به آنان روزى دهد؛ چرا ما خرج آنان را بپردازیم؟(65)
گویا این افراد از اینكه خداوند مردم را مختار آفریده تا هر كس به انتخاب خودش عمل كند و آزمایش خودش را پس بدهد، غافلند.
7- توقع نابجا
بعضى مى گویند: نگرانیم كه به گفته ما عمل نشود. این توقع نابجا است؛ مگر مردم همه سخنان انبیا و امامان معصوم را گوش دادند؟
رسول اكرم صلى الله علیه وآله به حضرت على علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند كه اگر حتى یك نفر توسط تو هدایت شود، براى تو از آنچه خورشید بر آن مى تابد، بهتر است».(66)
8 - دیگران هستند
گروهى مى گویند: اگر لازم باشد، فلان شخصیت، یا مقام و یا فلان انجمن اسلامى و دیگران هستند. غافل از آنكه امر به معروف همچون نماز، وظیفه همه است و غفلت دیگران دلیلى بر توجیه غفلت ما نیست.
9- امروز بگویم، فردا چه مى شود؟
بعضى امر به معروف و نهى از منكر نمى كنند و مى گویند : «بر فرض ما امروز جلو فساد را گرفتیم. باز فردا فساد خواهد كرد.» مثل آن كه بگوییم : «اگر امروز منزل و حیاط را تمیز كنیم، باز هفته دیگر كثیف خواهد شد.» تكرار گناه فردا، دلیل بر سكوت امروز ما نیست.
10- ترك وظیفه به گمان خودسازى
فراریان جنگ تبوك به پیامبراكرم صلى الله علیه وآله مى گفتند: در سفر به تبوك و جنگ با سپاه روم، نگرانیم كه چشممان به دختران آنان بیفتد و گناه كنیم، لذا به این سفر نمى آییم!
11- كار از كار گذشته
بعضى مى گویند: باید فكر اساسى كرد و كار از تذكّر وموعظه گذشته است. مانند آن كه تشنه اى را مى بیند و مى تواند با كمى آب او را از مرگ نجات دهد، ولى مى گوید: باید فكر آبرسانى سراسرى باشیم.
البته، فكر اساسى و تصمیم كلى حرف منطقى است، ولى این تفكر نباید بهانه ترك امر به معروف و نهى از منكرِ موردى شود.