ده درس پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

نویسنده : حجه الاسلام محسن قرائتی

ریشه هاى فطرى و غریزى

پدران و مادران در طول تاریخ، فرزندان خود را به كارهایى واداشته و از كارهایى نهى كرده اند. مسأله امر و نهى و تشویق و هشدار، ریشه در درون هر انسانى دارد و مربوط به زمان و مكان و یا نژاد و منطقه خاصّى نمى شود و هر مسأله اى این گونه فراگیر باشد، نشان از فطرى بودن آن دارد.
هشدار و اخطار و فریاد در برابر خطرها و انحراف ها، مخصوص انسان نیست. در قرآن مى خوانیم: وقى مورچه اى دید حضرت سلیمان با لشگرش در حركتند، فریاد زد و به سایر مورچگان گفت: به لانه هاى خود بروید تا پایمال نشوید.(1)
و هنگامى كه هدهد در پرواز خود از فضاى كشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دریافت كه مردم خورشید پرستند، نزد حضرت سلیمان آمد و از این انحراف شكایت كرد.(2)
بنابراین، فریاد در برابر انحراف و دلسوزى براى دیگران، نه تنها مسأله اى فطرى براى انسان هاست، بلكه ریشه اى غریزى در حیوانات نیز دارد.

جایگاه امر به معروف در قرآن و روایات

این موضوع از همان روزهاى اول بعثت پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله مورد عنایت اسلام بوده است. سوره والعصر كه اوائل بعثت در مكّه نازل شده است، در جمله : « وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ »، اشاره به امر به معروف مى كند و از مؤمنان مى خواهد تا یكدیگر را به كارهاى حقّ و پایدارى در راه خدا سفارش كنند.

اولین وظیفه انبیا

قرآن مى فرماید: ما در میان هر امّتى، پیامبرى را مبعوث كردیم كه مهم ترین وظیفه او دو چیز بود: یكى امربه یكتاپرستى كه بزرگ ترین معروف هاست « أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ»، و دوم نهى از اطاعت طاغوت ها كه بزرگ ترین منكرهاست. « اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»(3)