آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

پاورقی

1. اعلام ‌الدین، ص 83.
2. احزاب(33)، 39.
3. مصاحبه رادیویی به‌مناسبت فرارسیدن سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری.
4. «من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده‌ام و در سوگ او نشستم که از شخصیت‌هایی بود که حاصل عمرم محسوب می‌شد... من گرچه فرزند عزیزی که پارِه تنم بود از دست دادم، لكن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد...» (فرازی از پیام امام خمینی به‌مناسبت شهادت آیت‌الله مطهری).
5. سخنرانی در دانشگاه تهران به مناسبت یازدهمین سالگرد شهید مطهری، (19/2/1369).
6. آل‌عمران(3)، 187.
7. اعراف(7)، 172.
8. یاسین(26)، 59 ـ 60.
9. آل‌عمران(3)، 81.
10. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج2، ص 22؛ الحیه، ج 2، ص 280.
11. شهید ثانی، منیه المرید، ص 10؛ الحیه، ج 2، ص 281.
12. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 1، ص 216.
13. الکافی، ج 1، ص 32؛ الحیه، ج 2، ص 280.
14. در این زمینه کتاب هویت صنفی روحانی به قلم محمدرضا حکیمی خواندنی است.
15. شیخ صدوق، امالی، مجلس 32، ص 233.
16. انعام(6)، 112.
17. مائده(5)، 54.
18. سخنرانی در مسجد اعظم قم به‌مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری، (11/2/1379).
19. سخنرانی در دانشگاه امام صادق(علیه السلام)، تهران.
20. سخنرانی در جمع دانشجویان، دانشگاه تربیت معلم قم، (11/2/1372).
21. سخنرانی به مناسبت سالروز شهادت آیت‌الله مطهری در جمع طلاب مدرسه معصومیه، قم، (10/2/1379).
22. سخنرانی در مدرسه مروی تهران، (12/2/1386).
23. مصاحبه حجت‌الاسلام محمدی عراقی با دکتر احمد احمدی و استاد مصباح در مورد شخصیت آیت‌الله مطهری (جزوه موجود در بخش تدوین متون)، ص 12 ـ 13.
24. سخنرانی در جمع ستاد اندیشه‌های استاد مطهری، (7/2/1379).
25. سخنرانی در دانشگاه علوم پزشكی رفسنجان، (12/2/1380).
26. مائده(5)، 54.
27. سخنرانی در مدرسه مروی تهران، (12/2/1368).
28. نهج ‌البلاغه، خطبه 176.
29. سخنرانی در مدرسه شهید صدوقی، (12/2/1379).
30. مصاحبه با آیت‌الله مصباح در سالروز دهمین سالگرد شهادت آیت‌الله شهید مطهری.
31. سخنرانی به مناسبت فرا‌رسیدن سالروز شهادت مطهری در جمع طلاب مدرسه معصومیه، (10/2/1379).
32. همان سخنرانی.
33. همان سخنرانی.
34. درباره این شخصیت بنگرید به کتاب ناصح صالح، با مقدمه علامه حسن حسن‌زاده آملی.
35. همان سخنرانی.
36. كهف(18)، 103ـ 105.
37. صف(61)، 10ـ13.
38. انعام(6)، 122.
39. سخنرانی در دانشگاه شریف، (11/2/1371).
40. علق(96)، 3ـ5.
41. الرحمن(55)، 1 ـ 2.
42. عنكبوت(29)، 48.
43. سخنرانی در جمع گروهی از كادر نیروی دریایی سپاه، (12/2/1385).
44. سخنرانی در جمع طلاب سپاه و بسیج كرمانشاه،
45. در سال 1331 شمسی شهید مطهری در حالی كه مدرسی مشهور به حساب می‌‌آمد، به تهران هجرت كرد و به محض ورود به این شهر، در مدرسه مروی آموزش فلسفه اسلامی را به شكل تطبیقی و مقایسه‌ای برای جویندگان حكمت و حقیقت آغاز كرد. در سال 1333 از طرف دانشكده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) یك فراخوانی برای استخدام دانشیار در رشته معقول صورت گرفت كه مطهری آمادگی خود را برای این وظیفه اعلام داشت و مدتی به صورت آزمایشی مشغول كار شد، كه به دلیل قدرت علمی و تسلط بر روش‌های آموزشی و تربیتی و بیان جذاب، تلاش وی مورد توجه دانشگاه قرار گرفت. از بیستم آبان 1334 این فعالیت‌ را به طور رسمی ادامه داد و حدود بیست سال به نورافشانی در این سنگر علمی و آموزشی پرداخت. یادآور می‌شود شهید مطهری در دانشكده الهیات و معارف اسلامی در دوره‌های كارشناسی و دكترا، كلیات علوم انسانی (منطق، فلسفه، كلام، عرفان، اصول فقه، فقه و حكمت عملی) فلسفه (شرح منظومه، الهیات شفا، مقاصد الفلاسفه غزالی، تاریخ فلسفه، تاریخ مجادلات اسلامی و روابط فلسفه و عرفان) تدریس می‌نمود. همچنین ایشان جلسات هفتگی تفسیر قرآن در سال 1352 در دانشگاه صنعتی شریف داشت. در دانشگاه‌های تبریز، مشهد، ارومیه، شیراز، كرمان و آبادان هم به نورافشانی پرداخت و سخنرانی‌های جذابش در این مراكز مورد استقبال دانشجویان و استادان قرار گرفت. همچنین ایشان از یازدهم آذر 1350 به سمت مدیریت گروه آموزشی فلسفه و حكمت اسلامی دانشگاه تهران منصوب شد كه تا دو سال این مسئولیت را عهده‌دار بود.
استاد مطهری علاوه بر آنكه دروس اصولی، فقهی و فلسفی را در حوزه با دیگر طلاب مباحثه می‌كرد، خود حوزه تدریس داشت و مُطوّل، شرح مطالع، كشف‌ المراد، رسایل، كفایه، مكاسب، شرح منظومه و اسفار را به علاقه‌مندان درس می‌داد.
مطهری بنا به توصیه امام خمینی(رحمه الله) از سال 1351 تا 1357، هفته‌ای دو روز به قم می‌رفت و در حوزه علمیه این شهر دروسی چون شناخت اصل علیت، فلسفه هگل، معارف قرآن، ماركس و ماركسیسم، منظومه، نجات و اسفار تدریس می‌نمود. در این ایام عشق، صفا، بی‌پیرایگی و بی‌تكلفیِ ایشان برای همه شاگردان درس بود. در همان زمانی كه استادان باسابقه دانشگاه، با التماس در كلاس درس وی شركت می‌كردند، او به حكم وظیفه به قم می‌رفت؛ خودروی شخصی نداشت؛ و كسی هم وی را به مقصد نمی‌رسانید؛ یعنی راننده ویژه نداشت؛ خود تا میدان شوش می‌رفت و از آنجا با اتوبوس به قم عزیمت می‌كرد و این ویژگی وقت زیادی را از ایشان صرف می‌نمود (گلی زواره).
46. مصاحبه با استاد مصباح به‌مناسبت فرارسیدن دهمین سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری، اردیبهشت 1369.
47. نخستین جلد از این مجموعه در سال 1332 چاپ شد كه مورد استقبال علاقه‌مندان قرار گرفت. سال بعد جلد دوم به حلیه طبع آراسته شد و جلد سوم در سال 1335 شمسی به طبع رسید. در سال 1350 جلد پنجم كتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم (مقاله چهاردهم) با عنوان خدای جهان و جهان، با مقدمه و پاورقی‌های شهید مطهری در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت. علت تأخیر در انتشار جلد چهارم را باید در دقت‌های هوشیارانه مطهری جست‌وجو كرد. آن معلم بزرگ زمانی مطلبی را به نگارش درمی‌آورد كه همه ابعاد و جوانب قضیه را بارها ارزیابی كرده باشد و ابهامی در كار نباشد. علامه طباطبایی می‌گوید: «در رساله‌ای به نام قوه و فعل (از جلد چهارم) آن‌قدر ایشان شوق داشت كه بنده را وادار كرد به تهران بروم و یك هفته در منزلشان ماندم تا این موضوع را حل كردیم؛ در عین حال اخیراً خودش هم صاحب‌نظر بود».
48. مصاحبه حجت‌الاسلام محمدی عراقی با دكتر احمدی و مصباح یزدی درباره شخصیت مطهری.
49. تهافت الفلاسفه یعنی تناقض‌گویی فیلسوفان و معنای تشویش در ادعاها را هم می‌رساند. این كتاب شامل چهار مقدمه، بیست مسئله و یك خاتمه است. غزالی در كتاب المنقذ من الضلال و الموصل الی ذی العزه و الجلال اعتراف كرده است كه از شك شروع كرده و به شناخت رسیده است.
50. امام خمینی(رحمه الله) با چنین تنگناهایی مواجه بودند، چنانچه اشاره كرده‌اند: «خون دلی كه پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است. در مدرسه فیضیه فرزند خرد‌سالم، مصطفی، از كوزه‌ای آب نوشید؛ كوزه را آب كشیدند، چراكه من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت وضع روحانیت، حوزه‌ها وضع كلیساهای قرون وسطا می‌شد كه خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و كیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود».
علامه طباطبایی در چنین فضای آشفته‌ای، وقتی نیاز را تشخیص داد ابتدا در منزل خود برای شماری از فاضلان تدریس فلسفه را آغاز كرد و كم‌كم آن را به داخل حوزه آورد. آن مفسر عالی‌قدر در مسجد سلماسی، درس فلسفه (اسفار) تدریس می‌كرد كه بر مذاق برخی خوش نیامد و برای تعطیل كردن درسش تلاش‌های بسیاری صورت گرفت. رشك‌ورزان، آتش حسد و بدبینی را شعله‌ور ساختند و برای جلوگیری از این حركت از مرجع عالی‌قدرِ وقت، آیت‌الله بروجردی خواستند درس علامه را تعطیل كند. آن فقیه فرزانه به علامه پیغام داد درس را محدود نماید و این تقاضا به دلیل فشارهای شدید گروهی سطحی‌نگر و اهل جمود صورت گرفت. علامه برای زعیم حوزه نوشت: «این درس را وظیفه شرعی می‌دانم و برای تأمین نیازهای ضروری جامعه می‌گویم، ولی مخالفت با شما را كه رهبر شیعیان هستید جایز نمی‌دانم». آیت‌الله بروجردی توسط خادم خود به علامه رسانید: «هرگونه می‌دانید عمل كنید؛ ما هم در زمان جوانی در حوزه اصفهان نزد جهانگیرخان قشقایی اسفار می‌خواندیم، ولی مخفیانه به درس ایشان می‌رفتیم». با این برنامه، آن مرجع بزرگ درس فلسفه علامه را تأیید كرد، ولی به دلیل برخی مسائل از وی خواست چنین درس‌هایی را همگانی نكند. علامه پذیرفت و با تشكیل جلسات ویژه، با شاگردانی برجسته چون علامه شهید مطهری به احیای فلسفه اسلامی پرداخت و نقد و بررسی فلسفه‌های غربی و مادی‌گرایی را به طور جدی پی گرفت و موفق شد با اخلاص، اهتمام فوق‌العاده و توانایی علمی، تحولی شگرف در این عرصه به وجود آورد. شهید مطهری در این حركت بابركت، پربار و ماندگار سهمی وافر داشت و از این رهگذر راه صحیح استدلال عقلی و دفاع از جهان‌بینی و اعتقادات اسلامی را به فراگیران آموزش داد (گلی زواره).
51. سخنرانی درباره شخصیت استاد فرزانه، مرتضی مطهری.
52. مصاحبه رادیویی به‌مناسبت سالگرد شهادت استاد آیت‌الله مطهری.
53. كتاب جلوه‌های معلمی استاد مطهری‌ كه از سوی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی به طبع رسیده است، كوشیده این جنبه از زندگی و شخصیت استاد را با استناد به آثارش، گفته‌های شاگردان وی و مباحثی از این قبیل بررسی كند.
54. سخنرانی در دانشگاه تربیت معلم اراك، (14/2/1372).
55. سخنرانی در لشكر 17 علی بن ابی‌طالب(علیه السلام) قم، (12/2/1383).
56. در زمان سلطنت رضاخان به دلیل اختناق شدید، محیط برای فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی و بحث آزاد فراهم نبود و هرگونه حركتی با سركوبی دستگاه پلیس مواجه می‌شد. رضاخان با نیرنگ و فشار شدید سیاسی در ایران یك نوع سكوت و آرامش اجباری برقرار كرد. احزاب، سازمان‌های سیاسی و اتحادیه‌های صنفی و كارگری در نتیجه ضعف داخلی و فشار خردكننده استبداد و استعمار به تدریج متلاشی شد؛
ولی ترورها، اعدام‌ها، زندان‌ها، تبعیدها، شكنجه‌ها، آزارها، تهمت‌ها و افتراها هرگز نتوانست فریاد اعتراض علما و مردم را خاموش سازد.
با سقوط رضاخان و هجوم ناگهانی ارتش متفقین به خاك ایران، نگرانی‌های دیگری در سراسر این سرزمین پدید آمد. ناامنی، هرج‌ومرج، وضع نابسامان اقتصادی و مسئله نان و مواد غذایی به دلیل این تهاجم از مشكلات بزرگ مردم بود. در واقع ابرقدرت‌ها می‌خواستند یك شرایط آشفته‌ پدید آورند تا مردم ناگزیر شوند خود را برای پذیرش یك دیكتاتور دیگر كه فرزند رضاخان بود مهیا سازند. در این شرایط ما ناظر تشكیل حزب، گروه و انجمن‌های بسیاری هستیم و در مدتی كوتاه‌ تشكل‌های سیاسی كه در طول سلطنت رضاخان نام و نشانی نداشتند، چون قارچ روییدند و شتابان وارد معركه شدند. اینک بدین ترتیب فرصت‌طلبان، جاه‌طلبان و جویندگان نام و مقام از فرصت سوء استفاده كردند و بدین‌گونه در سال 1323 شمسی بالغ بر شصت حزب، گروه، دسته و سازمان سیاسی به وجود آمد، كه به طور كلی بیشترشان گرایش چپ داشتند و این گرایش، ناشی از جو جهانی بود، نه از اعتقاد واقعی و سیاسی خودشان و صرفاً گروهی اندك از این ویژگی مستثنا بودند، (گلی زواره).
57. سخنرانی به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری در جمع طلاب مدرسه معصومیه، (10/2/1379).
58. سخنرانی در لشكر مكانیزه كرمان، (12/2/1380).
59. سخنرانی در دانشگاه امام صادق(علیه السلام) تهران، با عنوان «تبیین اندیشه‌های استاد‌».
60. كتاب نظام حقوق زن در اسلام‌ 33 مقاله دارد كه شهید مطهری در سال‌های 1345 و 1346 در مجله زن روز، با عنوان «زن در حقوق اسلامی» انتشار داد. ماجرای نشرش به این شكل است كه در سال 1345 تب تعویض قوانین مدنی درباره حقوق خانوادگی در سطح مجلات زنانه سخت بالا گرفت و چون بسیاری از پیشنهادهایی كه می‌شد بر ضد نصوص مسلم قرآن بود، ناراحتی‌هایی را در میان مسلمانان به وجود آورد. در این میان یك نفر قاضی به نام ابراهیم مهدوی زنجانی بیش از همه حرارت و هیجان نشان داده و لایحه‌ای در چهل ماده به همین منظور تنظیم، و در مجله زن روز چاپ كرد. به پیشنهاد یكی از روحانیان تهران و پس از قبول هیئت تحریریه این نشریه، مقرر گردید مقالات شهید مطهری و مهدوی در برابر یكدیگر در هر شماره مجله درج شود. اگرچه شش هفته بیشتر طول نكشید كه مهدوی بر اثر عارضه قلبی درگذشت و برای همیشه از پاسخگویی راحت شد، ولی علاقه‌مندان از شهید مطهری خواستند این سلسله مقالات را به طور مستقل ادامه دهد. او با این تقاضا موافقت كرد و تا سی و سه مقاله ادامه داد، كه در سال 1353 در قالب كتاب مزبور چاپ شد.
61. كتاب مسئله حجاب محصول سخنرانی‌های شهید مطهری در انجمن اسلامی پزشكان می‌باشد؛ كه البته مطالب كتاب برگزیده مختصر این بحث‌هاست. پس از نشر این كتاب توسط انجمن مزبور، صاحب‌نظران و سایر علاقه‌مندان به آن اقبال نشان دادند، به طوری كه در همان ماه‌های اول نُسخ آن نایاب شد و بلافاصله انجمن از شهید مطهری درخواست كرد با در نظر گرفتن نظریات اعلام شده توسط اعضای انجمن و دیگر مشتاقان، چنانچه لازم می‌دانند در این اثر تجدید نظر كنند تا برای طبع دوم آماده شود. در نتیجه چاپ دوم به صورتی كامل‌تر و با رجحان بیشتری نسبت به طبع نخست مهیا شد كه تقدیم علاقه‌مندان گردید و از طرف انتشارات صدرا نزدیك به شصت‌بار چاپ شده است. لازم به ذكر است پس از پیروزی انقلاب اسلامی شهید مطهری قصد داشت مقاله‌ای با عنوان «نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران» به منزله مقدمه كتاب مسئله حجاب بنگارد و چند صفحه‌ای از آن را هم به رشته تحریر درآورد، ولی متأسفانه منافقان كوردل به آن متفكر گرانقدر فرصت ندادند و ایشان را به شهادت رسانیدند. آن مقاله نیمه‌كاره در جلد نوزدهم مجموعه آثار شهید مطهری درج شده است. همچنین آن شهید یادداشت‌های متعددی درباره حجاب و عفاف دارد كه در جلد سوم كتاب یادداشت‌های استاد مطهری (ص 82 تا 193) آمده است.
62. میكرونزی (Micronezi) مجموعه جزایری بسیار كوچك و متعدد است که در غرب اقیانوس آرام (كبیر) در شمال خط استوا واقع شده‌اند، از مهم‌ترین آنها جزایر ماریان، کارولین، پالائوی، مارشال و ژیلبرت می‌باشند.
63. سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه تهران به مناسبت فرارسیدن یازدهمین سالگرد شهادت استاد مطهری، (19/2/1369).
64. واژه هرمنوتیك (Hermeneutice) در اصل از لغت هرمس مشتق شده است. هرمس در اساطیر یونانی، خدایی به شمار می‌رود كه فرزند زئوس است. او پیام‌های خدا را گرفته و به انسان‌ها می‌رساند، هرمس آنچه را كه ورای شناخت و اندیشه بشر است، به حوزه تفكر او منتقل می‌سازد.
هرمنوتیك عنوانی است یونانی، و به معنای خبر دادن، ترجمه كردن و تعبیر كردن و بیشتر درباره تفسیر متون مقدس كاربرد دارد. این كلمه به اشكال گوناگون در بسیاری از متون دوران باستان چون آثار افلاطون، ارسطو، اورپید، گزنفون، اپیكور، لوكرتیوس، پلوتارك و… به كار رفته‌ است. به‌رغم استفاده این واژه و اینكه آدمیان همواره با فهم و تفسیر متون سروكار داشته‌اند و در اندیشه‌های خود قواعدی برای تفسیر جست‌وجو كرده‌اند تا به كمك آن تفسیر صحیح را از سقیم ممتاز گردانند، بیش از یكی دو قرن نیست كه هرمنوتیكِ جدید، به‌منزله شاخه‌ای از علم مطرح شده است. در واقع از اواخر قرن هیجدهم، دو تحول اساسی در علم تفسیر متن به وجود آمد: یكی گذار از تفسیر خاص به عام و دیگری گذار از تفسیر معرفت‌شناختی به هستی‌شناسی. نخستین آن عمدتاً به دست فریدریش شلایرماخر و ویلهم دیلتای انجام گرفت و دومین آن بیشتر توسط هایدگر وگادامر.
هرمنوتیك فلسفی با شیوه تفسیر رایج در میان پژوهشگران مسلمان تضادی آشكار دارد؛ زیرا این مكتب عقیده دارد امكان دست‌یابی به فهمِ مطابق با واقعْ وجود ندارد، زیرا ذهنیت و پیش‌داوریِ مفسر جزء شرایط حصول فهم است و در دریافت او از متن دخالت می‌كند. همچنین فهمِِ متن، عملی بی‌پایان است؛ زیرا فهمِ آن، امتزاج افق معنای تفسیر با متن است و به دلیل تفسیر مفسر و افق معنایی او، قابلیت نامحدودی از امكان تركیب فراهم می‌‌‌آید. به‌علاوه هیچ‌گونه فهم ثابت و غیرسیالی وجود ندارد و درك نهایی و غیرقابل دگرگونی نداریم. مفسر با متن در ارتباط است، نه با پدیدآورنده‌اش و برایش اهمیتی ندارد كه مؤلف و صاحب سخن قصد القای چه معنا و پیامی را داشته است. هرمنوتیك فلسفی سازگاری كامل با نسبیت‌گراییِ تفسیری دارد و میدان وسیعی برای تفسیر افراطی متن می‌گشاید.
با این وصف، پیامدهای آن بر حوزه دین آن‌چنان تناقض‌آمیز است كه به هیچ روی امكانی برای قبول آن در این قلمرو وجود ندارد و اگر كسی بخواهد با چنین نگرشی كنار بیاید، دین را نفی كرده است. به‌ویژه درباره دیانت اسلام كه آیین پیامبر خاتم است و صحت و درستی آن غیرقابل انكار، برخلاف هرمنوتیك فلسفی، نه‌تنها پیام‌دهنده باید بتواند پیام خود را منتقل كند، باید نسبت به انتقال درست خود مطمئن باشد. اصل خدشه‌ناپذیر عصمت پیامبران و ائمه نیز به این منظور در اسلام مطرح است. عصمت و مصونیت پیامبران از هرگونه خطا و خلاف، چنین تضمینی را فراهم می‌سازد و اگر ما مجاز بدانیم كه مخاطبین هرگونه كه بخواهند پیام را درك و تفسیر كنند، اقدام به انتقال پیام خداوند و حكمت الهی برای هدایت انسان‌ها از طریق ارسال رسل و انزال كتب بی‌معنا شده، امری نامعقول به نظر می‌رسد.
65. سخنرانی در دانشگاه تهران، (10/2/1380).
66. همان.
67. شهید مطهری در مقدمه كتاب داستان راستان می‌نویسد: «در مدتی كه مشغول نگارش یا چاپ این داستان‌ها بودم، بعضی از دوستان ضمن تحسین و اعتراف به سودمندی این كتاب از اینكه من، كارهای به عقیده آنها، مهم‌تر و لازم‌تر خود را موقتاً كنار گذاشته و به این كار پرداخته‌ام، اظهار تأسف می‌كردند و ملامتم می‌نمودند كه چرا چندین تألیف علمی مهم را در رشته‌های مختلف به یك‌سو گذاشته‌ام و به چنین كار ساده‌ای پرداخته‌ام. حتی بعضی پیشنهاد كردند كه حالا كه زحمت این كار را كشیده‌ای، پس لااقل به نام خودت منتشر نكن! من گفتم چرا؟ مگر چه عیبی دارد؟ گفتند: اثری كه به نام تو منتشر می‌شود لااقل باید در ردیف همان اصول فلسفه باشد؛ این كار برای تو كوچك است. گفتم مقیاس كوچكی و بزرگی چیست؟ معلوم شد مقیاس بزرگی و كوچكی كار در نظر این آقایان مشكلی و سادگی آن است و كاری به اهمیت و بزرگی و كوچكی نتیجه كار ندارند. هر كاری كه مشكل است بزرگ است و هر كاری كه ساده است كوچك [می‌باشد]!
اگر این منطق و این طرز تفكر مربوط به یك نفر یا چند نفر می‌بود من در اینجا از آن نام نمی‌بردم. متأسفانه این طرز تفكر، كه جز یك بیماری اجتماعی و یك انحراف بزرگ از تعالیم عالیه اسلام چیز دیگری نیست، در اجتماع ما زیاد شیوع پیدا كرده. چه زبان‌ها را كه این منطق نبسته و چه قلم‌ها را كه نشكسته و به گوشه‌ای نیفكنده است. به همین دلیل است كه ما امروز از لحاظ كتب مفید علمی و مخصوصاً كتب دینی و مذهبی سودمند، بیش از اندازه فقیریم. هر مدعی فضلی حاضر است ده سال یا بیشتر صرف وقت كند و یك رطب و یابس به هم ببافد و به عنوان یك اثر علمی، كتابی تألیف كند و با كمال افتخار نام خود را پشت آن كتاب بنویسد؛ بدون اینكه ذره‌ای به حال اجتماع مفید فایده‌ای باشد؛ اما از تألیف یك كتاب مفید، فقط به جرم اینكه ساده و كسر شأن است، خودداری می‌كند. نتیجه همین است كه آنچه بایسته و لازم است نوشته نمی‌شود و چیزهایی كه زاید و بی‌مصرف است پشت سر یكدیگر چاپ و تألیف می‌گردد. عاقبة‌الامر در جواب آن آقایان گفتم: این پیشنهاد شما مرا متذكر یك بیماری اجتماعی كرد و نه‌تنها از تصمیم خود صرف‌نظر نمی‌كنم، بلكه در مقدمه كتاب از این پیشنهاد شما به عنوان یك بیماری اجتماعی نام خواهم برد. بعد به این فكر افتادم كه حتماً همان‌طور كه عده‌ای كسر شأن خود می‌دانند كه كتاب‌های ساده، هرچند مفید باشد، تألیف كنند، عده‌ای هم خواهند بود كه كسر شأن خود می‌دانند كه دستورها و حكمت‌هایی كه از كتاب‌های ساده درك می‌كنند به كار ببندند».
68. سخنرانی در جمع دانشجویان، معلمان و استادان دانشگاه تربیت معلم قم، تحت عنوان «مقام شهید مطهری و معلم و وظایف معلمی»، (11/2/1372).
69. متن كامل آیه چنین است: لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ‌؛ «هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث گردید، هرآنچه شما را رنج می‌دهد برای او گران است، سخت به شما دل‌بستگی دارد و با مؤمنان رئوف و مهربان است» (توبه، 128).
70. سخنرانی در جمع ستاد نشر اندیشه‌های استاد مطهری، قم، (7/2/1379).

71. شهید مطهری ضمن آن‌که در بسیاری از بیانات و یادداشت‌های خود از روشنفکر متدین و متعهد و گره‌گشای مسائل فکری و فرهنگی جامعه با تحسین یاد کرده است، روشنفکر غرب‌زده را مورد انتقاد و ملامت جدی قرار داده است. کتاب‌ استاد مطهری و روشنفکران مشتمل بر مباحث منتخبی از آثار آن شهید است که وجه مشترک آنها ارزیابی توأم با نقد نظرات افراد منورالفکر در دیدگاه‌های اسلامی آنان می‌باشد و هفت بخش دارد: بخش اول انتقاد از برداشت غلط برخی روشنفکران مسلمان از معجزه ختمیه است؛ در بخش دوم دو کتاب اسلام‌شناسی و از کجا آغاز کنیم دکتر علی شریعتی مورد نقد قرار گرفته‌است؛ از اشتباه‌های گروه فرقان این بود که شهید مطهری درصدد آن است که نام و یاد و آثار دکتر را از صحنه روزگار حذف کند، در حالی‌که از یادداشت‌های استاد برمی‌آید که وی می‌خواسته است با نشان دادن نقاط مثبت و منفی آثار دكتر شریعتی و جدا کردن اشتباهاتش، آثارش را برای عموم قابل استفاده کند. در بخش سوم تأثیرپذیری برخی روشنفکران مسلمان از فلسفه حسی و مخالفت آنان با تفکر و تعمق در مسائل ماوراءالطبیعی گوشزد شده و نظرات مهندس مهدی بازرگان در کتاب راه طی شده در اثبات توحید و معاد نقد و بررسی گردیده است؛ بخش چهارم، نقد استاد شهید بر تفکرات غلط برخی افراد چون بنی‌صدر از رهبری نهضت اسلامی است؛ در پنجمین بخش نظرات استاد درباره اقبال لاهوری آمده است؛ بخش ششم بیانگر مبارزه آن متفکر متدین با تفسیر مادی قرآن توسط برخی روشنفکران و گروه‌های روشنفکری است و در آخرین بخش استاد به انتقاد از نظر برخی افراد روشنفکر مبنی بر مادیت تاریخ از نظر قرآن پرداخته است. از نظرات و نقدهای استاد برمی‌آید که برخوردش با روشنفکران مسلمان به گونه حذفی و خصمانه نبوده است، بلکه نقاط قوت و جنبه‌های مثبت کارشان را هم مدنظر قرار داده و درباره آنان و افکارشان منصفانه قضاوت کرده‌ و در یادداشتی نوشته‌ است: «این طبقه (روشنفکران مؤمن و مسلمان) می‌تواند حلقه ارتباط فرهنگ غربی و فرهنگ اسلامی واقع شوند، مشروط بر اینکه برنامه‌هایی که به وسیله این طبقه اجرا می‌شود تحت نظارت و کنترل دقیق افرادی باشد که در فرهنگ اسلامی پرورش یافته‌اند و در علوم اسلامی اعم از تفسیر، فقه، اصول، کلام، فلسفه و ادبیات تخصص یافته‌اند و اگر این نظارت به طور دقیق و جدی صورت نگیرد، زیان این‌گونه افراد و برنامه‌هایی که اجرا می‌کنند از سودش بسی بیشتر است». (مقدمه کتاب).
72. سخنرانی درباره استاد فرزانه شهید مرتضی مطهری؛ مصاحبه با استاد مصباح به‌مناسبت دهمین سالگرد شهادت استاد مطهری.
73. حجرات(49)، 13.
74. مزمل(73)، 2 ـ 4.
75. حج(22)، 47.
76. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 369.
77. نور(24)، 2.
78. نهج الفصاحه، ص 125.
79. سخنرانی در جمع پاسداران لشکر کرمان، (16/12/1378)؛ نیز ر. ك: مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران.
80. مصاحبه با استاد مصباح به‌مناسبت فرارسیدن دهمین سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری.
81. «و أزواجه أمّهاتهم»، احزاب (33)، 6.
82. دکتر طه حسین دانشمند و مورخ مصری می‌گوید: «پس از اینکه وحی قطع شد و ندای آسمانی خاموش گشت، سخنی محکم‌تر از این کلام شنیده نشده است» (علی و بنوه، ص 40).
83. روضه الواعظین، ص 31.
84. ر.ك: نهج البلاغه، فرازی از خطبه 92.
85. ر.ك: مرتضی مطهری، جاذبه و دافعه حضرت علی(علیه السلام).
86. حشویه به گروهی از اهل حدیث اطلاق می‌شود که به تشبیه و تجسیم گرایش داشتند. برخی گفته‌اند چون آنان به جسم قائل بوده‌اند، ایشان را محشو (توپُر) گفته‌اند و عده‌ای یادآور شده‌اند چون اینها در مجلس درس حسن بصری سخنان نادرست می‌گفتند، وی دستور داد به حاشیه مجلس بروند. آنان در نقل احادیث و عمل به آن هیچ ضابطه‌ای را شرط نمی‌دانستند و در نتیجه مطالب زاید را وارد کلام اسلامی کردند.
87. برخی افراد، از آیات قرآن که صفات خداوند را ترسیم نموده‌اند، ‌چنین برداشت کرده‌اند كه نوعی تشبیه و تجسیم برای حق‌تعالی وجود دارد. این افراد به ظاهر آیات متشابه تمسک نموده و دچار چنین خطایی شده‌اند. حتی برخی از آنان به تشبیه در ذات خدا گرائیده و گرفتار تجسیم آشکار گردیده‌اند، آنگاه برای رهایی از پیامدهای عقیده باطل خود گفته‌اند كه البته جسم بودن خداوند همچون سایر اجسام نمی‌باشد (علی ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص 383 ـ 385).
88. امام خمینی(رحمه الله) درباره افراد مقدس‌نما و اهل جمود چنین فرموده است: «امروز جامعه مسلمین طوری شده که مقدسین ساختگی جلو نفوذ اسلام و مسلمین را می‌گیرند و به اسم اسلام به اسلام صدمه می‌زنند... اینها هستند که اگر یک نفر پیدا بشود بگوید بیایید زنده باشید، بیایید نگذارید ما زیر پرچم دیگران زندگی کنیم... مخالفت می‌کنند... این جماعت را ابتدا باید نصیحت و بیدار کرد؛‌ هرگاه بعد از تذکر و ارشاد و نصیحت‌های مکرر بیدار نشده و به انجام وظایف برنخاستند معلوم می‌شود تصورشان از غفلت نیست، بلکه درد دیگری دارند، آن وقت حسابشان طور دیگری است. (امام خمینی، ولایت فقیه، ‌ص 132ـ 133).

89. ر.ك: مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت اسلامی، ص 51، 54 و 284؛ همو، ده گفتار، ص 202 و 206؛ همو، امدادهای غیبی در زندگی بشر، ص 70؛ همو، مجموعه آثار، ج 3، ص 334 ـ 335.
90. بقره(2)، 213.
91. آل عمران(3)، 19.
92. شوری(42)، 14.
93. جاثیه(45)، 17.
94. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲، بند هفتم (تذکر الشهداء من الاصحاب).
95. مالک بن تهیان انصاری از بزرگان اصحاب امام بود که در غزوه بدر حضوری فعال داشت و در جنگ صفین به شهادت رسید.
96. خذیمه بن ثابت انصاری که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) به او لقب ذوالشهادتین داد، شهادتش به جای شهادت دو نفر به حساب ‌آمد.
97. اقتباس از سخنرانی در مدرسه مروی تهران، (12/2/1386)؛ سخنرانی در جمع اساتید مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، (13/2/1386)؛ سخنرانی به‌مناسبت فرارسیدن بیستمین سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری، کرمان (16/2/1378)؛ سخنرانی در دانشکده تربیت معلم قم، (11/2/1372).
98. سخنرانی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، (11/02/1370)؛ و سخنرانی در دانشگاه تهران، (19/2/1369).
99. یونس(10)، 32.
100. همان، 35.
101. قلم(68)، ۳۵ـ۴۰.
102. در منابع غرب کثرت‌باوری به پلورالیسم (Pluralism) موسوم است. این نظریه لزوم کثرت عناصر و عوامل در جامعه و مشروعیت آنها را باور دارد و عقیده‌اش بر این است که تنوع آرا و عقاید در جهت مصالح عموم مفید است. راه درست یکی نمی‌باشد؛ مسیر صحیح بسیار زیاد است و از هر طریقی می‌توان به حقیقت رسید. پلورالیسم می‌گوید باید عقاید و آرای دیگران را، اگرچه به نظرتان باطل باشد بپذیرید. خاستگاه اصلی نظریه کثرت‌باوری امریکاست و لیبرال‌های این کشور بیش از همه بر آن تأکید می‌کنند.
103. انعام(6)، 71.
104. سخنرانی در دانشگاه صنعتی شریف، (11/2/1371).
105. سخنرانی در مراسم تجلیل از استادان و محققان مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)، (14/ 2/1382).
106. ماتریالیسم دیالکتیک (Dialectical Materialism) یا ماده‌باوری نظریه‌ای بود که توسط انگلس در کتاب‌های آنتی دورینگ و دیالکتیک طبیعت فرمول‌بندی شد و مارکس هم به‌طور پراکنده از آن بحث‌هایی به میان آورد. براساس این نظریه بنیان هستی بر ماده استوار است و تمامی صورت‌های هستی ریشه مادی دارند که براساس قوانین دیالکتیک دگرگون می‌شوند.
انگلس این برداشت را از فلسفه آلمانی که در اندیشه هگل به کمال خود رسیده بود برگرفت. کل فرایند حرکت تکامل غیرمکانیکی و کیفی است که از سطوح پایین به بالا حرکت می‌کند، اما قوانین طبیعی حاکم بر کل این فرایند، مستقل از اراده و کنترل انسان‌ هستند. انگلس با الهام از اندیشه‌های هگل اعتقاد داشت تمام جهان طبیعی، تاریخی و فکری تحت عمل سه قانون قرار دارد: قانون تحول کمیت به کیفیت و برعکس (قانون جهشی)، قانون تداخل اضداد و قانون نفی نفی. گئورگی پلخانف دوست و هم‌فکر انگلس و لنین اعتقاد داشت که ماتریالیسم تاریخی را می‌توان از این قوانین به‌دست آورد. لنین این سه قانون را پذیرفت و استالین تغییراتی در آن پدید آورد و دیکتاتوری پرولتاریا را مطرح کرد و اصل نفی نفی را کنار گذاشت (اقتباس از فرهنگ‌های علوم سیاسی).
107. سخنرانی در یادواره شهدای کرمان، (10/2/1380).
108. وَلَقَدِ اسْتُهْزِیءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِؤُون؛ «پیامبرانی را هم که پیش از تو بودند مسخره می‌کردند، پس استهزاکنندگان را عذابی که به ریشخندش می‌گرفتند فرو گرفت» (انعام، 10)؛و نیز ر.ك: رعد، 32 و انبیا،41.
109. قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْكُمْ لَمَجْنُونٌ؛ «گفت این پیامبری که به سوی شما فرستاده شده است، دیوانه می‌باشد» (شعرا، 27) و نیز ر.ك: صافات، 36؛ دخان، 14؛ ذاریات، 39 و 52 و طور،‌‌ 29.
110. یَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ یَعْتَدُون؛‌ «به آیات خدا کافر شدند، پیامبران را به ناحق کشتند و نافرمانی کردند و تجاوز ورزیدند» (بقره، 61).
111. بقره (۲)، 79.
112. پس از مرگ حضرت موسی(علیه السلام) نسخه تورات نزد گروهی از یهود بوده که بنا به توصیه آن حضرت، هر هفت سال آن را برای مردم می‌خوانده‌اند. بنابراین تحریف و دستبرد در آن برای حافظانش خیلی آسان بوده است و دیگران از آن اطلاعی نداشتند.
113. کنیسه (Kanisa) یا کنشت به معبد یهود و نصارا گویند. امروزه معبد یهود را کنیس، معبد مسیحیان را کلیسا، معبد مسلمانان را مسجد و جامع و معبد بت‌پرستان را هیکل می‌گویند (اقرب‌ الموارد).
114. إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛ «ما قرآن را خود نازل کرده‌ایم و خود نگهبانش هستیم» (حجر، 9).
115. حضرت عیسی بن مریم(علیه السلام) چهار سال قبل از مبدأ تاریخ میلادی به دنیا آمده و در حدود سی سالگی دعوت خود را شروع نموده است، مدت دعوت عیسی(علیه السلام) سه سال طول کشیده است، کتاب آسمانی عیسی که مردم را به آن دعوت کرده، انجیل است، این کتاب مقدّس بر اثر حوادث گوناگون تاریخی از بین رفته است، به طوری‌که اثری از آن نمانده است، بعد از این‌ که انجیل اصلی از بین رفت حوّاریون عیسی آن را بازنویسی کردند چنان‌که امروزه نزد مسیحیان چهار انجیل متّی، (مصحف اول دارای 28 باب و 1070 آیه)، انجیل مرقس (16 باب و 1678 آیه) انجیل لوقا (24 باب و 1282 آیه) انجیل یوحنا (21 باب و 876 آیه)، این کتاب‌ها از نظر تعداد باب و آیات اختلافات زیادی دارند و مشخص است از انجیل اصلی بسیار فاصله دارند.
116. طبق برخی روایات بر حضرت ابراهیم(علیه السلام) کتاب آسمانی صحف نازل گردید که شامل ده صحیفه بود.
117. کتاب حضرت داوود(علیه السلام) زبور بوده که به آن مزامیر هم می‌گویند. این اثر حاوی سرودها و دعاهایی است که حضرت داوود نبی از مشهورترین مؤلفان آن بوده و به همین دلیل تمام آن به نام وی معروف است، ولی جمع‌آوری این سرودها در حدود هزارسال، از زمان حضرت موسی تا ایام عزرا، انجام یافته است. مزامیر یا زبور به پنج بخش تقسیم می‌شود که برخی مزمارهای آن به افراد دیگری که گمنام هم بوده‌اند، منسوب می‌باشد (گلی زواره).
118. نهج البلاغه، خطبه 147.
119. جان هیک (Jan hayek) از فلاسفه معاصر است که موضوع «کثرت‌گرایی دینی» را مطرح کرد و تقریباً در همه آثارش این موضوع مطرح شده است. البته این نظریه مبتنی بر الهیات لیبرالیستی بوده و مستقیماً از پروتستانتیسم لیبرال به وجود آمده است. وجوه کثرت‌گرایی جان هیک عبارتند از: تسامح؛ یعنی پیروان دیگر ادیان محترم شمرده شوند و نجات؛ یعنی غیرمسیحیان می‌توانند به نجات افراد این آیین نائل گردند. هیک می‌گوید تمام ادیان برخلاف تفاوت‌های ظاهر، در ابراز حقیقت واحدند. در واقع این تفکر می‌گوید حقیقت،‌ رستگاری، نجات و کمال منحصر به دین خاصی نیست و همه ادیان از حقیقت بهره‌ای دارند و پیروان ادیان در عین داشتن اعتقادی خاص، می‌توانند در کنار هم زندگی کنند. این هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را به تولرانس (tolerance) یا تسامح تعبیر کرده‌اند.
120. واپسین اثر قلمی استاد مطهری کتاب مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی است که در این طرح ایشان بخش امامت و رهبری را هم در نظر گرفته بود، اما متأسفانه فرصت تألیف آن را به‌دست نیاورد.
121. کتاب حماسه حسینی حاوی مجموعه سخنرانی‌ها و یادداشت‌های شهید مطهری درباره حادثه کربلاست که در ضمن آن، بسیاری از افکار غلط، برداشت‌های نادرست و تحریفات لفظی و محتوایی قیام کربلا را باز گفته است.
122. کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران پس از مقدمه‌ای مفصل درباره ملیت و نژاد و دیدگاه اسلامی در این باره، در سه بخش تدوین یافته است. در نخستین بخش استاد مطهری چگونگی اسلام آوردن ایرانیان را باز گفته و تشیع ایرانیان را بررسی کرده است. در دومین بخش خدمت اسلام به مردم ایران تشریح گردیده و در سومین بخش خدمات علمی، فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی و نقش ایرانیان در شکوفایی تمدن اسلامی و گسترش اسلام در برخی مناطق آسیا و افریقا ارزیابی شده است. در مباحثی از این کتاب، شهید مطهری اشتباه‌های مورخان ایرانی و برخی غربی‌ها را درباره رابطه ایران و اسلام و چگونگی گسترش تشیع در این سرزمین به‌طور مستند نقد، و رد كرده است.
123. سخنرانی در دانشگاه تهران، (10/2/1380)؛ سخنرانی در مسجد اعظم قم به‌مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری، (11/2/1379).
124. پاسخ به سؤالات در جمع دانشجویان دانشگاه تبریز، (12/2/1378).
125. دهری به کسی می‌گویند که قائل به دهر به معنای زمان بوده و حوادث را مستند به دهر می‌داند. به عبارت دیگر، کسی که به خدای مدبر جهان اعتقادی ندارد، دهری نامیده می‌شود: «أمّا الدهریه فالحسّ هو الّذی اعتمدت علیه» (تهافت التهافت، ص 141؛ الکشّاف، ص 480).
126. سخنرانی در مدرسه مروی تهران، (12/2/1386).
127. حجر(15)، 39ـ40.
128. انعام، (6)، 112.
129. ابن‌کمونه، عزالدوله سعد بن منصور بن سعد بن حسن بن هبة‌الله بن کمونه فلسطینی بغدادی، دانشمند و فیلسوف اواخر قرن هفتم هجری صاحب تألیفاتی چون شرح تلویحات سهروردی، تنقیح الابحاث فی البحث عن الملل الثلاث، شرح اشارات ابن‌سینا و شرح الصائف سهروردی می‌باشد. وی صاحب شبهه مشهور در توحید است که ملاصدرا در شرح هدایه و لاهیجی در گوهر مراد آن را نقل و ردّ کرده‌اند. وفات وی به قولی در سال 683 هجری و به نقلی دیگر در سال 690 هجری اتفاق افتاده است (گلی زواره).
130. واژه شووینیسم (chauvinism) از نیکولاشون (Nicoloscha) سرباز فدایی ناپلئون بناپارت گرفته شده است. علت این نام‌گذاری اطاعت بی‌چون و چرای شوون از ناپلئون بود. در زبان انگلیسی این لفظ کتابه‌ای برای هرگونه زیاده‌روی خودپرستانه به کار می‌رود.
131. سفسطه (Safsata) قیاسی است که از وهمیات مرکب باشد و برخی گفته‌اند در آن مشبهات نیز دیده می‌شود و غرض آن به غلط انداختن خصم و ساکت کردن اوست. به آن مغالطه هم می‌گویند و کسانی که سفسطه‌بازی می‌کردند به سوفسطایی معروف‌اند (گلی زواره).
132. سخنرانی در دانشگاه تهران، (19/2/1369).
133. آل عمران(3)، 187.
134. بقره(2)، 159.
135. سخنرانی در مسجد اعظم قم به‌مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری، (11/2/1379).
136. مصاحبه رادیویی به مناسبت سالگرد شهادت استاد مطهری.
137. نهج البلاغه، خطبه 50، فراز دوم.
138. وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُون؛‌ «چون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید، می‌گویند: ما مصلحانیم» (بقره، 11).
139. عنکبوت(29)، 88.
140. الرحمن(55)، 27.
141. حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: إنّما بدءُ وقوع الفتن أهواء تتبع و أحکام تبتدع، یخالف فیها کتاب الله و یتولّی علیها رجال رجالاً عَلی غیر دین الله؛ «همانا آغاز پدید آمدن فتنه‌ها هواپرستی و بدعت‌گذاری در احکام آسمانی است؛ نوآوری‌هایی که با قرآن مخالف است و گروهی (با دو انحراف یاد شده) بر گروه دیگر سلطه و ولایت یابند که برخلاف دین خداست» (نهج البلاغه، خطبه 50).
142. کتاب حق و باطل شهید مطهری، مجموعه چند درس و سخنرانی است که ایشان در واپسین سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایراد، و سپس در این مجموعه مفصل مطرح كرده است.
143. سخنرانی در دانشگاه تهران، (10/2/1380)؛ و نیز اقتباس از برخی مصاحبه‌ها و نوشته‌های دیگر استاد مصباح.
144. بودایی آیینی است که پیروان آن از تعالیم سیدارته گوتمه (Siddharta Gautma) یا ساکیامونی یا ساکیاسین‌ها (قرن ششم و پنجم قبل از میلاد) متابعت می‌کنند و آن مبتنی بر این است که حیاتْ رنج است و رنج از هوس زاید، و ترک نفس تنها وسیله رهایی از هوا و هوس است.
گرایش‌های اصلی در اخلاق بودایی منفی، سرکوبگرانه و خشن است. آیین بودا جزء ادیان آسمانی نمی‌باشد و باورهای آن با توحید، یکتاپرستی و اعتقادات مبتنی بر وحی سازگاری ندارد و در عین حال پیروانی قابل توجه، به ویژه در آسیای جنوبی،‌ شرقی و جنوب شرقی دارد (ر.ك: رابرت. ا. هیوم، ادیان زنده جهان).
145. به پیروان برهما برهمایی گویند. پیروان این فرقه به سه رب النّوع اعتقاد دارند: برهما (خدای بزرگ)، ویشنو (محافظ) و شیوا (خراب‌کننده). این آیین در آسیای جنوبی پیروان زیادی دارد و شهر مقدّس آنها بنارس است.
146. در حدود اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری، ابوالحسن اشعری (متوفی در حدود سال 330 هجری) که سال‌ها نزد قاضی عبدالجبار معتزلی مکتب اعتزال را فراگرفته و در آن صاحب‌نظر شده بود، از این مرام روی گردانید و به مذهب اهل السنه گرایید و چون دارای نبوغ و ابتکار بود و از سویی به مکتب اعتزال مجهّز گردیده بود، همه اصول اهل السنه را بر پایه استدلال خاصی بنا نهاد و آن را به صورت یک مکتب درآورد. بدین گونه اشاعره به‌وجود آمدند که کلام و تکلم را جایز می‌شمارند (ر.ك: مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج 2).
147. نهضت معتزله در اواخر قرن اول هجری، یا اوایل قرن دوم هجری شکل گرفت. معتزله پنج مسئله را از اصول اعتزال می‌شمارند:
الف) توحید؛ یعنی عدم تکثر ذات و صفات.
ب) عدل؛ یعنی خداوند عادل است و ظلم نمی‌کند.
ج) وعد و وعید؛ یعنی خداوند به بندگانش وعده پاداش اطاعت و وعید کیفر معصیت داده است و این دو تخلف‌بردار نخواهد بود.
د) منزلت بین المنزلتین؛ یعنی فاسق (مرتکب گناهان کبیره) نه مؤمن است و نه کافر، فسق حالتی است بین کفر و ایمان.
ه‍ ) امر به معروف و نهی از منکر؛ معتزله عقیده دارند راه شناخت معروف و منکر منحصر به شرع نیست و عقل در تشخیص این اصل مؤثر است و مشروط به وجود امام نمی‌باشد و تنها برخی مراتب آن توسط امام اجرا می‌شود (ر.ك: همان).
148. مارکسیسم (Marxism) نظریه‌ای است در باب چگونگی تحول زندگی اجتماعی ـ تاریخی انسان و قانون‌های حاکم بر آن که کارل مارکس (1818ـ 1883م) فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی و فردریش انگلس (1825ـ1895 م) آن را بنیان گذاشتند. اندیشه‌های مارکس در متن جنبش کارگری و سوسیالیستی که در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی به صورت یکی از مهم‌ترین نیروهای سیاسی در غرب در‌‌‌آمده بود، پدیدار شد.
مارکس مفاهیمی چون دیالکتیک، از خود بیگانگی، وحدت منطق و دیالکتیک و معرفت، آزادی به عنوان ضرورتی درک شده، نقش ابزارهای تولید در تکامل بشری، تقابل بین ثروت و فقر، تعریف قانون و قانونمندی در روند تکامل را از فلسفه هگل وام گرفته‌ است. در حقیقت مارکس واضع ماتریالیسم دیالکتیک در برابر ایده‌آلیسم دیالکتیک هگل است؛ با این تفاوت که مارکس به جای عنصر ایده‌آلیسم هگل، عامل اقتصادی را پایه حوادث تاریخ بشر می‌داند.
از نظر مارکس تاریخ بشری یک فرایند طبیعی است که ریشه در نیازهای مادی بشر دارد و بین مناسبات اجتماعی با نیروهای تولید ارتباط محکمی برقرار است.
مارکس سه نوع نظام مالکیت را برای سه دوره مشخص می‌کند: کمون اولیه، مرحله طبقاتی (برده‌داری، تمرکز قدرت، فئودالی و سرمایه‌داری) و کمون ثانویه که از بطن سرمایه‌داری پدید می‌آید. وی برای دوره انتقالی از سرمایه‌داری به سوسیالیسم یک مرحله میانی با عنوان دیکتاتوری پرولتاریا را در نظر گرفته که طی آن طبقه کارگر با برقرار کردن دیکتاتوری خود دیگر طبقات اجتماعی را حذف می‌کند و پس از برقراری نظام سوسیالیستی، تمام افراد جامعه به کارگران تبدیل می‌شوند.
در قرن بیستم میلادی مارکسیسم، یکی از جنبش‌های فکری و ایدئولوژیک مطرح شد. وقوع انقلاب‌های کمونیستی در روسیه، چین، امریکای مرکزی و جنوبی از اثرات مهم این اندیشه‌های الحادی می‌باشد (حسن علیزاده، فرهنگ علوم سیاسی).
149. اعراف(7)، 157.
150. شهید مطهری دو سخنرانی، یکی در اول مهر 48 و دومی یک هفته در حسینه ارشاد، با عنوان «آزادی معنوی» ایراد نمود که در فصل اول کتابی به همین عنوان آمده و انتشارات صدرا به طبع آن اقدام نموده است.
151. جایگاه فلسفه اسلامی در بین مکاتب فلسفی کنونی جهان در گفت‌وگو با آیت‌الله مصباح یزدی، فروغ آسمان اندیشه، ویژه‌نامه رسالت به‌مناسبت پانزدهمین سالگرد شهادت استاد مطهری.
152. گفت‌وگو با استاد مصباح یزدی به مناسبت دهمین سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری، اردیبهشت 1368.
153. سخنرانی به مناسبت فرارسیدن سالگرد شهادت شهید مطهری و معرفی کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم.
154. تقی فرزند ابوالفتح در سال 1281 شمسی در یک خانواده کارمند در تبریز به دنیا آمد؛ در تهران بزرگ شد و در دارالفنون و دانشکده پزشکی تحصیل کرد. وی در برلین نیز به تحصیلات ادامه داد و در سال 1924 میلادی دکترای شیمی گرفت. او مدرس دانشگاه برلین در منطق و بیان عربی بود و در ایران نیز مدتی درس می‌داد و مدتی ریاست تعلیمات وزارت صناعت را عهده‌دار بود.‌ رساله‌ای درباره ناصرخسرو، رباعی‌های خیام، بدایع سعدی، اصول شیمی (چهار جلدی)، پسیکولوژی و چند کتاب دیگر از آثار اوست. وی مقالاتی نیز در مجلات آلمان و ایران در مباحث مادی و مارکسیستی انتشار داده است.
تقی ارانی وقتی در سال 1309 به تهران بازگشت ضمن تدریس در دانشکده فنی با گروهی روشنفکر چپ‌‌گرا که غالباً‌ در اروپا تحصیل کرده بودند، جلسات پنهانی تشکیل داد و سه سال بعد نشریه دنیا را تأسیس کرد که نخستین نشریه‌ای بود که در ایران به بحث درباره اصول مکتب مارکس می‌پرداخت. ارانی در این مدت نیروهای فکری و سیاسی زیادی را به دور خود جمع کرد و به فعالیت‌هایش شدت بخشید.
اعتصاب دانشگاه تهران در سال 1316 شمسی سبب شد که دولت رضاخان ارانی و همکارانش را بازداشت کند و انتشار نشریه دنیا متوقف شد و در آبان سال بعد او و بسیاری از یارانش که بعداً‌ به گروه پنجاه و سه نفر موسوم شدند به اتهام تخلف از قانون در تبلیغ مسلک اشتراکی و کمونیسم محاکمه شدند. ارانی که رهبر آنان بود، به ده سال زندان محکوم شد و شانزده ماه بعد در سی و هشت سالگی به ظاهر و برحسب اعلام عوامل دولت رضاخان براثر بیماری تیفوس، ولی بر اثر تزریق آمپول هوا توسط پزشک احمدی کشته شد. ارانی از نخستین مروجان تفکر مادی و مارکسیسم در ایران و رهبر حزب کمونیسم در قالب پنجاه و سه نفر می‌باشد (اقتباس از: فرهنگ رجال و مشاهیر تاریخ معاصر ایران، ج 1 و نیز علیرضا امینی، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوره پهلوی).
155. شهید سیدمحمدباقر صدر، در 25 ذیقعده 1353ه‍ . ق در کاظمین به دنیا آمد؛‌ از پنج سالگی به مدرسه رفت و تا یازده سالگی مقطع ابتدایی را به پایان رسانید.‌ در این ایام خلاقیت و هوش او شگفتی اطرافیان و هم‌شاگردی‌ها را برانگیخت. وی تحصیلات علوم دینی را با فراگیری کتاب معالم الاصول نزد برادرش آغاز کرد و دیگر کتاب‌های سطح را در مدتی کوتاه خواند. استادانش در فقه و اصول و دروس خارج آیت‌الله خویی و دائی‌اش آیت‌الله شیخ محمدرضا آل یاسین بودند. وی اسفار ملاصدرا را نزد صدرا بادکوبه‌ای آموخت و در ضمن حکمت غربی را به نقد کشانید.
و در طول سی سال تدریس و تعلیم شاگردانی محقق، متفکر و مبارز تربیت کرد. در سال 1377 هجری قمری حزب دعوت اسلامی را براساس مبانی اسلامی بنیان نهاد و در ضمن با جماعه العلما که یک تشکل علمی عالی بود همکاری گسترده‌ای داشت. دوران مرجعیت وی پس از رحلت آیت‌الله حکیم یعنی از سال 1390 هجری آغاز شد.
156. سخنرانی به مناسبت شهادت آیت‌الله مطهری در جمع طلاب مدرسه معصومیه، (10/2/1379).
157. سخنرانی در جمع استادان و دانشجویان دانشگاه شیراز.
158. دکارت (Rene Deacartes) فیلسوف، ریاضی‌دان و فیزیک‌دان فرانسوی (1596ـ1650) پس از آنکه تحصیلات را در فلسفه و ریاضیات گذرانید، به پاریس آمد و در دانشگاه به تدریس پرداخت. قواعدی برای رهبری فکر، بحث درباره روش، تفکرات مابعدالطبیعی، اصول فلسفه و بحث درباره عواطف روح، از آثار او هستند.
159. گفت‌وگو با آیت‌الله مصباح، درباره معرفی کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم.
160. ر.ك: اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 1، مقدمه شهید مطهری.
161. فلسفه اسلامی در نخستین مرحله خود که به شکل یک نظام فلسفی توسط ابونصر فارابی تأسیس شد، سرشتی کاملاً استدلالی داشت. فارابی و پس از او شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا که فلسفه اسلامی را گسترش زیادی داد، برای آرای ارسطو اعتبار بیشتری قائل بودند و از آنجا که ارسطو در مباحث فلسفی بیش از هر چیز بر قیاس بُرهانی تکیه داشت، لذا فلسفه اسلامی شکل استدلالی به خود گرفت و نبوغ استدلالی ابن‌سینا، این شیوه از تفکر فلسفی را با ظریف‌ترین موشکافی‌ها آراسته کرد که به حکمت مشاء معروف شد.
این حکمت توسط ابن‌سینا به اوج کمال و قدرت خویش رسید و پس از وی به همت پیروانش چون بهمنیار، جوزجانی و ابوالعباس لوکری گسترش یافت. افرادی که این نوع تفکر را ترویج نمودند به مشائیین موسوم بودند.
162. سخنرانی به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری با عنوان «معرفی آثار آن شهید».
163. شهید مطهری علاوه بر پاورقی‌های مفصل كه بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نگاشته و مارکسیسم و ماتریالیسم دیالکتیک را نقد کرده است، در منابع ذیل این شیوه را ادامه داده است:
الف) نقدی بر مارکسیسم: که فراهم آمده از حدود چهل و پنج جلسه بحث و بررسی پیرامون فلسفه مارکسیسم است و در یک جمع خصوصی ایراد شده است. این کتاب به دو بخش کلی تقسیم می‌گردد که در بخش اول دیدگاه‌ها و فلسفه مارکسیسم معرفی و تشریح گردیده و در بخش دوم بررسی و نقد آن انجام شده است.
ب) مسئله شناخت: حاوی مجموعه‌ای مشتمل بر ده جلسه سخنرانی شهید مطهری است که در محرم سال 1397 هجری برابر آذر و دی‌ماه سال 1356 شمسی در کانون توحید تهران ایراد نموده است.
ج) علل گرایش به مادی‌گری: هسته اولی این کتاب دو سخنرانی در همین موضوع در سال‌های 1348 و49 بود که بنا به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشسرای عالی در آن محل ایراد شد و شهید مطهری آن دو سخنرانی را با توضیحات و اضافاتی آماده کرد و در سال 1350 به طبع رسانید. در سال 1352 این كتاب تجدید چاپ شد و مطالبی بر طبع نخست افزوده گشت. این کتاب نیز در نقد اندیشه‌های مادی در موضوع خداشناسی و ریشه‌یابی گرایش به افکار الحادی به رشته نگارش در ‌‌آمده است.
همچنین شهید مطهری در آثار دیگرش همچون یادداشت‌ها، (جلد هفتم)، نظری به نظام اقتصادی اسلام، تکامل اجتماعی انسان، جامعه و تاریخ و کتاب حق و باطل، ابطال اندیشه‌های مارکسیستی را پی گرفته است (گلی زواره).
164. امیرحسین آریان‌پور در سال 1303 شمسی به دنیا آمد. او تحصیلات خود را تا دکترای ادبیات فارسی ادامه داد، و نیز دکترای علوم آموزشی را كسب كرد. او مدتی دانشیار دانشگاه و استاد در رشته‌های علوم اداری، فلسفه و تاریخ تمدن بود.
تألیف و ترجمه چند اثر فلسفی، ادبی، اجتماعی، آموزشی و روان‌شناسی از آثار اوست. کتاب‌های زمینه جامعه‌شناسی و پژوهش از مهم‌ترین تألیفاتش می‌باشد. از دیگر آثار قلمی او می‌توان فرویدیسم، درباره هنر و ترجمه بخش‌هایی از جلد اول و دوم تاریخ تمدن ویل دورانت را نام بُرد.
165. مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص 63ـ 65.
166. غلامرضا گلی زواره، شهید مفتح و تکبیر وحدت، ص 157؛ سرگذشت‌های ویژه از زندگی شهید مطهری، ج 1، ص 75 ـ 76 .
167. همان، ص 74ـ75.
168. در شهریور 1342 بعضی جوانان که عضو نهضت آزادی بودند و حتی برخی از آنان در قیام 15 خرداد همین سال به زندان رفته بودند، دور هم جمع شدند و با تحلیل‌ و جمع‌بندی علل ناکامی جریان‌های گذشته، به این نتیجه رسیدند که فقدان یک سازمانٍ، تشکیلات قوی و ایدئولوژی مدون از مشکلات اساسی است.
حنیف‌نژاد،‌ سعید محسن و بدیع‌زادگان که هر سه مهندس بودند معتقد به نقش مذهب در جامعه و حرکات مبارزاتی بودند، ولی فکر می‌کردند تا این مذهب به صورت ایدئولوژی راهنمای عمل متناسب با یک سازمان تشکیلات مخفی در نیاید، قادر به مبارزه اصولی و بهره‌گیری به ‌موقع از امکانات و نیروها نیست. بنابراین هسته اولیه با بهره‌گیری از تفکرات افراد مبارز سیاسی، شروع به تدوین ایدئولوژی می‌نمایند.
اینکه بشر می‌تواند با استفاده از دستاوردهای علمی، نزدیک به راه انبیا حرکت کند از محصولات فکری بازرگان بود كه بر نیروی فکری این سازمان تأثیر زیادی نهاد.
در مقطعی از این توجه به علم، به ویژه علوم اجتماعی، مجاهدین با مارکسیسم در ارتباط قرار گرفتند؛ زیرا آنان هم مدعی شناخت قوانین جامعه براساس علم بودند و هم داعیه‌دار مبارزات ضد امپریالیستی. در این حال مجاهدین، مارکسیسم را علم انقلاب زمان تلقی کردند و به این مرام گرایش یافتند. آنها می‌پنداشتند می‌توانند براساس یک دیدگاه توحیدی از تعالیم مارکسیستی استفاده کنند؛ غافل از اینکه در این سیر تفکرات زیربنایی، التقاط‌هایی صورت می‌گیرد.
مجاهدین در کنار کار مدرن‌سازی ایدئولوژی راهنمای عمل، برای یک حرکت مسلحانه و جنگ چریکی شهری، نیروهای مستعد خود را آماده ساختند. بخشی از نیروهای سازمان در اردوگاه‌های فلسطینی جنگ‌های چریکی را ‌آموختند و سازمان با تأسیس خانه‌های تیمی و دیگر اقدامات ضروری خود را آماده رویارویی با رژیم ساخت.
در سال 1350 عملیات برای تهیه سلاح، منجر به ردیابی سازمان و متلاشی شدن تعداد زیادی خانه تیمی و دستگیری 36 نفر از اعضا گردید.
همه اعضای کادر مرکزی به جز مسعود رجوی محکوم به اعدام شدند و حکم اعدام در سال 1351 به اجرا درآمد. رجوی با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم گردید.
نام سازمان مجاهدین خلق در زندان و پس از دستگیری سران بر روی این سازمان نهاده شد. بعد از این ماجرا، عده‌ای اندك از اعضای سازمان، در خفا تغییر مرام دادند و ایدئولوژی مارکسیستی را پذیرا شدند.
سه سال پس از اعدام اعضای اصلی، در سال 1354، شبه کودتایی در سازمان صورت گرفت و اعلامیه تغییر مواضع كه از سوی رهبر جدید منتشر شده بود، سعی در توجیه دلایل واژگونی ایدئولوژی قبلی و گرایش به مارکسیسم داشت.
سازمان مجاهدین که با نیرنگ و فریب و روشی منافقانه عده‌ای جوان را به سوی خود جذب کرد، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برنامه‌های خود را در مبارزه با امپریالیسم، استبداد و ارتجاع معرفی نمود و بدین‌گونه با خط امام و رهبری انقلاب به مخالفت برخاست و به جمهوری اسلامی رأی مشروط داد و در رفراندوم قانون اساسی شرکت نکرد و رفته‌رفته ضدیت خود را با نظام جمهوری اسلامی آشکار ساخت.
سازمان مزبور که یکبار در قراردادن آیت‌الله طالقانی در مقابل امام خمینی(رحمه الله) ناکام گردید، برای شکستن اقتدار و صلابت رهبری در پشت سر بنی‌صدر سنگر گرفت و صحنه‌گردان بسیاری از وقایع گشت و مشغول مهره‌چینی و تشکیل خانه‌های تیمی و مبارزه مسلحانه با امت مسلمان و نظام اسلامی گردید.
از این پس آنان برای مبارزه با نظام اسلامی، فعالیت‌های تروریستی را آغاز کردند. آنها ابتدا به جان مقام معظم رهبری، از اعضای شورای انقلاب و امام جمعه تهران سوء قصد كردند، در هفتم تیر 1360 دست به انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی زدند که منجر به شهادت دکتر بهشتی و یارانش شد. به شهادت رسانیدن رئیس جمهور محبوب مردم، رجایی و نخست‌وزیر او باهنر و نیز ترور امام ‌جمعه‌های تبریز، کرمانشاه، شیراز و یزد از دیگر فعالیت‌های تروریستی آنها بود. هم‌زمان عده‌ای از مردم کوچه و بازار را نیز در عملیات تروریستی به شهادت رسانیدند. سرانجام بنی‌صدر و رجوی با توطئه‌ای طراحی شده و پذیرش خفّتی آشکار به فرانسه پناهنده شدند.
در اوج جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، منافقین موجی از ترور و خشونت را در ایران پدید آوردند و در داخل به رهبری موسی خیابانی و در خارج به فرماندهی رجوی در مقابل مردم قرار گرفتند. سرانجام رجوی از فرانسه به عراق آمد تا زیر چتر حزب بعث و حمایت‌های صدام حسین عفلقی نقشه‌هایی را علیه مردم مسلمان ایران و نظام اسلامی به اجرا بگذارد، که نه‌تنها موفقیتی به دست نیاوردند، هر روز که می‌گذرد به سوی زوال و خفت و خواری پیش می‌روند (گلی زواره).
169. فرقان گروهی بودند که حداکثر اعضا و افرادش به شصت نفر می‌رسیدند. رهبر گروه که در اوج فعالیت‌هایش جوانی بیست ساله می‌نمود اعضای گروه خود را در طول سه یا چهار سال از میان چند دوره جلسه قرائت و به اصطلاح تفسیر قرآن در تهران برگزید. او مطالبی را که در این محافل تدریس می‌کرد، جمع‌آوری، تدوین و تکثیر می‌کرد و این سال‌ها را ایام تدوین ایدئولوژی نامید.
اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان، طی چهار سال دروس مقدمات و بخشی از سطح را در حوزه‌های علوم دینی خوانسار، قم و تهران یاد گرفته بود. او قبل از تحصیل مدتی در مزرعه پدرش کشاورزی کرده بود و در مدارس جدید، موفق شده بود تا کلاس سوم متوسطه را بخواند و از نظر علوم حوزوی تا اوایل رسائل و نیز منطق مظفر را هم آموخته بود، ولی در حکمت و فلسفه و نظایر آن تحصیلاتی نداشت.
دوره تدوین ایدئولوژی فرقان در زمان طاغوت بود و در این ایام یک گروه ضد رژیم جلوه کرده بودند. آنان تأویل‌ها و توجیهات التقاطی نسبت به آیات قرآن کریم، روایات و نهج‌ البلاغه داشتند و در جلسه‌ای که چهار یا پنج نفر از آنان حضور داشتند و طی آن مسائل روز را تحلیل می‌کردند، تصمیم‌هایی می‌گرفتند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی افرادی را که به قول آنان ضد خلق بودند و با نظام جمهوری اسلامی همکاری داشتند، ضد توحیدی معرفی می‌کردند و می‌گفتند باید ترور شوند و شخصیت‌های برجسته‌ای چون شهید مطهری، دکتر مفتح و نیز سرلشکر قرنی را براثر این نگرش غلط و منجمد به شهادت رساندند.
170. میرزا فتحعلی آخوندزاده متخلص به صبوحی آذربایجانی، ملقب به آخوندوف و گوگول شرق در سال 1227 هجری متولد و در 1295 هجری درگذشت. از او آثاری در ادبیات، نمایشنامه و نیز چند ترجمه از نویسندگان روسی باقی مانده است. آخوندزاده طرفدار سرسخت تغییر الفبای عربی و جایگزینی یك الفبای دیگر به جای آن در فارسی و حامی زردشتی‌ها بود. او هنگامی كه در خدمت دولت تزاری روس قرار داشت، بر ضد منافع ایران عمل می‌كرد. وی پس از آشنایی با فردی به نام میرزا شفیع از افكار اسلامی خود دست برداشت. اگرچه آخوندزاده را جزو پیشگامان روشنفكری در ایران دانسته‌اند، ولی ادعاهایش برخلاف ارزش‌های بومی و اسلامی بود و در عمل به طور عمده برای تأمین منافع استعماری، تجاوز روس‌ها به ایران، ترویج بی‌ایمانی و آشفتگی فرهنگی تلاش می‌كرده است. روس‌ها از او حمایت كردند و مجسمه‌اش را در تفلیس (مركز گرجستان كنونی) و بادكوبه (از توابع جمهوری آذربایجان) نصب نمودند (گلی‌زواره).
171. بقره(2)، 223.
172. همان، 187.
173. ویژه‌نامه روزنامه رسالت به مناسبت فرارسیدن پانزدهمین سالگرد شهادت استاد مطهری تحت عنوان «فروغ اندیشه»، (11/2/1373). سخنرانی به مناسبت شهادت استاد مطهری در جمع طلاب مدرسه معصومیه، (10/2/1379)؛ دیدار استاد مصباح با دانشجویان اهواز، شرکت‌کننده در اردوی تابستانی،‌ آبعلی، (27/5/1379).
174. سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز، مرداد 1379؛ و نیز سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه شیراز، (بدون تاریخ).
175. سخنرانی در جمع دانشجویان یزد به مناسبت برگزاری یادواره شهدای استان یزد و نیز فرارسیدن سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری، (10/2/1380).
176. در سال 1355 شمسی شهید دکتر مفتح امامت مسجدی در حوالی حسینیه ارشاد را پذیرفت تا در این کسوت، انسجام مبارزات امت مسلمان را برعهده گیرد. در جلسه‌ای که با حضور شهید مطهری و آیت‌الله طالقانی برای تنظیم برنامه‌های مسجد منعقد گردید، این مسجد قُبا نامیده شد که به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های ضد رژیم پهلوی مبدل گردید. در گزارش‌های ساواک آمده که با توجه به برنامه‌های سخنرانی و تلاش‌هایی که در این مسجد برگزار می‌گردد، قطب تازه‌ای برای فعالیت مذهبی‌های افراطی ‌‌[؟!] به وجود آمده و این مسجد، جای مسجد هدایت را گرفته است (شهید مفتح، تکبیر وحدت، ص 117- 121).
177. دیدار با دانشجویان اهواز، در اردوی تابستانی آبعلی، (27/5/1379).
178. شهید آیت‌الله مطهری در فرازی از نامه‌ای که در سال 1356 شمسی خطاب به امام خمینی(رحمه الله) نوشته است، یادآور می‌شود:
«...شاید به قدر کافی مستحضر باشید که نفوذ افکار مارکسیستی تا برخی محافل مذهبی در میان بعضی از دوستانی که انتظار نمی‌رفت، پیشروی کرده، لااقل در حدی که با هر گونه موضع‌گیری، ولو موضع‌گیری فکری در برابر آنها به استناد اینکه فعلاً صلاح نیست مبارزه می‌شود و حتماً به هر وسیله هست باید نظر حضرت‌عالی به وسیله بیت محترم به افرادی که واقعاً از این جهت در اشتباه‌اند ابلاغ شود.
جریان دوم، جریان به اصطلاح گروه مسما به مجاهدین است. اینها در ابتدا یک گروه سیاسی بودند، ولی تدریجاً به صورت یک انشعاب مذهبی دارند در می‌آیند. درست مانند خوارج که در ابتدا حرکتشان یک حرکت سیاسی بود، بعد به صورت یک مذهب با یک سلسله اصول و فروع در‌ ‌آمدند. کوچک‌ترین بدعت اینها این است که به قول خودشان به خودکفایی رسیده‌اند و هر مقام روحانی و مرجع دینی را نفی می‌کنند. از همین‌جا می‌توان تا آخر خواند. دیگر اینکه در عین اظهار وفاداری به اسلام، کارل مارکس لااقل در حد امام جعفر صادق(علیه السلام) نزد اینها مقدس و محترم است. البته اینها آنهایی هستند که بر مسلک سابق خود باقی هستند. آنها که اعلام تغییر موضع کرده‌اند تکلیفشان روشن است. بنده هم اطلاعاتم در‌باره آنها مع‌الواسطه است، ولی افراد متدین و فهیمی که سال‌ها با آنها زندان بوده‌اند هستند و من معتقدم حضرت‌عالی از آنها، نه فقط از یک نفر آنها، جداجدا بخواهید نظرات خود و مشهودات خود را بنویسند و خدمتتان ارسال دارند و عجیب این است که هنوز هستند برخی از دوستان ما و ارادتمندان شما که کارهای اینها را توجیه و تأویل می‌کنند» (سیری در زندگانی استاد مطهری، ص 81).
179. سخنرانی در دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، (12/2/1380)؛ بیانات در حسینیه ثارالله در جمع هیئت ثارالله رفسنجان، همان تاریخ.
180. سیدحمید جاوید موسوی، سیمای استاد در آینه نگاه یاران، ص 35 ـ 36.
181. ر.ك: محمد خردمند، شهید مطهری مرزبان بیدار، ص 138.
182. اصطخر یا استخر (Estaxr) یکی از بزرگترین شهر‌های فارس در دوران قبل از اسلام است. که قلعه آن در انتهای شمال غربی جلگه مرودشت قرار دارد.
183. ر.ك: مقدمه استاد شهید مطهری بر کتاب علل گرایش به مادی‌گری.
184. مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی) فرموده‌اند: «انقلاب ما یک انقلابی بود که از گسترش و نفوذ اندیشه اسلامی در فکر مردم شروع شد. یعنی اگر متفکرین اسلامی در طول پانزده شانزده سال تفکر اسلامی را گسترش نداده بودند، یقیناً این انقلاب به این شکل به وجود نمی‌‌آمد. شما دیدید که مردم با دست خالی در مقابل یک قدرت عظیمی ایستادند. این باور اسلامی بود که مردم را این طور به صحنه مبارزه می‌کشاند.
این باور را چه کسانی به وجود آوردند؟ جز همان متفکران اسلامی که بیش از پانزده سال در گسترش اندیشه نوین اسلامی تلاش کردند، که خود مرحوم مطهری از این قبیل بود. مرحوم مطهری جزء کسانی است که قبل از شروع مبارزات، در این میدان نقش مهمی داشته است. مرحوم مطهری نه‌تنها در پیروزی انقلاب، بلکه در به وجود آوردن این انقلاب نقش مؤثر داشته است. همچنین آقای مطهری در زمینه حراست از مرزهای ایدئولوژیک و خط نه شرقی و نه غربی و به خصوص التقاط‌زدایی از اندیشه اسلامی بی‌نظیر بود.
آثار استاد شهید مطهری مبنای فکری نظام اسلامی ایران است. دیگران به مقدمات این انقلاب خیلی کمک کردند، ولی افکار آنها در ساخت نظام جمهوری اسلامی ایران نقش آنچنانی نداشته است. آنچه که متون اسلام را بیان می‌کرده است، نظرات و افکار شهید مطهری بوده و ما اگر بخواهیم این نظام در ذهن مردم عمق پیدا کند و حرکات انقلابی این مردم همچنان ادامه یابد بایستی افکار شهید مطهری در میان مردم رواج یابد». (استاد در کلام رهبر، گرد‌آوری مجتبی پیرهادی، ص 24 ـ 25).
185. واژه امپریالیسم (Imperialism) در قرن بیستم میلادی برای آن دسته از کشورهای اروپایی به کار می‌رفت که در طول سال‌های 1880 تا 1900 میلادی تسلط خود را بر سرزمین‌های آسیایی و افریقایی گسترش دادند و امپراتوری به وجود آوردند و نیز بر گسترش سلطه ایالات متحده امریکا بر امریکای لاتین و برخی بخش‌های آسیای جنوب شرقی و جنوبی اطلاق می‌شد. اصولاً این واژه هر نوع تسلط یک کشور بر کشور دیگر را اعم از سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دربرمی‌گیرد (گلی زواره).
186. تعریف متداول واژه سوسیالیسم (Socialism) در بسیاری از فرهنگ‌ها عبارت است از تئوری یا سیاستی که هدف آن مالکیت یا نظارت جامعه بر وسایل تولید، سرمایه، زمین، اموال و غیره، به طور کلی و اداره آنها به نفع عموم است. مهم‌ترین عنصر مشترک نظریه‌های سوسیالیسم تکیه بر تقدم جامعه و منافع عمومی بر فرد و منافع فردی است و از نظر تاریخی طغیانی است علیه فردگرایی و لیبرالیسم عصر جدید.
187. رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرموده‌اند: الاسلام یعلو و لا یعلی علیه؛ «اسلام برتری می‌یابد و چیزی بر آن رجحان نمی‌یابد» (امام خمینی(رحمه الله))، تحریر الوسیله، ج 1، ص 48).
188. سخنرانی در جمع گروهی از کادر نیروی دریایی سپاه، (12/2/1385).
189. مؤتلفه اسلامی از ائتلاف سه جمعیت با یکدیگر در سال 1342 پدید آمد. قبلاً در آغاز انقلاب اسلامی ایران، در ماجرای انجمن‌های ایالتی و ولایتی و قضایای رفراندوم قلابی شاه در ششم بهمن 1341 شمسی این افراد به صورت جمعیت‌های پراکنده و تحت رهبری امام خمینی(رحمه الله) به فعالیت پرداختند و سرانجام امام امت در اوایل سال 1342 آنها را در قم با هم آشنا ساخت و از این ارتباط جمعیت‌های مؤتلفه اسلامی به وجود آمد. مسئولان سازمان مرکزی این جمعیت عبارت بودند از: حاج صادق امانی، محمدصادق اسلامی، حاج مهدی عراقی، عسکراولادی، مهدی شفیق، سیدمحمود میرفندرسکی، حاج هاشم امانی، علاءالدین میرمحمدصادقی، عزت‌الله خلیلی،‌ سیداسدالله لاجوردی، حاج مهدی بهادران و حاج ابوالفضل توکلی. این افراد همگی از کسبه و تجار متدین بازار تهران بودند.
190. در سند شماره 16161/20 مورّخ 1/5/1349 که از سوی سپهبد مقدم معدوم، مدیرکل اداره سوم ساواک صادر شده، چنین آمده است:
«چون در نظر است که جهت نامبرده [شهید مطهری] تحقیقاتی فراهم گردد، علی هذا خواهشمند است دستور فرمایید با تمام امکانات موجود از مشارالیه مراقبت و نتایج حاصله را مستمراً به این اداره کل اعلام دارند تا به موقع درباره‌اش تصمیم مقتضی اتخاذ گردد» (مجله اعتصام، ش 49، اردیبهشت 1365).
191. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 11؛ مطهری مطهر اندیشه‌ها، ج 2، ص 631 و نیز ج1 ص313؛ و شهید مطهری مرزبان بیدار، ص 151.
192. سیمای استاد در نگاه یاران، ص 34 ـ 35.
193. در جمعه 14 مهر 1357 امام به دلیل فشارهای دولت عراق و پس از جلوگیری دولت کویت از ورود ایشان به آن سرزمین، به کشور فرانسه هجرت نمود و در دهکده‌ای حوالی پاریس که نوفل لوشاتو نام داشت اقامت گزید. در این دوران شهید مطهری به دیدار امام آمد. شهید صدوقی می‌گوید: «هنگامی که امام در پاریس تشریف داشتند و بنده هم در خدمت امام بودم، آنچه فهمیدم این بود که امام به فکر بکر مرحوم آیت‌الله مطهری بی‌نهایت اعتماد داشت و در کلیه کارهای مربوط به پیروزی انقلاب با ایشان هم در شور قرار می‌گرفت» (شهید مطهری، مرزبان بیدار، ص 180).
194. دکتر علی مطهری فرزند آن شهید می‌گوید:
«در آستانه اجرای این طرح برخی به طور ضمنی اعتراض داشتند که این کار از شور انقلابی می‌کاهد. استاد مطهری در پاسخ آنها فرمود: این کار دو حسن دارد: یکی اینکه عملاً ثابت کنیم که انقلاب از نظر ما چنان‌که کمونیست‌ها می‌گویند به معنای انفجار نیست که سعی کنیم فشار وارده بر مردم افزایش یابد، تا خود‌به‌خود به حرکت در‌آیند و جامعه به حالت انفجار رسد بلکه انقلاب اسلامی از ایمان و عقیده نشئت می‌گیرد و می‌توان در ضمن انقلاب اصلاحاتی نیز به عمل آورد. حُسن دوم اینکه تاکنون همه اعمال ما جنبه منفی داشته است؛ یعنی منحصر به تخریب نظام حاکم بوده است و اکنون وقت آن است که کار اثباتی هم انجام دهیم، تا دنیا بفهمد که عملاً حکومت در دست امام است و مردم از ایشان فرمان می‌برند» (سرگذشت‌های ویژه از زندگی شهید مطهری، ج 1، ص 149).
195. مطهری مطهر اندیشه‌ها، ج 1، ص 422.
196. در این باره شهید آیت‌الله محلاتی به خاطره جالب توجهی اشاره دارد: «آن روزها ایشان (شهید مطهری) با فراست مخصوص خود دریافت که یک گروه خاص می‌خواهند در مدرسه رفاه دور امام را بگیرند. ایشان به نحوی امام امت را به مدرسه علوی بُردند و نگذاشتند آن نقشه عملی شود. از همان اول مراقب اوضاع بود و هر توطئه‌ای را خنثا می‌کرد (جلوه‌های معلمی استاد، ص 183).
197. ر.ک: سیمای استاد در نگاه یاران.
198. ر.ك: خاطرات دکتر حسین غفاری، سرگذشت‌های ویژه، ج 1، ص 130 ـ 131.
199. سخنرانی در جمع دانشجویان تربیت معلم قم، (11/2/1372)؛ سخنرانی در دانشگاه شریف، (11/2/1371)؛ سخنرانی در دانشگاه تهران، (‌19/2/1369) و بیانات قبل از خطبه‌های نماز جمعه تهران، (6/2/1381).
200. سه‌شنبه یازدهم اردیبهشت 1358 شمسی حدود ساعت 8 بعد از ظهر شهید مطهری نماز مغرب و عشا را در منزل خواند و خود را برای رفتن به منزل دکتر سحابی و شرکت در جلسه‌ای خصوصی برای بررسی مسائل اجتماعی با هیئت دولت آماده کرد. بعد از برگزار شدن جلسه، حدود ساعت ده و بیست دقیقه شب بود که مطهری عازم منزل شد. دوستش و آقای مهندس کتیرایی نیز همراه او از منزل سحابی خارج می‌شوند و بقیه اعضای جلسه برای تبادل نظر و مشورت در منزل وی می‌مانند. شهید مطهری در مسیر از مهندس کتیرایی و دوستش فاصله می‌گیرد و متوجه می‌شود آن دو با هم بحثی خصوصی دارند و قدم‌زنان به طرف اتومبیل دوستش که در خیابان فرعی، روبه‌روی کوچه‌ای که منزل دکتر سحابی در آن قرار داشت راه می‌افتد، اما وقتی به اول کوچه می‌رسد شخصی او را صدا می‌زند؛ سرش را به عقب می‌چرخاند که صاحب صدا را بشناسد، اما لحظه‌ای بعد تیری به سوی ایشان شلیک می‌گردد و شهید مطهری غرق در خون به زمین می‌غلتد؛ مهندس کتیرایی و دیگران که متوجه این واقعه می‌شوند او را به‌سرعت به بیمارستان طرفه در خیابان بهارستان می‌رسانند، اما پزشکان نظر می‌دهند آن متفکر متدین به شهادت رسیده و مداوا و بهبودی وی امکان‌پذیر نمی‌باشد. گلوله از زیر بناگوش راست وارد و از بالای ابروی چپ خارج شده بود. پیکر شهید مطهری پس از تشریفات شرعی و تشییع جنازه‌ای باشکوه در تهران و قم، در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه و در کنار استادش علامه طباطبایی در مسجد بالاسر حرم مطهر دفن گردید (مطهری مطهر اندیشه‌ها، ج 2، ص 637؛‌ یادواره استاد شهید مرتضی مطهری، ص 296 – 297؛ شهید مطهری مرزبان بیدار، ص 197).
201. مطهری مرزبان بیدار، ص 196.
202. بیانات در مراسم بزرگداشت استاد شهید مطهری در جمع اساتید و محققان مؤسسه امام خمینی، (14/2/1382).
203. سخنرانی در مدرسه شهید صدوقی با عنوان «رمز موفقیت علامه شهید مرتضی مطهری»، (12/2/1379)؛ سخنرانی در دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، (12/2/1380).
204. سخنرانی در جمع مردم تبریز در مسجد شعبان، (12/2/1378).
205. الکافی، ج 1، ص 38.
206. مصاحبه رادیویی به مناسبت شهادت آیت‌الله مطهری.
207. گفت‌وگویی درباره شخصیت آیت‌الله مطهری.
208. احزاب (33)، 23.
209. سخنرانی در حسینیه عاشقان ثارالله قائم‌شهر، (12/2/1384).
210. اپوزیسیون (Opposition): جناح مخالف، مخالفان دولت و قدرت مرکزی، دسته متضاد،‌ اقلیت در برابر اکثریت قرار گرفتن، ضدیت کردن.
211. نخستین‌بار این جبهه در دوران اوج‌گیری نهضت ملی برای در اختیار گرفتن صنعت نفت و خلع ید بیگانگان و به‌رهبری دکتر مصدق در سال 1329 شمسی تشکیل شد، جبهه ملی اول پس از کودتا متلاشی شد. در سال 1339 شمسی جبهه ملی دوم به‌وجود آمد که در برابر انقلاب سفید شاه موضع‌گیری نه چندان قوی پیش گرفت. این تشکل نیز از کارایی چندانی برخوردار نبود و در سال 1342 فرو ریخت و جبهه ملی سوم به وجود آمد که ترکیب نامتجانسی از شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی بود این جبهه نیز دوام چندانی نیاورد و از هنگام فروپاشی تا اوج‌گیری انقلاب اسلامی نشانی از جبهه ملی سوم در فضای سیاسی ایران به چشم نمی‌خورد.
در سی‌ام تیر 1356 و با یادبود قیام 30 تیر 1331 جبهه ملی چهارم به رهبری دکتر سنجابی تشکیل شد و با شعار «هدف، استقرار حاکمیت ملی است» وارد صحنه شد. این تشکل دارای نگرش ناسیونالیستی و فاقد برنامه‌ها و هدف‌های مشخص و روشن بود و به جز کلی‌گویی و یادآوری خاطرات قدیمی چیزی برای ارائه نداشت.
212. نهضت آزادی ایران در سال 1340 شمسی پی افکنده شد. بازرگان و دکتر سحابی به‌همراه آیت‌الله طالقانی از مؤسسان این حزب یا تشکل بودند. آنان در همان حالی که در جبهه ملی دوم فعال بودند، اقدام به این حرکت نمودند.
213. و مَن یعظّم شعائر الله فإنّها من تقوی القلوب؛ «کسانی که شعائر خدا را بزرگ می‌شمارند، کارشان نشان پرهیزکاری دل‌های آنان است» (حج، 32).
214. سخنرانی در حسینیه ثارالله قائم‌شهر، (12/2/1384).
215. اقتباس از همان سخنرانی.
216. سخنرانی در مدرسه شهید صدوقی، (12/2/1379)؛ بیانات در جمع طلاب مدرسه معصومیه، (10/2/1379)؛ مصاحبه به‌مناسبت فرارسیدن دهمین سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری؛ سخنرانی در دانشگاه تربیت معلم قم، (11/2/1372)؛ سخنرانی در جمع دانش‌آموزان ساوه، (15/2/1386)؛ و سخنرانی در دانشگاه امام صادق(علیه السلام).