آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

فصل چهارم: پاسخگوی نیاز‌های زمان

‌﴿ صفحه 78 ﴾
‌﴿ صفحه 79 ﴾

باغبان بوستان معارف، باغبان اندیشه‌ها، پرورش جوانان

شهید آیت‌الله مطهری در قلمرو تدریس ویژگی‌های خاصی داشت(53) که بسیار کم‌نظیر بود. هم در کیفیت تدریس و هم در چگونگی برخوردهایش با دانشجویان، شیوه بحث با صاحب‌نظران، روش گزینش درس، تبیین مباحث و نکته‌های بسیار دیگر. این یک دلیل برای انتخاب شهید مطهری به عنوان معلم نمونه و الگو بود. اما مطلب از این بالاتر است؛ زیرا او به جز اینکه معلمی شایسته و کامل بود، امتیازات روحی و اخلاقی فراوانی را به دست آورده و ویژه خود ساخته بود.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این معلم مطهر این بود که به‌خوبی شناخته بود جامعه اسلامی، نسل جوان، قشرهای روحانی و دانشگاهی چه نیازهایی دارند که باید برآورده گردد.
در رژیم ستم‌شاهی پهلوی که مسائل دینی و ارزش‌های معنوی و اسلامی به دست فراموشی سپرده شده بود، نه‌تنها دین‌داری و پیروی از موازین اسلامی افتخاری نبود، بلکه گونه‌ای حقارت و سرشکستگی را به دنبال داشت.
اگر دانشجوی مسلمانی در محیط دانشگاه می‌خواست نماز بخواند از هم‌کلاسی‌ها و
‌﴿ صفحه 80 ﴾
استادان خجالت می‌کشید؛ باید می‌رفت در گوشه‌ای دور از چشم دیگران، مکانی بیابد و در خلوت و پنهانی فریضه‌اش را انجام دهد. اگر کسی از دیانت و عقاید اسلامی سخن می‌گفت او را متهم می‌کردند به اینکه متحجر و عقب‌افتاده است! و مدافعان دین در نظر آنان کسانی بودند که از ترقی و تمدن و توسعه علمی بهره‌ای نداشتند؛ مرتجع و واپس‌گرا بودند. البته در آن موقع متأسفانه افرادی بین دانشگاهیان نفوذ کرده بودند که به منزله عمله دستگاه ستم و مزدور بیگانگان، بی‌دینی را در محافل علمی ترویج می‌کردند. اساتید متدین و اهل بصیرت از این‌ گونه وابستگان به طاغوت و اجانب نفرت داشتند.
این اوضاع آشفته چنان فضای مراکز علمی و آموزشی را تیره ساخته بود که آشکارا با حقایق و باورهای اصیل اسلامی و مردمان مؤمن و مسلمان مبارزه می‌کردند؛ دین و ارزش‌های قرآنی را به باد تمسخر می‌گرفتند و رسماً سر کلاس‌ها با افکار مذهبی و عقاید دینی مخالفت می‌نمودند. در چنین موقعیت ناگوار و نگران‌ ‌کننده‌ای،‌ استاد شهید مرتضی مطهری پای خویش را از حوزه علمیه بیرون نهاد؛ وارد دانشگاه شد و دشواری‌های زیادی را در این مسیر متحمل گردید، تا توانست کرسی استادی را احراز کند و در این مقام بود که بهترین خدمات را در آن دوران به این کشور و جامعه مسلمان ارائه داد.
اگر امروزه مشاهده می‌کنیم در نهادهای حقوقی، قانونی، اجرایی و سایر پست‌های مهم کشور افراد متدینی دیده می‌شوند که صادقانه و خالصانه برای احیای فرهنگ اسلامی و حفظ هویت مذهبی و ترویج فضیلت‌ها می‌کوشند، اگر نگوییم تمامی آنها، بیشترشان دست‌پرورده شهید مطهری بوده‌اند، یا از سفره علمی و معرفتی او بهره گرفته‌اند. البته همین جا باید قدردان دیگران هم باشیم؛ شهیدانِ بزرگوار دکتر بهشتی، مفتح و باهنر هم در این زمینه سهمی مهم داشتند، ولی پیشگام همه استاد مطهری بود. شهید مطهری با رفتار و درس‌های خود و بیانی متقن و برهانی نسل جوانی را پرورش داد که امروز کارهای مهم کشور را در کف باکفایت خود دارند؛ کسانی را تربیت کرد
‌﴿ صفحه 81 ﴾
که با عقاید و اندیشه‌های اسلامی آشنا باشند؛ ایمان خود را تقویت کنند و ارزش‌های اسلامی را پاس دارند. اگر تعلیمات مطهری و امثال او نبود، ما افرادی را که بتوانند نظام اسلامی را بر پایه موازین و معارف محمدی اداره کنند نداشتیم، یا دست کم در این زمینه، بسیار در تنگنا بودیم. هر جای کشور کاری مفید صورت گرفته و فعالیت‌هایی شایسته‌ برای رفع مشکلات مردم برنامه‌ریزی و اجرا شده است، از آن جهت بوده که مجری و پیگیر این طرح‌ها مؤمن، دل‌سوز و شایسته بوده‌اند.
خصلت ویژه شهید مطهری این بود که در زمان مناسب، کمبودها و خلأهای فرهنگی، اجتماعی و تبلیغی را به خوبی درک، و شناسایی کرده بود. او وقتی با دقت و همه‌جانبه‌نگری مشکلات را بررسی می‌کرد، با علم و توانمندی خود راه چاره را هم تشخیص می‌داد و با تمام وجود و با شجاعت، فداکاری، گذشتن از مزایا و امور رفاهی و تحمل زخم‌زبان‌ها، قدم به راهی می‌گذاشت که آن را وظیفه خود می‌دانست و این مسیر پرخطر و دشوار را به گونه‌ای شایسته می‌پیمود و این وظیفه حساس را به بهترین شکل، توأم با برکات و ثمرات بسیار انجام می‌داد.
نظایر شهید مطهری جانشینان انبیا هستند که عمر خود را در مسیری صرف کردند که جامعه از محصولات آن بطور اساسی بهره برد. او علاوه بر دانش فوق‌العاده، افکار عالی و نیت خالص به این واقعیت رسید که چنین سرمایه‌های معرفتی و معنوی را در چه جهتی به کار ببرد. وی به خوبی درک کرده بود که دردهای جامعه کدام است و برای هر کدام از آلام مردم داروی مناسب و اثربخش تجویز می‌کرد؛ او نسل جوان را با نوشته‌ها، سخنرانی‌ها، دروس و مواعظ متقن و در عین حال ساده، رسا و آموزنده تغذیه کرد؛ خیلی خوب نیازها را شناخت؛ روش‌هایی نو درافکند و مطالبی جدید که حاجت‌های جامعه را روا می‌ساخت مطرح کرد.(54)
‌﴿ صفحه 82 ﴾
روش بدیع، جذاب و اقناع کننده‌ای در تفهیم و تبیین مبانی دینی به کار گرفت و آن‌قدر مداوم، عمیق و همه‌جانبه خدمت کرد که در همان زمان محدودِ عمر نسبتاً کوتاهش موفق شد همچون باغبانی آگاه و بابصیرت، بوستانی از معارف ناب را به رویش و شکوفایی برساند؛ به گونه‌ای که امروز پس از یک ربع قرن، هنوز جامعه کاملاً نیازمند و تشنه آموزه‌های اوست. اکنون هم مردم از این بوستان‌، گل‌های فضیلت می‌چینند و با رایحه آن مشام ذهن و دل خود را نوازش می‌دهند. این نشانه آن است که او راه را بسیار خوب شناخته بود که موفق شد این سرمایه‌های گران‌بها را در اختیارمان قرار دهد و ما همچنان باید به دنبالش بدویم و به گرد راه او نرسیم.(55)

جویباری در کویر

ویژگی‌های مطهری از آن جهت ممتاز بود که در زمینه‌های معنوی و علمی رشد متوازن داشت. ایشان پس از آنکه تحصیلات خود را به پایان رسانید و نزد استادان اخلاق، عرفان و سیر و سلوک به درجاتی عالی رسید، احساس کرد که حالا باید از این منابع ارزشمند، معادن غنی و توانایی‌های روحانی استفاده کند. او بی‌گدار به آب نزد؛ خواست انجام وظیفه کند؛ اما متوجه شد جامعه به بینشی نیاز دارد که سعادت آنها را در همه عرصه‌های فردی و اجتماعی تأمین ‌کند؛ پس چنین نتیجه گرفت که بهترین خدمت اجتماعی این است که اسلام به‌درستی و بدون تحریف و افراط و تفریط شناخته شود و به مرحله اجرایی برسد. بصیرت درست و باور عمیق، یقین ایجاد می‌کند، و به نوبه خود، امنیت روانی، سلامت اجتماعی و رشد فرهنگی جامعه را تضمین می‌نماید.
ولی اسلام گستردگی فراوانی در ابعاد گوناگون دارد و با توجه به شرایط مختلف جامعه؛ امکان دارد در برهه‌ و قلمروی بینش‌ ما نسبت به اسلام، جامع و هم‌سو باشد،
‌﴿ صفحه 83 ﴾
اما این وضع عمومیت ندارد؛ و در یک موقعیت اقتضای شرایط چنین است که در بخشی از ابعاد اسلامی بیشتر فعالیت کنیم. این تأکید حالت دوسویه دارد؛ یکی توانایی و امکانات ما و دیگر نیاز جامعه. شهید مطهری زمانی که می‌خواست وارد فعالیت‌های اجتماعی شود، در حدود سال‌های 1330 مطالعه و بررسی کرد، که جامعه اسلامی به چه چیزی بیشتر نیاز دارد؛ فکر کرد؛ مطالعه نمود و پس از بررسی‌های مداوم و همه‌جانبه به این واقعیت رسید که باید از سنگرهای اعتقادی و ایدئولوژیک دفاع کرد. در آن عصرْ یعنی پس از شهریور 1320 دولتی مقتدر وجود نداشت؛ نظام سیاسی دچار تزلزل بود(56) و هر کس در هر گوشه‌ای برای خود دسته‌ و حزبی راه می‌انداخت. حزب توده از همان وقت‌ها جزء نخستین حزب‌هایی بود که مثل قارچ در ایران رویید؛ کتاب‌هایی بسیار با افکار الحادی و مادی‌گرایی و گرایش‌های غربی انتشار می‌یافت و عناصر نفوذی در دستگاه حاکمه هم از این جریان استقبال می‌کردند.(57)
‌﴿ صفحه 84 ﴾
شهید مطهری می‌توانست در حوزه بماند و مقام برجسته‌ای در فقه یا علوم دیگر اسلامی به دست آورد. به راستی نیز همگان به شایستگی علمی او اعتراف داشتند، ولی او به دلیل احساس وظیفه، وقتش را در جهت‌ نیاز جامعه اسلامی صرف کرد. اگر کارهای ایشان نبود، افکار و مکاتب بشری و مادی چون سیلاب‌هایی ارزش‌‌ها را در معرض تهدید قرار می‌داد و نسل جوان را به سوی دره‌ای خطرناک و هلاک کننده می‌کشید.
او این نیاز را درک کرد که باید با دانشگاه رابطه برقرار کند. آن وقت‌ها ارتباط یک روحانی با نسل دانشگاهی غیر ممکن یا خواب و خیال می‌نمود. نمی‌توانید تصور کنید چه جوّی در دانشگاه‌ها حاکم بود؛ با چه چشمی به حوزه نگاه می‌کردند و چقدر طلاب را تحقیر کرده بودند. در این اوضاع و احوال پریشان ایشان کوشید به عنوان یک استاد برجسته در دانشگاه مطرح شود و در پرتو این حضور مؤثر و بابرکت توانست افکار الهی و اسلامی را در این محیط آشوب‌زده گسترش دهد؛ با شبهات مبارزه کند؛ تردیدها را برطرف، و انگیزه‌های دینی را تقویت کند. این بخشی از فعالیت‌های شهید مطهری بود. درسی که ما از آن نامدار عرصه معرفت می‌گیریم همین است که در هر زمانی باید ببینیم نیاز جامعه به چه چیزی است. دردهای بدنی و عضوی انسان‌ها هم باید درمان شود؛ معالجه سرطان هم ارزشمند، و در جای خود لازم است، اما جامعه به بیماری‌های دیگری هم مبتلاست. امراضی مُسری در میان مردم رواج می‌یابد که با واکسن‌ها، داروها و تشخیص‌های طبی نمی‌توان آنها را علاج کرد. مشکلات فکری و فرهنگی، امواج تردید و هجوم شبهه‌ها مردم را دچار ناراحتی‌هایی می‌کند که طبیبان معنوی و روحانی باید برای ریشه‌کن‌سازی آنها فکری کنند. شهید مطهری این گونه ناراحتی‌ها را دید، موقع‌شناس شد، دردها را تشخیص داد و مصمم گردید دانشگاه را از این‌گونه بیماری‌ها و آفت‌های خطرناک نجات دهد.(58)
‌﴿ صفحه 85 ﴾
آری؛ یکی از ویژگی‌هایی که همه در آن اتفاق دارند و به این مرتبه‌ در هیچ کدام از اقران و همگنان استاد یافت نمی‌شد توجه به نیازهای علمی و فرهنگی جامعه بود؛ نیازهایی که در همان عصر برای نسل معاصر و جوان جامعه وجود داشت و پرسش‌هایی که در اذهان پدید می‌آمد یا شکوکی که القا می‌شد، درصدد پاسخگویی آنها برمی‌آمد؛ سخنرانی می‌کرد؛ مقاله و کتاب می‌نوشت و بالاتر از این‌ها، آنکه با فراست خدادادی خود آینده را پیش‌بینی می‌کرد که در دهه‌های بعدی، جامعه تشنه چه معرفتی است. او برای جلوگیری از ابتذال فرهنگی و فسادهای اخلاقی، برنامه‌های فراوانی را تعقیب می‌نمود. این ویژگی زمانْ‌آگاهی و احساس مسئولیت نسبت به نیازهای اعتقادی، اخلاقی و فرهنگی جامعه نظیرش در کمتر کسی یافت می‌شد. خدای متعال به او فراستی عمیق، صفای قلبی کم‌نظیر، عشق و عاطفه‌ای نسبت به حقیقت دین و ارزش‌های دینی عطا کرده بود که او را شخصیت استثنایی و ممتاز ساخته بود. فهرست کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و درس‌های استاد را اگر درست بنگرید، مشاهده می‌نمایید هر جا احساس نیاز می‌کرد، فوری آستین‌ها را بالا می‌زد و مشغول کار می‌شد و به تحسین‌ها یا ملامت‌های دیگران کاری نداشت.(59)