آیین رحمت

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

اهداف جهاد در اسلام

جنگ در اسلام، هیچگاه به عنوان یک ارزش تلقّى نمى شود، بلکه از این نظر که مایه ویرانى، و اتلاف نفوس و نیروها و امکانات است یک «ضدّ ارزش» محسوب مى شود. لذا در بعضى از آیات قرآن، مانند آیه 65 سوره انعام، در ردیف عذابهاى الهى قرار گرفته است. در آیه مورد اشاره جنگ در ردیف «صاعقه» و «زلزله» و بلاهاى زمینى و آسمانى شمرده شده است. به همین دلیل در اسلام تا آنجا که امکان دارد از جنگ پرهیز مى شود. ولى در آنجا که موجودیّت امّتى به خطر مى افتد، یا اهداف مقدّسش در معرض سقوط قرار مى گیرد، در اینجا جنگ یک ارزش محسوب مى شود، و عنوان «جهاد فى سبیل الله» به خود مى گیرد.
بنابراین، جهاد اسلامى برخلاف آنچه دشمنان معاند تبلیغ مى کنند، هرگز به معنى تحمیل عقیده نیست، و اصولا عقیده تحمیلى در اسلام ارزشى ندارد، بلکه جهاد مربوط به مواردى است که دشمن جنگ را بر امّت اسلامى تحمیل مى کند، یا آزادیهاى خداداد را از او مى گیرد، یا مى خواهد حقوق او را پایمال کند، و یا ظالمى گلوى مظلومى را مى فشارد، که بر مسلمانان واجب است به یارى مظلوم بشتابند، هر چند منتهى به درگیرى با قوم ظالم شود. این نکته نیز قابل توجّه است که در اسلام مسأله همزیستى مسالمت آمیز با پیروان ادیان آسمانى دیگر مورد تأکید قرار گرفته، و در آیات و روایات و فقه اسلامى بحثهاى مشروحى در این زمینه تحت عنوان «احکام اهل ذمّه» آمده است.
اگر اسلام طرفدار تحمیل عقیده و توسّل به زور و شمشیر براى پیشرفت اهدافش بود، قانون احکام اهل ذمّه و همزیستى مسالمت آمیز معنایى نداشت.

گاهى بلاها هم رحمت است!

کسانى که به احکام قصاص و حدود و جهاد اسلامى معترضند، و آن را نشانه خشونت مى دانند، حتماً بلاهاى آسمانى و زمینى، و مجازاتهاى الهى را نیز خشونت مى پندارند، و خداوند را نیز خشن معرّفى مى کنند! در حالى که ما معتقدیم بلاها و مجازاتهاى الهى، که در دنیا شامل گنهکاران مى شود و دامن آنها را مى گیرد، هر چند ظاهرى خشونت آمیز دارد، ولى آن ها هم رحمت است! قرآن مجید در این زمینه، در آیه شریفه 94 سوره اعراف تعبیر جالبى دارد; در آیه مذکور مى خوانیم:
(وَ ما اَرْسَلْنا فى قَرْیَة مِنْ نَبِىٍّ اِلاّ اَخَذْنا اَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ);
و ما در هیچ شهر و آبادى پیامبرى نفرستادیم مگر این که اهل آن را به ناراحتیها و خسارتهایى گرفتار ساختیم; شاید به خود آیند و به سوى خدا باز گردند و تضرّع کنند.
انسانِ مستِ ناز و نعمت، گوشش بدهکار حرف پیامبران نیست; امّا هنگامى که با مشکلات دست و پنجه نرم کند، غرورش مى شکند، و گوشش آماده پذیرش سخن حق مى شود.
بنابراین، عذابهاى الهى که سبب بیدارى گناهکاران و بازگشت آنها به سوى خداو موجب تضرّع و توبه و انابه مى گردد، خشونت نیست، بلکه رحمت و رأفت الهى است.

فصل ششم: ضمیمه ها