آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

گسترش اندیشه ناب

کاری که باید درباره آثار شهید مطهری انجام پذیرد و کم‌بودش احساس می‌شود، مطرح کردن پرسش‌ها و نیازهای زمان و بازیابی پاسخ آنها از میان آثار ایشان است. در این راستا کمترین کار ممکن انجام شده و می‌شود. مجموع تلاش‌هایی که تاکنون صورت گرفته، عرضه افکار استاد به علاقه‌مندان، با کمترین اصلاح و تغییر بوده است، که البته حرکتی ارزشمند است و باید در جای خود ادامه یابد؛ اما در کنار آنها، یکی از اقدامات پژوهشی برای تکریم او و اندیشه‌هایش و نیز بهره‌وری و استفاده درست جامعه از افکارش این است که پاسخ نیازهای امروز، داروی دردهای نسل جوان و مرهم زخم‌های فکری و فرهنگی، از نوشته‌های آن شهید بزرگ استخراج شود.
همچنین می‌توان آثار ایشان را اعم از بیانی و نوشتاری و... در قالب لوح‌های فشرده و در شبکه
بین‌المللی اینترنت، برای علاقه‌مندان جهانی عرضه کرد. البته هم در زمینه آثار نرم‌افزاری و هم کارهای بین‌المللی اقداماتی شده است، اما با توجه به تأیید و
‌﴿ صفحه 100 ﴾
توصیه امام نسبت به آثار او، تأکید بر شخصیت مطهری و مطرح کردن وی، یکی از ضرورت‌های بسیار جدی است. نکته دیگر اینکه برای افراد متدین و کسانی که دغدغه و توان حمایت از کارهای فرهنگی دارند، نشر آثار خوب یک گام بزرگ است. گرچه آثار استاد در نشریات جایگاه خوبی داشته و توزیع مناسبی از آنها انجام گرفته است، بسیاری از کتابخانه‌ها، مدارس، مساجد و... از آثار استاد بی‌بهره‌اند، یا تعداد آثار، برای رفع نیاز کافی نیست. باید خیرین و افرادی متدین داوطلب باشند که برای خدمات
البته برای تکریم ایشان، کارهایی دیگر هم می‌توان انجام داد. یکی اینکه آثار نوشتاری و بیانی استاد، بدون کوچک‌ترین تصرفی حفظ شود. البته در یک نوشته، تصرفی اندک برای تبدیل گفتار به نوشتار طبیعی است، ولی اینکه عین فرمایش‌ها و آثار نوشتاری ایشان حفظ و منتقل شود، مهم‌تر است.
دوم اینکه برای کاربردی کردن آثار، می‌توان گونه‌ای دسته‌بندی موضوعی برای مطالب ایشان ترتیب داد، تا در طرحی هرم‌گونه مشخص شود این موضوعات در چند بخش است و بخش‌های کلی‌ و زیرمجموعه‌های هر کدام چیست، تا به موضوعات ریز برسد. آن‌گاه از هر موضوعی از مجموع آثار ایشان مطالبی جمع‌آوری شود، تا روشن شود ایشان درباره آن نکته در هر کتابی چه گفته است. ممکن است مطلب را در جایی مطرح کرده و ادامه‌اش را جای دیگر نوشته باشد، یا جایی دیگر مشروح‌تر بیان کرده باشد. این یک نیاز است که اگر کسی خواست نظر استاد را در موضوعی خاص ببیند، بدون اتلاف وقت و بررسی همه آثار شهید مطهری، بتواند از دیدگاه‌های ایشان آگاه شود.
سوم، ادامه تحقیقات ایشان است. آن شهید در مسیرهایی، قدم‌های اولیه را برداشته
‌﴿ صفحه 101 ﴾
و راهی را گشوده‌ است، ولی موفق نشده این راه را ادامه داده یا کامل کند. کسانی دیگر باید پا به میدان نهاده، این کارها را تکمیل کنند. برای مثال، انتشار مطالبی که یادداشت کرده بود، ولی هنوز به نگارش نهایی درنیامده است، یا مبحثی را در جایی به طور تعلیقی بیان کرده، ولی به صورت مقاله درنیامده است. این‌ گونه چیزها در آثار ایشان بسیار است. اهل فن و افراد توانا باید چنین اموری را پی‌گیرند.
چهارم، تحلیل‌هایی است که باید بر گفتارها و رفتارهای ایشان انجام شود. بررسی موضع‌گیری سیاسی ایشان؛ دلیل انتخاب چنان شیوه و موضوعاتی برای بحث، تحقیق و نگارش؛ اینکه در برابر اشخاص و گروه‌ها ـ پیش و پس از انقلاب ـ چه روشی پیش گرفتند و چرا آن‌گونه موضع‌‌گیری کردند، کار چهارمی است که باید انجام شود و برای امور اجتماعی و فرهنگی سودمند‌تر است. البته گاهی همه اینها لغزش‌هایی دارد؛ امروز دیده می‌شود نص صریح کلام امام را تغییر داده و به صورتی دیگر تفسیر می‌کنند. امام خمینی(رحمه الله)، در بین رهبران جهان، از کسانی بود که شاید هیچ کس مثل ایشان صریح، روشن و بی‌ابهام سخن نمی‌گفت، اما مشاهده می‌شود کسانی که از آنان چنین انتظاری نمی‌رفت، کلام امام را مسخ می‌کنند و با برداشت‌هایی از آن، تحریف‌های عمدی انجام می‌دهند.
وقتی این‌گونه با سخنان امام بازی می‌کنند، ممکن است با بیانات شهید مطهری هم چنین کاری انجام شود. بدین سبب باید در این دو قسمت اخیر، افرادی که از خودشان مایه می‌گذارند یا به تکمیل و تحلیل می‌پردازند، کسانی باشند که با روح، افکار، اهداف و خط مشی‌های او آشنا باشند و با دقت بسیار و بدون اِعمال غرض و سلیقه شخصی حقیقت را بازگو کنند، تا گفتار و رفتار آن شهید درسی برای جامعه امروز ما باشد. باید از رفتارهایی که با ایشان می‌شد، واکنش‌‌هایی که گروه‌های مختلف، حتی نزدیکان و دوستانش انجام می‌دادند، برای امروزمان عبرت گیریم. شاید هنوز این نکته‌ها برای
‌﴿ صفحه 102 ﴾
بسیاری از ارادتمندان شهید مطهری پنهان باشد. او در زمان حیات خود، تا آخرین روزها مورد بی‌مهری و بی‌وفایی دوستان و آشنایانش بود؛ دشمنان که جای خود دارند. اما او به این مسائل وقعی نمی‌نهاد و برایش اهمیت نداشت چه کسی مخالف و چه کسی موافق است. اگر هم می‌کوشید موافقی برای خود بیابد ـ همان‌طور که در مواردی برای اینکه وانمود کند تنها نیست و قدم‌هایی همراه اوست این گونه عمل کرد ـ به این دلیل بود که کارش بیشتر پیش برود. به هر حال، اینها مسائلی است که باید بیشتر بر رویشان کار کنیم و به وسیله آنها نیازهای اجتماعی و دردهای جامعه را برطرف کنیم.(70)
‌﴿ صفحه 103 ﴾

فصل پنجم: آفت‌زدایی از بوستان فرهنگ و عقیده

‌﴿ صفحه 104 ﴾
‌﴿ صفحه 105 ﴾

خودباختگانِ غرب‌زده

در هر جامعه‌ای قشرهایی وجود دارند که از حیث فکری و علمی توانا هستند، ولی از نظر ایمان، باور و درک دینی ضعیف‌اند؛ یعنی پرداختن به مسائلی همچون کارهای علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برایشان مجال تعمق در دین و تعبد و تقید مذهبی نگذاشته است. به هر روی، گرایش‌های درونی، شرایط زمانی و مکانی و یا علت‌های دیگر، مانع از توجه جدی، قوی و ژرف این قشر به دیانت شده است و به همین دلیل کمتر کوشیده‌اند پایه‌های اعتقادی خود را استوار کنند.
این‌ افراد می‌توانند در برخی مسائل فکری،‌ سیاسی و علمی، مطالب را به خوبی ارزیابی و مباحث را حلاجی کنند؛ با طرف مقابل مجادله‌ای قوی داشته باشند و به قول عامه مردم مو را از ماست بکشند و نقد، رد یا دفاع کنند، ولی درباره مسائل دینی، از آنجا که کاری عمیق و ریشه‌دار نکرده‌اند؛ استاد کافی ندیده‌اند؛ مطالعه جهت‌دار نداشته‌اند و ‌شرایط محیطی و ویژگی‌های تربیتی و آموزشی برایشان مساعد نبوده،‌ یک نوع انحراف دینی پیدا کرده‌اند.
در زمان ما، نمونه روشن اینها،‌ همین روشنفکرهای غرب‌زده‌اند. ممکن است این افراد در مسائل علمی مانند علوم دقیقه، علوم تجربی یا علوم انسانی بسیار قوی باشند، زیرا در این رشته‌ها بررسی‌های بسیاری داشته‌اند و کمابیش در این عرصه‌ها سخن‌ها، نوشته‌ها و کتاب‌هایی هم از خود به یادگار نهاده‌اند؛ می‌توانند خودی نشان دهند و بدرخشند، اما چون در برابر افکار غربی، یک نوع شیفتگی افراطی داشته‌اند، یا در فضایی
‌﴿ صفحه 106 ﴾
زندگی کرده‌اند که اندیشه‌های وارداتی غربی چیره بوده است؛ زرق و برق و ظواهر اروپایی‌ها را دیده‌اند؛ توسعه و پیشرفت‌های علمی،‌ صنعتی و فناوری‌های آنان را مشاهده کرده‌ و در برابر ایشان هویت خود را از دست داده‌اند، نگرش دینی، باورهای مذهبی و تعهد اخلاقی آنان اثر پذیرفته است. آنان به علت ضعف بنیه دینی، تصور کرده‌اند دین یک مانع و مزاحم برای رسیدن به موفقیت‌های علمی و به دست آوردن رفاه مادی و آسایش در زندگی فردی و اجتماعی است. به همین جهت فکر می‌کنند باید دیانت را به حاشیه رانده، یا حتی آن را کنار بزنند! شاید گوشه و کنار هم این نگرش را ابراز کنند و اگر شرایط را مساعد دیده، گوش شنوایی بیابند ـ که البته چنین شرایطی کم هم نیست این تصورات غلط را رواج دهند. اینها دین را یک دستی می‌گیرند، یعنی ‌آنچنان که ‌باید، دین را نشناخته‌اند و در مقابل، دلباخته غرب، استکبار و دنیای کفر شده‌، پذیرفته‌اند که دستاوردهای جهان غرب و سلطه‌گران غربی منهای دیانت است.
از آنجا که شرایط در یک کشور اسلامی و انقلابی و سرزمینی که بیشتر مردمش به دین و باورهای خود معتقدند و عشق می‌ورزند، برای آنان مساعد نیست و جامعه آنچه را مطرح می‌کنند برنمی‌تابد، افکار واقعی و نگرش‌های درونی خود را با صراحت بر زبان نمی‌آورند و می‌کوشند آرام‌آرام در گوشه و کنار مطالبی را مطرح کنند، تا کم‌کم زمینه‌ای برای سخنان اصلی‌شان فراهم شود. آنان از جایی که آسیب‌پذیرتر است آغاز می‌کنند؛ نقطه ضعف‌هایی را که در کلمات برخی سخنرانان، نوشته‌ها و نشریات وجود دارد، بزرگ‌نمایی می‌کنند و می‌کوشند نکته‌ای را که در حاشیه‌ها و پاورقی‌ها دیده‌اند و بسیار جزئی و قابل چشم‌پوشی است، یک معضل بزرگ و خطای نابخشودنی نشان دهند، و این‌گونه ابهت مروجان دیانت و کارشناسان مسائل اعتقادی را خرد کنند؛ زیرا می‌دانند تا زمانی که مردم به علمای دینی، مراجع تقلید و ناشران فرهنگ اهل‌بیت معتقدند و سخن، طرح و مباحث آنان را می‌پذیرند، به آسانی فریب نمی‌خورند.
‌﴿ صفحه 107 ﴾
همان‌گونه که امام خمینی(رحمه الله) بارها فرموده‌اند، اسلام منهای روحانیت یعنی اسلام منهای اسلام. آنان چون به دین اعتقادی ندارند، به مروجان دیانت یورش می‌برند. پس این سوی و آن سوی می‌کاوند تا دستگیره‌ای بیابند و مردم را نسبت به باورهای خود و رهبران دینی تضعیف کنند و به‌تدریج به سوی مقاصد خطرناک‌تر گام بردارند و جوّی فراهم شود که بتوانند عقاید درونی خود را بر زبان آورند. به همین دلیل، این حرکت از آغاز انقلاب تا‌کنون، بسیار آرام و حساب‌شده رو به فزونی است؛ یعنی حرکتی تکاملی برای یک توطئه حساب شده، از نقطه‌ای آغاز شد و بسیار آرام، جهت‌دار و با نقشه پیش می‌رود و هر روز برگی را ورق می‌زند.‌ کم‌کم کار به جایی می‌رسد ‌که در حقانیت امام و اصل ولایت فقیه تردید روا می‌دارند و باید آماده بود که در اصل خدا، دین و اعتقادات نیز خدشه‌ وارد کنند.
البته این حادثه رخ داده است، اما بسیار تدریجی و پنهان. برخی حرکت‌ها بسیار روشن و همه‌فهم است، ولی برخی، هنوز درست آشکار نشده است. تردید روا داشتن در عقاید از دیدگاه آنان، به معنای اصطلاح رایج در فرهنگ ما، به معنای باطل شمردن چیزی است. علمای مسئول، رهبران شایسته و روحانیان آگاه باید مراقب این حرکت‌های فکری و فرهنگی باشند؛ اجازه ندهند عده‌ای با نام روشنفکر، حساب شده با مبانی دین به مبارزه برخاسته، باورهای استوار آیین اسلام و موازین شرع مقدس را چیزی شبیه افسانه و افسون تلقی کنند و چنین به جامعه القا نمایند که دوران دین‌داری به پایان رسیده و دیگر در اجتماع جایی برای مسائل اعتقادی و مقدس وجود ندارد و تنها علم یکه‌تاز میدان زندگی است. اینها بزرگ‌ترین خطرهایی هستند که اسلام و موازین آن را تهدید می‌کنند و عالمان دینی باید وظیفه خود را در برابر اینها تشخیص داده، به صورت معقول، شایسته و سنجیده با این حرکت‌های خطرناک برخورد کنند.
شهید آیت‌الله مطهری از نادر عالمانی بود که در بحث‌ها،‌ سخنرانی‌ها و نوشته‌های
‌﴿ صفحه 108 ﴾
خویش، اندیشه‌های چنین روشنفکرانی را درباره مسائل اسلامی نقد کرد و لغزش‌های فکری آنان را، که بیشتر ناشی از آگاهی اندک این قشرها از معارف اسلامی بود، آشکار ساخت. او به منزله کارشناس مسائل دینی و دیده‌بان دیانت، با دلسوزی و احساس تعهد، در واکنش به برداشت‌های نادرست عده‌ای، نظراتش را به شکل سنجیده و منطقی بیان کرد(71) و برداشت‌هایی را که با حقایق دینی و واقعیت‌های مسلم آیین اسلام تباین داشت، مردود اعلام کرد.(72)
‌﴿ صفحه 109 ﴾