آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

عمر بابرکت

زندگی در این جهان، نوعی داد و ستد است. آدمی، به طور مداوم، سرمایه‌هایی را می‌دهد و در برابر آن، چیزهایی می‌گیرد و جز این، زیستن در دنیا امکان‌پذیر نیست. گران‌بهاترین سرمایه‌ای که در دست داریم، عمر ماست که با آن، می‌توان مصالح دنیا و آخرت را به دست آورد. ما، دائم این ثروت مهم را هزینه می‌کنیم؛ ولی در مقابل، چه به‌دست می‌آوریم؟ بسته به اینکه برای چه چیزهایی ارزش قایل هستیم، می‌توانیم این گوهر گران‌بها را برای اموری ارزنده‌تر و پایدارتر هزینه کنیم. برخی افراد این هدیه ارزشمند الهی را صرف لذت‌های زودگذر و امور فناپذیر می‌کنند که نه‌تنها نتیجه‌ای مثبت به همراه نخواهد داشت، بلکه به دلیل بیهودگی و گاهی خلافکاری، دچار خسارت‌های معنوی و اخروی نیز می‌شوند. این افراد همان‌هایی هستند که به تعبیر قرآن، در غفلت به سر می‌برند. برخی نیز دل خود را به این خوش کرده‌اند که در برابر عمری که تلف کرد‌ه‌اند، مال و منال یا جاه و مقامی به دست آورده‌اند. آنان گمان می‌کنند موفق هستند؛ در حالی که با واقعیت فاصله دارند. چنین اشخاصی دچار توهم هستند. قرآن درباره این‌گونه انسان‌ها می‌فرماید:
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالأخْسَرِینَ أَعْمالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیه الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً أُولئِک الَّذِینَ کفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِیمُ لَهُمْ یوْمَ الْقِیامَه وَزْنا؛(36) «بگو آیا شما را آگاه کنیم که کردار چه کسانی بیش از همه به زیانشان بود؟ آنان که تلاششان در زندگی دنیا، تباه گردید و می‌‌پنداشتند کاری نیکو می‌کردند. آنان به آیات پروردگارشان ایمان نیاوردند؛ پس اعمالشان ناچیز شد و ما در روز قیامت، برای این افراد منزلتی قایل نیستیم».
‌﴿ صفحه 55 ﴾
افزون بر این افراد، گروهی نیز هستند که برای عمر خویش، ارزش‌هایی پایدار قایل‌اند. در این زمینه، باید گفت: هر کسی به اندازه شناخت و بینشی که به آفریدگار هستی و وجود خویش دارد، برای عمر خودش، اعتباری در نظر می‌گیرد و می‌کوشد آن را در جاهایی هزینه کند که زیانکار نشود.
روی آوردن به دانش، فنون، اختراعات، ابتکارات، هنرها و این گونه دانش‌ها و مهارت‌ها، نخستین چیزهایی است که در این راستا، توجه بشر را به خود جلب می‌کند و او تصمیم می‌گیرد عمر خویش را در تحصیل، کسب مهارت و فراگیری این معارف علمی و ذوقی به کار برد. آن‌گاه، به اختراعی دست می‌یابد؛ هنری می‌آفریند؛ آثاری بر جای می‌نهد؛ نوشته‌هایی برای استفاده دیگران تدوین می‌کند؛ در پدیده‌های فیزیکی و زیستی جهان می‌کاود و دستاورد پژوهش‌ها، دقت‌ها و زحمت‌های خود را در اختیار دیگران می‌گذارد. در واقع، ژرف‌کاوی‌ها و کوشش‌های این مشاهیر است که میراث علمی، فرهنگی و هنری انسان را پدید می‌آورد. این کارها سودمند و ماندنی است و نشانگر اینکه آدمی برای عمر خود ارزش قایل بوده که آن را در راه این امور هزینه کرده است. دانشمندان، حکیمان، هنرمندان و... از دیرباز، به این واقعیت پی‌برده‌اند و جان و هستی خویش را برای رسیدن به آن فدا کرده‌اند و انرژی و توان خویش را به کار برده‌اند؛ ولی در واقع، این تلاش‌‌ها نیز نارساست. به لحاظ منطق و برهان، درست نیست که انسان عمر خود را بدهد تا به خیال خودش، آثار علمی بر جای گذارد و نام نیک و شهرت به دست آورد؛ زیرا دیگر خودش زنده نیست، تا محصول کوشش خویش را ببیند. انبیا و اولیای الهی به ما نوید داده‌اند که انسان می‌تواند در دوران عمرش، آثاری ابدی و زوال‌ناپذیر بر جای گذارد و در سرای جاوید و عالم برزخ، از بهره‌ها و محصولات آنها برخوردار شود و به سعادت ابدی و حیات طیبه دست یابد. قرآن کریم از این داد و ستد مفید و بابرکت، چنین خبر داده است:
‌﴿ صفحه 56 ﴾
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکمْ عَلی تِجارَه تُنْجِیکمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ‌رَسُولِهِ وَ‌تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکمْ وَ‌أَنْفُسِکمْ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ یغْفِرْ لَکمْ ذُنُوبَکمْ وَ‌یدْخِلْکمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهارُ وَ‌مَساکنَ طَیبَه فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِک الْفَوْزُ الْعَظِیمُ وَ‌أُخْری تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ‌فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ‌بَشِّرِ الْمُؤْمِنِین.(37) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آیا شما را به تجارتی رهایی‌بخش از عذابی دردناک راهنمایی کنم؟ به خدا و فرستاده‌اش ایمان بیاورید و در راه خدا، با مال و جان خویش جهاد کنید. این برای شما بهتر است، اگر دانا باشید. او گناهان شما را می‌آمرزد و به باغ‌هایی که در آن نهرها جاری است و نیز خانه‌هایی خوش و پاکیزه در بهشتی جاوید، داخل می‌کند، و این پیروزی بزرگی است. نعمتی دیگر که دوستش دارید، نصرتی است از جانب خداوند و فتحی نزدیک. پس مؤمنان را [به این امور] بشارت ده».
اکنون که باید در این بازار دنیا، به داد و ستد بپردازیم و کالایمان را از ما خواهند گرفت، چه بهتر که در برابر آن، کالایی ابدی به دست آوریم. شرط آن این است که عمر خویش را در راه خدا بگذرانیم و آن را در راه خشنودی خدا هزینه کنیم. جهاد با مال و جان در راه خدا، سعادت جاویدان را به ارمغان می‌آورد. کسانی که چنین عمل می‌کنند؛ دستورات خدا را در جهان اجرا کرده، برای خدا به‌پا می‌خیزند؛ برای او گام برمی‌دارند؛ زیستن آنان برای خشنودی حق است و برای او، از جان خویش دست می‌شویند. البته همگان یکسان نیستند و پایه معرفت و ایمان افرادی که این راه را برگزیده‌اند، متفاوت است. نازل‌ترین مرتبه ایمان این است که انسان تکالیف واجب را انجام دهد و از گناهان بزرگ دوری جوید تا در روز قیامت آمرزیده شود و به بهشت رود؛ ولی این مرتبه با درجات اولیای خدا بسیار فاصله دارد و عقل بشری نمی‌تواند اختلافش را درک کند.
‌﴿ صفحه 57 ﴾
در این میان، کسانی که به قله‌ها رسیده‌اند، معرفتی کامل به‌دست آورده‌اند و عمرشان را به درستی ارزیابی کرده‌اند. البته شمار این افراد اندک است؛ ولی به هر روی، در هر امّتی اشخاصی بوده‌اند که همّتی بس بلند داشته‌اند و در راه رسیدن به قلّه‌های فضیلت کوشیده‌اند. انسان وقتی وارد این عرصه از معرفت می‌شود، به جهانی دیگر گام می‌نهد و افقی دیگر به رویش گشوده می‌شود و با پیمودن هر مرحله‌ای از کمال، وارد حیاتی دیگرگونه می‌شود:
اَوَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیسَ بِخارِجٍ مِنْها کذلِک زُینَ لِلْکافِرِینَ ما کانُوا یعْمَلُون؛(38) «آیا آن کس که مرده بود و ما زنده‌اش ساختیم و نوری فرا راهش داشتیم تا بدان در میان مردم، راه خود را بیابد، همانند کسی است که به تاریکی گرفتار است و راه رهایی را نمی‌داند؟ کردار کافران، این‌گونه در نظرشان آراسته شده است».
این نورانیت و معنویتْ حیاتی دیگر به انسان می‌بخشد؛ تا آنجا که چشم دل به نور الهی باز می‌‌شود و جلال و شکوه پروردگار را می‌نگرد. چنین انسانی به دستاوردهای دنیایی بی‌اعتناست و حتی از لذت‌های دنیوی دل خوشی ندارد، بلکه همواره مشتاق پرواز از این قفس است؛ زیرا جهانی را شناخته و دیده است که سرشار از بهجت و سرور و لذت وصف‌ناپذیر است. دنیای فانی برای او بسیار تنگ است. شهید آیت‌الله مطهری این مسیر را شناخت و دل به آن سپرد و وقتی این معرفت را به‌دست آورد، با خدای خویش پیمان بست و از او خواست که مرگش را شهادت در راه خودش قرار دهد. او از آغاز جوانی، خواهان شهادت بود. فرق شهید مطهری با دیگر شهیدان راه خدا این است که او برای رهایی دل‌های مؤمنان از گزند ملحدان و زندیقان شهید شد.
‌﴿ صفحه 58 ﴾
او عمر خویش را در راهی هزینه کرد که اسلام بماند و مردم در طریق هدایت قرار گیرند و آثاری بر جای نهاد که مردم با استفاده از آنها، بر معرفت و معنویت خود بیفزایند. وی با خدا پیمان بست که لحظات زندگی و تمام هم و غم خود را برای احیای حقایق قرآنی صرف کند. اینها نیز از رازهای موفقیت شهید مطهری است که خداوند به او توفیق داد وارد چنین عرصه‌ای شود.(39)
‌﴿ صفحه 59 ﴾

فصل سوم: مدرس وارسته

‌﴿ صفحه 60 ﴾
‌﴿ صفحه 61 ﴾

نماد تکریم معلم

روز معلم نماد احترامی است که اسلام، پیشوایان دین و انقلاب اسلامی برای دانش‌آموز و معلم قایل‌اند. این سنت اجتماعی ـ فرهنگی پسندیده‌ای است که دست‌کم در یک روز از سال و گاه، در یک هفته، توجه آحاد جامعه و مراکز علمی و نهادهای کشور را به سوی این موضوع جلب می‌کند. انسان به طور طبیعی، در معرض فراموشی است و این نامگذاری‌ها عنوانی را در اندیشه‌ها زنده می‌کند و مردم از آثار و برکات آن بهره‌مند می‌شوند.
در فرهنگ اسلامی، نام معلم جایگاهی بس والا دارد و در درجه نخست، خدای متعال این ویژگی را به خویش اختصاص داده است؛ آنجا که می‌فرماید: اقْرَأ وَ رَبُّک الأکرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ یعْلَم؛(40) «بخوان و پروردگارت ارجمندترین است؛ خدایی که با قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را نمی‌دانست، بیاموخت» یا الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآن(41) فاعل علَّم خداست؛ پروردگاری که به انسان آموخت آنچه را نمی‌دانست؛ یعنی منشأ همه دانسته‌های ما حق‌تعالی است. اوست که زمینه دانش و معرفت را برایمان فراهم کرده و برخی امور را به‌گونه مستقیم و بدون واسطه به ما آموخته است. همه می‌دانیم که روزی ما دست خداست؛ انّ الله هو الرزّاق؛ ولی این روزی‌ها از راه
﴿ صفحه 62 ﴾
اسباب و ادواتی به ما می‌رسد؛ خورشید می‌تابد؛ آب دریا گرم می‌شود؛ بخار می‌گردد؛ ابر تشکیل می‌شود و سپس باران می‌بارد و موجب رویش دانه‌ها می‌شود و بدین‌سان، غلات، حبوبات و میوه‌ها به دست ما می‌رسد:
کسی که می‌خواهد نانی به کف آورد، باید زحمت بکشد تا بهای آن را به‌دست آورد. اینها یک جور روزی است که از راه‌های گوناگون و پس از پیمودن مراحلی طبیعی و اکتسابی، به ما اختصاص می‌یابد؛ اما یک بار، خداوند برای مریم، وقتی در اتاقش سرگرم عبادت بود، روزی فرستاد. همچنین حضرت عیسی، به تقاضای حواریون، از خدا خواست یک سفره آسمانی نازل کند تا آنها از آن برکت تناول کنند و دعایش برآورده شد.
در زمینه علم و معرفت نیز این‌گونه است؛ انسان با استاد یا کتاب، مطالبی را می‌آموزد که شخصی دیگر آن را تدوین یا ابداع کرده است. البته چگونگی فراگیری، به ظاهر وابسته به استاد و دانشمندان علوم و معارف است؛ ولی خداوند این ظرفیت، توانایی و خلاقیت را در ذهن و نهاد آنان به ودیعه نهاده تا در اختیار تشنگان دانش قرار دهند؛ ولی گاه خداوند بدون واسطه، برخی را دانشور و صاحب معلومات می‌سازد.
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نه درسی خواند و نه چیزی می‌نوشت. قرآن می‌فرماید: وَ ما کنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیمِینِک إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُون؛(42) «تو پیش از قرآن، هیچ کتابی را نمی‌خواندی و به دست خویش، کتابی نمی‌نوشتی. اگر چنان بود، اهل باطل به شک می‌افتادند».
بنابراین دانش دو گونه است و معلّم هر دو خداست؛ ولی یکی با چندین واسطه، و
‌﴿ صفحه 63 ﴾
دیگری بدون واسطه. برخی دانش‌ها بدون واسطه، موجب سعادت انسان می‌‌گردد و برخی دیگر با واسطه. سعادت‌ها، گاه موقت‌اند و حداکثر تا زمان مرگ آدمی پایدارند؛ مانند تشکیل خانواده‌ای خوب، زندگی راحت و محبوبیت اجتماعی. امّا سعادتی ارزشمند است که در روح انسان باقی بماند. ایمان به خدا، اعتقاد درست، اندیشه عالی و معرفت و بصیرت عمیق، بدون واسطه سعادت‌آفرین‌اند. البته همه آنان که برای پیشرفت دانش می‌کوشند، شایسته احترام‌اند؛ ولی دانشی که با راه حق و مسیر توحید، نبوت و امامت فاصله دارد و واسطه‌های زیادی را می‌پیماید، آسیب‌زا می‌شود و ممکن است به جای آنکه جامعه‌ای را از سعادت، آرامش و امنیت برخوردار سازد، هزاران انسان بی‌گناه را از بین ببرد؛ مانند اختراع بمب اتم.
این مقدمات بیان شد تا به مسئله اصلی بپردازیم؛ چرا سالروز شهادت مطهری روز معلم نامیده شد؟ برای اینکه دانش او با دیگران تفاوت داشت. معارفی که او از راه تدریس، سخنرانی و نوشتار به آگاهی مردم می‌رسانید، به‌طور مستقیم، در سعادت انسان‌ها مؤثر بود. او دانسته‌های خویش را از قرآن و سنت و فرهنگ اهل‌بیت آموخته بود.
دانشی که مطهری به ما آموخت و با کتاب‌هایش، همچنان به ما می‌آموزد، در روح تحول ایجاد می‌کند، انسان را دین‌شناس، خداباور و حق‌جو می‌گرداند و به او یادآور می‌شود که خویش را برای یک زندگی جاوید مهیا سازد؛ حیاتی بس مهم‌تر و پایدارتر از زندگی دنیوی. کسی که می‌خواهد به آن سرای گام نهد، نباید دست خالی باشد و خدای ناکرده، پرونده‌ای تباه برای خویش تنظیم کند. استاد مطهری به علاقه‌مندان آموخت که سعادت ابدی آرامش دنیوی را نیز تأمین می‌کند. بدین‌سان، چنین شخصیتی که افکار و معارفش تا عمق روح و دل و وجدان ما نفوذ کرده و برایمان سعادتی پایدار و همه‌جانبه به ارمغان آورده است، حقش بیشتر از معلمان علوم و فنون دنیایی است؛
‌﴿ صفحه 64 ﴾
دانش‌هایی که به کمک آنها، حداکثر می‌توانیم در دنیا راحت‌تر و با آسایش بیشتری زندگی کنیم.
امروزه، حتی دانشمندان غربی اعتراف کرده‌اند که فناوری‌ها و محصولات تمدن جدید، چون با ایمان، عاطفه و عدالت فاصله دارد، پیامدهایی ناگوار به دنبال آورده است و خانواده‌ها در کشورهای توسعه‌یافته صنعتی و مدرن، به لحاظ کم‌رنگ شدن روابط عاطفی، دچار مشکلات بسیاری شده‌اند. البته اگر این دانش‌ها با ایمان و خداباوری همراه شوند، رشد بهتری خواهند کرد و از چنین آفت‌هایی در امان خواهند بود.
به هر روی، دانش در اسلام، به خودی خود، ارزشمند و شایسته احترام است؛ ولی ارزش تمام علوم و معلمان رشته‌های علمی، با هم یکسان نیست. شهید مطهری، افزون بر معلمی، مربی هم بود. او در روح و جان انسان‌ها تأثیر می‌گذاشت و ایمان آنان را تقویت می‌کرد و در معاشرت‌ها و رفت و آمدها، افراد را به حیاتی الهی و معنوی فرامی‌خواند. افراد بسیاری، در اثر ارتباط با او، مسیر زندگی خود را دگرگون کرده‌اند و در راه تعالی و پیشرفت معنوی گام نهاده‌اند. بنابراین باید بر پایه فرهنگ اسلامی، در ارزش‌گذاری برای علوم و معلمان دقت کنیم و آفرین بگوییم به کسانی که سالروز شهادت استاد مطهری را روز معلم نامیده‌اند تا همگان را با نماد معلمی آشنا کنند که نخست، محور معلوماتش دانش خدادادی بی‌واسطه، یعنی قرآن و سنت است؛ دوم، تأثیر دانشش در سعادت انسان، بی‌واسطه و موجب آسایش و آرامش روحی و روانی و خوشبختی ابدی انسان‌هاست، و سوم، مربی افراد است. مطلبی که این‌گونه معلمان می‌آموزند، تنها انتقال یک مفهوم به ذهن نیست، بلکه در روح و روان تأثیر می‌گذارد و به زندگی انسان جهت می‌دهد. با مطالعه کتاب‌ها و مقالات ایشان، صفا و نورانیتی در وجود خواننده هویدا می‌شود که دلش می‌خواهد همنشین خوبان و پاکان شود و کاری کند که ذخیره‌ای برای آخرتش باشد و به جامعه و مردم خیر
‌﴿ صفحه 65 ﴾
برساند. آموزه‌های اینان، تنها انتقال مفاهیم نیست، بلکه اثری آموزنده، ارزنده و مؤثر بر روح و روان انسان می‌نهد و مسیر زندگی خواننده را به سوی خیر، سعادت و قرب الهی سوق می‌دهد.(43)