آیین رحمت

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

سوم: آداب اجراى حدود شرعى

بر فرض که حدّى ثابت شود، و حاکم شرع تصمیم بر اجراى آن بگیرد، در چگونگى اجراى آن، به آداب و دستوراتى برخورد مى کنیم که مشحون از رحمت و رأفت اسلامى است; به نمونه هایى از این آداب فهرست وار اشاره مى کنیم:
1 ـ در ابتدا و انتهاى روزهاى زمستانى، که هوا بسیار سرد است و تازیانه مجرم را آزار فراوان مى دهد، نباید حد اجرا شود، بلکه باید در میانه روز که هوا گرمتر است اجرا گردد!
2 ـ در فصل تابستان باید بر عکس عمل شود، در وسط روز که هوا بسیار گرم است حد اجرا نگردد! بلکه در پایان روز انجام شود.(20)
3 ـ مجرم به هنگام دریافت تازیانه نباید خوابیده باشد، بلکه باید نشسته یا ایستاده باشد. زیرا ضربات تازیانه در این دو حالت آهسته تر نواخته مى شود، و مجرم درد کمترى را تحمّل مى کند!(21)
4 ـ اگر مجرم بیمار است تا زمان بهبودى اش اجراى حد به تأخیر مى افتد!(22)
5 ـ اگر باردار است تا زمان وضع حمل تأخیر مى افتد!(23)
و دیگر آدابى(24) که همگى نشانگر نهایت رأفت اسلامى حتّى در حقّ یک انسان گنهکار است; مشروح آن در کتابهاى فقهى آمده است.
توجّه به نکات سه گانه فوق، یعنى فلسفه حدود، راههاى اثبات مجازاتهاى اسلامى، و آداب اجراى حدود و تعزیرات، و اندیشه و تفکّر در ظرایف و ریزه کاریهاى موجود در آن، هر انسان منصف و به دور از پیشداورى را، وادار به اعتراف مى نماید که: رأفت و رحمت اسلامى حتّى در حدود و تعزیرات، که ظاهرى خشونت آمیز دارد، موجود است. بدین جهت اجراى مجازاتهاى اسلامى براى جامعه، بسیار بابرکت و منشأ خیرات فراوان خواهد بود. به گونه اى که برکات آن، از برکات بارانهاى پى در پى چهل شبانه روز هم افزونتر است!

3ـ جهاد و رحمت اسلامى!

چرا اسلام، که آن را آئین رحمت معرّفى مى کنید، جهاد را تشریع کرده، و به مسلمانان اجازه مى دهد به دیگران هجوم ببرند، و آنها را به قتل برسانند؟
آیا جنگ خشونت نیست؟ اگر خشونت است،چرا تجویز شده است؟
براى پاسخ به این سؤال، لازم است دیدگاه قرآن مجید را پیرامون جهاد به دست آوریم، تا معلوم شود که آیا جهاد اسلامى نوعى خشونت است، یا با رحمت اسلامى سازگار مى باشد؟ براى این منظور کافى است آیاتى از قرآن را مورد مطالعه قرار دهیم:

اوّل و دوم: آمادگى نظامى براى جلوگیرى از جنگ

به آیات 60 و 61 سوره انفال توجّه کنید:
(وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ);
اى مسلمانان! هر نوع نیرو و توانى دارید (اعم از توانایى هاى اقتصادى، نظامى، تبلیغاتى، اجتماعى و مانند آن) براى مقابله با دشمنان آماده سازید.
(تُرْهِبُونَ بِه عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ);
امّا نه براى هجوم به دشمن و آغاز جنگ توسّط شما، بلکه براى این که فکر جنگ را از سر دشمن خارج سازید، و با آمادگى بالاى شما اندیشه جنگ در نطفه خفه شود.
در حقیقت اسلام مى خواهد با ایجاد آمادگى عالى مسلمانان،ریشه جنگ را بخشکاند و زمینه درگیرى و خونریزى را از بین ببرد; اسلام مى گوید:
«قوى ونیرومند و پرقدرت باش، تا دشمن حتّى فکر جنگ و حمله را در سر نپروراند».
آیا چنین آئینى، آئین خشونت است؟
در آیه بعد مى خوانیم:
(وَ اِنْ جَنَحُوا لِلسِّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ);
اگر دشمن دست به حمله زد و با توان بالاى نظامى شما روبرو شد، و پرچم صلح را برافراشت، و تقاضاى صلح و آشتى کرد، شما نیز از درِ صلح در آیید وبا آنها پیمان صلح ببندید.
چرا که هدف اسلام درگیرى و خشونت و جنگ و خونریزى نیست، و اکنون که دشمن از کار خود پشیمان گشته و آماده صلح و آشتى است، جنگ را رها کنید و آتش بس را بپذیرید.
خلاصه این که، بینش اسلام در مورد جنگ، یک تفکّر پیشگیرانه است و اگر مؤثّر نشد و جنگ رخ داد، از هر فرصت مناسبى براى قطع جنگ بهره مى جوید.
بدین جهت، اسلام به سربازانش اجازه آغاز هیچ جنگى را نداده، و در تمام جنگهاى اسلامى گلوله اوّل را دشمن شلیک کرده است.
آیا این دیدگاه در مورد جهاد، آمیخته با خشونت است، یا نهایت رأفت و رحمت!