آفتاب مطهر(زندگی و اندیشه شهید مطهری)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی‌زواره

مقدمه

قال محمد بن علی الباقر(علیه السلام): عالمٌ یُنْتَفَعُ بعلِمِه اَفْضَلُ مِنْ سَبعین اَلْف عابد.
حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) فرمود: «دانشمندی که مردم از دانش او بهره‌مند گردند، از هفتاد هزار عابد برتر است».(1)
شهید آیت‌الله مطهری(قدس سره) از نادر دانشمندان جهان تشیع است که بر پایه بصیرت علمی و معرفتی، همراه با اشراق درونی، معنویت و فضیلت و از موضع تعهد، تدین، بیداری و دردمندی دینی، در عرصه‌هایی پرشمار از علوم اسلامی، آثاری پدید آورد. وی در این آثار، با تکیه بر منابع مستند قرآنی و روایی و براهین عقلی و با شیوه‌ای بدیع و شیوا و زبانی رسا، به رفع نیازهای نسل جوان و دیگر تشنگان معارف ناب پرداخت.
آن مطهِر اندیشه‌ها، احاطه‌ای گسترده بر فرهنگ اسلامی داشت و نگرش‌ها، بررسی‌ها، ارزیابی‌ها و نقادی‌هایش به دور از تعصب، احساسات و هیجانات زودگذر بود. وی مباحث اعتقادی و مبانی فکری امت مسلمان را به زبان روز عرضه می‌کرد و در این راه، به تلاش و تکاپوی خویش ایمانی راسخ داشت. او این اقدام را به مثابه وظیفه‌ای شرعی، وجدانی و دینی، برای پیشبرد نهضت در مسیر اسلام راستین و به دور
‌﴿ صفحه 14 ﴾
از ترفند‌های تبلیغاتی که با تهمت‌های ناروا و بی‌پایه همراه بود و ریشه در نقشه‌های ساواک و مکاتب الحادی و التقاطی داشت، پذیرفت.
آن حکیم فرزانه به سه خصلت دانشوری، انصاف و حق‌طلبی، پیش از دیگر خصال آراسته بود و هنگام داوری درباره پدیده‌های گوناگون فرهنگی و اجتماعی، خردورزی، ایمان و تقوا را معیار قرار می‌داد و از هر گونه دیدگاه مغرضانه و تنگ‌نظرانه دوری می‌جست و در نقد اندیشه‌های مخالف و حتی هنگام افشای انحرافات و کژروی‌ها و ناراستی‌ها، جانب انصاف را فرو نمی‌نهاد.
شهید مطهری حق‌طلب بود و همواره تأکید می‌کرد اسلام دین فطرت، برهان و منطق است و از این روی، در پی ایجاد رعب و هراس و استفاده از زور و خشونت، برای تحمیل عقیده نیست. او در کسب دانش و معرفت، دمی نیاسود و از فضلای انگشت‌شمار حوزه بود که با اهل دانشگاه ارتباط علمی و فرهنگی برقرار کرد و در بحث‌های فکری و اعتقادی با افراد تحصیل‌کرده، از مغالطه می‌پرهیخت.
وی خضر راه بود و دلیل قافله. در ظلمت تردید‌ها و شبهه‌ها، مطلع کاروانیان بود و پیشاپیش، طلیعه دشمن را می‌پایید و همگان را آگاه می‌ساخت، از هر چیز؛ از رگه‌های نفوذ، جای پای غربزدگی، مکاتب مصنوعی و کاذب، خودباختگان مقهور، التقاط مرئی و نامرئی، و در یک سخن، از همه کسانی که باورها و ارزش‌های الهی را نشانه می‌رفتند.
او بر فرضیه دوگانگی علم و دین و جدایی میان دانش و ایمان خط بطلان کشید و پیوند این دو را روشن ساخت. وی این راه را در برابر همگان گشود که می‌توان باور دینی را با تیزبینی اجتماعی و هوشیاری سیاسی همراه ساخت، و این مدعا در آثار پرفیضش هویداست. مطهری فریاد می‌زد که باید پژوهش‌های دینی در خدمت حل معضلات فرهنگی و اجتماعی قرار گیرد؛ در غیر این صورت، خود پژوهش، به جای گره‌گشایی‌، دشواری‌آفرین خواهد شد.
‌﴿ صفحه 15 ﴾
وقتی می‌نگاشت، پرتوی از روشنایی‌های معنوی بر افق کاغذ می‌درخشید؛ وقتی سخنرانی می‌کرد، کلماتش قطرات بارانی بابرکت را می‌مانست که دشت‌های تشنه و بیابان‌‌های خشک را به طراوت، شکفتن و رُستن فرامی‌خواند؛ بلاغت، صراحت، پویایی، صداقت، اخلاص و استواری در گفتارش موج می‌زد؛ دریافت علمی و یافته‌های فلسفی را در حریر واژگان می‌پیچید و به قلب‌های عطشناک هدیه می‌داد؛ راست‌قامت بود تا کژی‌ها را در هم کوبد؛ در هنگامه‌ای که توفان‌های تحریف و ظلمت التقاط، جهالت، جمود، ظاهر‌گرایی و نفاق از همه سو، در حال وزیدن بود، مراقب بود مشعلی که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) در غار حرای مکه افروخت و از حماسه کربلا فروغ گرفت، به خاموشی نگراید.
مطهری دانشمندی والا بود که در اوج وارستگی و وابستگی به حق‌تعالی و آراستگی به زیور مکارم و فضایل اخلاقی سیر می‌کرد، و گوشی حق‌نیوش، دیده‌ای حقیقت‌بین و دلی پالوده از غفلت و ریا داشت. اندیشه‌ها، وسعت بینش و دیدگاه‌های آن حکیم فرزانه میزان حکمت و دانایی بود؛ مشفقانه و دلسوزانه و به دور از هیاهو، دست سرگشتگان متحیر را می‌گرفت و مشتاقانه آنان را به سوی سرچشمه‌‌‌های اصیل و سرپناه‌های امن و مطمئن بصیرت و معرفت راه می‌نمود.
در عصر واماندگی، از خودبیگانگی، مسخ فکری و عقیدتی و ابتذال فرهنگی، با اشارات نورانی او، ذهن‌ها و دل‌ها تکانی می‌خوردند؛ از خواب غفلت و خودفراموشی بیدار می‌شدند؛ و به خویشتن اصیل و هویت ارزشی خویش باز می‌گشتند.
‌* * * * *
شخصیت چندبُعدی این دانشمند فرزانه ایجاب می‌کند که ابعاد وجودی او بازشناسانده شود. بدیهی است، پی گرفتن این هدف و رسیدن به این شناخت و کاوش در تمام حالات، محاسن و امتیازات کم‌نظیرش، در این مقال و مجال نمی‌گنجد.
‌﴿ صفحه 16 ﴾
نوشتار پیش روی محصول تدوین، تبویب، نگارش و بازنویسی مقالات، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های استاد برجسته حوزه، آیت‌الله مصباح یزدی است که به جنبه‌هایی از زندگی، اندیشه‌ها و خدمات علمی و فرهنگی شهید مطهری می‌پردازد. نگارنده، با تحمل مشقت‌های فراوان کوشیده است، نخست از درج بخش‌های تکراری مطالب و موضوعات بپرهیزد و سپس برای روشن شدن پاره‌ای از نکات که در متن بیانات و گفت‌وگو‌های ایشان آمده است، و نیز تکمیل مطالب، به‌ویژه برای خواننده جوان، توضیحاتی را به صورت پاورقی بیاورد.
نوشتار حاضر در نُه بخش سامان یافته است. در بخش نخست، به نام دانشوری ژرف‌اندیش، جنبه‌هایی از امتیازات علمی و اخلاقی شهید مطهری آمده است. در بخش دوم، راز‌های موفقیت این دانشمند به خواننده شناسانده شده است. در بخش سوم، چهره مُدرسی وارسته ترسیم گردیده که در حوزه، دانشگاه و دیگر محافل علمی و فرهنگی، به احیای تفکر دینی پرداخته است. پاسخگویی آن شهید به نیاز‌های زمان، توجه به مقتضیات اجتماعی و آسیب‌‌شناسی آگاهانه، از جمله مطالبی است که در بخش چهارم، بدان اشاره شده است. آفت‌زدایی از بوستان عقاید و باورها، مبارزه با ملی‌گرایی، سکولاریسم و ظاهرسازی‌های مخرب و نقد خودباختگی‌های غرب‌زدگان، محور‌های بخش پنجم است. در بخش ششم، به پاره‌ای از کوشش‌های شهید مطهری پرداخته شده که جامعه را از سیلاب تحریفات، بدعت‌ها و شبهات نجات داده و کشتی نجات وی بسیاری از جوانان را به ساحل رستگاری رسانیده است. افشای گذرگاه‌های الحاد و قاطعیت آن دانشمند ژرف‌اندیش در برابر افکار التقاطی، موضوع بخش‌های هفتم و هشتم کتاب را تشکیل می‌دهد. در بخش نهم، ضمن توجه به نقش شهید مطهری در تبیین مبانی فکری انقلاب اسلامی و چگونگی شهادت ایشان به دست گروهک فرقان، حکمت تجلیل و تکریم از علامه شهید مرتضی مطهری، مورد واکاوی
‌﴿ صفحه 17 ﴾
قرار گرفته است. امید آنکه این مجموعه مورد توجه دوست‌داران آن متفکر حق‌جو قرار گیرد. در پایان، از مدیر معزّز تدوین متون مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، فاضل گرانمایه، جناب حجت الاسلام والمسلمین حسنی به دلیل اینکه زمینه تدوین چنین مجموعه‌ای را برای نگارنده فراهم ساخته‌‌اند، نهایت سپاس و امتنان را دارم.
والسلام ـ غلامرضا گلی‌ زواره
پاییز 1386
‌﴿ صفحه 18 ﴾
‌﴿ صفحه 19 ﴾

فصل اول: دانشور ژرف‌اندیش

‌﴿ صفحه 20 ﴾
‌﴿ صفحه 21 ﴾
بسم الله الرحمن الرحیم

قُلّه معرفت

الحمدلله ربّ العالمین والصلوه والسلام علی سید الانبیاء والمرسلین، حبیب اله العالمین ابی‌القاسم محمد(صلى الله علیه وآله) و علی آله الطیّبین الطاهرین المعصومین، لاسیّما الامام المنتظر المهدی الحجه بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه وجعلنا من اعوانه وانصاره.
قال الله تبارک و تعالی فی کتابه:
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ وَکفَی بِاللَّهِ حَسِیبًا؛(2) «کسانی که پیام‌های خداوند را می‌رسانند و از او بیم دارند و از هیچ کس جز او هراسی ندارند، خدا برای ارزیابی اعمالشان کافی است».
استاد شهید علامه آیت‌الله مرتضی مطهری یکی از شخصیت‌های برجسته روزگار ماست. او از ذخایر علمی، فکری و فلسفیِ نه‌تنها ایران، بلکه جهان اسلام به شمار می‌آید؛ اندیشمندی که عصاره مهم‌‌ترین اندیشه‌های زمانه را فرا گرفته بود و به خوبی آنها را تجزیه و تحلیل می‌کرد و در کنار ارزیابی آنها، ابتکارات فکری و توانایی‌های ذهنی خویش را نیز بر میراث فلسفی و علمی عالمان سلف می‌افزود.
او اندوخته‌های دانش خویش را با سبکی مطلوب و شیوه‌ای جذاب و شیوا و حتی‌المقدور با بیانی ساده عرضه می‌کرد. بر این اساس، اغراق نیست اگر گفته شود که
‌﴿ صفحه 22 ﴾
ده‌ها سال باید بگذرد و از میان هزاران جوینده علوم اسلامی، فردی چونان شهید مطهری برآید تا جویندگان معارف ناب از جویبارهای وجودش جرعه‌‌های حکمت و معنویت بنوشند. شهید مطهری ابعاد گوناگونی داشت، ولی همه توانایی‌های خود را برای حفظ اصالت مکتب قرآن و عترت به کار برد. به همین دلیل، رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(رحمه الله) او را اسلام‌شناس راستین معرفی کردند.(3)
در میان ده‌ها هزار شهید ایران اسلامی، تنها یک تن بود که امام امت او را حاصل عمر و پاره تن خویش خواند؛(4) اما شهید مطهری چه ویژگی‌ای داشت که دیگر بزرگان، با منزلت‌های بسیار ارزنده‌شان، چنین مقامی را نزد امام امت و امت امام به دست نیاوردند؟ در زمانی که شخصیت‌هایی برجسته و مشهور، با پیشینه‌های مبارزاتی شناخته شده، زمام امور انقلاب را در دست داشتند؛ کسانی که ستیزه‌جویی‌هایشان با ستم، گستاخانه‌تر و مدت توقفشان در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های دستگاه استبداد، افزون‌تر بود، و به ظاهر، تخصص و توانایی آنان برای مدیریت جامعه انقلابی، از مطهری بیشتر بود، چرا وی این گونه کانون توجه امام قرار گرفت، و چنین ستایش‌هایی ناب و همراه با عواطف نثارش شد؟ در پاسخ به این پرسش باید خاطرنشان ساخت که مطهری، خالصانه در راه اعتلای حق گام برداشت و جان بر کف، از ارزش‌های معنوی دفاع کرد و رسالت انبیا و اولیا را پی گرفت. وی کوشید حقایق مسلم را تبیین کند؛ لغزشگاه‌ها را به مردم نشان دهد و آنان را از سقوط در دره‌های مخوف و باتلاق‌های خطرناک، بر حذر دارد. او با دلسوزی و پیگیری مداوم و
‌﴿ صفحه 23 ﴾
طاقت‌فرسا، می‌کوشید تا مردم را به سوی مسیر هدایت راهنمایی کند، تا راه درست را بشناسند و آن را بپیمایند.
رسالت مهمی که شهید مطهری عهده‌دارش شد، راهی خوفناک با دشمنانی پرشمار بود؛ زیرا وقتی مردم با آگاهی‌های رشد دهنده او به سوی درستی و راستی گام بر‌می‌دارند، منافع دنیا‌طلبان و آنان که می‌خواهند بر‌ گرده انسان‌ها سوار شوند، در معرض آسیب و فنا قرار می‌گیرد. آن‌گاه، این گروه خلافکار که خفاش‌صفت، آن خورشید درخشان را مزاحم پرش‌های خویش در تاریکی‌های جهل و خرافه و جمود می‌بینند، هر چه توش و توان دارند به کار می‌گیرند تا این درخشش را خاموش کنند، و اگر در حذف فیزیکی موفق نشدند، کاری کنند که مردم به وی نگرایند. آنان راه سومی نیز می‌پیمایند و چون می‌بینند این چهره‌ها نزد مردم محبوب‌اند و اشتیاق جامعه اسلامی به آنان قابل توجه است، دست به خیانتی دیگر می‌زنند؛ بدین‌سان که اندیشه‌ها و باور‌های تأثیرگذارشان را تحریف می‌کنند. دشمن این اقدامات را بر ضد شهید مطهری انجام داد، ولی موفق نشد. در همان جوّ اختناق، بسیار بودند کسانی که به اندیشه‌ها و آرمان‌های آن دانشمند مُطهر عشق می‌ورزیدند و در سال‌هایی که وی پنج‌شنبه و جمعه به قم می‌آمد، از شهر‌های گوناگون، به این دیار می‌آمدند تا از بیاناتش بهره گیرند؛ زیرا در اندیشه‌ها، آموزه‌ها و بیانات او، دُرهای گرانبهایی می‌یافتند که جاهای دیگر، از آنها خبری نبود. وی دارای نبوغی بود که در هر مبحثی از موضوعات عقلی و نقلی، گوی سبقت را از همگان می‌ربود.
طبعاً مردم به چنین کسی عشق می‌ورزیدند و از راه‌های دور و نزدیک، برای شنیدن سخنانش گرد می‌آمدند. گفته‌هایش تولید فکر و محصول ذهن خلاّقش بود و او در اندیشه و عمل مستقل بود.(5)
‌﴿ صفحه 24 ﴾