آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

فهم‌پذیر کردن فلسفه

شهید مطهری علاوه بر آنکه برای احیای فلسفه اسلامی در حوزه و دانشگاه کوشش فراوانی کرد، کوشید در چگونگی مباحث، تحولاتی پدید آورد و با بیانی قابل فهم، پیچیدگی‌های مباحث را برطرف کند و فلسفه را از آن شیوه‌های قدیمی به قالب‌های بدیع و ابتکاری منتقل سازد؛ یعنی محتوا همان بود که علمای سلف و مشاهیر گذشته مطرح کرده‌اند، ولی وی و استادش علامه طباطبایی به تدریس فلسفه سنتی بسنده نکردند، بلکه با همکاری عده‌ای دیگر از اهل فضل، حکمت اسلامی را در یک قالب جدید و طرحی نو عرضه کردند که متناسب با نیازهای عصر و پاسخگوی شبهات مادی‌گرایان و اهل الحاد بود. باید اعتراف کرد که شهید مطهری فلسفه اسلامی را وارد مرحله نوینی کرد. این تلاش در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم و سایر دروس و نوشته‌های مطهری که به حکمت و فلسفه اختصاص دارد قابل مشاهده است.
‌﴿ صفحه 75 ﴾
در آثار وی شکل و شیوه عرضه مطالب با آن روش‌های سنتی تفاوتی آشکار دارد؛ به گونه‌ای که برای خواننده قابل استفاده است و به‌خوبی می‌تواند از محتویات آنها سر در بیاورد؛ البته خواننده‌ای که زمینه‌ای در این‌ باره داشته و ظرفیت‌های لازم برای فهم مباحث فکری و حکمی را به دست آورده باشد. علاوه بر شیوه نوین و تلاش برای ساده‌نویسی و قابل فهم کردن مضامین، برخی مسائل در آثار این شهید مطرح شده که قبلاً در کتاب‌های فلسفی مطرح نبوده است؛ برای نمونه مفاهیم اعتباری برای نخستین بار در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم طرح شده است. از اینها که بگذریم شهید مطهری برخلاف سبک‌ قدما، موضوعات فلسفی را به زبان عربی تدوین نکرده که تنها عده‌ای خاص از آن استفاده کنند؛ یعنی حتی‌المقدور کوشیده برای طرح مطالب از زبان فارسی سلیس و روان بهره گیرد تا شمار بیشتری از خوانندگان بتوانند از آن بهره ببرند. این نیز گامی است برای بیرون آوردن فلسفه از حوزه محدود و محصور متخصصین و فیلسوفان و گسترش این بخش از علوم اسلامی در سطح جامعه. و به همین دلیل نسل جوانِِ علاقه‌مند به موضوعات فلسفی به‌راحتی می‌تواند به این نوشته‌ها مراجعه، و نیاز خویش را با مطالعه آنها برآورده کند. هر چقدر که زمان می‌گذرد، اهمیت نوشته‌های شهید مطهری برای دانش‌پژوهان حوزه و دانشگاه روشن‌تر می‌شود و بیشتر و بهتر از این کتاب‌ها استقبال می‌کنند و برای بهتر شناختن حقایق اسلام و مجهز شدن به سلاح‌های فکری و مهیا شدن برای دفاع از اعتقادات، محصولات استاد مطهری را مأخذ و مرجع آگاهی‌های خود قرار می‌دهند.(52)
‌﴿ صفحه 76 ﴾
‌﴿ صفحه 77 ﴾

فصل چهارم: پاسخگوی نیاز‌های زمان

‌﴿ صفحه 78 ﴾
‌﴿ صفحه 79 ﴾

باغبان بوستان معارف، باغبان اندیشه‌ها، پرورش جوانان

شهید آیت‌الله مطهری در قلمرو تدریس ویژگی‌های خاصی داشت(53) که بسیار کم‌نظیر بود. هم در کیفیت تدریس و هم در چگونگی برخوردهایش با دانشجویان، شیوه بحث با صاحب‌نظران، روش گزینش درس، تبیین مباحث و نکته‌های بسیار دیگر. این یک دلیل برای انتخاب شهید مطهری به عنوان معلم نمونه و الگو بود. اما مطلب از این بالاتر است؛ زیرا او به جز اینکه معلمی شایسته و کامل بود، امتیازات روحی و اخلاقی فراوانی را به دست آورده و ویژه خود ساخته بود.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این معلم مطهر این بود که به‌خوبی شناخته بود جامعه اسلامی، نسل جوان، قشرهای روحانی و دانشگاهی چه نیازهایی دارند که باید برآورده گردد.
در رژیم ستم‌شاهی پهلوی که مسائل دینی و ارزش‌های معنوی و اسلامی به دست فراموشی سپرده شده بود، نه‌تنها دین‌داری و پیروی از موازین اسلامی افتخاری نبود، بلکه گونه‌ای حقارت و سرشکستگی را به دنبال داشت.
اگر دانشجوی مسلمانی در محیط دانشگاه می‌خواست نماز بخواند از هم‌کلاسی‌ها و
‌﴿ صفحه 80 ﴾
استادان خجالت می‌کشید؛ باید می‌رفت در گوشه‌ای دور از چشم دیگران، مکانی بیابد و در خلوت و پنهانی فریضه‌اش را انجام دهد. اگر کسی از دیانت و عقاید اسلامی سخن می‌گفت او را متهم می‌کردند به اینکه متحجر و عقب‌افتاده است! و مدافعان دین در نظر آنان کسانی بودند که از ترقی و تمدن و توسعه علمی بهره‌ای نداشتند؛ مرتجع و واپس‌گرا بودند. البته در آن موقع متأسفانه افرادی بین دانشگاهیان نفوذ کرده بودند که به منزله عمله دستگاه ستم و مزدور بیگانگان، بی‌دینی را در محافل علمی ترویج می‌کردند. اساتید متدین و اهل بصیرت از این‌ گونه وابستگان به طاغوت و اجانب نفرت داشتند.
این اوضاع آشفته چنان فضای مراکز علمی و آموزشی را تیره ساخته بود که آشکارا با حقایق و باورهای اصیل اسلامی و مردمان مؤمن و مسلمان مبارزه می‌کردند؛ دین و ارزش‌های قرآنی را به باد تمسخر می‌گرفتند و رسماً سر کلاس‌ها با افکار مذهبی و عقاید دینی مخالفت می‌نمودند. در چنین موقعیت ناگوار و نگران‌ ‌کننده‌ای،‌ استاد شهید مرتضی مطهری پای خویش را از حوزه علمیه بیرون نهاد؛ وارد دانشگاه شد و دشواری‌های زیادی را در این مسیر متحمل گردید، تا توانست کرسی استادی را احراز کند و در این مقام بود که بهترین خدمات را در آن دوران به این کشور و جامعه مسلمان ارائه داد.
اگر امروزه مشاهده می‌کنیم در نهادهای حقوقی، قانونی، اجرایی و سایر پست‌های مهم کشور افراد متدینی دیده می‌شوند که صادقانه و خالصانه برای احیای فرهنگ اسلامی و حفظ هویت مذهبی و ترویج فضیلت‌ها می‌کوشند، اگر نگوییم تمامی آنها، بیشترشان دست‌پرورده شهید مطهری بوده‌اند، یا از سفره علمی و معرفتی او بهره گرفته‌اند. البته همین جا باید قدردان دیگران هم باشیم؛ شهیدانِ بزرگوار دکتر بهشتی، مفتح و باهنر هم در این زمینه سهمی مهم داشتند، ولی پیشگام همه استاد مطهری بود. شهید مطهری با رفتار و درس‌های خود و بیانی متقن و برهانی نسل جوانی را پرورش داد که امروز کارهای مهم کشور را در کف باکفایت خود دارند؛ کسانی را تربیت کرد
‌﴿ صفحه 81 ﴾
که با عقاید و اندیشه‌های اسلامی آشنا باشند؛ ایمان خود را تقویت کنند و ارزش‌های اسلامی را پاس دارند. اگر تعلیمات مطهری و امثال او نبود، ما افرادی را که بتوانند نظام اسلامی را بر پایه موازین و معارف محمدی اداره کنند نداشتیم، یا دست کم در این زمینه، بسیار در تنگنا بودیم. هر جای کشور کاری مفید صورت گرفته و فعالیت‌هایی شایسته‌ برای رفع مشکلات مردم برنامه‌ریزی و اجرا شده است، از آن جهت بوده که مجری و پیگیر این طرح‌ها مؤمن، دل‌سوز و شایسته بوده‌اند.
خصلت ویژه شهید مطهری این بود که در زمان مناسب، کمبودها و خلأهای فرهنگی، اجتماعی و تبلیغی را به خوبی درک، و شناسایی کرده بود. او وقتی با دقت و همه‌جانبه‌نگری مشکلات را بررسی می‌کرد، با علم و توانمندی خود راه چاره را هم تشخیص می‌داد و با تمام وجود و با شجاعت، فداکاری، گذشتن از مزایا و امور رفاهی و تحمل زخم‌زبان‌ها، قدم به راهی می‌گذاشت که آن را وظیفه خود می‌دانست و این مسیر پرخطر و دشوار را به گونه‌ای شایسته می‌پیمود و این وظیفه حساس را به بهترین شکل، توأم با برکات و ثمرات بسیار انجام می‌داد.
نظایر شهید مطهری جانشینان انبیا هستند که عمر خود را در مسیری صرف کردند که جامعه از محصولات آن بطور اساسی بهره برد. او علاوه بر دانش فوق‌العاده، افکار عالی و نیت خالص به این واقعیت رسید که چنین سرمایه‌های معرفتی و معنوی را در چه جهتی به کار ببرد. وی به خوبی درک کرده بود که دردهای جامعه کدام است و برای هر کدام از آلام مردم داروی مناسب و اثربخش تجویز می‌کرد؛ او نسل جوان را با نوشته‌ها، سخنرانی‌ها، دروس و مواعظ متقن و در عین حال ساده، رسا و آموزنده تغذیه کرد؛ خیلی خوب نیازها را شناخت؛ روش‌هایی نو درافکند و مطالبی جدید که حاجت‌های جامعه را روا می‌ساخت مطرح کرد.(54)
‌﴿ صفحه 82 ﴾
روش بدیع، جذاب و اقناع کننده‌ای در تفهیم و تبیین مبانی دینی به کار گرفت و آن‌قدر مداوم، عمیق و همه‌جانبه خدمت کرد که در همان زمان محدودِ عمر نسبتاً کوتاهش موفق شد همچون باغبانی آگاه و بابصیرت، بوستانی از معارف ناب را به رویش و شکوفایی برساند؛ به گونه‌ای که امروز پس از یک ربع قرن، هنوز جامعه کاملاً نیازمند و تشنه آموزه‌های اوست. اکنون هم مردم از این بوستان‌، گل‌های فضیلت می‌چینند و با رایحه آن مشام ذهن و دل خود را نوازش می‌دهند. این نشانه آن است که او راه را بسیار خوب شناخته بود که موفق شد این سرمایه‌های گران‌بها را در اختیارمان قرار دهد و ما همچنان باید به دنبالش بدویم و به گرد راه او نرسیم.(55)