آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

فصل نهم: میهمان قدسیان

‌﴿ صفحه 218 ﴾
‌﴿ صفحه 219 ﴾

تبیین مبانی فکری انقلاب اسلامی

درباره شخصیت استاد مطهری و ویژگی‌های رفتاری، اخلاقی و علمی او در طول یک ربع قرن که از شهادت او می‌گذرد، بحث‌ها و گفت‌وگوهایی بسیار درگرفته و کتاب‌ها و مقالاتی فراوان به نگارش درآمده است و آنچه در پی می‌آید نیز خوشه‌ای از یک خرمن است. حق‌شناسی اقتضا می‌کند که این نعمت بزرگ الاهی را هیچ‌گاه فراموش نکنیم و به یاد داشته باشیم که چگونه ممکن است خدای متعال به وسیله یک انسان برکت را بر بندگانش فرو فرستد. اینکه شهید مطهری در جامعه ما چه تأثیراتی گذاشت، چه نقشی ایفا کرد و به دنبالش این تأثیر در جهان چه مزایایی در بر داشت، بحثی مفصل می‌طلبد.این انقلاب کم‌نظیر، بلکه بی‌نظیر، حادثه‌ای اتفاقی و لحظه‌ای نبود که ناگهان تصادفی شود و پدیده‌ای شکل گیرد، بلکه این انقلاب حرکتی بود که مقدمات بعیدش از صدر اسلام ظهور کرد و در طول پانزده سالی که نهضت حضرت امام استمرار یافت، این نهال به دست باغبانی توانا آبیاری شد، تا در 22 بهمن 1357 به بار نشست. پس از آن نیز انقلاب در معرض آفت‌ها و آسیب‌های فراوانی بود که باز کسانی از آن مراقبت کردند، تا اینکه محصولاتش نصیب ملت ایران و حتی جهان اسلام و دیگر ملل جهان شد. پیش از پیروزی این حرکت مقدس، لبنانی‌ها و فلسطینی‌ها چندان امیدوار نبودند که بتوانند در برابر نیروهای جهنمی کفار و رژیم صهیونیستی غاصب عرض اندام کنند.
‌﴿ صفحه 220 ﴾
امام با دم مسیحایی خود این توان روحی را در میان امت مسلمان پدید آورد و آنان را احیا کرد و به قشرهای گوناگون سرزمین‌های اسلامی هویت، عزت و کرامت بخشید. با این همه، اگرچه نقش رهبری انقلاب ویژه امام است، او به‌تنهایی نمی‌توانست این کار را به انجام رساند و یاورانش نیز بسیار مؤثر بودند. قدرت امام از حضرت علی، حسن و حسین(علیهم السلام) بالاتر نبود؛ اما آن بزرگان هم به مدد نیروهای مؤمن و اصحاب فداکار توانستند بر دشمن چیره شوند. خداوند متعال مقدر فرمود یارانی نصیب امام خمینی(رحمه الله) شود که مبانی فکری انقلاب را در میان مردم زنده کنند تا زیربنای اعتقادی این نهضت را بشناسند؛ باور کنند و در عمل صداقت و پاکی رهبران را ببینند و ایمان بیاورند که آنان به‌راستی خیرشان را می‌خواهند. این درخت مبارک و این شجره طیبه نیاز به آبیاری داشت. به‌تحقیق می‌توان گفت پس از امام خمینی(رحمه الله) هیچ‌کس به اندازه شهید مطهری در تقویت مبانی فکری و اعتقادی این انقلاب مؤثر نبود.(184) درست است که زندگی او پس از انقلاب طولی نکشید، اما زحماتی که در طول سالیان متمادی
‌﴿ صفحه 221 ﴾
متحمل شد؛ کتاب‌هایی که نوشت؛ افکاری که به بار آورد؛ مقالاتی که به نگارش درآورد و شاگردانی که پرورش داد توانستند مسیر انقلاب را هموار، و آن را در برابر مکاتب انحرافی و سایر آفت‌ها صیانت کنند.
جوّ فکری جامعه چگونه بود. در آن زمان گفته می‌شد جهان به دو بخش امپریالیسم(185) و سوسیالیسم(186) تقسیم می‌شود. جبهه امپریالیسمْ که آمریکا و کشورهای اروپایی مروج آن بودند. از سوی دیگر چین، شوروی و اقمارشان رو در روی‌ آنان در خط سوسیالیسم قرار داشتند. دسته اول محافظه‌‌کار بودند و دلشان می‌خواست وضع موجود باقی بماند، تا بتوانند ملت‌ها را استثمار کنند، اما دسته دوم می‌خواستند تحولی ایجاد کنند. آنان یک ایدئولوژی ـ به تصور خودشان ـ مبتنی بر علمْ تدوین کرده بودند و تأکید داشتند اگر کسی بخواهد انقلاب کند و جلوی ستمگران، متجاوزان و ابرقدرت‌ها بایستد، تنها راهش پیروی از مکتب سوسیالیسم است. اگر کشوری می‌خواست انقلابی انجام دهد و علیه وضع موجود قیام کند، مانند بسیاری از کشورهای آفریقایی، آمریکای مرکزی و جنوبی، باید به‌سوی شوروی و چین اقبال نشان می‌داد و به این ابرقدرت‌های شرقی تکیه می‌کرد. و راه دیگری فراروی خود نمی­دید. یا باید امپریالیسم و تبعیت از او را
﴿ صفحه 222 ﴾
پذیرفت، آن‌چنان که رژیم‌های دیکتاتوری و از جمله شاه ایران پذیرفته بودند، یا باید انقلاب کرد و در این راستا پیرو محض شوروی یا چین شد. اگر می‌خواستند در برابر اردوی غرب مقاومت کنند، به سلاح، حمایت فکری و تبلیغی نیاز داشتند که همه اینها در اردوی شرق وجود داشت. اصلاً این فکر به ذهن نمی‌رسید که کسی بتواند در آنِ واحد با این دو ابرقدرت مبارزه کند. این خیالی خام و محال می‌نمود.
ایران تحت سیطره امریکا بود و مستشارهای امریکایی همه اعماق وجودش را زیر نظر داشتند. ده‌ها هزار مستشار غربی در نقاط گوناگون کشور حضور داشتند و تمام کارها با اجازه، نظارت و برنامه‌ریزی آنان انجام می‌‌شد. کسانی که می‌خواستند از نظر فکری از زیر بار این فشار سیاسی بیرون آیند، باید به مارکسیسم و سوسیالیسم اعتقاد می‌داشتند. سوسیالیست‌ها تفکر خود را با روزنامه‌ها، نشریات، جزوات، کتاب‌ها و بحث‌های ایدئولوژیک در دانشگاه‌ها و محافل مبارزاتی رواج می‌دادند.
در این فضای تیره و آلوده که استبداد داخلی تنگناهایی فراهم کرده بود، استکبار و ابرقدرت‌ها فشار می‌آوردند، و اندیشه‌های مارکسیستی اوضاع را مشوش ساخته بودند. در این میان، یک متفکر مسلمان، یک عالم روحانی آمد؛ فریاد زد؛ سخنرانی کرد؛ آموزش داد؛ کتاب نوشت و هشدار داد که ما یک مبانی فکری و اعتقادی استوار، پویا و پر جوش و خروش به نام اسلام و برگرفته از قرآن، سنت و عترت نبی اکرم(صلى الله علیه وآله) داریم که با اینها مخالف است؛ نه امپریالیسم را می‌پذیرد، نه تفکر مادی را قبول دارد و نه استبداد را تحمل می‌کند. ما برتر از آنان هستیم.(187) شهید مطهری با غواصی دقیق، گوهر‌های نابی که در جامعه‌ ناشناخته مانده بود شکار کرد و این مروارید‌ها را به‌دست آورد. شهید مطهری اعلام داشت حاضریم ثابت کنیم فکر ما از آنان عالی‌تر است؛ این
‌﴿ صفحه 223 ﴾
گوی و این میدان. البته او ثابت هم کرد و ادعای خود را به اجرا درآورد و کاربردی ساخت. این کارش تقریباً بیست سال پیش از پیروزی نهضت اسلامی آغاز شد. او با یک دور‌اندیشی ویژه، فهمید ضعف کجاست و خطر از چه ناحیه‌ای است. مطهری گفت اندیشه اسلامی برای اداره جامعه برنامه دارد؛ موضع‌گیری اسلام در مسائل سیاسی و اجتماعی روشن است و این مبانی اعتقادی بسیار والاتر و بالاتر از فلسفه ماتریالیسم و ایدئولوژی مارکسیسم است. او تأکید کرد آن مکتب‌های غربی و شرقی همه ناقص‌اند و ما باید به فرهنگ اسلامی خود بازگردیم؛ خویشتن اصیل خود را زنده کنیم؛ هویت مذهبی‌مان را قوت بخشیم و تعالیم حیات‌بخش قرآن و سنت را به‌درستی و متناسب با عصر و تشنگی نسل جوان عرضه کنیم.
آری، او مبانی فکری نهضت را از سال‌ها پیش آماده کرد و جامعه مسلمان را به این حقایق توجه داد. بیان توانا، نوشته‌های شیوا و رسا و درس‌ها و بحث‌های مطهری توانست چنان این اصول را به خوبی و زیبایی عرضه کند که دیگر همه مکتب‌ها در صحنه‌های مبارزاتی عقب‌نشینی کردند و نیروهای مذهبی حضوری پرقدرت و متکی بر تفکر اسلامی در صحنه یافتند.
این حرکت شهید مطهری موجب شد اصالت فکر اسلامی تثبیت گردد. این انقلاب برقی نبود که ناگهان بدرخشد و جامعه را عوض کند، بلکه این تحول متکی به زمینه‌سازی‌های فکری و اعتقادی پیشینی بود که باغبان‌هایی چون مطهری موفق به انجامش شدند. حال می‌توان اینها را به دقت بررسی و ارزیابی کرد و فهمید یک عالِم دینی می‌تواند چه نقش برجسته‌ای در جامعه داشته باشد. اگر کوشش‌های مطهری در عرصه‌های گوناگون علمی، فرهنگی، تبلیغی، سیاسی و آموزشی نبود و اگر او در جمع پزشکان، مهندسان، فرهیختگان، دانشجویان و دیگر قشرهای جامعه آن مباحث ناب و معارف ارزشمند را مطرح نمی‌کرد، تفکر اسلامی به این زودی پذیرفته نمی‌شد و
‌﴿ صفحه 224 ﴾
انقلاب اسلامی به ثمر نمی‌رسید؛ مگر اینکه خداوند کسان دیگری را می‌فرستاد. البته خزانه لطف و رحمت الاهی هیچ‌گاه و در هیچ شرایطی خالی نیست، ولی در این شرایط چنین مقدر شده بود که شهید مطهری آن سرچشمه را جاری کند، تا ما از جویبارهایش استفاده کنیم و البته باید قدردان این فداکاری باشیم و از خدا بخواهیم به ما توفیق دهد از آثار بابرکت آن درست بهره‌برداری کنیم و راهش را ادامه دهیم.(188)

متفکر مبارز

شهید مطهری خود نیز در مبارزات سیاسی حضوری فعال داشت، اما شیوه‌اش در این عرصه به‌گونه‌ای بود که در ورای آن جوش و خروش انقلابی، انسانی آرام و برکنار از جریان‌های سیاسی به نظر می‌رسید و فعالیت‌های سیاسی خود را از نزدیک‌ترین دوستان که انقلابی نبودند پنهان می‌کرد. او اعتقاد داشت پرخاشگری‌ها و هیجانات زودگذر برای به ثمر نشستن انقلاب چندان سودی ندارد و باید فکر اصیل این حرکت حفظ، و محتوای اسلامی آن تقویت شود.
یکی از تشکل‌هایی که شهید مطهری ارتباط جدی با آن داشت، گروه زیرزمینی و مخفی هیئت‌های مؤتلفه اسلامی بود که بار عمده مبارزه را در سال 1341 تا 1349 بر دوش می‌کشید.(189) مؤتلفه اسلامی پس از مدتی تلاش، به دلیل ضرورتْ شورایی را
‌﴿ صفحه 225 ﴾
به‌وجود آورد تا در امور مهم و حساس تصمیم‌گیری کنند. شهید مطهری با نهایت دقت، رعایت اصول تقیه و مخفی‌کاری با این هیئت مرتبط بود و آن‌چنان با فراست، کاردانی و تدبیر پیش می‌رفت که وقتی دستگیر شد ساواک نتوانست چیزی به‌دست آورد و ناگزیر، وی را آزاد کرد.
آن شهید در سال‌های پس از 1342 با تلاشی گسترده به تبیین فرهنگ اسلامی در جامعه پرداخت و رسالت تدوین فرهنگ انقلاب و آگاه ساختن نسل جوان را عهده‌دار شد. فعالیت‌ در حسینیه ارشاد و مسجدالجواد نقطه اوج کوشش‌های فرهنگی استاد در سال‌های 1342 تا 1350 بود. سرانجام با بسته شدن این کانون‌های مقاومت دینی توسط ساواک در سال 1351 و دستگیری استاد و سپس ممنوع‌المنبر شدنش، مشکلاتی فراوان برای شهید مطهری، در آن مقطع حساس و اوج خفقان و اختناق بوجود آمد. فعالیت‌های سیاسی شهید مطهری چنان برای رژیم شاه مهم و اساسی بوده است که ساواک از کارگزاران خود می‌خواهد درباره فعالیت‌های او گزارش‌هایی مستمر تهیه کنند.(190)
پس از تبعید امام به نجف، شهید مطهری ارتباط خود را به وسیله نامه و... با رهبر انقلاب ادامه داد. در سال 1355 استاد مطهری عازم عتبات عالیات شد و پس از زیارت بارگاه امام حسین(علیه السلام) در کربلا، به نجف رفت و پس از زیارت مضجع مقدس حضرت علی(علیه السلام) به دیدار امام خمینی(رحمه الله) شتافت. او مدت یک هفته در نجف ماند و با امام درباره مسائل نهضت، حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها به گفت‌وگو پرداخت.(191)
‌﴿ صفحه 226 ﴾
شهید مطهری در جامعه روحانیت مبارز نیز حضوری فعال داشت و جزو مؤسسان این تشکل بود. جامعه روحانیت مبارز عمده‌ترین کارها را در ارتباط با تظاهرات مردم، راهپیمایی‌ها، جلسات بزرگ و مهم و سخنرانی‌ها، برنامه‌ریزی و هدایت می‌‌کرد و شهید مطهری در جلسات آن، فعالیتی مؤثر و قابل توجه داشت.(192) شهید مطهری سفری نیز به پاریس داشت که در پی آن با امام ملاقات کرد و امام مسئولیت تشکیل شورای انقلاب اسلامی را به عهده ایشان نهاد.(193)
در بحبوحه انقلاب اسلامی که اعتصاب‌ها اوج گرفت و مردم ایران بر اثر اعتصاب کارکنان شرکت نفت از نظر سوخت دچار مشکل شدند، شهید مطهری برای رفع این تنگنا طرحی پیشنهاد کرد که به تصویب امام خمینی(رحمه الله) رسید و رضایت مردم را فراهم ‌آورد.(194)
پس از ورود امام به فرودگاه مهرآباد، خیر مقدمی که استاد مطهری نوشته بود، خوانده شد. چنین تنظیم شده بود که وقتی امام به بهشت‌ زهرا می‌رود تا برای میلیون‌ها نفر از علاقه‌مندان و مبارزان سخنرانی کند، در آغاز پدر یکی از اعضای گروهک منافقین
‌﴿ صفحه 227 ﴾
سخنرانی کند. آن روزها این افراد محبوبیتی هم در میان مردم داشتند. شهید مطهری با آن بینش سیاسی دقیق در واپسین لحظات از اجرای این برنامه جلوگیری کرد.(195)
با ورود امام به تهران و استقرار ایشان در مدرسه رفاه، استاد مطهری به منزله مرزبانی بیدار و دلاور آنجا حضور داشت. در واقع بیت امام را شهید مطهری اداره می‌کرد و مراقب بود که مبادا عناصر ناسالم، یا اعضای گروهک‌ها با نفوذ به داخل، اخلال یا سوء‌استفاده کنند.(196)
استاد مطهری پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای تثبیت و استقرار نظامی اسلامی، فعالیت‌هایی ارزنده‌ انجام داد و مهم‌ترین و مورد اعتمادترین مشاور امام خمینی(رحمه الله) بود. او علاوه بر شرکت در جلسات شورای انقلاب و ارائه پیشنهاد‌های سودمند به رهبری انقلاب، بیشترین وقت خود را صرف تبیین حکومت و انقلاب اسلامی کرد.