آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

فصل دوم: راز موفقیت

‌﴿ صفحه 40 ﴾
‌﴿ صفحه 41 ﴾

دانشمندی ناشناخته

استاد شهید مرتضی مطهری(رحمه الله) از شخصیت‌های کم‌نظیر و از برخی جهات، بی‌نظیر بود که نه در زمان حیاتش، آن‌طور که باید و شاید شناخته شده بود و نه پس از آن، حقش ادا شد. یکی از دلیل‌‌های این امر آن است که شناخت ما از وی کافی نبود و استعدادها و توانایی‌های او را نشناختیم و درست از آنها بهره نگرفتیم. علل دیگر برمی‌گردد به مسائل سیاسی و گرایش‌های فکری کسانی که با وی همسو نبودند. ستایش امام از شهید مطهری و تأیید بدون استثنای آثار وی یگانه و منحصر به فرد است. سفارش‌های امام به جوانان که نوشته‌های شهید مطهری را بخوانند و او را اسوه خویش قرار دهند، درباره دیگر متفکران مصداق نداشت و ندارد.
این واقعیت‌ها وظایفی را بر دوش نخبگان و تمام قشرهای جامعه می‌نهد. سرچشمه اصلی معرفی شخصیت استاد به جامعه، افزون بر تأییدهای مکرر امام خمینی(رحمه الله)، شهادت اوست. اگر وی شهید نشده بود و بیست سال دیگر هم با بیانات، درس‌ها و نوشته‌های خویش به انجام وظیفه می‌پرداخت، خدمات او این همه بابرکت و تأثیرگذار نمی‌شد. این از ثمرات شهادت است که خدای متعال خیر کثیری در آن قرار می‌دهد؛ چنان‌که شهیدان انقلاب و جنگ تحمیلی منشأ برکت، پیروزی و عزت این سرزمین شدند و همه ما ریزه‌خوار آنان هستیم. اگر امروز، بهره‌ای از شرف، عزت و دیانت داریم و می‌توانیم در فضای آزادی و استقلال، عبادت و خدمت کنیم، همه مرهون آن
‌﴿ صفحه 42 ﴾
گلگون‌کفنان است. اگر شهیدان نبودند، معلوم نبود امروز، من و شما با دین چه رابطه‌ای داشتیم. به هر روی، به پاس حق‌شناسی و قدردانی تلاش‌های شهید مطهری برای اعتلای اسلام و تشیع، باید بیش از اینها به معرفی و تبلیغ اندیشه‌های او پرداخت.(24)

درخششی در تاریکی

قرآن به ما بشارت می‌دهد که ای مسلمانان، نگران نباشید؛ کسانی که در دام انحطاط و انحراف گرفتار آمده‌اند، گمان نکنند اسلام در این باتلاق‌ها غرق می‌شود. اینها امواجی زودگذر و ناپایدار است که نابود می‌شود. پس از این تاریکی‌ها، انسان‌هایی سر برمی‌آورند که با توانایی‌‌های خویش، اسلام را یاری می‌کنند؛ برای اعتلای خود می‌کوشند و مکتب معنویت را احیا می‌کنند. اینان وقتی احساس وظیفه کردند، از سرزنش دشمنان و دوستان ناآگاه دلسرد نمی‌شوند؛ هنگامی که تشخیص دادند باید به میدان نبرد با ناروایی‌ها بیایند، با تمامی توان، خالصانه و عاشقانه، تا سرحد شهادت می‌کوشند و بر این تلاش‌ها افتخار می‌کنند؛ تمام همتشان این است که دین را زنده نگه دارند و در این راستا، خود را در میان نمی‌بینند. همین عامل در گمنامی شهید مطهری نیز مؤثر بود زیرا او به هدفی عالی و مقدس می‌اندیشید، نه اشتهار خودش. او الگو و نمونه‌ای برجسته بود که خدا خواست با پرتوافشانی خویش، جویندگان حقیقت را امیدوار سازد. البته برخی از دوستان در حق او بی‌مهری کردند. هنوز نزدیکان، دوستان و هم‌سنگرهایش هم به‌درستی نمی‌دانند که چرا وی در محاق مظلومیت قرار گرفت، ولی او به این‌گونه رفتارها اهمیتی نمی‌داد؛ زیرا می‌دانست فرهنگ اسلامی، ارزش‌های مذهبی و باورهای مردم در خطر است. از یک سوی، جمود، تحجر، خـرافات، ایستایی
‌﴿ صفحه 43 ﴾
و جهالت بنیان‌های اصیل و مقدس دینی را تهدید می‌کند، و از سوی دیگر، غرب‌زدگان، مروجان کفر و الحاد و نفاق و التقاط به این چشمه پاک و ناب هجوم آورده‌اند. اوست که باید دامن همت بالا زند و در برابر این توفان مهیب و سیل بنیان‌کن مقاومت کند. کمتر کسی جز او، این روشن‌بینی و دوراندیشی را داشت. او بود که به‌موقع تشخیص داد، پای پیش نهاد و با تمام وجود، از دیانت پاسداری کرد؛ چه خون دل‌ها که از برخی دوستان نخورد و چه رنج‌ها که به جان و دل نخرید؛ ولی چنین گرد و غبارهایی ملالی بر خاطر پاکش ننشانید.(25)
شهید مطهری در راه ترویج دین، از هیچ چیز نهراسید: «لاَ یَخَافُونَ لَوْمَه لآئِم»(26) و از خطرها استقبال کرد. زمانی انسان به فعالیت‌های فرهنگی و فکری دست می‌زند و دشمنان سنگ‌اندازی می‌کنند. این امری طبیعی است؛ زیرا مخالفت کار دشمن است؛ ولی زمانی دوستان و آشنایان به سرزنش انسان می‌پردازند و می‌گویند: این چه کاری است که می‌کنی‌؟ چرا خودت را در چنین وادی مخوفی می‌افکنی؟ سختی کار مضاعف می‌شود! مطهری گرفتار این واقعیت‌های تلخ بود. او در شرایطی قرار گرفت که تک و تنها بود و نه‌تنها کسی وی را همراهی نمی‌کرد، بلکه بر سر راهش موانعی قرار می‌دادند. امام خمینی دلیل راهش بود و علامه طباطبایی تشویقش می‌کرد. شهید مطهری با اخلاص و وارستگی، چنین مسیری را پیمود و سنگلاخ‌ها را پشت سر نهاد تا به قله رستگاری رسید. این هم یکی از رازها‌ی موفقیت چنین انسان دانشور و متعهدی است که باید چراغ راه فعالیت‌های پژوهشی، آموزشی و تبلیغی قرار گیرد. باید فرهنگ مطهر را در مؤسسات خود کاربردی سازیم و راهبردها را از او بیاموزیم. شعار دادن و احترامِِ تنها به شهید مطهری، اگرچه مطلوب است، نمی‌تواند کافی باشد. باید شعارها را با
‌﴿ صفحه 44 ﴾
درک و بینشی ناشی از ایمان و خلوص بیامیزیم و مانند شهید مطهری باشیم تا موفق شویم. این روش می‌تواند ما را در راهی که برگزیده‌ایم، موفق کند.(27)