آیین رحمت

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

اوّل و دوم: آمادگى نظامى براى جلوگیرى از جنگ

به آیات 60 و 61 سوره انفال توجّه کنید:
(وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ);
اى مسلمانان! هر نوع نیرو و توانى دارید (اعم از توانایى هاى اقتصادى، نظامى، تبلیغاتى، اجتماعى و مانند آن) براى مقابله با دشمنان آماده سازید.
(تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ);
امّا نه براى هجوم به دشمن و آغاز جنگ توسّط شما، بلکه براى این که فکر جنگ را از سر دشمن خارج سازید، و با آمادگى بالاى شما اندیشه جنگ در نطفه خفه شود.
در حقیقت اسلام مى خواهد با ایجاد آمادگى عالى مسلمانان،ریشه جنگ را بخشکاند و زمینه درگیرى و خونریزى را از بین ببرد; اسلام مى گوید:
«قوى ونیرومند و پرقدرت باش، تا دشمن حتّى فکر جنگ و حمله را در سر نپروراند».
آیا چنین آئینى، آئین خشونت است؟
در آیه بعد مى خوانیم:
(وَ اِنْ جَنَحُوا لِلسِّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ);
اگر دشمن دست به حمله زد و با توان بالاى نظامى شما روبرو شد، و پرچم صلح را برافراشت، و تقاضاى صلح و آشتى کرد، شما نیز از درِ صلح در آیید وبا آنها پیمان صلح ببندید.
چرا که هدف اسلام درگیرى و خشونت و جنگ و خونریزى نیست، و اکنون که دشمن از کار خود پشیمان گشته و آماده صلح و آشتى است، جنگ را رها کنید و آتش بس را بپذیرید.
خلاصه این که، بینش اسلام در مورد جنگ، یک تفکّر پیشگیرانه است و اگر مؤثّر نشد و جنگ رخ داد، از هر فرصت مناسبى براى قطع جنگ بهره مى جوید.
بدین جهت، اسلام به سربازانش اجازه آغاز هیچ جنگى را نداده، و در تمام جنگهاى اسلامى گلوله اوّل را دشمن شلیک کرده است.
آیا این دیدگاه در مورد جهاد، آمیخته با خشونت است، یا نهایت رأفت و رحمت!

سوم: محدوده جهاد و آداب آن

در آیه شریفه 194 سوره بقره نیز مى خوانیم:
(فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ وَا تَّقُو اللّهَ وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقینَ);
طبق آنچه در این آیه شریفه آمده اوّلا: تنها در مقابل کسانى که به مقابله و مبارزه با شما اقدام مى کنند، اجازه جنگ داده شده است; ثانیاً: در هجوم بر آنها باید به اندازه اى که شرّ و ظلم آنها دفع مى شود قناعت کنید و پا را فراتر نگذارید; و ثالثاً: تقوا و خویشتندارى را، حتّى در میدان جنگ و خونریزى،از دست ندهید و بدانید که خداوند با تقوا پیشه گان است.
در حقیقت قانون جهاد اسلام چیزى است که همه عقلاى جهان آن را قبول دارند، و به آن عمل مى کنند. آیا هیچ عاقلى اجازه مى دهد که انسان در مقابل هجوم دشمن تسلیم شود، تا مسلّط بر جان و مال و ناموس او گردد؟هرگز!بلکه تمام عقلاى همان منطق بازدارنده قرآن راتوصیه مى کنند.

چهارم: ترک جهاد مساوى با ویرانى عبادتگاههاست؟

خداوند متعال در آیه شریفه 40 سوره حج، یکى از فلسفه هاى جهاد را چنین بازگو مى کند:
(وَلَوْلاَ دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللهِ کَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَنْ یَنصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِىٌّ عَزِیزٌ);
اگر خداوند از مؤمنان دفاع نکند، و از طریق اذن جهاد بعضى را به وسیله بعضى دفع ننماید، دیرها و صومعه ها و معبدهاى یهود و نصارا و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده مى شود ویران مى گردد.
آرى اگر افراد با ایمان و غیور دست روى دست بگذارند، و تماشاچى فعالیّتهاى ویرانگرانه طاغوتها و مستکبران وافراد بى ایمان و ستمگر باشند، و آنها میدان را خالى ببینند، اثرى از معابد و مراکز عبادت الهى نخواهند گذارد. چرا که معبدها جاى بیدارى است، و محراب میدان مبارزه و جنگ است، و مسجد در برابر خودکامگان سنگر است، واصولا هرگونه دعوت به خداپرستى بر ضدّ جبّارانى است که مى خواهند مردم همچون خدا آنها را بپرستند! و لذا اگر آنها فرصت پیدا کنند تمام این مراکز را با خاک یکسان خواهند کرد.
جالب اینکه طبق آنچه در آیه مورد بحث آمده، جهاد اسلامى نه تنها ضامن بقاى عبادتگاههاى اسلامى است، بلکه در سایه آن، عبادتگاههاى تمام ادیان الهى حفظ مى شود.