آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

تبیین مفهوم ولایت

یکی دیگر از زمینه‌های جالب که استاد در آن روزگارِ تیره استبداد‌زده بدان پرداخت و
‌﴿ صفحه 96 ﴾
کمتر کسی فکر می‌کرد این‌قدر مورد نیاز باشد، مفهوم ولایت بود. او چندین سخنرانی در این باره ایراد کرد که در کتابی با عنوان ولاء‌ها و ولایت‌ها منتشر شد. استاد در آن روزگار که هنوز صحبت از ولایت فقیه، حکومت ولایی و این مسائل نبود، نگارش مطالبی محققانه و عمیق را در این عرصه آغاز کرد؛ واژه ولایت، کاربردهایش در قرآن، فرهنگ اسلامی و انواع ولایت‌هایی را که در فرهنگ خود داریم مورد بحث قرار داد و حاصل سخنرانی‌هایش در قالب کتابی، در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت.
نزدیک چهل سال است که استاد این سخنرانی‌ها را ایراد کرده، اما تاکنون کتابی که در حد رقابت با آن باشد نداشته‌ایم. اغلب برعکس است؛ گوهرها ناشناخته می‌مانند و خرمهره‌ها بازار فکر و اندیشه و پژوهش را تصرف می‌کنند.
لازم است به کتاب ولاء‌ها و ولایت‌ها که در آن زمان چاپ شد، اشاره‌ای شود؛ زیرا ما امروز هم به همان مباحث و استمرارشان نیازمندیم. ما مسلمانیم و معتقدیم خداوند، انبیا را برای هدایت بشر فرستاد تا او را به سوی سعادت دنیوی و اخروی راهنما باشند. «ولایت» یعنی عده‌ای با طوع و رغبت، دعوت انبیا را بپذیرند و آماده شوند حکومتی براساس آموزه‌های دینی به وجود آورند و مدیریت جامعه را عهده‌دار شوند. در پی این اعتقاد که تقریباً بین همه مسلمانان مورد اتفاق است، شیعه متممی دارد که چنانچه جامعه اسلامی به رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) و جانشینان بر حق و معصوم او دسترسی نداشت، به خود وانهاده نمی‌شود.
خدای متعال از شدت لطف و رحمتش و نیز پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به دلیل مراقبتی که بر هدایت مردم داشت ـ حَرِیصٌ عَلَیکمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَئؤُفٌ رَحِیم(69) ـ برای این روزگار هم
‌﴿ صفحه 97 ﴾
چاره‌ای اندیشیده است، یعنی در زمانی که به امام معصوم دسترسی ندارید، چه امام حضور داشته باشد و چه غایب باشد (که در این صورت، نیاز بیشتری به راهنمایی هست) فقیه جامع‌الشرایط، جانشین امام معصوم است. این، ویژه مکتب شیعه است. گرچه برخی بزرگان اهل ‌سنت هم چیزی شبیه به این گفته‌اند، ولی اصل آن از ویژگی‌های مکتب تشیع است.
به اعتقاد ما هرم قدرت باید به کسی که در مسائل اسلامی آگاه‌ترین مردم است، منتهی شود؛ همان که به او می‌گوییم ولی‌فقیه. پس این ولایت، پرتوی است از ولایتی که خداوند به معصومین تفویض کرده و وقتی به مجتهد می‌‌رسد در حکم ولایت فقیه تبلور می‌یابد. در سراسر دنیا، حکومت ایران را حکومت ولایی می‌شناسند.
دشمنان درصدد برآمدند این دستمایه انقلاب و سرمایه عظیم را که شهید مطهری و امثال او زمینه‌هایش را فراهم آوردند، از مردم بگیرند. آنها دو حرکت را آغاز کردند: از سویی کوشیدند در مبانی ولایت فقیه تشکیک کنند؛ سیمایش را مشوش جلوه داده و آن را دیکتاتوری یا فاشیستی نشان دهند و از سوی دیگر، کوشیدند ریشه این درخت را که میوه‌اش ولایت‌ فقیه است قطع کنند. یعنی یک حرکت را از اصل و اساس آغاز کردند و یکی را هم از میوه‌ها و شاخه‌ها.
در جامعه ما، با وجود تلاش‌های امام خمینی و بحث‌های ایشان در نجف با عنوان «ولایت فقیه» و نیز تلاش‌های شاگردانش مانند شهید مطهری در پی‌گیری این بحث‌ها، در اثر نقشه‌های شوم دشمنان، اصل مسئله برای نسل جوان کاملاً روشن نیست. برای آنان چنین وانمود شده که معتقدان به این اصل، دیکتاتوری را پذیرفته‌اند؛ یعنی ولی‌فقیه هر چه خواست می‌کند و مردم موظف‌اند بدون چون و چرا اجرا کنند. این حرکت ناجوانمردانه‌ای است که نسبت به این برنامه درست و ضروری انجام می‌گیرد، تا کسی به آن رغبت نکند و به دنبالش نرود.
‌﴿ صفحه 98 ﴾
امام خمینی(رحمه الله) و فرزندان معنوی او، شهید مطهری، دکتر بهشتی و دیگران توضیح دادند که ولایت فقیه نه‌تنها دیکتاتوری و فاشیستی نیست، بلکه شایسته‌ترین، عاقلانه‌ترین و حکیمانه‌ترین شکل حکومت است که تا به حال به فکر بشر رسیده است. ولی‌فقیه حق ندارد به دلخواه خود دستور دهد و حکم صادر کند، بلکه اگر عملاً در رفتار شخصی خود گناه یا عملی مخالف عدالت انجام دهد، از مقام ولایت برکنار می‌شود. این شرایط را مقایسه کنید با وضع حکومتی که در کشورهای به اصطلاح دموکرات وجود دارد؛ که رئیس‌جمهور با تقلب یا تبلیغات کاذب به قدرت می‌رسد و در واقع، کارتل‌های سرمایه‌دار، زرسالاران آنها را سر کار می‌آورند. همچنین وقتی چنین شخصی به قدرت می‌رسد، به فساد اخلاقی، سوء استفاده مالی و استفاده نادرست از قدرت روی می‌آورد، ولی متأسفانه نه‌تنها کسی به این روند پر‌آفت اشکال نمی‌گیرد، بلکه آن را به منزله مصداق دموکراسی می‌پذیرند و بهترین شکل حکومت می‌دانند!
اما در حکومت ولایت فقیه، کسانی که می‌خواهند ولی فقیه را انتخاب کنند، باید اهل تشخیص بوده، شرایط رهبری را بهتر از دیگران بدانند. این افراد، خودشان فقیه و مجتهد‌ هستند و اگر در حوزه انتخابیه خود به دینداری، تقوا، توانایی علمی، درستکاری و انصاف شناخته شده باشند، بهترین فرد (خبره) از سوی مردم برگزیده می‌شوند، تا به مجلس خبرگان بروند و رهبر را تعیین کنند.
بنابراین، نظریه «ولایت فقیه» از لحاظ انسجام، کامل‌ترین نظریه، از لحاظ روش انتخاب، اطمینان‌بخش‌ترین روش و از لحاظ ضمانت مشروعیت، کامل‌ترین است، زیرا با یک تخلف، ولی ‌فقیه از ولایت برکنار می‌شود، و اطاعت ولی ‌فقیه تا زمانی واجب است که در خط اسلام باشد و به دستورات اسلام عمل کند؛ اگر جایی بخواهد تخلف کند، دیگر اطاعتش واجب نیست. آیا راهی بهتر
از اینها هست؟ این راهی است که ائمه اطهار(علیهم السلام) برای ما بیان کردند و نیز در زمان غیبت، علمای بزرگ و در دوران معاصر،
‌﴿ صفحه 99 ﴾
حضرت امام به صورت کامل تبیین کردند. البته نباید حق دیگران را نادیده گرفت. از جمله کسانی که این مسئله را درست تبیین کرد، مرحوم آیت‌الله بروجردی بود. در زمان طاغوت و اختناق رضاخان چه کسی جرئت داشت از این حرف‌ها بزند؟ ایشان شجاعت و شهامتی خدادادی و قدرتی روحی داشت. امام هم که در مکتب چنین کسی تربیت شده و از درس‌های ایشان استفاده کرده بود، این نظریه را در کتاب ولایت فقیه تبیین کرد. سپس شاگردان امام، به‌ویژه شاگرد برجسته‌اش شهید مطهری ـ که به تعبیر خودش حاصل عمرش بود ـ در این زمینه بحث‌هایی ریشه‌ای را آغاز کردند، اما متأسفانه استاد مطهری پیش از پایان بحث‌ها به شهادت رسیدند. بحمدالله شاگردان او این بحث‌ها را ادامه دادند.

گسترش اندیشه ناب

کاری که باید درباره آثار شهید مطهری انجام پذیرد و کم‌بودش احساس می‌شود، مطرح کردن پرسش‌ها و نیازهای زمان و بازیابی پاسخ آنها از میان آثار ایشان است. در این راستا کمترین کار ممکن انجام شده و می‌شود. مجموع تلاش‌هایی که تاکنون صورت گرفته، عرضه افکار استاد به علاقه‌مندان، با کمترین اصلاح و تغییر بوده است، که البته حرکتی ارزشمند است و باید در جای خود ادامه یابد؛ اما در کنار آنها، یکی از اقدامات پژوهشی برای تکریم او و اندیشه‌هایش و نیز بهره‌وری و استفاده درست جامعه از افکارش این است که پاسخ نیازهای امروز، داروی دردهای نسل جوان و مرهم زخم‌های فکری و فرهنگی، از نوشته‌های آن شهید بزرگ استخراج شود.
همچنین می‌توان آثار ایشان را اعم از بیانی و نوشتاری و... در قالب لوح‌های فشرده و در شبکه
بین‌المللی اینترنت، برای علاقه‌مندان جهانی عرضه کرد. البته هم در زمینه آثار نرم‌افزاری و هم کارهای بین‌المللی اقداماتی شده است، اما با توجه به تأیید و
‌﴿ صفحه 100 ﴾
توصیه امام نسبت به آثار او، تأکید بر شخصیت مطهری و مطرح کردن وی، یکی از ضرورت‌های بسیار جدی است. نکته دیگر اینکه برای افراد متدین و کسانی که دغدغه و توان حمایت از کارهای فرهنگی دارند، نشر آثار خوب یک گام بزرگ است. گرچه آثار استاد در نشریات جایگاه خوبی داشته و توزیع مناسبی از آنها انجام گرفته است، بسیاری از کتابخانه‌ها، مدارس، مساجد و... از آثار استاد بی‌بهره‌اند، یا تعداد آثار، برای رفع نیاز کافی نیست. باید خیرین و افرادی متدین داوطلب باشند که برای خدمات
البته برای تکریم ایشان، کارهایی دیگر هم می‌توان انجام داد. یکی اینکه آثار نوشتاری و بیانی استاد، بدون کوچک‌ترین تصرفی حفظ شود. البته در یک نوشته، تصرفی اندک برای تبدیل گفتار به نوشتار طبیعی است، ولی اینکه عین فرمایش‌ها و آثار نوشتاری ایشان حفظ و منتقل شود، مهم‌تر است.
دوم اینکه برای کاربردی کردن آثار، می‌توان گونه‌ای دسته‌بندی موضوعی برای مطالب ایشان ترتیب داد، تا در طرحی هرم‌گونه مشخص شود این موضوعات در چند بخش است و بخش‌های کلی‌ و زیرمجموعه‌های هر کدام چیست، تا به موضوعات ریز برسد. آن‌گاه از هر موضوعی از مجموع آثار ایشان مطالبی جمع‌آوری شود، تا روشن شود ایشان درباره آن نکته در هر کتابی چه گفته است. ممکن است مطلب را در جایی مطرح کرده و ادامه‌اش را جای دیگر نوشته باشد، یا جایی دیگر مشروح‌تر بیان کرده باشد. این یک نیاز است که اگر کسی خواست نظر استاد را در موضوعی خاص ببیند، بدون اتلاف وقت و بررسی همه آثار شهید مطهری، بتواند از دیدگاه‌های ایشان آگاه شود.
سوم، ادامه تحقیقات ایشان است. آن شهید در مسیرهایی، قدم‌های اولیه را برداشته
‌﴿ صفحه 101 ﴾
و راهی را گشوده‌ است، ولی موفق نشده این راه را ادامه داده یا کامل کند. کسانی دیگر باید پا به میدان نهاده، این کارها را تکمیل کنند. برای مثال، انتشار مطالبی که یادداشت کرده بود، ولی هنوز به نگارش نهایی درنیامده است، یا مبحثی را در جایی به طور تعلیقی بیان کرده، ولی به صورت مقاله درنیامده است. این‌ گونه چیزها در آثار ایشان بسیار است. اهل فن و افراد توانا باید چنین اموری را پی‌گیرند.
چهارم، تحلیل‌هایی است که باید بر گفتارها و رفتارهای ایشان انجام شود. بررسی موضع‌گیری سیاسی ایشان؛ دلیل انتخاب چنان شیوه و موضوعاتی برای بحث، تحقیق و نگارش؛ اینکه در برابر اشخاص و گروه‌ها ـ پیش و پس از انقلاب ـ چه روشی پیش گرفتند و چرا آن‌گونه موضع‌‌گیری کردند، کار چهارمی است که باید انجام شود و برای امور اجتماعی و فرهنگی سودمند‌تر است. البته گاهی همه اینها لغزش‌هایی دارد؛ امروز دیده می‌شود نص صریح کلام امام را تغییر داده و به صورتی دیگر تفسیر می‌کنند. امام خمینی(رحمه الله)، در بین رهبران جهان، از کسانی بود که شاید هیچ کس مثل ایشان صریح، روشن و بی‌ابهام سخن نمی‌گفت، اما مشاهده می‌شود کسانی که از آنان چنین انتظاری نمی‌رفت، کلام امام را مسخ می‌کنند و با برداشت‌هایی از آن، تحریف‌های عمدی انجام می‌دهند.
وقتی این‌گونه با سخنان امام بازی می‌کنند، ممکن است با بیانات شهید مطهری هم چنین کاری انجام شود. بدین سبب باید در این دو قسمت اخیر، افرادی که از خودشان مایه می‌گذارند یا به تکمیل و تحلیل می‌پردازند، کسانی باشند که با روح، افکار، اهداف و خط مشی‌های او آشنا باشند و با دقت بسیار و بدون اِعمال غرض و سلیقه شخصی حقیقت را بازگو کنند، تا گفتار و رفتار آن شهید درسی برای جامعه امروز ما باشد. باید از رفتارهایی که با ایشان می‌شد، واکنش‌‌هایی که گروه‌های مختلف، حتی نزدیکان و دوستانش انجام می‌دادند، برای امروزمان عبرت گیریم. شاید هنوز این نکته‌ها برای
‌﴿ صفحه 102 ﴾
بسیاری از ارادتمندان شهید مطهری پنهان باشد. او در زمان حیات خود، تا آخرین روزها مورد بی‌مهری و بی‌وفایی دوستان و آشنایانش بود؛ دشمنان که جای خود دارند. اما او به این مسائل وقعی نمی‌نهاد و برایش اهمیت نداشت چه کسی مخالف و چه کسی موافق است. اگر هم می‌کوشید موافقی برای خود بیابد ـ همان‌طور که در مواردی برای اینکه وانمود کند تنها نیست و قدم‌هایی همراه اوست این گونه عمل کرد ـ به این دلیل بود که کارش بیشتر پیش برود. به هر حال، اینها مسائلی است که باید بیشتر بر رویشان کار کنیم و به وسیله آنها نیازهای اجتماعی و دردهای جامعه را برطرف کنیم.(70)
‌﴿ صفحه 103 ﴾

فصل پنجم: آفت‌زدایی از بوستان فرهنگ و عقیده

‌﴿ صفحه 104 ﴾
‌﴿ صفحه 105 ﴾